هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


Rezy
Rezy


شخصی
تاریخ گرفتن نقش ۱۴۰۱/۵/۲۸ ۲۱:۵۰
معرفی شخصیت نام : آملیا فیتلوورت
متولد : 29 آگوست 1982
گروه : هافلپاف
ویژگی های ظاهری : صورت سفید، چشم های قهوه ای تیره، موهای قرمز کوتاه، قدی کوتاه تر از هم سن و سال های خودش
جارو : (همان بهتر که ندارد)
چوبدستی : (اطلاعات دقیقی از تعداد چوبدستی هایی که شکسته و الان آخرینش کدام است وجود ندارد)
معرفی کوتاه : آملیا کار های عجیب و غریب زیادی انجام می دهد، همانطور که از وقتی که نوزاد یک یا دو روزه بود انجام میداد. البته کسی پدر و مادر واقعیش را ندیده است (که بعدها آملیا روی دورگه یا اصیل بودن خونش به مشکلات زیادی بر میخورد)، اما روزی که آشپز میانسال پرورشگاه جوانه های فردا او را پیدا کرد، قطعا روز عادی نبود.
برخلاف نوزاد های زیبایی که خوابیده درون یک سبد پیدا میشوند، آملیا فقط درون یک پارچه ی سفید رنگ و با چشم های باز و کاملا هوشیار پیدا شد، اما وقتی که آشپز میخواست او را بلند کند، با حمله ی بی سابقه ی تعداد زیادی جغد مواجه شد و در حالی که آن مرد چاق در حال جیغ داد و درخواست کمک بود و تلاش میرد تا از ریش عزیزش در مقابل نوک های جغد ها محافظت کند، آملیا ی کوچک فقط میخندید و از حضور جغد های زیاد لذت میبرد. درباره ی اینکه آیا واقعا آملیای نوزاد آن ها را به آنجا آورده بود یا خیر نمیتوان نظری داد اما قطعا در عشق و علاقه او نسبت به جغد ها شکی نیست.
وقتی 5 سالش شد دو زوج جادوگر، با توجه به تعریف های کارکنان پرورشگاه درباره ی جا به جایی خوراکی ها به سمت اتاق آملیا در حالی که قسم میخوردند آن ها پرواز میکردند و حضور همیشگی تعداد زیادی جغد های رنگارنگ در اتاقش که باز هم قسم میخوردند که پنجره ی او را با انواع و اقسام مختلفی از قفل ها بسته بودند، سرپرستی او را بر عهده گرفتند.
وقتی که برای اولین بار سوار جاروی پرنده ی مخصوص خردسالان شد، همه متوجه شدند که او در کویدیچ افتضاح است. آملیا در تمام دوران کودکی خود انواع جغد های به قول خودش تنها و بی سرپرست را به خانه می آورد که نتیجه ای جز شکایت های دیگر همسایه های جادوگرشان نداشت و همینطور شکستن وسیله های بسیاری از خانه خود (از فنجان های قدیمی مادر بزرگ عمه ی جدیدش گرفته تا شکستن تمام پنجره های خانه فقط برای راه دادن یک جغد قهوه ای خال خالی خسته) ازدیگر دستاورد های او بود.
وقتی آملیا نامه ی هاگوارتز اش را دریافت کرد معتقد بود که ویژه ترین جغد را برای او فرستاده اند، هرچند که نه تنها پدر و مادرش بلکه حتی خود آن جغد هم حرفش را باور نکردند.
وقتی که وارد هاگوارتز و در گروه هافلپاف گروهبندی شد، نکته ی دیگری را فهمید که او را تا مرض سکته پیش راند: جغد دانی هاگوارتز، بهشت آملیا. البته نکته های دیگری برایش همیشه به صورت علامت سوال باقی ماندند : اینکه تعداد شیشه ها و وسایلاتی که در کلاس معجون سازی نابود میکند (و خواهد کرد) بیشتر است یا تمام چشم غره های پروفسور اسنیپ و تنبیهاتی که شده است (و قرار است بشود)، یا اینکه افتضاح بودنش در کلاس پرواز و تعداد دفعاتی که جارویش را به سمت دیگر بچه ها کوبیده است بیشتر است یا تعداد دفعاتی که پروفسور مک گونگال در کلاس تغییرشکل از او نا امید (تر) شده است... اما قطعا استعدادش در ورد های جادویی و کلاس مورد علاقه اش گیاه شناسی نکته های مثبتی درباره ی او هستند.
آملیا دختر مهربان و خوش صحبتی است، اما گفت و گو با جغد ها را بیشتر از هر چیز دیگری ترجیح میدهد، مخصوصا جغد سفید و زیبایی که همان اول که او را دید به شدت عاشقش شد و همان طور که وقتی فهمید آن جغد سفید متعلق به همان هری پاتر معروف است بیشتر هم عاشق شد... البته منظورمان جغد هری پاتر است، هرچند که آملیا فقط خودش از دلش خبر دارد.
آملیا خیلی زود با هاگرید دوست صمیمی (او خودش میگوید حتی از هری پاتر و دوست هایش صمیمی تر) شد و البته همیشه از او حمایت میکرد.
با توجه به افتضاح بودنش در درس تغییر شکل، خرابکاری هایش در کلاس معجون سازی حتی با اینکه عاشق این درس بود اما هیچ وقت نمره ی قابل قبولی نمیگرفت، نمره ها و استعداد بینظیرش در درس وردهای جادویی، توانایی اش در گیاه شناسی اگر دستور عملی را فراموش نکند (یک بار کامل کلاس گیاه شناسی را نابود کرد) و عملکرد متوسطش در درس دفاع در برابر جادوی سیاه؛ در سال پنجم (و درخشیدن ناگهانی اش در کلاس پروفسور اسلاگهورن) تصمیم گرفت که یک شفادهنده بشود (قبلا میخواست اولین پرورشگاه جغد ها را تاسیس کند). البته که پروفسور اسپراوت کاملا رک به او گفته بود که نمره هایش نمیتوانند خیلی قابل قبول بشوند، اما آملیا تصمیمش را گرفته بود و کاملا خودش را در جغد دانی حبس کرده و فقط درس میخواند و اصلا هم حواسش با جغد ها پرت نمیشد.
به هر حال آملیا امتحان س.م.ج اش را با موفقیت ( و تعجب افتخار تمامی پروفسور ها به ویژه پروفسور مک گونگال) گذراند.
در زمانی که ولدمورت به قدرت رسیده بود و فقط اصیل زادگان حق ورود به هاگوارتز را داشتند، آملیا به مشکلات زیادی برخورد ولی در اخر با صداقتی که در هنگام کار با سشوار (و سوزاندن صورت های دو مرگ خوار) داشت و گفتن جمله ی " ماگل ها عجیب غریبند و من قطعا هیچ نسبتی با آن ها ندارم" مجوز ورودش را گرفت.
هیچ کس حمایت های او را (از جمله فرستادن تعداد زیادی جغد های وحشی برای مرگ خواران) از هری پاتر و عشقش نسبت به جغد سفیدش (یا خود هری پاتر ؟) نفهمید اما او با تمام توانش جنگید و جغد های زیادی را در آن راه فدا کرد. (البته جغد ها خود را برای او فدا کردند)
آملیا هم اکنون در بخش مسمومیت های گیاهی بیمارستان سنت مانگو مشغول به کار است... یا حتی ممکن است هنوز در هاگوارتز باشد!
شناسه نمایشی آملیا فیتلوورت
محل زندگی جغد دانی هاگوارتز
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
شغل یک شفادهنده، مشغول در بخش مسمومیت های گیاهی و معجونی
علاقه‌مندی‌ها - جغد ها، جغد ها، جغد ها ! (مخصوصا جغد های سفیدی که نامشان هدوینگ باشد)
عضویت از ۱۴۰۱/۵/۲۴ ۹:۲۶
اجتماعی
پیام‌ها 8
وفاداری‌ها هافلپاف
هافلپاف
آخرین ورود ۱۴۰۱/۱۱/۷ ۱۰:۱۴
امضا



فعالیت‌های اخیر

انجمن‌ ها

انجمن‌ ها پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
(۱۴۰۱/۶/۱۳ ۱۳:۵۷:۱۳)
انجمن‌ ها پاسخ به: كلاس پيشگويي
(۱۴۰۱/۶/۵ ۱۶:۴۴:۱۲)
انجمن‌ ها پاسخ به: قدح انديـشه
(۱۴۰۱/۵/۳۱ ۱۸:۰۸:۱۲)
انجمن‌ ها پاسخ به: اعضاي سایت خودشونو معرفی کنن
(۱۴۰۱/۵/۳۰ ۱۱:۲۱:۲۶)
انجمن‌ ها پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
(۱۴۰۱/۵/۲۸ ۱۸:۰۵:۱۸)
نمایش همه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.