هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بهترین نویسنده در ایفای نقش
پیام زده شده در: ۲۲:۱۲ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
#21
آلیس لانگ باتم!


only Hufflepuff




پاسخ به: چرا هری انتظار داشت اسنیپ جوابش را بدهد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۴۹ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
#22
جینی جون و بقیه!
منظور این تاپیک اونجایی هست که تو کتاب پنج هری فکر می کنه که سیریوس رو ولدمورت و مرگ خوارها گرفتند. خلاصه همون جایی که جلوی امبریج یه جورایی به اسنیپ جریان رو می فهمونه! ولی اسنیپ جوابش رو نمیده. الان دقیقا منظور اونجاست!

+ پست هاتون رو خوندم و دیدم خیلی کلی جواب دادید فکر کردم موضوع شاید مبهم باشه :)

+ نظرمو قبلا دادم ولی برای اینکه پیامم خیلی بی ربط نشه دوباره میگم:

اونجا اسنیپ به هیچ عنوان نمی تونست جلوی امبریج جواب هری رو بده و هم خودش و هم سیریوس و هم محفل رو به خطر بنداخت. بنابراین کاری منطقی تر رو انجام داد. و در کل انتظار هری برای شنیدن جواب خیلی بچه گانه بود.



پاسخ به: تا به حال خواب هری پاتری دیدید؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۵:۱۸ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳
#23
در واقع نه. یا شایدم اره یادم نمیاد!

در تعجبم چه جوری حتی یک بارم نشده که خواب هری پاتری ببینم؟

شاید اگه طبق برنامه هام تو تابستون دوباره خوندن هری رو شروع کردم یه خواب دیدم؟!





only Hufflepuff




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۴:۴۵ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳
#24
کِی : بعد از ظهر


only Hufflepuff




پاسخ به: بهترین ایده پرداز
پیام زده شده در: ۱۸:۰۵ پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳
#25
دولوروس آمبریج!

چون که ایده های خیلی خوب و جدیدی برای سایت داشته و همچنان داره.

و من امیدوارم بتونه تمامی ایده هاش رو عملی کنه!


only Hufflepuff




پاسخ به: ناظر ماه
پیام زده شده در: ۲۳:۵۴ چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳
#26
بنظرم این سخت ترین سوال ممکن تو این دوره از برترین هاست!
با اینکه یه عضو تقریبا تازه واردم اما چندین ناظر خیلی عالی میشناسم.
واقعا الان سوال من اینه: چرا نمیشه به چند نفر رای داد. من باید روی این سوال خیلی فکر کنم!
اما نامزدهای تو ذهنم اینان: الادورا. ایلین . ویولیت . لینی !! کی میدونه کدوم بهتره!؟ من جواب نهایی مو بعدا میدم


only Hufflepuff




پاسخ به: جادوگر ماه
پیام زده شده در: ۲۳:۴۶ چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳
#27
دانگ عزیز برای تمامی تلاش ها و زحماتش.


only Hufflepuff




پاسخ به: کافه محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۳:۱۰ دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
#28
جو کاملا جدیدی بود. آن قدر جدید و دیوانه کننده بود که می توانست موجب دیوانه شدن تعدادی جادوگر و ساحره خارج از آن جمع شود. موسیقی ملایمی پخش می شد و برای اولین بار در تاریخ جادوگری سیاهی و سفیدی در کنار هم بودند.

سارا و ریونا که عضو هیچ یک این گروه ها نبودند، در گوشه ای به دیوار تکیه داده بودند و با تعجب به محفلی های در حال گفت گو با مرگ خواران نگاه می کردند. ریونا به حرف آمد و گفت:

_ سارا اینا حقیقت داره یا دارم خواب می بینم؟

سارا که خودش هم خنده اش گرفته بود جواب داد:

_ نه! خواب نمی بینی! موفق شدیم.اینجا رو نجات دادیم!

_ همین طور بزرگ ترین فاجعه قرن رو هم ایجاد کردیم "محفلی ها و مرگ خواران در کنارهم" !!

_ بیخیال بابا. من و تو که کاره ای نیستیم!

در همان زمان که ریونا و سارا مشغول بحث خود بودند. دامبلدور و تام صمیمانه مشغول حرف زدن بودند و تدی و گیدیون نیز در واقع نقش خدمت کار را بازی می کردند و گه گاهی نیز مورد تمسخر ایوان و دافنه قرار می گرفتند. از آن طرف هرمیون و جینی سعی می کردند ایلین و بلاتریکس را سرگرم کنند. تا در نهایت حداقل از کافه محفل راضی باشند!

تدی که کلافه شده بود، به سمت داملبلدور رفت و گفت:

_ ببخشید اقا یه لحظه میشه بیان این ور... :worry:

دامبلدور هم از تام جدا شد و به طرف تدی رفت و گفت:

_ چی شده فرزندم؟

_ آقا ما خسته شدیم! کباب شدیم! چیـــکار کنیم؟ برنامه تون واسه ادامه کار چیه؟

دامبلدور به فکر فرو رفت و بعد از لحظاتی گفت:




only Hufflepuff




پاسخ به: مهد کودک دیاگون
پیام زده شده در: ۱۲:۱۶ دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
#29
لوسیوس:

لرد کوچک با چهره ای عبوس جواب داد:

_ نگو که نمی دونی که با چوبدستیم میزنم نصفت میکنم!

لوسیوس آب دهانش را قورت داد و مِن مِن کنان گفت:

_ اربااااب

لرد سعی کرد چوب دستی اش را بیابد تا حداقل کروشیویی نصار لوسیوس مالفوی کند. اما هر چه سعی کرد، نتوانست چوبدستی اش رو بیابد. به یاد اورد که موقع تبدیل به کودکی بامزه، چوبدستی از دستش افتاده بود. پس با بد جنسی گفت:

_ لوسیوس بخاطر اینکه بچه شدیم و بچه نباید طلسم های نا بخشودنی رو روی دوستاش اجرا کنه از تقصیرت می گذریــم!

لوسیوس دست دراکو رو گرفت و گفت:

از سخاوت تون ممنونم ارباب! بیا بریم یه جایی واسه خودمون پیدا کنیم دراکو.

لرد که فهمید لوسیوس قصد دارد از شرش راحت شود گفت:

_ پس ما هم به شما افتخار می دهیم تا با شما یک جا اقامت کنیم! لوسیوس در کنار خود برای ما نیز جایی اماده کن!

لوسیوس که ناراحتی در صورتش موج می زد، ادای احترام بلند و بالایی کرد و از آنجا دور شد.

-------------------------------------------------------------------

و بلا همچنان با شوق فرم استخدام مهد کودک را پر می کرد! گاهی به این فکر می کرد که چقدر خوشبخت است که می تواند از لرد کوچـــک مراقبت کند! و در عالم خیال خود را در حال بزرگ کردن لرد سیاه می دید!

مسئول مهد کودک از بلا هم خوشحال تر بود، بالاخره می توانست برای مدتی از دست این بچه های عجیب و غریب که اخلاقشان وحشیانه تر از اخلاق بچه های دیگر بود راحت شود!




only Hufflepuff




پاسخ به: اگه یه روز براتون یک نامه از یک مدرسه جادوگری بیاد چی کار می کنید ؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۰:۵۸ دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
#30
خب اول که از شدت هیجان و تعجب ممکنه یه سکته ناقص بزنم.

بعدش میرم پزش رو به همه دوستام میدم تا بدونن اینهمه مدت دوستشون جادوگر بوده!


وسایلمو و خصوصا گوشیمو که مشتمل از عکسا و کتابا هری پاتره رو بر میدارم

و پیش به سوی مدرسه!!


only Hufflepuff








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.