هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۴:۴۶ سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲
#21
نقد پست شماره 347 کافه محفل ققنوس نوشته شده توسط کینگزلی شکلبوت


خیلی خوب بود ... یه چند تا مورد رو اشاره میکنم فقط

نقل قول:
لوسيوس نتوانست حرفش را به پايان برساند، زيرا باري ديگر نفرين شكنجه در وجودش جاي گرفت و جسم و روحش را شكنجه داد. لحظه اي بعد، او نيز همانند بسياري ديگر، بيهوش روي زمين افتاد.


به جای اینکه "در وجودش جای گرفت" بهتر بود مینوشتی "وجودش را در بر گرفت" ... یکسری کلمات اگر توی رول های جدی استفاده بشن خیلی تاثیر بهتری میتونن بذارن . و اینکه نوشتی "او نیز همانند بسیاری دیگر ، بیهوش روی زمین افتاد" بهتر بود مینوشتی " او نیز همانند دیگران یا همانند دیگر مرگخواران بهتر بود . و اینکه گفتی "بیهوش روی زمین افتاد" در صورتی که دیگرانی که بهش اشاره کردی بیهوش نبودن ، چون بالاتر گفتی که داشتن شکنجه لوسیوس رو نگاه میکردن . پس بهتر بود میگفتی مثلا بی حال ، بی انرژی ، بی جان و این سری کلمات ...

نقل قول:
لرد سياه، در حالي كه زير لب، فحشي را زمزمه مي كرد، بر روي صندليِ شاه گونه اش نشست و با تفكر دستي بر چانه، كشيد و با بي تفاوتي به مرگخوارانش نگريست.

بهتر بود به جای فحشی زمزمه میکرد ، میگفتی که لرد سیاه غرولندی کرد و بر روی صندلی ... معمولاً لرد رو همیشه ما بد اخلاق و عصبانی و اینها دیدیم ، با فحش و اینا ندیدیم .

نکته ی خاصی در مورد محتوای پست به ذهنم نمیرسه که اشاره کنم ، فقط اینکه اگر برای یکی دو تا از دیالوگ ها از شکلک استفاده میکردی خوب بود ، اصلا مهم نیست که رولی که ما مینویسیم جدی باشه یا طنز ، شکلک میتونه روح تازه ای به رول بده و خیلی اوقات خواننده رو برای خونده پست ترغیب کنه .

و اینکه چیزی که خیلی به چشم اومد اینکه ، وقتی از آ میخوای استفاده کنی ، حتما شیفت و H رو بگیر و با کلاه بنویس ، اینطوری جالب نیست .

اول پستت نوشتی
نقل قول:
- كروسيو

سعی کن از عباراتی که جا افتاده استفاده کنی ، بهتر هست بنویسی کروشیو ، یا از عبارت کاملش "کروسیاتوس کارس" استفاده کنی .

در کل خوب بود و نکته ی خاصی نبود که اشاره کنم .


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۰:۱۹ سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲
#22
نقد پست شماره 346 کافه محفل ققنوس نوشته شده توسط رون ویزلی


اصلا خوب نبود ... توی رول های قبلی که نقد کرده بودم خیلی بهتر مینوشتی تا این رول ... من کلا با این سبک نوشتن که همش خط تیره باشه و دیالوگ مخالفم ... مگر با رول های اشخاص خاصی که سبک خاصی برای نوشتن دارن و سبکشون کلا اینطوریه و فوق العاده با دیالوگ ها میتونن سوژه رو پیش ببرن ؛ مثل عمه مارج ، پستهاش رو بخون که بهتر متوجه بشی .

وقتی کلا میخوای سوژه ی رول رو با دیالوگ پیش ببری ، باید دیالوگهای جذاب بنویسی ، یعنی باید انقدر جذاب باشن که بتونن خلا فضاسازی و اینها رو پر کنن کامل و توی این جور رول ها نیاز به شکلک هم داریم که تو استفاده نکردی . و دیالوگ هایی که نوشتی خیلی کوتاه و خیلی بی معنی و مفهومن ؛ یه گفتگوی خیلی ساده !

سعی کن انتهای هر سطر دیالوگ هم نقطه نذاری ، کلا تو پستت فقط نقطه دیده میشه . نقطه برای زمانی کاربرد داره که داری فضاسازی میکنی و پایان جمله نقطه میذاری . البته درسته که پایان هر جمله نیاز به نقطه هست و صحیحش هم این هست ، ولی تو سعی کن این کار رو نکنی و انتهای دیالوگ هات نذاری .

خیلی ساده بود ، چیز خاصی نیست که بگم دیگه
موفق باشی


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: ستاد انتخاباتی "هوکی"
پیام زده شده در: ۲:۱۰ یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲
#23
جناب هوکی عزیز ، آیا شما برنامه ی خاصی برای تغییر نام "دفتر وزارت" به "دفتر توجیهات وزارتیه" دارید یا خیر ؟
آیا شما قصد دارید بنده رو معاون خودتون بذارید ، یا رو به بیگانه میبرید ؟


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: ستاد انتخاباتی "سوروس اسنیپ"
پیام زده شده در: ۱:۵۶ یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲
#24
جناب سوروس اسنیپ

در صورتِ حمایتِ همه جانبه ی بنده از شما و در صورت انتخاب شما در وزارت ( باشد که نباشد ) شما چه مقام و اختیارات و تاپیک ها و سوژه های رول نویسی ای در اختیار من قرار میدهید ؟! این درست است که شما در یک محفل ِصمیمانه گفته بودید " پرسی پاره ی تن من است" ؟


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۹:۱۳ چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
#25
نقد پست شماره 282 تاپیک دره گودریک ، نوشته شده توسط رون ویزلی


اولین چیزی که همیشه سعی کن یادت باشه ، چه توی محفل و چه توی تمام تاپیک های ایفای نقش ، اینه که به کتاب های هری پاتر وفادار باشی. اینکه مثلا توی پست رول از عله اسمی بیاد و کلاً مسائل مربوط به داخل سایت مطرح بشه جالب نیست . چرا تاپیک هایی هستن مثل هالی ویزارد که تمام ِ قشنگیشون این هست که درباره مسائل داخل سایت توشون نوشته بشه .

سعی کن توی پستت از شکلک ها به جا استفاده کنی و از یه شکلک چندین بار استفاده نکنی . همونقدر که استفاده از شکلک میتونه خواننده رو به خوندن پست ترغیب کنه و رو فضاسازی پست تاثیر بذاره ، استفاده بیش از حدش کار رو خراب میکنه .

دیالوگ هات فوق العاده گنگن ، من چند بار هر دیالوگ رو خوندم و آخر سر هم درست متوجه نشدم چی به چی هست مثلا دیالوگ اولت

نقل قول:
لرد: مجبورم تن به این خواری بدم خب نفر اول: البوس :vay: با یه نسکافه! نسکافه از کجا بیارم؟ نه اشپزخونه، مالی ویزلی :vay:.

اینکه به موقع از اینتر و فاصله گذاری استفاده کنی و از علائم نگارشی هم به موقع استفاده کنی میتونه سردرگمی خواننده رو رفع کنه . معمولاً اعضا پست ها رو یه نگاه سرسری میکنن و ادامه میدن سوژه رو ، وقتی گنگ بنویسی و خواننده متوجه نشه ، منصرف میشه و تاپیک دیگه ای رو برای پست زدن انتخاب میکنه ، کم هستن افرادی که بشینن ده بار یه پست رو بخونن تا سوژه رو قشنگ درک کنن .

اینکه گفتم به کتاب های هری پاتر وفادار باش ، یعنی اینکه شخصیت ها همونطوری که تو کتاب هستن برخورد کنن . اینکه ولدمورت عین یه پسر بچه ی پونزده شونزده ساله توی خانه گریمولد رفتار کنه و به نوعی تو سری خور باشه اصلا جالب نیست . منظورم این نیست که نباید سوژه رو به این سمت میبردی که این اتفاقات بیفته ، منظورم این هست که حداقل ولدمورت شخصیت خودش رو حفظ بکنه ، مثل همیشه سنگین و خشک و بی روح و خشن رفتار کنه ، نه اینکه شکلک کندن مو بزنی براش و مثلا دیالوگ بنویسی : کله زخمی ! اوی! ای بابا و اینها .

یا اینکه از دامبلدور انتظار داریم ، خیلی سنگین و با متانت و هوشمندانه حرف بزنه ، اینکه به ولدمورت بگه : هان بده بیاد هه تامی کوچولو تویی؟ سیاهترین جادوگر قرن به من نسکافه داد خیلی مهربون شدی! جالب نیست .

این سطر از پستت :
نقل قول:
ناگهان هری بلند شد و بادیدن لرد اکسپلیارموسی تقدیم به وی کرد


خیلی خوب بود ، اینکه سوژه های رایج تو رول رو بشناسی و اینطوری به موقع استفاده کنی ازشون خیلی جالب هست و بار طنز پستت رو بالا میبره .


رول هات خیلی نسبت به قبل پیشرفت محسوسی داشتن ، اگر به نکات ریزی که گفته میشه توجه کنی و انجامشون بدی ، خیلی سریعتر پیشرفت میکنی و نتیجه میگیری . موفق باشی


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: جادوگر ماه
پیام زده شده در: ۱:۴۹ جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲
#26
من هم نظرم این هست که دلوروس ، از وقتی که برای اخبار فعالیت میکرد تا الان که همه ی امور سایت دستش هست ، خیلی زحمت کشیده و واقعا مایه گذاشته ، رای من هم آغا دلوروس آمبریج هست


ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۹۲/۳/۱۷ ۱۳:۴۳:۴۶

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: پادگان ققنوس
پیام زده شده در: ۱۴:۴۷ چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۲
#27
ستاد انتخاباتی عمه مارج

صدای چیلیک چیلیک دوربین ها فضای ستاد انتخاباتی عمه مارج رو پر کرده بود ، تمام عکاسان حاضر سعی داشتن تصویری تمام قد و بی نقص از عمه مارج که در کنار ریپر ایستاده بود داشته باشن ؛ عمه مارج هم با شدت و حرارت برای طرفدارانش که ستاد انتخابات رو قرق کرده بودن بوس میفرستاد . کنار درب ورودی ستاد هم محفلی ها ایستاده بودند و برای طرفدارانی که هر لحظه تعدادشان بیشتر میشد سوپ میریختند و برای اینکه ستاد انتخاباتی عمه را انتخاب کرده بودند از آنها قدردانی میکردند .

بعد از حدود نیم ساعت عکاسی بی وقفه ، یکی از خبرنگارانی که در ستاد حاضر بود ، گلویش را صاف کرد و با صدای نسبتاً بلندی پرسید : برنامه ی شما برای وزارت چی هست عمه مارج ؟

مارج دستی به سر ریپر کشید و لبخندی تحویل خبرنگار داد و گفت : من برنامه های خیلی زیادی دارم ، شک نکنید

یکی از خبرنگاران ریز جثه با تلاش فراوان خودش رو به نزدیکی مارج رسوند ، تصویری از کوله پشتی کوچکش درآورد و رو به مارج گرفت و پرسید : میتونم از شما بپرسم که اینجا کجاست ؟

لحظه ای چهره مارج در هم رفت ، مکثی کرد و گفت : معدنی توی هاگوارتز و دوباره به طرفدارانش لبخند زد .

- ببخشید عمه مارج ، میخواستم بپرسم شما برای حمایت از ساحره ها ، قصدِ تصویبِ قانونِ جدیدی دارین ؟

- این سوال غلطه


خانه گریمولد

هری پاتر در حالی که با یک دست زخمش را میمالید و با دست دیگر پرهای هدویگ که روی قفسش نشسته بود را میکند ، گریه کنان گفت : منو نبردن با خودشون ... لعنتیا ! لعنت به دامبلدور ! پرسی ویزلی ِ کصافط ! نه ، من باید میرفت ، من کسیم که زنده موند
هدویگ :


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۳:۰۸ دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲
#28
سلام


خب ، آخرین دوره ای که مسئولیت اینجا رو داشتم سال 88 بود ، که بعد هم یک بار در سال 89 مصاحبه انجام دادم و فرصت ادامه دست نداد . حالا مجددا مسئولیت اینجا رو میگیرم و ادامه میدم .

درباره این مدت یکی دو مورد رو باید بگم ؛ اول اینکه متاسفانه این تاپیک کلاً شد چت باکس ، کلاً الان که پستها رو میخوندم ملت همینطوری پست زدن و با هم گفتمان و بحث و تبادل نظر کردن ! در صورتی که اینجا قانون داشت برای پست زدن و نحوه پست زدن . به هر حال ، پستهای قبلی رو پاک نمیکنم ، از این به بعد درست ادامه میدیم .

دوم اینکه ، افرادی که شخصی غیر از من باهاشون مصاحبه کرد رو ، توی فرصت های مناسب مجدداً باهاشون مصاحبه ترتیب میدم . با تشکر از اونهایی که مصاحبه ها رو انجام دادن ، مصاحبه ها افتضاح بودن . چند مورد زیر مجموعه این مسئله باید بگم که :

1- با توجه به اینکه زمانی که قلم پر رو ایجاد کردم مصاحبه های آنلاین و چتی روی بورس بودن ، ولی من تصمیم گرفتم که اینطور نباشه . به دو دلیل ِ خیلی مهم . اولا اینکه وقتی مصاحبه ها به صورت آفلاین باشن ، فرد مصاحبه شونده توی بازه زمانی مثلا یک هفته ای ، سر فرصت و با انرژی و علاقه به سوالات جواب میده و میفرستتشون و عوامل مشکل زای آنلاین مثل قطع شدن ارتباط اینترنتی ، مشکلات مسنجر ها ، عدم وقت کافی برای طرفین و اینها توش دخیل نیست . و اینکه توی مصاحبه ی آنلاین اگر ما بخوایم مثلا 60 هفتاد تا سوال رو بپرسیم و اون طرف هم فکر کنه و جواب بده ، فقط دو ماه طول میکشه که انجام بشه ؛ یا اینکه باید با چند تا سوال سر و ته مصاحبه رو هم بیاریم .

2- اینکه تعداد سوالات زیاد باشه ، برای مصاحبه شونده سخت هست ، ولی این تصمیم برای این گرفته شد که هر کسی در طول مدتِ فعالیتش توی سایت قراره که یک بار باهاش مصاحبه انجام بشه ( کم پیش میاد با پارتی بازی با ملت دو بار یا مثل من سه بار مصاحبه بشه ) پس باید اون مصاحبه کامل و جامع باشه و وقتی کاربری ( چه جدید و چه قدیمی ) مصاحبه رو میخونه ، هر چیزی که لازم هست در مورد زندگی واقعی و زندگی مجازی اون فرد رو متوجه بشه . چون اصلا هدفِ ما همین هست ، نه اینکه فقط یه نفر بیاد و ما چهار تا پست رد و بدل کنیم و هیچ چیز بدرد بخوری هم دستگیرمون نشه .

برای مثال ، من دوست داشتم یه مصاحبه درست و حسابی با کوییرل داشته باشم ، برای اینکه ایشون فرصت کافی برای پاسخ دادن به تعداد زیادی سوال نداشت من هی این زمان رو به تعویق انداختم ، اگر میخواستم مصاحبه ی سطحی ای مثل این مصاحبه داشته باشم ، چهار سال پیش این کار انجام میشد. ولی همه کاربرا انتظار دارن ، وقتی با یه کاربر ( بالاخص وقتی سرشناس هست ) مصاحبه میشه ، هر چیزی که در مورد زندگی اون فرد لازم هست دستگیرشون بشه . ( یکی از مواردی که قبل از مصاحبه من طی میکنم با مصاحبه شونده این هست که به همه سوالات با حوصله و با وقت گذاشتن جواب بدن و سوالی رو ندید نگیرن و طفره نرن از جوابش ! )


مسئله ی سوم اینکه توی مصاحبه لازم نیست اسمی از کسی برده بشه ، یعنی کاربران میان اینجا میگن که چه سوالاتی ما بپرسیم ، و اگر لازم بشه اونها رو توی مصاحبه میگذاریم ، ولی دلیل نداره که اسم اونها رو ذکر کنیم ، مخاطبی که میاد مثلا مصاحبه سوروس اسنیپ رو بخونه ، اصلا واسش اهمیتی نداره که سوال " شبا تا ساعت چند بیداری ؟ " رو پرسی ویزلی پرسیده یا هری پاتر یا یه روبات .


مسئله ی چهارم اینکه من خیلی تاکید داشتم که مصاحبه ها حتماً توی این تاپیک پیوست بشن ، ولی چک کردم و هر کدوم از مصاحبه ها توی سایتهای مختلف آپلود فایل آپلود شده بودن ! فردا اون سایت کلا متلاشی میشه و جمع میکنه میره و مصاحبه ی ما هم از بین میره ، ولی اینجا حداقل خیالمون راحته که سیستم آپلودش هم تا زمانی که خود سایت باشه فعال هست !


در آخر اینکه توی مصاحبه کردن یکسری مسائل که خیلی ریز و بی اهمیت به نظر میان ، باید عمیقاً بهشون توجه بشه ... به هر حال ، هر طور که تا حالا بوده من از عواملش تشکر میکنم صمیمانه و به زودی مهمان جدید رو معرفی میکنم و سعی میکنم با یه مقدار تغییر و تحول انجام بشه مصاحبه ها .

اگر کسی نظری چیزی داشت ، تا قبل از شروع مصاحبه ها هم میتونه اینجا بذاره . موفق باشید


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: اتاق تسترالها
پیام زده شده در: ۱۷:۰۰ پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲
#29
بلاتریکس چشم غره ای به تام و مورفین که در اثر کروشیوهای وارده از طرف ایوان مشغول پیچیدن به خود بودند رفت و به آرامی گفت : ارباب ! بهتره یه کم واقع بین باشیم و از خیر دامبلدور بگذریم و یکی دیگه از محفلیا رو با خودمون ببریم ، میبینید که سر به بیابون گذاشته !

- گفتم دامبلدور !

جاگسن هم سری تکان داد و گفت : منم با بلا موافقم ارباب

- گفتم دامبلدور !

فلور لبخندی زد و پرسید : ارباب میشه کاری کرد که جادوگری با قدرتِ دامبلدور به میل ِ خودش بگه که شما بزرگترین جادوگر هستین !؟

آنتونین به آرامی نشان افتخار ارباب رو توی جیب رداش گذاشت : شما همینجا منتظر باشید من برم مالی ویزلی رو بیارم که خودش با زبونِ خوش اعتراف کنه ، من رفتم .

ولدمورت فریاد زد : احمق ، کسی که باید به حقانیت قدرت من اعتراف کنه ، باید حداقل یه جادوگر قدرتمند باشه ، یا اینکه کفِ کفِش یه جادوگر معمولی باشه ، اعتراف مالی ویزلی با اعتراف یه موجودِ دم انفجاری برابری میکنه . و خطاب به ایوان گفت : یه کروشیو به این احمق بزن ، نه نه صبر کن ، یه آواداکداورا بزن من دلم خنک شه .

آیلین ریز خندید و گفت : پس فک کنم باید اون مو قرمزه رو ببریم !

مورفین که اثرات کروشیویی که بهش خورده بود خنثی شده بود ، گرد و خاک رداش رو تکوند و گفت : اون هنوژ تکلیفش با خودش مشخش نیش ، که بالاخره شیفته ش یا تشنه ش

- یه دیقه خفه شید ببینم چه کاری باید بکنیم


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


پاسخ به: پادگان ققنوس
پیام زده شده در: ۱۲:۳۶ جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲
#30
سوژه جدید


پرسی با عصبانیت روی میز آشپزخانه کوبید و گفت : من نمیتونم اجازه بدم همچین اتفاقی بیفته ، یعنی ما هممون نباید بذاریم همچین چیزی پیش بیاد ؛ اه دامبلدور لعنتی ، اگر بود الان یه راه حل عالی پیدا میکرد .

مالی که طبق معمول غذای مورد علاقش رو درست میکرد ، ملاقه ی رنگ و رو رفته ای که کنار اجاق گاز بود رو برداشت و توی دیگ کرد ، پیازهای درشتی که برای سوپ خورد کرده بود به جنب و جوش افتادن و بخار زیادی از دیگ بیرون اومد ؛ ملچ مولوچی کرد و گفت : یعنی الان تنها مشکل ِ ما اینه که کوییرل رفته کاندید وزارت شده ؟

هرمیون با تعجب پرسید : پرفسور کوییرل ؟
رون پوزخندی زد : البته ازین به بعد باید بگم وزیر کوییرل

فرد برای پرسی که دستانش را روی میز گذاشته بود و زیر لب چیزهایی میگفت شکلکی درآورد و گفت : شنیدی امروز بلاتریکس چی میگفت جرج ؟

جرج خندید و جواب داد : دور کوییرل میچرخید و برای دلبری کردن میگفت : جنابِ وزیرم ...

ریموس لبخندی زد و رو به پرسی گفت : چیزی که مشخصه اینه که کوییرل وقتی بیاد ارتش موجوداتِ عجیب و غریب که تحت سلطه ی ولدمورت هستن رو به جامعه حاکم میکنه و عملاً تمام نفوذمون روی وزارت خونه از بین میره ، بهتر نیست از کاندید مقابل کوییرل حمایت کنیم ؟

هری بلافاصله گفت : مطمئنم که منظورت عمه مارج نیست ریموس !

پرسی : :zogh:


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.