هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: هاگوارتز اکسپرس!!!
پیام زده شده در: ۵:۰۶ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
#31
كيگانوس گفت:جلو پات رو بپا.
هكتور گفت:باشه.خبرا رو شنيدي؟
كيگانوس گفت:اولا نه.دوماچه خبره كه شما اومدي به من بگي؟
هكتور گفت:اسنيپ با ليلي زن و شوهرن!
كيگانوس از جا پريد و گفت:جانم؟!
هكتور ادامه داد:اره ديگه!تازه كجاشو ديدي ولدمورت دايي هريه و دامبلدور پدربزرگشه.خاندان ويزلي ها از هفت نفر به پونزده نفر افزايش پيدا كرد.تازه خاندان بلاتريكس دوباره زنده شده و مالي سر زا رفته!تازه....اِ چي شد؟
كيگانوس از شدت تعجب غش كرده بود!
هكتور همين جور كه كيگانوس را كشان كشان ميبرددر افق محو شد.


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۴:۰۸ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
#32
نام:کیگانوس بلک
گروه:اسلايترين
رنگ چشم:مشكي
رنگ مو:طلايي
جانور نما:https://encrypted-tbn0.gstatic.com/ima ... eFQNAQDzuYSL65H8b9HwTinZg
پاترونوس:دو ققنوس كه ابتدا در هم پيچيده اند و بعد جدا ميشوند.
چوب دستي:چوب درخت مرگ و كريستال زئوس و خون.
خون:اصيل زاده
كوييديچ:جوينده
ملقب به:مرگ خاموش
علاقه ها:كشتن مشنگ ها.اذيت كردن مشنگ زاده هاي جادوگر.
زندگي نامه:پسر پولاکس بلك.پدر بلاتريكس و نارسيسيا و اندرومدا بلك.خواهر ولبورگ.(مادر سيريوس.)
هيكل:سر هم بندي كنيم اين شكليه:https://i.pinimg.com/originals/d5/68/0 ... eb30c1aff78919faf445a.jpg
بعد از به دنيا امدن سه دخترش از خانه رفت و ديگر برنگشت.مدام در جنگل بود به گشت و گذار در ان ميپرداخت.او خود مرگ را براي عمر جاودانه احضار كرد و جواب هم گرفت.از فرزندانش بلاتريكس و نارسيسيا مرگخوار شدند و اندرومدا مايه سر افكندگي نام بلك.او با يك مشنگ ازدواج كرد و نامش از شجره نامه بلك ها خط خورد و به سيريوس پيوست.مار زبان است.از جادو كم استفاده ميكند ولي هرگز شكست نميخورد!در دوران بچگي طي يك اتفاق با جانور نمايش تركيب شد.
جايگزين شه لطفا!


همچنان كوتاهه. لطفا باز كاملش كنين.

انجام شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۱۲ ۱۱:۴۰:۲۰

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: تاثیرگذارترین قسمت کتاب...
پیام زده شده در: ۲:۴۳ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
#33
مرگ اسنيپة


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: جنایات گریندل والد؛ فیلم دوم جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها
پیام زده شده در: ۰:۴۹ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
#34
بله ولي مرده رو نميشه زنده كرد
بازيگر نقش دامبلدور مرده.


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: فرجام در آزکابان
پیام زده شده در: ۶:۵۵ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷
#35
-زينو فيليوس لاوگود
زينو مثل چي حرف ميزد و ميگفت:من اصيلم.من مشكلي ندارم.يا تنبون مرلين كمك.
صداي خنده حضار در فضا شليك شد و تا مدتي قطع نشد.
و قبل از اينكه دمنتور اونو رو صندلي بشونه يدونه محكم در گوشش زد و باعث شد دمنتور اونو با سر بكوبونتش به صندلي.
-زينو فيليوس لاوگود.اممممممم.اصيلي.مدير مجله طفره زن و يك خائن به وزارت خونه.اون دري وريا چي بود تو اون مجله كوفتيت نوشتي؟
-هرچي نوشتم حقتون بوده!
-اتهام دوم.هم دستي با پليدي!!!
-دروغه.هرچي ميگين دروغه.من و پليدي؟
و دوباره شروع كرد به كمك خواستن و تنبون مرلين رو قسم دادن.
داي اينو ببر حكم اعدامشم رد كن.سرم رفت.


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۶:۱۰ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷
#36
اولين پست.ادامه بديد.سوژه اول
........………
لرد مدام غر ميزد و دنبال راهي براي شكست محفلي ها و برگردوندن مرگخواراي اسير ميكرد.
نجيني گفت:
-يه فكري دارم.
اما توجهي نشد.
دوباره با صدايي بلند تر:
-من يه فكري دارم.
ولي باز هم توجهي نشد.
فرياد كشيد:من يه فكري دارم.
لرد متوجه شد و پرسيد:
-چه فكري؟
نجيني جواب داد:
-اخرين باز مانده بلك ها كيه؟
ارد گفت:
-كيگانوس بلك.
نجيني ادامه داد:
-يادتونه هميشه دو تا بال از پشتش زده بود بيرون و موهاشم سبز بود و نصفه صورتش هم اژدها بود؟
لرد جواب داد:
-خوب كه......اخ اين ديگه چي بود؟
و همون موقع سقف شكست و پسري جوان با موي سبز و دو تا بال از سقف پريد پايين و
پرسيد:
-كسي اسم منو صدا زد؟
نجيني زد تو سر خودش و گفت:
-يادم رفت بگم تا امشو صدا كني در جا مياد پيشت.
در همون لحظه كه صد تا چوب دستي كيگ رو نشونه گرفته بودن فقط يك حركت كافي بود كه تمام چوب ها خلع سلاح بشن.
لرد كه روي صحبتش با كيگانوس بود گفت:
-خب كيگانوس.ازت ميخوايم براي ما يه كاري انجام بدي.
كيگانوس با همان لبخند سرد هميشگي جواب داد:
-من كه مرگخوار نيستم!
-خوب ازت ميخوايم مرگخوار شي!قبول ميكني؟
اما انگار چيزي در ذهن كيگانوس تكرار شد.لحظه قتل ايرفاست.
چهره اش در هم رفت و فرياد كشيد:
-من براي تو هيچ كاري انجام نميدم قاتل!
كسي جرئت كرده بود به ولدمورت توهين كند!براي مدتي خانه ريدل ها در سكوتي مرگبار فرو رفت.اما انگار شعله خشم كيگانوس خاموش نشده بود.
بار ديگر فريادش خانه ريدل ها را پر كرد:
-تو اونو كشتي!تو ايرفاست كشتي!تو يه قاتلي!بيرحم!
و ان لحظه موي سبزش كنار رفته بود و چهره اش كاملا هويدا شده بود،شباهتش به اژدها را واقعا حس ميكردي.كيگانوس همان طور كه امده بود رفت.اما رفتنش يك چيز را نشان ميداد:او بر ميگردد.پس مشكل لرد سه برابر شده بود!براي لرد از اين بدتر نميشد.حالا بايد هم با محفل و كيگانوس ميجنگيد و هم فكري براي مرگخواران اسيرش ميكرد.لرد گفت:
-خوب نجيني،وقتشه يكم گره بخوري!


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۰:۳۸ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷
#37
١-هرگونه سابقه عضويت قبلي در هر يک از گروه هاي مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهيد!
ندارم!


2- به نظر شما مهم ترين تفاوت ميان دو شخصيت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چيست؟
اينكه هيچ شباهتي ندارن.دامبلدور كيه كه با ارباب مقايسش كنيم!


3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟
بهترين مرگخوار و تبديل به دست راستش شدن.


4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
هري پاتر:موي دماغ!


5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
مالي ويزلي!

٦-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
اواداكداورا


7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟
بهترين رفتار


8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟
درون هوركراكس ها قرار داده شدن!


9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.
تنها استفادش جاساز كردن وسايله!

چون بيكو خودم بودم تغييرش ندادم!


كيگانوس عزيز

هنوز خيلى راه پيش روتونه.
پست هاتون جاى كار و پيشرفت داره.
خيلى موارد هست كه هنوز بايد روشون كار كنيم و بهبود ببخشيم.
عجله نكنين. بريد پست بزنيد. با روند پيش بردن سوژه ها، شخصيت ها و سوژه هاشون آشنا بشيد. درخواست نقد بدين و از نكته هايى كه بهتون گفته ميشه استفاده كنين.
ما همينجا هستيم.

فعلا تاييد نشد!


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۸ ۴:۰۸:۳۵

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۳۳ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷
#38
خلاصه داستان:محفلي ها با تمام قبا به مرگ خواران حمله كردن و لرد دنبال يه راهي براي شكست دادن اوناس.براي همين چند تا از مرگخوارارو ميفرسته تا براش جاسوسي كنند اما جاسوسا گير ميفتند و مشكل دو برابر ميشه.لرد به يه كسي نيازداره كه بتونه پرواز كنه و در مواقع لازم انسان باشه.ولي حيف كه در بين مرگخواران كسي با اين قابليت وجود ندارد.پس انها ميفتند دنبال كيگانوس بلك كه اين قابليتو داره.اما كيگانوس كه مرگخوار نيست!


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱:۴۶:۴۷
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۸ ۰:۰۹:۱۱
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳ ۷:۴۸:۰۶

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۲۱ یکشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۷
#39
نام:کیگانوس بلک
گروه:اسلايترين
رنگ چشم:مشكي
رنگ مو:طلايي
جانور نما:در عكس مشخص است.
پاترونوس:دو ققنوس كه ابتدا در هم پيچيده اند و بعد جدا ميشوند.
چوب دستي:چوب درخت مرگ و كريستال زئوس و خون جانور نمايش.(هم سطح با چوب دستي بيكو كيساواهي)
خون:اصيل زاده
كوييديچ:جوينده
ملقب به:مرگ خاموش
علاقه ها:كشتن مشنگ ها.اذيت كردن مشنگ زاده هاي جادوگر.
زندگي نامه:برادر سيريوس و ريگولوس بلك.خاندان بلك اورا بهترين عضو و قوي ترين عضو خانواده ميدانند.لرد سياهي است كه ولمورت جرئت حمله به اورا نداشت.كيگانوس معتقد است ققنوس اول پاترونوسش خودش و ققنوس دوم نفسش است.هيچگاه با برادرانش ارتباطي نداشت و كل زندگي اش بر مبناي تنهايي بنا شده است.شمشيرش كه با نقش اژدها مزين شده گردن هر كس كه به او نزديك شود ميبرد.حالتي عصبي كه لحظه اي او را ترك نميكند.در دوران بعد از پاتر ها با داشتن تمام يادگاران مرگ و ترميم چوب دست كهن جاودانه شد.استعداد خاصي تو جادوي سياه و ورد ها داره و تو سال اول به تمام افتخارات دامبلدور دست يافت.تو دوران تحصيلش ٣ بار بدون اطلاع هيچ كس ديگري تالار اسرار رو باز ميكند و باعث دوباره متولد شدن هيولاي تالار ميشود.در دوران بچه گي طي يك اتفاق خود و جانور نمايش تركيب ميشوند.با خون لجني ها بسيار مشكل دارد.
جايگزين شه لطفا.

انجام شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۵ ۱۶:۳۱:۳۴

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۱:۱۵ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷
#40
دیدم بهتره خوصیصیات رو بنویسیم راستی سلام.
اصیل زاده.با خون لجنی ها و مشنگ ها تا اسمون مشکل دارم.وقتی به دنیا اومدم طی یک اتفاق با جانور نمام ترکیب شدم یعنی وقتی جانور هم که هیچی.ولی وقتی انسانم بال هام و نصفه سرم باهام میمونه.(نصفه سر جانور نمام و نصفه سر انسانیم با هم ترکیب میشن.این اتفاق بعد مرگ ایرفاست افتاد.)بخاطر همین همیشه موهام رو صورتم ریخته.عاشق جادوی سیاهم.هیچ وقت نتونستم نصفه موی سبزم رو پنهان کنم.نه از مرگخوارا خوشش میاد نه از محفلی ها.فقط جبهه خودش بنام ونتوسی ها خوشش میاد.کوییدیچش عالیه.دسته کمی از هری نراره.دو تا سلاح داره.چوبدستیش و شمشیر سیاهش.از ولدمورت بخاطر مرگ ایر فاست و از محفلی ها برای مرگ سیریوس متنفره.
ونتوسی ها زمان مرگ است.


اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.