پشت صحنه هایی از فیلمهای برتر اسکارلینک فیلمهایخ در بهشتسکانس اول-برداشت اول
ققی و سرژ در یک صبح بهاری در حال قدم زدن در پارک هستند
ققی : این بوی چیه؟
سرژ یه خورده دماغش رو بالا میکشه : فکر کنم بوی یخ در....
- : ایست! از جاتون تکون نخورین!
ققی و سرژ برمیگردن به سمت صدا، صد نفر نیروی پلیس میمون وار از درختی به درخت دیگه میپرن و اونا رو محاصره میکنن!
سرژ : ببخشید؟
- : شما به جرم اعتیاد بازداشت هستید!
یکی از پلیسا جلو میاد و کلاه کابوییشو یه خورده میده بالا، سرژ از ترس تعظیمی میکنه که دماغش میخوره به زمین و البته به هرحال اونجا پارک بوده و ملت توش حیوون هم میاوردن و بعله، دماغش فرو میره توی یه کپه قهوه ای رنگ!
مامور پلیس : شما به علت مشکوک بودن به داشتن اعتیاد به مواد مخدر بازداشت هستید! قیافتون هم خیلی تابلوئه! باید با ما بیاین!
ققی :

بابا این فیلمه! نیگا کن! اون دوربینه آقا!
مامور : واقعا دوربینه؟
ققی : آره بابا! اونم کارگردانه! فاطی فاطی! بگو که کارگردانی!
فاطی پاتر : من کارگردانم آقا! داریم فیلم میسازیم....خب دوباره از اول میگیریم...
سرژ از حالت تعظیم خارج میشه : چه بوی بدی میاد....
فاطی :

برو دماغتو تمیز کن سرژ!
سکانس سوم-برداشت دوم-داخل بانک:
سرژ چوبدستیشو در میاره تا بگه هیشکی از جاش تکون نخوره، ولی به دلیل شدت عمل شلوارش میفته پایین و یه شرت سفید خال خال قرمز نمایان میشه! سرژ در عرض سیم ثانیه رکورد آفتاب پرست رو میزنه و هزار بار تغییر رنگ میده!
فاطی : کات!
میخواهم زنده بمانمسکانس سوم-در راه
آنیتا موبایلش رو در میاره و شماره میگیره : سلام درک!

چطوری؟ خوبی؟ آندراک خوبه؟
کارگردان :

کات! خانوم باید زنگ بزنین به حذب! چرا زنگ میزنین شوهرتون؟
آنیتا : :-“ هان؟ موبایل مجانی گیر اوردم گفتم یه زنگ بزنم ببینم شوهر و پچم چطورن! گناهه؟
کارگردان : دوباره میگیریم!
سکانس سوم – خوابگاه مدیران
کوییرل با عجله از پله ها بالا میره و با کله به سمت در خوابگاه میره و قبل از برخوردش با در منتظره که در باز بشه، ولی در باز نمیشه!
شترق!
کارگردان : کات!
کوییرل : آی سرم!
کارگردان : عله! چرا درو باز نکردی؟
عله : میخواستم کوییرل بخوره تو در یه خورده با بچه ها بخندیم!

کوییرل :

کارگردان : دوباره...
سکانس سوم – بیرون خوابگاه – در جمعیت
دادلي : مگه سي پنل فرعي هم داريم؟
آنتونين : بله، سي پنل اصلي که داريم، سي پنل فرعي هم داريم که براي ....
صداي آنتونين بين صداي توماس محو ميشه : يه کنترل پنل که همون منوي مديريته و يک سي پنل ديگه هم هست که ماله هاسته و اسمشم سي پنله...سايت از طريق اون کنترل ميشه...يعني فايلهاي لازم براي سايت از طريق يه اف تي پي منيجر ميره روي اون!!
کارگردان : یکی اینو از برق بکشه بیرون!
توماس : .... مشکل هم هر وقت که ارتباط با ديتا بيس برقرار بشه!!البته حالا که همه نظر ميدن منم نظرمو بگم.فکر کنم مشکل در تشکيل جداول زوپسه...اون اسمها هم متغيير هاي جدولاس...
کارگردان : یووهوو! دیالوگت تموم شده! چقد حرف میزنی!!
توماس : .... البته اين ارور بعضي وقتها که تو يوزر و پس ديتا بيس رو اشتباه زده باشي ظاهر ميشه...يا
وقتي که اسم جدول ها رو در نصب حقيقي چيزي غير از xoops گذاشته باشي .
کارگردان : کات! توماس چرا انقد حرف زدی؟
توماس : من در زندگیم یه فرصت برای بیرون ریختن اطلاعات پیدا کردما! میخواین اینو هم از من بگیرین؟؟

_________________________________
معصومیت از دست رفته مسکانس اول – قبل از زنگ ساعت
کارگردان : صدا! دوربین! حر.....
- : اوهه! اوهه! خخخخخخ! خخخخخ! (صدای سرفه)
مگی رو تخت خوابیده و توده انبوهی از ریش دامبل تو دهنشه و راه تنفسیشو بسته، صورت مگی بنفش شده و داره خفه میشه و مطمئنا اگه این صحنه جزء فیلم بود مگی به خاطر این بازی طبیعی بهترین بازیگر زن شناخته میشد ولی ....
کارگردان : دامبی ریشتو بکش بیرون، خفه شد! مگی داره خفه میشه!
دامبی ریشش رو از دهن مگی بیرون میکشه و راه تنفس مگی باز میشه!
کارگردان : کمتر این ریشت رو بذار تو دهنش! دوباره میگیریم...
سکانس دوم – دفتر دامبلدور – کمدی که جینی توش زندانی بود
دامبلدور با چوبدستيش به يكي از كمد هاي اتاقش اشاره ميكنه و كمد باز ميشه ، توي كمد جيني به صليب كشيده شده!! و يه چاقو در هوا دور گردنش پرواز ميكنه و هر لحظه امكان داره گردنش رو ببره.
ناگهان چاقوی مورد نظر در گردن جینی فرو میره و سرشو از تنش جدا میکنه، خون میپاچه به در و دیوار!
کارگردان :

مـــــــــــــا! این که چاقوی اسباب بازی بود! یعنی کی چاقو رو عوض کرده؟
هری : جینییییییییی

چو در نقش تدارکات فیلم موذیانه میخنده!

کارگردان : یه کپی از جینی درست کنین بذارین اینجا! زوود!
هری : من تورو میکشم کارگردان!!
و کارگردان فرار میکنه!
سکانس سوم – مگی پشت تلفن
مگي تلفن به دست:سلام...اداره مهندسين رول پلينگ؟
_بله بفرماييد
مگي:شوفاژ ما آب ميده..ميشه درستش كنيد
_بله حتما....اومدیم.....
مگی : آدرس نمیخواین؟
_نه! کارگردان قبلا بهم گفته!
کارگردان : کات!

سرژ تو که انقد خنگ نبودی!!