هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۶:۰۲ چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸
#1
بابت پست قبلی ببخشید
____________________

کینگزلی تا این حرفو میشنود سریع کمرش را می گیرد و می گوید:آی کمرم ترکید آیییییی!

- مسخره بازی در نیار!همین الان کولم می کنی یا این که به پیوز بگم از کوه بندازتت پایین

کینگزلی که با قیافه ای وحشتزده (اینجوری: ) داشت زنوف را کول می کرد و لنگان لنگان از کوه بالا می رفت پاهایش از شدت سنگینی زنوف کج شده بود به سختی از کوه بالا میرفت.

در آنطرف پومانا گفت که:جیمز بیا منو کول کن

جیمز که وسط راه داشت با یویو اش بازی می کرد گفت:من نمی تونم تورو بلند کنم حالا کینگزلی زنوفو بده به من خودت بیا پومانا رو بردار

کینگزلی:

2 مین بعد

هوا آفتابی بود و کینگزلی و جیمز تقریبا سینه خیز از کوه بالا می رفتن

کینگزلی:پومانا تو نمی خوای رژیم بگیری؟ خیلی وزنت زیاده شده

من:من تازه رژیم گرفتم ولی همین طوری وزنم داره زیاد میشه

30 مین بعد

خوب الآناست که برسیم.هوا آفتابیه و جون میده برای کوییدیچ!نظرتون چیه؟

من:آره هوا عالیه ولی الان وسط کوهستانیم به نظرت یخ نمی زنیم؟

- آره ولی چیزی که نمیشه!لااقل می شه گفت که بارون نمیاد.آهان رسیدیم!اونجاست الان میرسیم و لباسمونو عوض می کنیم و شروع می کنیم به بازی کردن

جیمز:زنوف چرا مارو آوردی کوییدیچ؟مگه نباید امروز درس می دادین؟

زنوف:چرا ولی گفتیم یه روز درسو ولکنیم نظرت چیه؟

جیمز:ایول عالیه

زمین بازی

من:ایول عجب زمینی!عجب هوایی! حالا سریع تر یار کشی کنیم منو جیمز و ...

_________________________

گفتین بازی رو نوشتن دلبخواهه منم دوست ندارم بنویسم


دیدگاه هر کس نشان


Re: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۱:۵۹ سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
#2
1. سه تا مدیرای بعدی هاگوارتز رو نام ببرید . ( 5 نمره )

بدعنق-خودم-خودتون(مینروا مک گونگال)

2 . در کتابهای تاریخی آمده است که سالازار بر بدن خود خالکوبی داشت :
به چه شکلی بود ؟! و در کدام نقطه ی بدن او قرار داشت ( 5 نمره )


کرم بوده که زبونشو بیرون زده و روی بازوش بوده

3 . تکلیف جلسه بعد چه طوری نباشه ؟ ( 5 نمره )

اینجوری نباشه رولم نباشه

4. یه رول 40 خطی ... سکته کردین ؟! خب نه یه رول 15 خطی هم نمیخواد بنویسین گناه دارین یه سوال دیگه : هلگا چه رنگی را برای لباس زیر خود انتخاب میکرد ؟! دلیل آن را بنویسید . ( 5 نمره )

زرد مایل به قهوه ای با خال خال سیاه از خودش بپرس تا حالا ندیدمش و از خودش نپرسیدم اگر گیرش نیاوردین از سالازار بپرسین اون اطلاعات زیادی داره

5 . رابطه ی گریفیندور با شیر گریف در چه حدی بوده آیا فراتر از آسلام هم رفته اند ؟! کوتا بنویسید . ( 5 نمره )

با هم دیگر مثل برادر بودند با هم دیگر سفر می کردند با هم دیگر کار های خلاف اسلام می کردند گودریک باهاش درد و دل می کرد


6 . شایعه شده است گریفیندور برای خوابوندن کل سالازار یه مکان مخفی در هاگوارتز ساخته است . آن مکان چه بوده است ؟! ( 5 نمره )

روی شیروانی هاگوارتز جای بسیار خوبی هستش از اونجا می توان همه رو غافل گر کرد


دیدگاه هر کس نشان


Re: بهترين ايده و طرز ساخت چوبدستي هاي دلخواه
پیام زده شده در: ۲۲:۰۶ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#3
بهترين ايده:چوب ياس كبود و پر پس کله ی ققنوس

طرز ساخت:یک شاخه ی کج یا صاف(صاف بهتره)پیدا می کنید و با چسب دو قولو پر ققنوس را شالاپ روی چوب دستی می چسبونید

چوب دستی را به مدت یه روز می گذارید تا کاملا خشک بشود و بعد چوب دستی شما آماده می شود


دیدگاه هر کس نشان


Re: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۲۱:۴۰ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#4
می شه زحمت اینو بکشی جیمز

محفل به روایت فتح

http://www.jadoogaran.org/modules/new ... DESC&type=&mode=0&start=0

پست 148

با تشکر


دیدگاه هر کس نشان


Re: محفل به روایت فتح
پیام زده شده در: ۲۱:۳۴ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#5
*****
آقا یه سوال:
این رووی منظور روونا بود؟
حالا من روونا در نظر می گیرم
*****

روونا :

محفلیون:بگیرید و روونا در ببندید!آدم فروش!

روونا:آدم فروش با کی بودی بوقی؟با من که نبودی؟یدونه بزنم صدای پیکان بدی؟

سرانجام روونا را بستند و کنار لرد انداخت.

روونا:ووم هووم هاوومم میمم (منظور:چند وقته هموم نرفتی لرد؟)

چون زبون بسته ها حرف های همو می فهمن لرد گفت:همم هامم موهامم موو(منظور:حدود دو سال می شه)

روونا:هامم مووهاموو (منظور:چقدر زود به زود می ری حموم لرد)

بلا:

در زندان

جیمز: و محافظ های جیمز آنقدر از صدای جیمز لذت می بردند که قیافه شان اینجوری شده بود و این قیافه باعث می شد که جیمز باز هم به جیغ هایش ادامه دهد.

در جلسه ی مرگخواران با محفلون

مرگخواران با محفلیون:

مرگخواران:این جیمزتونم مارو کشت با این جیغاش یه دقیقه هم آروم نمی گیره از این به بعد تمام کسانی را که می خواهند از جیمز مراقبت کنند باید تو گوششون پنبه بزارند تا این که ما تصمیم گرفتیم لرد رو با جیمز عوض کنیم قبول؟

محفلیون:قبول!

فردا

شب بود و همه جا تاریک بود مر گخواران آن طرف کوچه ایستاده بودند و جیمز را در داخل گونی قرار داده بودند

در آنطرف تر محفلیون ایستاده بودند و به جای لرد بلا رو تو گونی قرار داده بودند

...


دیدگاه هر کس نشان


Re: انفرادی
پیام زده شده در: ۲۰:۰۶ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#6
حالا ببين كی به جای تو جانشين آزكابان ميشه

-نرو!!!!

زاخی:چی کار داری بوقی؟

مینروا:بوقی خودتی بوقی چیه من می خوام روزی یه روزنامه بهم بدین چطوره زورت میا د پول یه روز نامه بدی

زاخی:الان جونت در دست منه پس مواظب حرف زدنت باش هوی آقای دیوانه ساز یه لحظه بیا

دیوانه ساز:ها چیه؟

زاخی:چند وقته مسواک نزدی؟دهنت بو گند گربه مرده می ده

دیوانه ساز:این همه منو کشوندی تا بگی بوی دهنم بده

زاخی:برای من قیافه ی اینجوری که یهو دیدی قاطی کردم به جای این که تو به من بوسه بزنی من به تو بوسه زدما

دیوانه ساز:حالا جون مادرت بگو چی کار داشتی؟

زاخی:هر روز میری یه روز نامه برای این زنه میاری.

دیوانه ساز:بله قربان

فردا صبح

تیتر روزنامه ها

با این که خانم مینروا مک گونگال رئیس زندان آزکابان به استرالیا مسافرت کرده از کار بی کار می شه و آقای زاخاریاس اسمیت جانشین ایشان در زندان آزکابان می شود


دیدگاه هر کس نشان


Re: كافه سه دسته جارو
پیام زده شده در: ۱۷:۵۱ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#7
باشد که الف دال پیروز باشد!

_____________
اول یه چیزی به سارا اونز بگم:باشد که الف دال پیروز باشد رو یادت رفت سریع درستش کن تا پستت تو الف دال به حساب بیاد
_____________

_ بچه ها به خاطر خودن نوشیدنی زیاد سنگین شدند. ما نمی تونیم دووم بیاریم! حالا چی کار کنیم؟

پروفسور گرابلی:اگه به جنگ ادامه ندید با قیافه ی اینجوری من رو به رو می شوید دلتون میاد که با قیافه یه اینجوری من رو به رو بشین؟

همه ی اهل الف دالی:نه

پروفسور گرابلی:پس باید یه کاری کنیم که آنها نتوانند ما را شکست دهند ما باید چی کار کنیم؟

پومانا در حالی که داشت از طلسم ها جاخالی می داد گفت:ما باید همه ی میز ها و صندلی ها را یک جا جمع کنیم تا همگی با هم طلسم را به آنها بزنیم. ها؟

پروفسور گرابلی:فکر خوبی بود پومانا!حالا دیدا و گودریک و آلبوس صندلی و میز ها را بیارن تا به آنها سنگر بگیرند

دیدا گفت:آخر نگفتی این سنگر خوردنیه یا نه؟

آلبوس که داشت با سه نفر می خنگید گفت:مگه نمی بینی من دارم با سه نفر سمج می جنگم؟

پروفسور گرابلی:دیدا تو برو صندلی ها رو جمع کن تا بعدا برات توضیح بدم سنگر یعنی چی؟ و تو آلبوس نمی خواد بیای کمک حواسم نبود داری می جنگی!پومانا به جای تو این کارو می کنه!

من با قیافه ی همیشگی (اینجوری )گفتم:قبوله من جای دامبلدور این کارو می کنم

10 مین بعد

همگی پشت سنگر ها قایم شین و بر اونا طلسم روانه کنید.همونطور که طلسم سبز بر هوا می رفت ییهو از نقطه ای که الف دالی ها سنگر گرفته بودند یه بیستا طلسم قرمز بیرون زد

کارگردان:آخر نگفتی این سنگر یعنی چی؟

داستان نویس:بزار داستان تموم شه برات می گم


یکهو نصف جوخه ی باز جویی و مرگخواران بر زمین افتادند و بیهوش شدند.پومانا دوید و آمبریج بیهوش را برداشت.همه ی چوب دستی های مرگخواران و جوخه ی بازجویی به سمت پومانا بر گشت ولی الف دالی ها دوباره طلسم بیهوشی را روانه ی آنها کرده بودند من در همین حال آمبریج را به دستشویی انداختم و در را رو به او قفل کردم تا از فضای باز دستشویی لذت ببرد

وقتی برگشتم هیچ کس آنجا نبود به جز الف دالی ها پس معلوم شده بود که ما آن جنگ را برده بودیم و یک گروگان هم داشتیم.

در مکان جوخه ی بازجویی و مرگخواران (در نزدیکی کافه)


دیدگاه هر کس نشان


Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۷:۰۳ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
#8
1- یک حیوان مرکب در ذهن خود بسازید و خصوصیات آن را شرح دهید.(الزاما باید ساخته ذهن شما باشد)(20 امتیاز)

پاندورا

این حیوان بر گرفته از اسم پاندا است.این پاندا با کرکس ترکیت شده است و یک حیوان مر کب را ساخته است.این حیوان به پای کرکس و سر و بدن پاندا است با بالی بلند که حدود چهار متر می رسد.(چقدر بلند)

این حیوان را آلبوس دامبلدور در سال 1795 در اسپانیا وقتی در حال تحقیق درباره ی حیوانات مرکب بود این حیوان را شانسی درست کرد.این حیوان اخلاقی بسیار تندخو دارد به صورتی که اگر عصبانی بشود شما را تیکه تیکه می کند و شما را می اندازد تو آبگوشتش تا به جای شام شما را بخورد.

این حیوان حافظه ی کوتاه مدت دارد به مدت بیست دقیقه و اگر بعد از بیست دقیقه که رامش کردید شما را ببیند شما را خواهد کشت.

2- از اهیت های حیوانات مرکب سه مورد را ذکر کنید و اندکی توضیح دهید.(10 امتیاز)


1-ضد طلسم!

این حیوانات ضد طلسم هستند و اگر طلسم های خیلی خفیف مانند آواداکداورا را به آنها بزنید طلسم را به خودتان بر می گردانند

2-زور زیاد!

این حیوانات دارای زور زیاد هستند (نسبت به حیوانات دیگر)این حیوانات زوری باور نکردنی دارند و حتی بعضی از آنها می توانند یه زرافه را به راحتی بلند کنند

3-اهلی کردن

این حیوانات بسیار سخت اهلی می شوند و اگر بشوند دیگر کاری با شما ندارند و هر کاری که می خواهید می توانید با آنها بکنید ولی اگر رام نشوند یه مسئله ی دیگر دارد!یا همان جا کشته می شوید یا آنقدر زخمی می شوید که یعد از چند روز می میرید یه اگر کسی از فامیل هایتان سر نماز باشد می توانید در بروید


ویرایش شده توسط پروفسور پومانا اسپراوت در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۱۹ ۱۷:۰۸:۱۷

دیدگاه هر کس نشان


Re: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۱:۲۴ یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
#9
رولی کوتاه بنویسید که درآن چیزی را در خواب پیشگوئی میکنید.30

- وقت خوابه شبتان بخیر

این صدای دامبلدور بود که به همه گفت که بخوابند من از روی صندلی بلند شدم و به سور رخت خوابم راه افتادم

2 مین بعد

رخت خولبم را آماده کردم.هوا تاریک شده بود دراز کشیدم و ....

*

همه جا صدای شرشر آب میداد. هوا بوی نم گرفته بود.صدایی از پشتم شنیدم.آن صدا صدای هی پاتر بود قیاقه اش خیلی عصبانی بود چوبدستیش را رو به من نشانه گرفته بود.گفت:آواداکداورا

من جاخالی دادم و فریاد زدم:چی کار داری می کنی؟

گفت:منو به لرد ولدمورت فروختی؟آواداکداورا و من دوباره جاخالی دادم
صدای بم از پشت آمد که گفت:نه اون تورو به من نفروخت هری!آواداکداورا.

طلسم به سینه ی هری خورد و ...

من از خواب بیدار شدم و فریاد زدم:هری


دیدگاه هر کس نشان


Re: كلاس گياهشناسي
پیام زده شده در: ۱۸:۱۴ یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
#10
براي يکي از سه گياهي که معرفي کردم به سليقه ي خودتون رولي رو بنويسيد که نحوه ي رويارويي شما يا هرکس ديگه اي رو با اونا توضيح ميده!
_______
من سفرم با خودتو می گم
_______

- پومانا بلند شو موقع رفتنه!

من:ریتا مگه می خوایم کجا بریم؟می ریم جنگل دیه حالا که دیر نشده!

ریتا:بلند شو من کارو زندگی دارم!می خوایم بریم در باره ی گرین دای تحقیق کنیم

من:باشه الان بلند می شم تو ربو لباستو عوض کن تا من بیام.

ریتا:باشه

10 مین بعد

- ریتا آماده ای؟

ریتا:آره

من:بریم

وقتی بیرون رفتیم آفتاب تازه تلوع کرده بود و نسیم ملایمی مو هایمان را نوازش میداد(چه رمانتیک )

- بریم؟

من:بریم


30 مین بعد

-اه اجب رطوبتی داره هوا همینجوری شر شر آب از بدنم می چکه

ریتا:رفتیم خونه باید یه دوش بگیرم دارم از این رطوبت هوا می میرم.

من:اهان رسیدیم اونجاست نگاه کن!

ریتا:آره چه خوشگله نگاه,نازی نگاش کن چه شاخکاشو قشنگ تکون می ده,آخی الهی ریتا برات بمیره من چیز زیادی درباره ی این گیاه نخوندم برم جلو ورش دارم بیارم خونه

من:ریتا نرو جلو ممکنه این گیاه خطرناک باشه

انگار که ریتا هیپنوتیزم شده بود رفت جلوی گیاه,گباه ثابت مانده بود و ریتا دستش را جلو برد تا گیاه را بگیرد ولی گیاه یکدفعه شاخت کایش را جلو برد و در بازو های ریتا فرو کرد.

به طرف ریتا دویدم ,ریتا به زمین افتاده بود,بهش گفتم: چی شده؟اما او فقط لبخند ملایمی زد یه ذره از این ملایم تر,بله او فلج شده بود

5 روز بعد

ایستاده بودم بالای قبر ریتا داشتم گریه می کردم و زیر لب می گفتم:ریتا بهت گفتم نزدیک اون گیاه نر. ممکنه خطرناک باشه


______________________
ریتا جان بهت بی احترامی نشده باشه یهو منو به دوئل دعوت کنی برای انتقام گیری


دیدگاه هر کس نشان






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.