جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  112 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  229 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  228 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  220 خواندن  1 نظر 

پاسخ به: کوچه ناکترن!!
ارسال شده در: یکشنبه 26 بهمن 1393 16:03
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنس از اتاق ارباب خارج میشه و شروع می کنه با خودش حرف زدن:
-آخه خبر از کجام بیارم ببرم واسه محفلی ها....سالازار خودت کمکم کن.
در همین حال
ناگهان
پـــــــــــخ[افکت برخورد پرنس با یه کسی]
پرنس به خودش اومد و اورین بلک رو دید که افتاده زمین.
-بچه [صفحه پیوندها] مگه کوری.
-شرمنده به مرلین اعصابم ریخته به هم. باید واسه محفلیا جاسوسی کنم ولی نمی دونم بهشون چی بگم
-اول به ارباب قضیه کتاب رو بگو بعد دنبال خبر واسه محفل باش
پرنس در حالی که داشت از ترس سکته می کرد گفت: یا سالازار شما از کجا می دونی؟؟؟؟؟؟
اورین در حالی که داشت آب و روغن قاطی می کرد گفت: [صفحه پیوندها] اون خونه مال من بوده با یه طلسم قدیمی بعضی وقتا می فهمم درباره چی حرف می زنن ولی خیلی زود از ذهنم پاک میشه این دفعه نمی دونم چطوری یادم نرفته.
-اوکی پس من برم به ارباب خبر بدم.

و دوان دوان از صحنه خارج شد....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: شنبه 25 بهمن 1393 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب بازم منم
درخواست مرگخواریت دارم


درخواست شما در حالت عادی رد می شه. چون فعالیتتون کم و منحصر به انجمن اسلیترینه. این کافی نیست. شما باید در ایفای نقش عمومی و خارج از تالار فعالیت کنین تا هم با میزان و شکل فعالیت و کیفیت نوشته هاتون آشنا بشیم و هم با طرز برخوردتون با دیگران. برای عضویت در گروه همه اینا مهم هستن.

درخواست شما رو یک هفته نگه می دارم. طی این یک هفته خارج از تالار اسلیترین پست بزنین. توجه داشته باشین که پست ایفای نقش باشه. نه تاپیک ارتباط با ناظر و صحبت و گفتگو و عضویت. کیفیت نوشته هاتون چیزیه که من می تونم کمکتون کنم بهترش کنین. ولی میزان و شکل فعالیتتون به خودتون بستگی داره.
پست هاتون رو می خونم و نکته های لازم رو بهتون می گم.

یک هفته بعد جواب این درخواستتون رو می دم.

ویرایش بعدی:یک روز بعد از درخواستتون، در دو پیام شخصی، نکته های لازم رو بهتون گفتم. یکی قبل از ارسال تنها پستی که در این مدت زدین و یکی بعدش...ولی اقدام دیگه ای از شما ندیدم.

تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/11/26 0:50:08
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/6 1:13:41
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: شنبه 25 بهمن 1393 17:01
نمایش جزئیات
آفلاین
رودولف: چیزه.....مثل اینکه لو رفتم......سلام

بلاتریکس:سلام و درد....کروشیو...سلام و کوفت....کروشیو.....مردک [صفحه پیوندها]

آورین: بلا بسه تو تالار زن و بچه نشسته فحش +18 نده

بلا: عمو ولم کن بزار نصفش کنم [باز هم صفحه پیوندها] تغییر شکل داده حرفای ما رو گوش میده

رودولف: به حرفای شما گوش نمی دادم دنبال قمه هام می گشتم سه تاشون گم شده می خوایم با انجمن آنتی ساحریال بریم عملیات کنیم قمه کم داریم

آورین: به حق حضرت خشتک، عملیات بود به من نگفتی

رودولف: خواستم سر راه با تسترال بیام دنبالت با هم بریم قرارگاه

ارباب در حال نگاه کردن به رودولف و آورین: بوقی ها انجمن و عملیات و.... چیه زود توضیح بدید

رودولف: ارباب شما که در جریانید همون انجمنیه که اون روز بهتون گفتم در ضمن ارباب اون کارها رو من نکردم آورین شاهد

ارباب: آورین رودولف چی میگه

آورین: راست میگه ارباب برای اینکه دیشب کل انجمن رفته بودیم تجسس

سیوروس: یا سالازار کبیر پس کار کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ــــــــــــــــــــــ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 18 بهمن 1393 16:46
نمایش جزئیات
آفلاین
مد شده همه جایگزین می کنن
اینم جایگزین بشه
-------------------------------------
نام:آورین

نام خانوادگی:بلک

وضعیت خونی:اصیل زاده

جنس:مذکر(پ ن پ می خواستی مونث باشم)

گروه:اسلیترین(توقع داشتی تو هافل باشم آخه...)

ظاهر:قدی بلند,موهایی تیره و چشمانی قهوه ای

تیکه کلام:یا حضرت خشتک....

چوب دستی:۳۵ سانت چوب درخت گردو و پر سیمرغ

سپر مدافع: alpha wamp-wolf (همون دورگه خون آشام و گرگینه منتها از نوع آلفا)

همسر:ولبورگا بلک

فرزندان:ریگولوس و سیریوس بلک

توانایی ها: طلسم های دفاعی و طلسم های سیاه(خانه شماره 12 گریمولد توسط من طلسم شده که ای کاش نمی کردم و خونه پایگاه این ارتشیا نمی شد)

حیوان خانگی: این بچه بازیا چیه آخه,بزرگ بلک ها و جک و جونور....واقعا که

زندگی نامه:
در شبی طوفانی کودکی در خانواده بلک متولد شد که او را آورین نامیدند
او در دوران کودکی مطابق رسوم خانوادگی با جادوی سیاه آشنا شد
از همان دوران کودکی مشنگ ستیز بود و در بسیاری از موارد مشنگ ها را با طلسم کروشیو آزار می داد
در دوران هاگوارتز به دلیل دارا بودن خون خالص و نژاد برتر در بهترین گروه هاگوارتز یعنی اسلی ترین افتاد
پس از دوران تحصیل با ولبورگا بلک ازدواج کرد
ثمره این ازدواج سیریوس بلک و ریگولوس آرکتوس بلک بودند
در دوران ظهور لرد سیاه آورین و خاندانش به او پیوستند و در خدمت ارباب بودند
پس از غیبت لرد سیاه آورین با استفاده از روش هایی باستانی خود را طلسم کرد تا وقتی که ارباب به پا خیزد دوباره بتواند در کنار او باشد و به لرد سیاه خدمت کند
ولی طلسم اشتباه عمل کرد و آورین را به دوران 11 سالگی باز گرداند و او دوباره مجبور شد که به هاگوارتز برود


جایگزین شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/11/18 20:30:55
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: آیا ممکنه که اسنیپ یک جانور نمای ثبت نشده باشه؟
ارسال شده در: شنبه 18 بهمن 1393 16:10
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنیپ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جانورنما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا حضرت خشتک.....به حق زیر شلواری مرلین
این حرفا چیه مومن
آخه به سیوروس می خوره جانورنما باشه
برو توبه کن تا ندادم بچه ها با اره برقی دنبالت کنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: دوست داري جاي كدوم يكي از بازيگر هاي هري پاتر باشي؟
ارسال شده در: دوشنبه 6 بهمن 1393 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب
اگه نشد يه مرگخوار
کلا موجود خبيثيم دست خودم نیس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: انجمن آنتي ساحريال
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1393 17:04
نمایش جزئیات
آفلاین
آورین بلک از تو تاریکی مثل یه oni ظاهر شد و یه فرم داد دست رودولف

نام:
آورین بلک

وضعیت تاهل:
با دوتا بچه میخوای مجرد باشم اخه

طول و کافتی سبیل:
به آواتارم نگاه نکن واسه وقتیه که 17 سالم بود
الان سبیل دارم دو برابر سبیلات

انگیزه:
مبارزه با زن ذلیلی

و باز در تاریکی ها محو شد...........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: آیا جادو و جادوگری وجود دارد؟چرا؟
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1393 16:49
نمایش جزئیات
آفلاین
جادو به احتمال زیاد وجود داره ولی نه به این صورت که در داستان ها اومده
جادو تو اکثر فرهنگ ها وجود داره
مثل گرگینه ها یا مانتیکور ها { در افسانه های ایرانی به نام مردخوار شناخته میشه}که حتی تو افسانه های قدیمی ایرانی هم وجود داشتن
برای مثال برای گرگینه یه همچین متنی اومده:
{و هرکه در شب ماه کامل کمربندی از پوست گرگ بر میان ببندد و در زیر مهتاب بر روی چمن بخوابد همچو گرگ شود و تا طلیعه آفتاب در شکل گرگ باشد}

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1393 16:28
نمایش جزئیات
آفلاین
بلاتریکس: ارباب اگه میشه یه لحظه به من فرصت بدید......کروشیو رودولف......کروشیو.......کروشیو
-بسه دیگه بدبخت به شهر سیاحتی گ*ا مشرف شد من میرم چندتا مشنگ بکشم بیام تا وقتی که برگردم فرصت دارید.
ارباب این را گفت و از اتاق خارج شد.

رودولف:حالا چی کار کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بلاتریکس:تو یکی خفه شو مرتیکه.......[بوق سانسور]
-بلا عمو جان آروم باش اینجا زن و بچه نشسته فردا آنجلینا نجینی جلو ارباب فحش بده ارباب به شخصه ما رو به شهر توریستی و سیاحتی گ*ا مشرف می کنه.
[در جواب ملت همیشه در صحنه که می پرسن چرا آورین به بلاتریکس میگه عمو آروم باش باید بگم که بلاتریکس برادرزاده آورینه]

رودولف: آورین دستت درد نکنه الان می خواست دوباره کروشیوییم کنه
بلاتریکس:رودی خفه شو. فعلا باید ببینیم چجوری به این حرف زدن یاد بدیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس


پاسخ به: اگر دامبلدور نمیمرد،دوست داشتیددوست داشتید به جاش کی میمرد؟
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1393 16:04
نمایش جزئیات
آفلاین
معلومه دیگه
اگه از اول هری کشته می شد هیچکی اینهمه دردسر نمی کشید
لرد سیاه کنترل رو به دست می گرفت
این وسط فقط چند تا مشنگ کشته می شدند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوباره اومدم جلو چوبدستی به دست/سه سوته میکشمت پس از من بترس