جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ به: ۩کافه ریون۩
ارسال شده در: دوشنبه 25 تیر 1397 17:16
نمایش جزئیات
آفلاین
- اون چیز نازک که بال مگس نبود. بود؟
- بود.
- پس بال مگس رو از دست دادیم.
- دقیقا.
-
- اهم... اهم...
- ببند آمبریج. بدبخت شدیم!

ریونکلایی ها همه با صدای جیغ بیدار شدند و به جدیدترین بدبختی خود نگریستند.

- حالا چیکار کنیم؟
- قهر کنیم.
- ههعهعهو!
- واسه کنکور درس بخونیم!
- اهم... اهم...
- ببند آمبریج. بدبخت شدیم!
- اینو که یه بار دیگه هم گفتی.
- خواستم عمق فاجعه رو بفهمین.

آنجا بود که ملت شریف و شهیدپرور ریون عمق فاجعه را متوجه شدند. اما آنها باهوش بودند. آنها کم نمی آوردند. آنها می دانستند باید چه کنند!

- بهترین خاک، خاک جنگل ممنوعه است.
- نه! نه! باید از یه کشور دیگه خاک وارد کنیم.
- وطن فروش!
- حالا که شما درمورد جنس خاکی که قراره بر سرمون بریزیم دعوا می کنین، پس من یه موز برداشتم.
- بابا اهم... اهم...
- آمبریج ببند دیگه! مگه نمی بینی وسط جلسه مدیریت بحرانیم!؟ اصلا کی تو راه داده تو تالار ما؟
- بابا من اصن آمبریج نیستم مادرسیریوسا! من مامور وزارت بهداشت ام! اومدم بگم کافه تون پلمب شده!

ریونکلاو گروه باهوش ها بود. گروهی که روونا به آن افتخار می کرد. گروه برنده جام هاگوارتز. گروه برنده جام کوییدیچ. گروه برتر کل جهان!

اما خب... کسی نمی دانست پلمب چیست.

- بچه ها فک کنم این اومده به خاطر تلاش های زیادمون برای کافه بهمون جایزه بده.
- جایزه چیه! پلمب شدین. از سال 92 اون کافه لامصبو ول کردید رفتید دنبال مشتری. همه جاشو موش و سوسک برداشته. بهداشت گفته باید ببندید.
- ببندیم؟
- فکر کنم زیاد بهش گفتیم ببند ناراحت شد. الان داره انتقام می گیره.
- شما جدی جدی باهوشای هاگوارتزین؟ یعنی تعطیل کنیم! دیگه هم باز نشه!
- خب تا الان هم که مشتری نداشت و تعطیل بود.

مامور بخت برگشته به هوش و ذکاوت ریون و روح پر فتوح روونا درود فرستاد و ریونی ها را به حال خود رها کرد.
تا شاید بالاخره روزی متوجه شوند پلمب یعنی چه!

پایان سوژه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: سالن ورزشي دياگون
ارسال شده در: دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین

ریونسلی


تیم دانا !


دای لوولین و نارسیسا مالفوی



- بله بله با سلام و درود خدمت جامعه جادوگری، در خدمت شما هستیم با مسابقه "پدرِ برتر!" شرکت کنندگان رو بهتون معرفی میکنم، اولین پدرِ شرکت کننده "پدر ژپتو!"
- چوبی بمان پینوکیو! چوبی بمانید مردم!
- بله با تشکر از پند های ایشون، شرکت کننده دوم، "پدر پسر شجاع!"
- نرو بالای کوه پسر شجاع! نرید بالای کوه مردم!
- ایشون هم پندهای بسیار خوبی دارن. شرکت کننده سوم، "لرد ولدمورت" که پدر بسیار موفقی نیز هستند.
- ما برنده ایم.
- و پدر آخر که با این که شایعت زیادی مبنا بر پدر خوبی نبودن پشت سرشه اما با این حال شرکت کرده. "تام ریدل پدر!"
- آوادکداورا!
-
- چوبدستی مون دچار نقص فنی شده. گاهی ازش طلسم در میره.
- آها... خب مراحل رو شروع میکنیم. لطفا شرکت کنندگان همراه با فرزندان دلبندشون در جایگاه حاضر بشن.
- پجر! پجر!
- فیس. فیس.
- جیگرم! جیگرم!
- اوه! مثل این که متاسفانه پینوکیو دوباره با دوستان ناباب گشته. پس مجبوریم ایشون و پدرشون رو از دورِ مسابقه حذف کنیم. مسابقه بین پدر پسر شجاع و لرد بر گذار میشه که برنده لقب بهترین پدر رو دریافت می کنه. پدر ها باید پیست مسابقه رو با فرزندشون طی کنند و هر کسی که زودتر به خط پایان برسه برنده میشه.
- پجر! پجر! ما باید برنده شیم!
- پسر شجاع! پسر شجاع! ما باید برنده شیم.
- پدر پسر شجاع و پسر شجاع راه افتادن و کمی از پیست رو هم طی کردن، ولی همونطور که می بیند لرد و نجینی هنوز در خط شروع ایستادن. فکر میکنم مشکلی پیش اومده.
- آخه یعنی چی که چون شام برات پیراشکی نگرفتیم؟ نمیری؟ ما که پنج تا از یارانمون رو دادیم خوردی!
- فیس!
- در حالی لرد و نجینی عهنوز شروع نکرده اند، پدر و پسر شجاع دارن به خط پایان نزدیک میشن، اوه بله الانه که دیگه خط رو رد...
- آوادکداورا!
-
- ما که گفتیم چوبدستی مون دچار نقص فنی شده.
- لرد پدر برتر شد. فرار کنین تا بقیه مون دچار نقص فنی نشدیم. خدافس.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 20 فروردین 1397 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
- چیکار کنی رودولف؟

بلاتریکس که به تازگی از دست روح نجات یافته بود، اکنون با خشمی وصف نشدنی به رودولف می نگریست.

- ام... هیچی... خوبی؟

بلاتریکس رودولف را کشان کشان به گوشه ای برد تا انتقام تمام این مدت را از او بگیر و از کادر خارج شد.

در حینی که مرگخوارا در حال بحث کردن بودند لایتینا به سمت دیوار رفت و با پخش اهنگی غمگین شروع به عزاداری برای هدفون از دست رفته اش کرد.

- پیس پیس... به نظرت نمیدونه جادوگره و میتونه درستش کنه؟
- نه فکر نکنم.
- تو کیفش چسب نداره؟
- وسایل تو کیفشو خراب کنیم شکنجه بشه.

مرگخواران خوشحال از کشف خود به سمت لایتینا و کیفش حمله و شروع به بیرون کشیدن اولین چیزی که دستشان به آن می رسید کردند.

- بِکش! بِکش!
- چرا انقد سنگینه؟

بالاخره با سعی و تلاش و همکاری مرگخواران، تکه ای از وسیله ای که در کیف لایتینا بود پیدا شد.

- این چیه؟
- چرخه؟
- ماشینه؟

لایتینا با خوشحالی اعلام کرد:
- تراکتور!

خراب کردن وسایل انقدر هم کار ساده ای نبود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 19 فروردین 1397 01:37
نمایش جزئیات
آفلاین


با سلام و درود و تشکر از یوآن صورتی که دعوتت نمود بشینی رو قلم پر میریم که بپرسیم سوالات رو. یدونشم جواب ندی میکشمت. :|

1- چرا؟
2- چطور؟
3- چگونه؟
4- چرا جادوگران؟
5- چرا ریونکلا؟
6- چرا گریفو ول کردی؟
7- چرا محفلو ول کردی؟
8- چرا اورلا رو ول کردی؟
9-با این دسترسی مدیریت بقیه گروه هارو نگاه میکنی؟ نخواستی بری اسلی یا هافل مثلا؟
10- چی شد که موندگار شدی؟
11- چرا یوآن صورتی شده؟ :|
12- مدیریت خوبه؟ ناظر بودن چطور؟
13- چرا انقد خرخونی؟
14- بر همگان واضح و مبرهن است که منو تو کل سایت از همه بیشتر دوس داری، ولی حالا بعد من دیگه با کیا راحتی؟
15- از کی خیلی بدت میاد؟ نام ببر.
16- گندی زدی تو سایت که بخوای برای بچه های تو خونه تعریف کنی؟ بگو بگو.
17- کراش نداشتی تو سایت؟ نام ببر.
18- دیگه چه خبر؟ :|
19- صحبت خاصی با من نداری بگی؟ نکته ای؟ نصیحتی؟ :|
20- عزییییییزم؟

فعلا همینا بود اگه سوال دیگه ایم یادم اومد میام اضافه میکنم. خدافز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: تالار عمومی ریونکلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 اسفند 1396 00:29
نمایش جزئیات
آفلاین
لایتینا از این همه توجه خوشحال میشه، حامدپهلان پلی می کنه و شاد و شنگول شروع می کنه به قر دادن و کلا ملت و ایده ـش رو فراموش می کنه.

ملت:
لایتینا:

- سرچ کن دیگه!
- چی سرچ کنم؟
- منطقه اطراف دورمشترانگ.
- بلد نیستم.

ملت ریونی و هافلی پوکرفیس و ناامید شدند. لایتینا تنها کسی بود که وسایل مشنگی داشت. هدفون داشت. لپتاپ داشت. لایتینا لاکچری بود!

- شوخی می کنی دیگه؟
- نه!

- هیچکس ایده دیگه ای نداره؟ ایده ای که بتونید اجراش کنید البته.
- ههههعععععععع هییییییی هووووع!

ملت دوباره مشتاق می شن و فکر می کنن که این ایده دنیس حتما دیگه نجاتشون میده، پس با شوق زل می زنن به کرم تا براشون ترجمه کنه.

- چیز خاصی نگفت که! سرفه کرد.

ریونی ها و هافلپافی ها دور هم دیگه جمع می شن و می شینن گریه می کنن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: ماجراهای مرموز مدرسه هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 27 مهر 1396 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
دای و سوزان


- سوزان! سوزان! بیدار شو!
- چیشده؟
- ام... گروه بندی. معجون. دنده کبابی!
- باشه. خوش بگذره.
- دنده کبابی!
- خب برو از آشپزخونه بیار!

دای اندیشید. فکر خوبی بود. در حالی که دیگر گروه ها با سختی و مشقت به دنبال ماده اولیه خود می گشتند؛ دای و سوزان با آرامش کباب می خوردند و سپس با یک پرس اضافه عنوان قهرمانی را از آن خود می کردند. انتخاب دنده کبابی از بهترین انتخاب های عمر دای بود.

- ما برنده ایم!
- وقتی خواستن جام رو بدن بیدارم کن.

دای دست سوزان را گرفت و به مقصد کبابی مورد علاقه اش آپارات کرد.

پاق!

- کجا آقا؟! کجا؟ هاگوارتزه خیر سرمون! آپارات نداریم! پیاده برین.
-

کبابی

- اره دیگه. دو تا پرس می خوریم. یه دونه ام می بریم که برنده شیم.

- آبجی شما ساقیت کیه؟ شمارشو میدی؟

چهره سوزان ترکیبی از و شد؛ که متاسفانه به دلیل کمبود شکلک در سایت از پرداختن به آن معذوریم. از خواننده تقاضا می شود از تخیل خود استفاده کرده و به بهترین تخیلات نیز، در طی یک قرعه کشی، جوایزی نفیس اهدا خواهد شد.

هاگوارتز


- پس پرچ ـمون کو؟
- کدوم پرچم؟
- همون که باید بازگشت قهرمانانه ـمون رو تبریک بگه دیگه! پیدا کردن ماده اولیه در طی این مدت زمان کم. اول شدن در هافلکلاو. بیدار نگه داشتن تو.
- ما تو خوابگاه هافل یه پرچم داریم حرفم میزنه. برم ببینمش؟

دای با ناراحتی وارد سرسرا شد و به خودش یادآوری کرد که در طی سخنرانی برنده شدن ـش از این نامهربانی گلایه کند. آیا آنها لیاقت یک حلقه گل به دور گردن ـشان را نداشتند؟

- با این که برخوردتون با ما درست نبود، ولی ما بردیم. بفرمایید!

ناظرین همگی شگفت زده شدند! چطور این گروه توانسته بود به این زودی دنده تسترال را پیدا کند؟ آیا آنها تقلب کرده بودن؟ تبانی با تسترال ها؟ خفنیتِ خودشان؟

- دای! این کبابه! کباب اصلا تو مواد معجون نیست.
- نه! نه! اشتباه نکنید! این دنده کبابیه!

ناظرین به یک دیگر نگاه کردند. یک نفر باید حقیقت را به آنها میگفت.

- باشه ولی چیزی که شما باید بیارین دنده تستراله. نه کباب دنده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: كلاس طلسم ها و وردهاي جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1396 21:54
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1396 21:48
نمایش جزئیات
آفلاین
فلش بک

- باختی! باختی! شرطو باختی! یه روز باید بری تو دنیای ماگلا.
-

پایان فلش بک!

پاق!
- هووو مردک وسط خیابون برا چی می پری کوری مگه؟

دای ترسیده از بوق و فحاشی مرد خودش را به کنار خیابان پرت کرد و از شانس خوبش دوباره با شخص دیگری برخورد کرد.
- اوی آقا مگه کوری؟ چه خبرته؟ امنیت نداریم ما از دست شماها!
- کسی مزاحم تون شده آبجی؟

دای در حالی که فحش زیرلب نثار لایتینا و این شرط عجیبش می کرد به داخل یکی از درهای باز فرار کرد.
- می تونم کمکی بهتون بکنم؟ برای اهدا اومدید؟

دای به اطراف نگاه کرد. همه جا سفید بود. حوری هایی با لباس های سفید به مردم کمک می کردند. تخت ها پر از انسان های فداکاری بود که برای بقای نسل خون آشام ها خودشان را فدا می کردند. خون همه جا در بسته بندی های مرتب و زیبایی به چشم می خورد. همه آماده نوشیده شدن!

- اینجا بهشته؟
- نه!
- پس کجاست؟
- مرکز اهدای خون.
- اسم دیگه بهشت!
- می خواید اهدا کنید؟
- نه. مصرف کننده ام!
- درخواست تزریق دارید؟ باید نامه از پزشک بیارید.
- چی؟
- نامه از پزشک بیارید. که بدونیم نیاز به خون دارید واقعا. بعد بقیشو هماهنگ می کنیم.

اشک در چشمان دای جمع شد. پزشک؟ نامه؟ پس از این همه سال زندگی شرافت مندانه، حال یک پزشک باید خون آشام بودن او را تایید می کرد؟ اینقدرحقیر؟

- نمیشه خودت دندونامو نگاه کنی؟
- ببینید... من یه آدرس براتون می نویسم. امروز برید اونجا. خودتونو معرفی کنید. بررسی می کنن.
- خون میدن؟
- اوه! آره. البته.

دای با خوشحالی خودش را به آدرس نوشته شده رساند.
- اینجا دیگه خود بهشته هم بزرگه هم سفیده، هم... اسمش عجیبه! ماگلن دیگه. ولی "تیمارستان" آخه؟!

و با خوشحالی پا به درون ساختمان نهاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 01:13
نمایش جزئیات
آفلاین
اعلام آمادگی برای شرکت در دوئل و کلاس طلسم ها! حریفِ سوزان بونز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: انبار وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 مرداد 1396 00:05
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاهک ها پوکر فیس شدند. به همدیگر نگاه کردند. بیشتر به همدیگر نگاه کردند. به عکس کیم جونگ اونِ جذاب نگاه کردند. دلتنگ وطن شدند.

نقل قول:
به یاد کره شمالیِ زیبا...
به یاد وطنی آزاد...


کلاهک ها همینطور که دلتنگ وطن بودند، زندگی خود را به یاد آوردند. از همان زمان طفولیت که مادرشان قصه ترامپ شیطان بزرگ و کیم جونگ اون و کلاهک سحر آمیز را برایشان تعریف می کرد. چه رویاها که در سر نپرورانده بودند.

نقل قول:
نابودی کامل آمریکا...
حذف اسرائیل از روی نقشه...
برگذاری مراسم ختم پدرِ "کیم" در کاخ سفید...


- آیا ما بهترین سلاح های جهان نیستیم؟
- هستیم! هستیم!
- چیزی از نهنگا کمتر داریم؟
- نه!
- پس خودکشی دسته جمعی کنیم!

و اینگونه بود که کلاهک ها خود را یکی یکی منفجر کردند و هشتاد درصد جمعی جهان نیز شهید شدند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن