انصرافحتما!
پس این دفعه من این رو جوری نوشتن میشم که انگار خودت این شعر رو سرودن کردی.
از کهکشان اومدن شد زمین بی بال پرواز
مثل شهاب اومدن شد از آسمون با یه راز
برداشتن کرد اون بچه رو بعد شدن شد قصهمون آغاز
رابستن
تو شهر چرخیدن میشه و ایسگا شدن میشه با یه اشاره
توی فضایی احمق بودن هم نظیر نداشتن میشه
شوخ و احمق، کند و آبی، ضعیف و ترسو
رابستن
اگر خواستن میشی که بازم احمقانهتر نوشتن بشم، بهم گفتن شو.
سلام کردن میشم.
من دوباره برگشتن شدم. از شعری که براتون نوشتن کردم خوشتون اومدن شد؟ همهش کار خودم بودن شد. این مدت که نبودن شدم روی نوشتن شعر و داستان کلی کار کردن شدم.
دلتون برام تنگ شدن شده نه؟ مطمئن هستن میشم که شدن شده. مگه شدن میشه که کسی برای این فضایی کلهکدو دلش تنگ نشدن بشه. این مدتی که نبودن شدم چیکارا کردن شدین؟ به من فکر کردن میشدین نه؟ حق داشتن میشین. حتما با خودتون گفتن میشین که این مدت که رابستن نبود میشده، داشتن میشده چیکار کردن میشده نه؟ باید بهتون گفتن بشم که هیچکار. همون کارهایی که قبلا کردن میشدم. بهترین پدر دنیا بودن. کل وقتم رو صرف بچه گذروندن میکردم. کلی با هم سفر کردن شدیم. کلی خاطره ساختن شدیم. واقعا دوست داشتن میشم که خاطراتمون رو براتون تعریف کردن بشم. همهجور خاطرهای بودن میشه ولی اینجا وقت کم بودن میشه. حتما سر وقت این کار رو کردن میشم.
حس کردن میشم که برای الآن کافی بودن میشه. مراقب خودتون بودن بشین.
تایید شدن کردم. خوش برگشتن شدی.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج















