هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۳۵:۴۷ شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰
#1
سلام✋
نام :بیل(ویلیام)ویزلی

رنگ مو :نارنجی

تاریخ تولد: 29 نوامبر 1970

شغل:بانک گرینگوتز

رنگ چشم:سبز آبی

بازیگر در فیلم:دامنل گلیسون

بیل ویزلی بزرگ‌ترین پسر خانوادهٔ ویزلی است. او در مدرسه جادوگری هاگوارتز و در گروه گریفیندور تحصیل کرد. او در سال پنجم به درجه ارشد و در سال هفتم به درجه سرپرستی دانش آموزان نائل گردید.

سپس در بانک جادوگری گرینگوتز شاغل شد و در مصر مجبور به خدمت گردید.

در نهایت وی در زمان تدریس زبان انگلیسی به یکی از کارکنان فرانسوی بانک فلور دلاکور با او آشنا شد. سپس به او علاقه‌مند گردید و با او ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام‌های ویکتوار، دومینیک و لوئیس شد. ویلای صدفی در حومه تین‌ورث زندگی می‌کند.

سلام. تایید شد!


ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۲:۰۳:۱۷
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۲:۱۸:۲۳
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۵:۱۹:۱۷
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۵:۲۱:۴۶
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۷:۱۹:۵۷


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱:۲۰:۰۶ جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰
#2
سلام کلاه گروه بندی:
من عاشق گروه گرفیندور و اعضای اونم مخصوصا هری و رون و هرمیون و همیشه دوست داشتم منم مثل اون سه تا بودم . منم مثل اونا مهربونم و مثل هری پاتر ماجراجو هستم.
لطفا لطفا لطفا منو توی گرفیندور بنداز ❤❤
سپاس😘

سلام فرزندم. کاش دو اولویت به این کلاه فرتوت می‌دادی تا بتونه بهتر تصمیم بگیره... به هر حال،

گریفیندور!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۰:۴۲:۴۱
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۷:۲۲:۴۳


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی.
پیام زده شده در: ۲۱:۴۴:۳۹ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰
#3
همراه پروفسور مک گونگال وارد سالن شدیم هیچ وقت توی عمرم حتی توی خواب هم سالن به این باشکوهی ندیده بودم ،هزاران هزار شمع معلق توی هوا شناور بود و سقفی که آسمون بیرون قلعه رو منعکس میکرد،انگار آسمون واقعی بود!
یک میز بلند وزیبا مخصوص اساتید داخل سالن بود که همه اساتید روش نشسته بودند.
دوباره به بالا نگاه کردم و چشمم به پروفسور مک گونگال خورد که کلاه جادوگری بزرگی رو روی چهارپایه میگذاشت ،یکهو کلاه شروع به صحبت و شعر خوندن کرد،همه با تعجب به اون نگاه میکردن.
بعد از پایان شعر همه برای کلاه دست زدیم و اونو تشویق کردیم بعد کلاه تعظیم کرد و روی صندلی فرود اومد.
پروفسور مک گونگال لیست بلند بالایی رو آورد و دونه دونه دانش آموزا رو صدا میزد و میرفتن کلاه رو روی سرشون میگذاشتن و گروه اونها از بین گریفیندور، اسلیترین،ریونکلاو و هافلپاف مشخص میشد .
رون گفت:«وای چقد خوب فقط یک کلاه میگذاریم روی سرمون و گروهمون مشخص میشه ،فرد بهم گفته بودباید با یه دیو کشتی بگیریم.»
اسم رون خونده شد و اون کلاه رو گذاشت روی سرش کلاه گفت :به به یه ویزلی دیگه خب... تو هم برو پهلوی برادرات توی گرفیندور، رون خوشحال رفت پهلوی جرج و فردو پرسی.
یکهو اسم منو خوندن تو سالن همهمه و پچ پچ به پا شد همه میگفتن هری پاتر معروف همون که از دست اسمشونبر جون سالم به در برد ،وای اون اینجاستتت!
من رفتم بالا و کلاه رو گذاشتم روی سرم همش دعا دعا میکردم توی اسلیترین نیفتم چون همه میگفتم گروه بدیه و اسمشونبر قبلا تو اسلیترین بوده.
کلاه داشت افکارمو میخوند و گفت خب پس اسلیترین نه ام..... پس گریفیندور، من خوشحالو خندان به سوی رون رفتم .
بعد از مراسم و خوشامد گویی پروفسور به ما بخاطر ورودمون به هاگوارتز ما به همراه پرسی برادر بزرگ رون که ارشد گروه گریفیندور بود توی راه پله های متحرک به سمت تالار عمومی گرفیندور رفتیم .
جلوی نقاشی یک زن چاق وایساده بودیم ،پرسی کلمه عبور رو گفت و قاب کنار رفت و ما وارد تالار شدیم .
بعد از مدتی گشتن من و رون رفتیم به خوابگاه .من تو تخت خودم غلت میخوردم.
اون شب احساس میکردم بهترین شب عمرم تا اون زمان بود:)



تایید شد.
مرحله‌ی بعد: گروهبندی!


ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۹ ۱۱:۲۷:۲۴
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۹ ۱۱:۲۹:۱۵
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۰ ۰:۰۲:۰۶






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.