هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۳:۳۶:۳۳ سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
#1
سلام
شجاعت
مهربان
قادر
کمک به دیگران
هم فکر
یاد دادن به دیگران در مورد چیز های دیگر
آرامش
احترام به دیگران
هدایت آدم های بد به خوبی

امید وارم گروه خوبی برم با تشکر ❤


---

هافلپاف

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۸ ۱۴:۰۲:۲۱


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۵:۳۳:۲۵ دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
#2
بد شانسی
بچه ها ی هری و رون زمانی که سوار قطار میشن که برای سال ۲ برن به هاگوارتز بچه ها در حال صحبت بودن
بچه ی رون: البوس برای سال۲ داریم میریم به هاگوارتز من که هنوز شوخ و اشتیاق پارسال رو دارم
بچه ی هری (البوس):آره منم .
ناگهان قطار وست راه می ایستدد تمام بچه ها متعجب که چی شده راننده ی قطار میگوید که قطار خراب شده و باید صبر کنید که هاگرید بیاید به کمکم که قطار را درست کنیم بچه ها هم تو کوفه هاشون منتظر هاگرید بودم و با هم حرف میزدن یکی از بچه ها میاد و میگع :شما حلزون منو ندید که ناگهان البوس میگه:اونی نیست که رو پاته؟
و اون بچه با حلزونش به کوفه ی خودش میرود
بلخره هاگرید میرسد و بعد از ۱ ساعت قطار را درست میکنن هاگرید به کوفه ی البوس میرود و به آنها سلام میکند و از قطار میرود

قطار ساعت ۱ شب میرسد به مدرسه و تمامی بچه ها به اتاق هایشان میروند
فردا صبح بعد از خوردن صبحانه بچه ها باید به کلاس معجون سازی بروند اما البوس خواب می ماند و دیر به کلاس میرسد و برای گروه اسلیدیرین ۵ امتیاز منفی میاره،
در گل خانه ها می خواستن بچه ها را با گیاه مهر گیاه آشنا کنن که ناگهان صدای جیغ گیاهان سر البوس را درد میکرد و گیاه از دستش می افتد و اون گیاه میمیرد و باز ۵ امتیاز منفی
البوس نمی دانست که این بلا ها چرا به سر او میاید او در کلاس ها ی مخطلف بچه ها را چک می کرد تا اینکه فهمد یکی از بچه ها ی اسلیدیرین که از البوس خوشش نمی آمد قبل از هر کلاس و داخل قطار وردی را با چوب دستی انجام میداد که داخل ورد ها اسم البوس بود این اتفاق را به مدیر گفت و اون دانش آموز را تنبیه کرد و بعد آن هیچ اتفاق بدی برای البوس نیفتاد
پایان ❤


داستانت هنوز هم خیلی جای کار داره و لازمه که تلاش بیشتری بکنی تا بتونی یه پست نسبتا بی‌نقص بنویسی. با اینکه به نقد قبلی‌ای که گرفتی گوش دادی و سعی مردی طبق اونها بنویسی، اما هنوز هم اشکالاتی هست. برای مثال، غلط املایی زیاد داری. مثل «مخطلف»، «وست»، که باید «مختلف» و «وسط» باشن. یا اینکه از نقطه، ویرگول و علامت‌های مختلف خیلی کم استفاده کردی، یا اصلا استفاده نکردی. ازت می‌خوام پست‌های بیشتری رو توی سایت بخونی و سعی کنی هر روز بهتر از قبل بنویسی. اما فعلا، و با توجه به اینکه به نقدهایی که می‌گیری گوش می‌دی و تلاش می‌کنی،

تایید شد!


مرحله‌ی بعد: گروهبندی!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۸ ۰:۴۵:۰۰


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۹:۴۴:۰۰ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#3
شخصیت من
مهربان
جلوگیری از بدی ها
هدایت آمد ها ی بد به خوبی
احترام گزاشتن به همه
آرامش
قدرت


---

متوجه شدم که مدیرا راهنماییت کردن و مطلع هستی که باید مراحل ایفای نقش رو به ترتیب طی کنی. پس تاییدیه کارگاه داستان‌نویسی رو بگیر و دوباره برگرد تا گروهبندیتو انجام بدم. منتظرم.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۶ ۲۲:۴۳:۲۶


پاسخ به: چه چیزی بدتر از مرگ وجود داره؟
پیام زده شده در: ۱۹:۲۶:۵۵ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#4
دیدن مرگ خوانوادت و کسانی که دوستشان داری



پاسخ به: ولدمورت چی نداره ؟
پیام زده شده در: ۱۹:۱۸:۳۴ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#5
ولدمورت
او قدرت بسیار زیادی دارد
اون بسیار بد جنس است
ستم کار است
او عشق ندارد
چشم دیدن انسان ها را ندارد
فقط به رسیدن به حدف کار های بد خود فکر میکند حتی اگر مجبور باشه خانواده ی خودش هم اگه بود میکشت



پاسخ به: قوی ترین ساحره
پیام زده شده در: ۱۷:۵۵:۴۷ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#6
پرفسور مگ گناگاه چون از نیروی جادویش برای کار های خیلی و تعلیم به دانش آموزان استفاده میکنه



پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶:۴۳ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#7
امروز یا دیروز
در یه روز آفتابی در هاگوارز که دانش آموزان درس می خواندن یه اتفاق اجیب افتاد کل مدرسه لرزید
تمام دانش آموزان ترسیدن دانبلدور به پرفسور اسنیپ میگوید تمام بچه ها را در سالن غذا خوری جمع کند که بفهمن این صدا از کجا آمده آنها هرکجا را گشتن اما چیزی را پیدا نکردن فردا و پس فردا بازم لرزش تا اینکه ۳ دانش آموز که همه آنها را می شناسن یعنی هرمیون ،رون،هری پاتر
آنها هم رفتن به دنباله لرزش اما دیدن که قبل از لرزش ها درخت بید می لرزد و بعد زمین آنها به دانبلدور گفتن و پرفسور ها فهمیدن که یه موش کور بزرگ در زیر درخت زندگی میکند و زمانی که درخت می لرزد او زمین زیر هاگوارتز را میکند آنها با کمک هاگرید موش کور را گیر میندازن و به اداره ی کول تهویل میدن و این ماجرا به خوبی تمام میشود


داستانت خیلی خیلی خیلی کوتاهه. یکم بیشتر راجع به اتفاقایی که میفته بنویس، حتی می‌تونی گفتگوهایی که بین شخصیتا رد و بدل می‌شه رو هم بنویسی. پس لطفا یه تصویر از تصاویر کارگاه داستان‌نویسی انتخاب کن و راجع بهش بنویس.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۴ ۱۸:۱۲:۱۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۲۶:۲۷ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
#8
نام:روشا
فامیل:اصغری
سن:۱۲
قد:159
وزن:۵۶
علاقه مند : یاد گیری جادو،کمک به دیگران
گروه بندی:هافلپاف
شخصیت:زن
نژاد :دورگه
چوب دستی:چوب درخت سرخ رنگ آلمانی
اخلاق :خوب در زمانی اصبانی و مهربان
درس:معجون سازی ،دفاع شخصی،طلسم ها و جادو ها،حیوان شناسی
حیوان خانگی :سگ
پاترونوس : گرگ
چشم:قهویی
محل زندگی پردیس
زندگی :
مهربان کمک به دیگران احترام به حمه جلو گیری از ادم های بد


هنوز توی کارگاه تایید نشدی و گروهبندیتم انجام نشده. پس لطفا صبر کن و مراحلو به ترتیب زیر طی کن:

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.

در ضمن شخصیتی که انتخاب می‌کنی حتما باید از لیست شخصیت‌ها باشه و سعی کن یکم بیشتر راجع بهش توضیح بدی.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۴ ۱۸:۱۶:۲۸






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.