جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
صفحه اصلی خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
بالای صفحه
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

38 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
37
مهمانان
1
عضو
×

فن‌ فیکشن‌ها

اطلاعیه مرداب هالادورین: فروشگاه چوبدستی‌گستران برای اولین‌بار با ارائه چوبدستی‌های خاص در خدمت شماست! این فرصت استثنایی رو پیش از این که چوبدستی مورد علاقه‌تون خریداری بشه از دست ندین!
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ: کلاه گروه‌بندی
ارسال شده در: چهارشنبه 12 آذر 1404 00:19
نمایش جزئیات
آفلاین
گابریلا از همه رنگ


گابریلا در راهروهای هاگوارتز در حال حرکت بود و راوی دوربینو روش زوم کرده بود. لونا به ناگاه سوالی پرسیده بود که فکر خیلیا رو درگیر خودش کرده بود. سوالی بر این مبنا که اگه گروه دیگه‌ای از هاگوارتز میفتادین چی می‌شد؟

برای خود گابریلا پاسخ به این سوال ساده بود. در واقع اصلا نیازی نمی‌دید حتی بخواد بهش فکر کنه. اون خودش رو ریونکلاوی‌ای می‌دونست که بواسطه‌ی سالازار به اسلیترین گره خورده و همین حالا هم هرچیزی که می‌خواست رو داشت. چرا باید فکرش رو درگیر چیز دیگه‌ای و اما و اگرها می‌کرد؟

باید از لحظه لذت می‌برد!

اما برای راوی قضیه متفاوت بود. اون واقعا دوست داشت بررسی کنه و ببینه واقعا چی به سر این دختر میومد اگه گروهی به جز ریونکلاو میفتاد؟

برای تینیجری 18 ساله که هیچ ایده‌ای از این که چی خوبه و چی بده نداره و در لحظه هرچی باعث لذت خودش بشه انجام می‌ده، گروهی که کلاه گروهبندی براش انتخاب کرده چه تاثیری می‌تونه روش بذاره؟

گابریلای گریفیندوری و خطر بیشتر برای همگان؟!

گابریلا رو تو گروه گریفیندور تصور کنین. گروهی که آوازه‌ش شجاعته. گروهی که از ریسک کردن نمی‌ترسه. گابریلا همین حالا هم به اندازه‌ی کافی اهل ریسک کردن بود و به خاطر اهمیت ندادنش به خیلی از مسائل (و نه لزوما از روی آگاهی که خودشو تو چه دردسری ممکنه بندازه) خیلی از اعمالش می‌تونه به اسم شجاعت نوشته بشه.

با این حال اگه گابریلا گریفیندوری می‌بود، ماجراجویی‌های خطرناکش که بعضا ممکن بود به آسیب زدن به دیگران ختم بشه به احتمال زیادی خیلی بیشتر از الان می‌بود. این یعنی دردسر بیشتر برای اطرافیان گابریلا و حتی خودش! بله، گابریلای گریفیندوری آتشین‌تر می‌بود و به قوانین بیشتری اهمیت نمی‌داد و کارای خطرناک بیشتری انجام می‌داد.

با این که بیشتر اعضای گریفیندور با سفیدی گره خوردن و جادوگران سفیدی در تاریخ بودن، اما احتمالا برای گابریلای گریفیندوری قضیه خیلی متفاوت می‌بود. چون اصولا کاریو برای خوشنودی دیگران انجام نمی‌ده مگر این که اون لحظه با انجام اون کار بیشتر حال کنه یا حوصله‌ش سر رفته باشه.

گابریلای اسلیترینی و جنون غیر قابل کنترل؟!

اسلیترین گروهیه که به اصالتش مفتخره و بیشتر شاگردانی که در خودش پرورش داده گرایش به سیاهی دارن و به جادوگران سیاهی تبدیل شدن. گابریلا همین حالا هم بواسطه‌ی سالازار، خون اسلیترین در رگ‌هاش جریان داره و از طرفی، مرگخواره! با ورود به اسلیترین، این بخش از وجود گابریلا که نیمی از هویتش رو تشکیل داده دو چندان می‌شه.

تقریبا تمام آدما بویی از احساسات بردن و دید نسبی خوبی نسبت به دسته‌بندی کارهای خوب و کارهای بد دارن. صرفا ممکنه انتخاب کنن که به کدوم احساسات بیشتر اهمیت بدن یا چه کاری براشون لذت‌بخش‌تره. مواردی که بالاخره ممکنه در مواقعی ترمزشون رو بگیره یا مرزهایی رو براشون مشخص کرده باشه.

حالا گابریلایی که بویی از هیچ‌کدوم از این موارد نبرده رو تصور کنین. گابریلای اسلیترینی اگه لذتی که در شکنجه کردن از چشمای بلاتریکس جاری می‌شه رو ببینه و کارهای بیشتری که برای دیگران در دسته‌ی بد قرار می‌گیرن براش هیجان‌انگیز جلوه کنه، تبدیل به یه ورژن دومی از بلاتریکس می‌شه و بدون شک تعداد کارای بیشتری که از نظر دیگران بد جلوه می‌کنه انجام می‌ده. دختری با جنون غیر قابل تحمل...

گابریلای هافلپافی و غرق بیشتر در لذت خود؟!

هافلپاف رو با جادوآموزانی که در پشتکار زبانزد خاص و عام هستن در نظر بگیرین. اونا با پشتکارشون می‌تونن در موفقیت‌های تحصیلی ریونکلاوی‌ها شریک بشن، در انجام ماموریت‌های مرگخواران موازی با همتایان اسلیترینشون پیش برن و در مواقعی که فقط شجاع‌ترین‌ها از پسش برمیان، کم نیارن و تا تهش ادامه بدن.

گابریلای هافلپافی بیش از پیش به این که بی‌کار نمونه و حوصله‌ش سر نره اهمیت می‌ده که این دو نتیجه به همراه داره. یکی این‌که در جنب و جوش بیشتری در خلق کردن سرگرمی بیشتر برای خودش غرق می‌شه که در نتیجه‌ش به مورد دوم می‌رسیم که وقت کم‌تری برای کمک یا اهمیت دادن به بقیه براش می‌مونه.

با در نظر گرفتن این توضیحات، گابریلا تو هافلپاف مجموعه‌ای می‌شد از تمام موارد مذکور که تو هیچ‌کدوم کم نمی‌ذاشت و کمیت در انجام هرچی که همین الانم انجام می‌ده افزایش پیدا می‌کرد که این یعنی خبر بد برای همگان که بخشی از سرگرمیاش که از نظر شما در دسته‌ی بد قرار می‌گیره بیشتر می‌شد.

گابریلای ریونکلاوی و معقول‌ترین ورژن ممکن؟!

وقتی هوش بی حد و مرز رو بزرگ‌ترین گنجینه‌ی بشریت بدونی، احتمالا همه با هم به توافق می‌رسیم که ریونکلاو بهترین انتخاب ممکن برای گابریلا می‌تونه باشه. نه چون گابریلا دارای هوش سرشاریه که زبانزد خاص و عامه، یا چون ذهن خلاق و متوهمی داره که می‌تونه از موجودات زنده گرفته تا غیر زنده باهاشون هم‌صحبت بشه، بلکه چون با هوش بیشتر گابریلا تنها می‌تونه در کاری که در حال حاضر انجام می‌ده خلاقیت بیشتری به خرج بده یا به روش‌های هوشمندانه‌تری پیاده‌ش کنه.

در اینجا بحث فقط روی کیفیت متمرکز می‌شه فارغ از این که تاثیری تو کمیت بذاره. یعنی مثلا به جای این که گابریلا چشم یکیو با دست از تو حدقه بیاره با قاشق در میاره. نتیجه یکیه، صرفا روش عوض می‌شه. که می‌شه گفت برای کسی با شخصیت گابریلا ریونکلاو بهترین انتخاب برای اینه که کمیتش روند افزایشی نداشته باشه.

جدای از این، شاید هوش و خلاقیتی که انتظار می‌ره با حضور در ریونکلاو داشته باشه، برای بعضی از کارا نتایجی رو پیش‌بینی یا خلق کنه که تمایل بیشتری به انجام یا عدم انجامش پیدا کنه و ناخودآگاه بتونه تو کمیت هم اثر بذاره. بیشتر یا کمتر شدنش رو اما هیچ‌کس جز خودش و مرلین نمی‌دونن.


بنابراین برای سلامت بیشتر جامعه هم که شده فکر کنم همه ترجیح بدیم گابریلای ریونکلاوی رو داشته باشیم.
🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: Astrixium Music
ارسال شده در: چهارشنبه 5 آذر 1404 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
به امید انتخاب بهترین‌ها.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: DUNGEON MUZIC (موسیقی زیرزمینی جادویی!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 آذر 1404 01:49
نمایش جزئیات
آفلاین
دابی باید یک دور اومد عمارت پرنتیس‌ها حسابی کتک خورد تا دیگه یاد گرفت غمگین نسرود.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: بانک جادوگری گرینگوتز
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1404 00:03
نمایش جزئیات
آفلاین

گزارش واریز خودکار گالیون‌های آبان ماه

شروع از پست: 382622
• تعداد کاربرانی که گالیون دریافت کردند: 35
• تعداد پست‌هایی که گالیون دریافت کردند: 251
• مجموع گالیون‌های واریز شده: 760

توزیع گالیون‌ها بین کاربران:

نام کاربری تعداد پست گالیون های کل سهم خالص کاربر مالیات گروه‌ها
گابریلا.پرنتیس 30 82 74 8
merlini 15 66 63 3
themaster 12 57 53 4
paba 20 50 48 2
Sor3naa 11 49 49 0
Ronia_sh 18 46 42 4
بِلا.بَلا 10 46 42 4
Dark.Coffee 15 41 39 2
Stakim 16 41 39 2
Melan 10 29 28 1
Mara 8 24 23 1
lilpun 9 24 22 2
Aysel-Black 7 21 20 1
.دلفی. 4 20 18 2
Godfrey 9 18 18 0
Blue2th 7 17 17 0
تام.ریدل 3 15 15 0
Sybill.T 4 12 12 0
Hibrenios_tall 2 10 10 0
nickwick 4 10 10 0
وین.کی 4 10 10 0
ImLordVolderMort 7 10 10 0
KEVIN 4 9 9 0
regulus 3 9 9 0
تالویر 4 8 8 0
1393Vianadelavari 3 7 7 0
Liljo 3 7 7 0
هلگا 2 6 6 0
dinafunick 1 3 3 0
آکی.سوگیاما 1 3 3 0
سولی 1 3 3 0
EmilyTyler 1 2 2 0
پروتی.پاتیل 1 2 2 0
madeye 1 2 2 0
Snowman 1 1 1 0

سرمایه‌های دریافتی هر انجمن:

نام انجمن امتیاز از پست‌ها امتیاز از مالیات مجموع امتیاز
سرسرای چهارگانه 340 0 340
مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز 235 0 235
قلعه هاگوارتز 56 0 56
شهر لندن 46 0 46
تالار خصوصی ریونکلاو 13 10 23
کارگاه فن فیکشن نویسی 20 0 20
تالار خصوصی گریفیندور 12 6 18
مرگخواران 10 0 10
زندان آزکابان 10 0 10
خانه ریدل‌ها 0 9 9
تالار خصوصی اسلیترین 0 8 8
محفل ققنوس 6 0 6
کوچه دیاگون 4 0 4
سینمای جادویی 3 0 3
خانه گریمولد 0 3 3
مطالب اشتراكی 2 0 2
دهکده هاگزمید 2 0 2
تالار اصلی 1 0 1

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: هماهنگی بازی‌های «كوييديچ كوچيك»
ارسال شده در: جمعه 30 آبان 1404 23:12
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت کوییدیچ‌دوستِ جادوگران!

اگه عاشق کوییدیچ و کار تیمی هستین، اگه قصد دارین وارد لیگ کوییدیچ بشین و دلتون مى‌خواد قبلش به اندازه‌ى کافى تمرین کرده باشین، یا اگه نمی‌تونین یک سال تمام صبر کنین تا لیگ کوییدیچ بعدی فرا برسه و می‌خواین تو این مدت هم بتونین از شرکت در یک مسابقه کوییدیچ لذت ببرین... این شما و این هم بازى‌هاى:

کوییدیچ کوچیک!



همونطور که از اسمش مشخصه، یه جور تک بازی کوییدیچ دوستانه‌س. لطفا 3 بخش "نحوه‌ی ترتیب دادن بازی"، "نحوه‌ی اجرای مسابقه" و "قوانین مسابقات" رو مطالعه کنین تا برای برگزاری کوییدیچ کوچیک آماده بشین!


نحوه‌ی ترتیب دادن بازی


١. هر بازی با شرکت حداقل دو تیم برگزار میشه و تعداد اعضای هر تیم حداقل 3 نفره. هر عضو حتما یک پست و کاپیتان حداکثر دو پست می‌تونه ارسال کنه. داور/داوران مسابقه توسط خود تیم‌ها مشخص می‌شن.

٢. دو حالت برای برگزاری یه مسابقه کوییدیچ وجود داره:
الف) تیم‌ها با هم قبلاً هماهنگ کردن که اونوقت از هر تیم یک نفر به نمایندگی از هم تیمی‌هاش میاد و توی این تاپیک اعلام آمادگی می‌کنه و داور/داورانِ مورد نظرشون که باید حتما از قبل هماهنگی باهاشون انجام شده باشه رو اعلام می‌کنن.
ب) یه تیم اعلام آمادگی مى‌کنه و شرایط و داور/داورانی که از قبل باهاشون هماهنگ شده رو اعلام می‌کنه تا از اعضاى ایفای نقش کسانى که تمایل دارن، تیم تشکیل بدن و بیان براى بازى. (می‌تونین با حضور در تاپیک عضویت در کوییدیچ اعلام آمادگی کنین تا تیم‌ها شما رو جذب کنن)

(این که یه تیم موقت تشکیل می‌دین یا با هماهنگی مالکین تیم‌های فعلی با اسم اون تیم‌ها مسابقه می‌دین با خودتونه. اما برخلاف لیگالیون کوییدیچ برای تشکیل تیم و جذب بازیکن نیاز به خرج گالیون ندارین. در واقع کاملا دوستانه و برای یه تک‌بازی چند نفر تحت نام یک تیم بدون خرج گالیون دور هم جمع می‌شن.)

٣. مدت زمان بازی‌ها به صورت پیش فرض یک هفته‌س، ولی می‌تونه با توافق اعضای دو تیم کم‌تر یا بیشتر بشه.

4. اگه دو تیم بخوان می‌تونن با هماهنگی قبلی استفاده از امکانات جاروهای پرنده رو مجاز کنن به دو شکل.
الف) بازیکنان از قبل جارو دارن که در این صورت به رایگان می‌تونن با توجه به تعداد مجازی که برای بازی تعیین شده، جارو قرار بدن. (یعنی شما می‌تونین تعیین کنین تو هر بازی استفاده از چند جارو مجازه. حداکثر تعداد جارو به تعداد بازیکنان تیم با کم‌ترین تعداده)
ب) بازیکنان جارویی ندارن که در این صورت می‌تونن با خرج 10% قیمت جاروهای فروشگاه هفت‌ دسته جارو، به تعداد مجاز قرار دادن جارو (که نباید بیشتر از تعداد بازیکنان باشه) جارو بذارن و از امکاناتش در مسابقه بهره ببرن. (در اینجا جارویی خریداری نمی‌شه و فقط امکانات خریداری می‌شه و برای تک مسابقه استفاده می‌شه. دقت کنین جاروهای سری آذرخش امکان خرید یا استفاده برای مسابقات کوییدیچ کوچیک ندارن)

5. هر تیم در هنگام اعلام آمادگی حتما باید لیست یک تیم هفت نفره‌ی کوییدیچ با مشخص شدن پست هر بازیکن بده که حداقل سه عضو تیم باید حقیقی باشن.


نحوه‌ی اجرای مسابقه


1. بعد از اعلام آمادگى تیم‌ها و سقف جاروهای مجاز، اگه استفاده از امکانات جارو مجاز باشه، به صورت خودکار تیمی که هماهنگی اولیه رو با رقیب انجام داده یا برای پیدا شدن رقیب در تاپیک اعلام آمادگی کرده میزبان و تیم/تیم‌های دیگر مهمان محسوب می‌شن (مگه این که قبل از اعلام بشه ترتیب متفاوته). پس بعد از اعلام آمادگى تیم‌ها و سقف جاروهای مجاز، در روز اول جاروهای مهمان، در روز دوم جاروهای رقیب و در روز سوم سوژه توسط داور/داوران مشخص می‌شه تا در روز چهارم مسابقات با مهلت تعیین‌شده آغاز بشه.

2. تک داور یا یکی از داوران 3 چیز رو در پست ارسالی باید مشخص کنن. سوژه، مهلت شرکت و مکانی که مسابقه توش برگزار می‌شه.

3. بازیکنان هر تیم در مدت اعلام شده باید پستاشون رو به صورت رول‌هاى ادامه‌دار در ورزشگاهی که داور مشخص می‌کنه یا زمین کوییدیچ کوچیک ارسال کنن.

در نهایت هم امتیازدهی و اعلام نتایج توسط داوران رخ می‌ده.
دقت کنید که امتیاز کلى تیم که برنده و بازنده بر اساس اون تعیین میشه، میانگین امتیازات تمام اعضاى هر تیم هست و این‌که تمام اعضاى هر دو تیم ملزم به ارسال پست‌هاشون در مدت تعیین‌شده هستن و به فردى که در مدت بازى، پستش رو ارسال نکنه امتیاز صفر تعلق مى‌گیره!


قوانین مسابقات:


1. اینجا مسابقات کوییدیچ برگزار می‌شه و نه دوئل (برای دوئل گروهی به تاپیک حریف می‌طلبم (درخواست دوئل) مراجعه کنین). پس سوژه‌ی داده شده توسط داور/داوران باید توسط تیم مستقیما در رابطه با مسابقه کوییدیچ استفاده بشه مگه این که صریحا قبل از شروع مسابقه و در پستی که برای هماهنگی بازی ارسال می‌شه قوانین مخصوص خودتون که همچنان باید عنصر کوییدیچ توش دخیل باشه اعلام بشه.

بنابراین به صورت خودکار سوژه باید در مورد مسابقه کوییدیچ و تاثیری که بر مسابقه می‌ذاره باشه و فقط اگه قراره اتفاقات قبل از مسابقه مثل عضوگیری یا... نقشی تو مسابقه کوییدیچ داشته باشه، اونا هم شرح داده می‌شن.

2. بارم‌دهی امتیازات به شکل زیره مگه این که صریحا قبل از شروع مسابقه و در پستی که برای هماهنگی بازی ارسال می‌شه امتیازدهی مخصوص خودتون که همچنان باید عنصر کوییدیچ توش دخیل باشه اعلام بشه.

نحوه پیش بردن سوژه و خلاقیت: 25 امتیاز
توصیف، فضاسازی و دیالوگ: 20 امتیاز
شخصیت‌پردازی: 5 امتیاز
اشکالات تایپی و نگارشی: 5 امتیاز
مجموع امتیازات: 50 امتیاز


بارم جداگونه‌ای به کوییدیچی بودن و پایبندی به سوژه اختصاص داده نشده و کل پستای هر تیم باید مجموعا با هم یک داستان واحد رو تشکیل بدن. مبنای هر مسابقه این سه موضوع هست و اگه تیمی هر کدوم از این موارد رو انجام نده، امتیاز نهایی تمام بازیکنان تیم تقسیم بر 2 می‌شه.

3. چون داور با تایید خودتون انتخاب شده و هدف لذت بردن از یه کوییدیچ دورهمی بوده، اعتراض به نتایج نداریم.


در نهایت لازم می‌دونم از محفل ققنوس بابت انتقال این تاپیک و ایده‌ی زیباشون به فدراسیون کوییدیچ تشکر کنم.


× این پست بزودی پاک می‌شه و با پست اول تاپیک جایگزین می‌شه ×

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅


دوئل قراردادی
ارسال شده در: جمعه 30 آبان 1404 22:52
نمایش جزئیات
آفلاین
دوئل قراردادی


این تاپیک یکی از انواع مکان‌های قابل انتخاب برای دوئل فرا جبهه‌ای هست و کارکردش به این شکله که سوژه، داور (داوران)، نحوه‌ی امتیازدهی یا پاسخگویی داور همگی توسط خود دوئل‌کنندگان یا داور انتخابی در پست درخواست دوئل مشخص می‌شه. در این نوع دوئل هیچ‌گونه محدودیتی مادامی که طرفین دوئل و داور در موردش به توافق رسیده باشن وجود نداره. چه در نوع سوژه و چه در نحوه‌ی داوری که می‌تونه امتیازدهی متفاوت، ارسال رول برای نتیجه یا هرچیزی که خودتون صلاح می‌دونین رو شامل بشه.
در ادامه شما با توجه به قوانینی که خودتون در پست درخواست دوئل مشخص کردین، رولی ارسال کرده و سپس منتظر می‌شین تا داور (داوران) انتخابی برای اعلام نتیجه در تاپیک فاتحان و مغلوبان به شیوه‌ی مشخص شده اقدام کنه.

* با تکنولوژی پیشرفته‌ای که وزارتخونه به تازگی بهش دست پیدا کرده، اگه بخواین از داوری به نام هوش‌جادوی مصنوعی (همون هوش مصنوعی ماگلا) هم می‌تونین بهره ببرین که در پست درخواست کافیه مطرح کنین داور پیدا نکردین تا ایشون جایگزین بشه و کارا رو انجام بده.

فراموش نکنین حتما بالای رول خودتون ذکر کنین که حریف شما، سوژه‌ی مشخص‌شده و داور کیه.

قوانین تکمیلی دوئل رو در این پست مطالعه کنید.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: جمعه 30 آبان 1404 22:51
نمایش جزئیات
آفلاین
رینگ دوئل محفل


این تاپیک یکی از انواع مکان‌های قابل انتخاب برای دوئل فرا جبهه‌ای هست و کارکردش به این شکله که سوژه به شکل ارائه تکه‌ای از متن یا انتخاب پستی از یک سوژه به شما داده می‌شه.
در ادامه شما آزاد هستین که متن داده شده یا پست انتخابی رو در هر سبک و به هر شیوه‌ای که دوست دارین، با خلاقیت خودتون ادامه داده و به پایان برسونین. اگه تاکید بر نوع اول یا دوم دارین حتما تو پست درخواست مطرح کنین، وگرنه داوران به انتخاب خودشون یکی رو بعنوان سوژه به شما می‌دن.

فراموش نکنین حتما بالای رول خودتون ذکر کنین که حریف شما و سوژه‌ی مشخص‌شده چیه.

قوانین تکمیلی دوئل رو در این پست مطالعه کنید.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: كلاس معجون‌سازی
ارسال شده در: پنجشنبه 29 آبان 1404 17:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لونا.

به نظرم به سطحی رسیدی که بتونی به راحتی در کنار باقی جادوآموزان هاگوارتز فعالیت کنی. جادوآموخته شدنت رو تبریک می‌گم. به هری اطلاع دادم تا کارای جادوآموختگیت رو انجام بده. یادت نره حالا که جادوآموخته شدی علاوه بر مکان‌های جادویی قبلی، به کل دنیای جادویی یعنی وزارت سحر و جادو، آزکابان، محفل ققنوس و مرگخواران هم دسترسی داری.

هم‌چنین توصیه می‌کنم هر از گاهی به تالار نقد در انجمن ویزنگاموت سر بزنی و درخواست نقد کنی تا به پیشرفتت در رول‌نویسی کمک بیشتری بشه.

موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: گورستان ریدل‌ها
ارسال شده در: پنجشنبه 29 آبان 1404 11:21
نمایش جزئیات
آفلاین
دست‌های سیبل ناخودآگاه مشت می‌شوند و ناخن‌های بلندش در پوست بدنش فرو می‌روند. او بیش از آن‌که از مرگ رابستن غمگین باشد، عصبانی بود. عصبانی از خودش. چطور ممکن بود چنین اتفاق شومی را پیش‌بینی نکرده باشد؟ او هیچ نشانه‌ای، نه حتی لرزش ناگهانی قلبش را احساس نکرده بود. این برای او که خود را پیشگوی حاذقی می‌دانست، ضربه‌ی بزرگی بود.

- تقصیر تو نیست سیبل.

با قرار گرفتن دست نارسیسا بر روی شانه‌اش، سیبل به خود می‌آید و با باز کردن مشت‌هایش رد کوچکی از خون در کف دستانش پدیدار می‌شود.

- این مکان طلسم شده و جادوی ما رو تضعیف کرده. پیشگویی هم بخشی از جادوی درونته که این مکان داره مانعش می‌شه.

لوسیوس که برعکس بقیه به نظر آن‌چنان از بابت مرگ رابستن احساساتی نشده بود، با خشم می‌غرد:
- الان وقت این صحبتا نیست. یه نگاه به اطراف بندازین!

حق با لوسیوس بود. آن‌ها رابستن را از دست داده بودند و هیچ‌کاری، نه حتی حمل کردن بدنش، از دستشان برنیامده بود. بهترین کاری که می‌توانستند انجام دهند این بود که با به پایان رساندن ماموریت، مرگ او را بیهوده نشمارند. اما تنها یک نگاه به اطراف کافی بود تا دوباره نفس در سینه حبس کنند.

جعبه‌ی سیاه‌رنگی که تمام مدت به دنبال بدست آوردنش بودند، بار دیگر وسط تالار خودنمایی می‌کرد. این‌بار سایه‌ی تاریکی که در اطرافش پرسه می‌زد کم‌رنگ‌تر و کم‌تحرک‌تر به نظر می‌رسید. سایر بخش‌های تالار مشابه قبل بود. ریشه‌هایی هم‌چون درخت دوباره روی زمین و زیر پایشان حکاکی شده بود و مرکز تمام ریشه‌ها به جعبه می‌رسید. با این تفاوت که خبری از خونی نبود که پیش‌تر درون ریشه‌ها جاری بود.

گابریلا با احتیاط یک قدم رو به جلو برمی‌دارد و رو به سایرین می‌پرسد:
- یعنی ممکنه این پایانش باشه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅


پاسخ: آبی مثلِ... ریونکلاو!
ارسال شده در: چهارشنبه 28 آبان 1404 22:07
نمایش جزئیات
آفلاین
برای تشکر از دوستای هم‌گروهی عزیزم در ریونکلاو


گابریلا بعد از مدت‌ها مطمئن از این که هم‌گروهی‌هایش به قدری پیشرفت کرده‌اند و با یکدیگر به صمیمت رسیده‌اند که خودشان می‌توانند مسیر پیش رویشان را هرجور که می‌خواهند بسازند، با خیال راحت روی تختش در خوابگاه دختران ریونکلاو دراز می‌کشد. از این که لیلی و لاکرتیا قبول کرده بودند که مسئولیت‌ها را برعهده بگیرند بسیار خوش‌حال بود.

او همین حالا هم بیش از اندازه و خوش‌حال و مفتخر به هم‌گروهی‌هایش بود. آن‌ها نشان داده بودند که اگر بخواهند، قدیمی و تازه‌وارد در کنار یکدیگر می‌توانند قوی‌تر از هر گروه دیگری در هاگوارتز ظاهر شوند. آن‌ها نشان داده بودند قلبشان به روی تمام گروه‌های دیگر باز است تا آن‌ها را در آغوش بگیرند و در کنار یکدیگر برای نزدیک‌تر شدن دل‌هایشان فعالیت کنند. آن‌ها نشان داده بودند چقدر بی‌نظیر هستند.

علاوه بر آن، گادفری بعد از وقفه‌ای کوتاه و ایزابل بعد از ماه‌ها دوباره به جمع صمیمیشان بازگشته بودند. حتی جوزفین نیز تلاشش را کرده بود تا در ریونکلاو باقی بماند. دیگر چه چیز بیشتری می‌توانی از گروهت انتظار داشته باشی؟

براستی که هیچ‌چیز!

با تمامی این افکار خوش، چشم‌های گابریلا خواب را در آغوش می‌کشد. خوابی که در کمال آرامش و لبخند به لب به سراغش آمده بود. او خیال می‌کرد دیگر خوش‌حالی‌ای فراتر از این از جانب گروهش وجود ندارد. اما گابریلا اشتباه کرده بود. ریونکلاو هنوز سورپرایزهای خودش را داشت. چیزی که هرگز تصورش را نمی‌کرد...

ابتدا آلنیس به خوابش می‌آید. همکاری که همواره آماده بود تا هر آن‌چه لازم است برای سرگرم کردن اعضای ریونکلاو پیاده‌سازی کند. با آن نظم بی‌سابقه‌اش که اگر نداشت، گابریلا در میان وظایف ارشد بودن گم می‌شد. چقدر خوب بود که آلنیس را در کنارش داشت. آن‌قدر خوب که وقتی آلنیس دیگر نتوانست به وظایف ارشدی ادامه دهد، خودش نیز نتوانست. او با همکارش کامل می‌شد و بدون او نمی‌توانست.

سپس سو ظاهر می‌شود. به یاد می‌آورد که چطور سو همیشه در کنارش بود. حتی زمان‌هایی که دانسته اشتباه کرده بود، او همیشه هوایش را داشت. چطور حتی زمان‌هایی همکارش در مدیریت بود اما با وجود تمام سختی‌هایی که کشیده بود چیزی نگفته بود. او فراتر از شخصی بود که مسئولیت‌پذیر می‌نامیم. چرا که آن شرایط سخت را هیچ‌کس به تنهایی نمی‌تواند تحمل کند و دم نزند. چقدر افسوس می‌خورد که نمی‌دانست تا کمکش کند. تا کسی که روزی یکی از بهترین دوستانش می‌شود را از ابتدا در آغوش بگیرد و دست یاری به سویش دراز کند. اما دیر کرده بود. با این حال قلب سو بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود که گله‌ای داشته باشد. او حتی برایش پرتره‌ای از پیکسی کشیده بود که در دیوار زرد رنگ اتاقش می‌درخشید.

صحنه عوض می‌شود و سیبل را می‌بیند. او که یار قدیمی‌اش بود و خوشی‌ها و سختی‌های زیادی را در کنار یکدیگر گذرانده بودند. چقدر از بازگشت دوباره‌ی او خوش‌حال بود. هرگز حتی در بهترین رویاهایش هم نمی‌توانست حضور سیبل را آن‌چنان قوی و فعال ببیند. او تا جایی که توانسته بود برای گروهش تلاش کرده بود و کم نگذاشته بود. نه فقط برای ریونکلاو، بلکه حتی برای گابریلا. اگر او نبود، پای گابریلا هرگز به میتینگ‌های جادوگران باز نمی‌شد.

ناگهان اسنیچی پروازکنان میان او و سیبل قرار می‌گیرد. گابریلا رد اسنیچ را دنبال می‌کند تا جایی که به بردلی می‌رسد. مثل همیشه لبخند به لب داشت و هندوانه‌های زیادی را روی جاروی پرنده‌اش حمل می‌کرد تا به محض دیدن گابریلا آن‌ها را به او تحویل دهد. کار همیشگی‌اش بود، اما هرگز برای گابریلا تکراری نمی‌شد. او در هر شرایطی تمام سعیش را کرده بود تا هر آن‌چه می‌تواند برای گروهش انجام دهد. نمی‌دانست اگر او نبود، آتش شومینه به چه سرعتی ممکن بود خاموش شود.

حالا برف سنگینی شروع به باریدن می‌کند. گابریلا ابتدا خیال می‌کند برف شادی است، اما سرمای گرمابخشی که به دنبال دارد نشان می‌دهد چه کسی حضور یافته است. بم. آدم‌برفی‌ای که در روزهای سکوت جادوگران، با فعالیت بی‌نظیرش بلاک‌های ایفای نقش جادوگران را همواره فعال نگه می‌داشت. او اولین کسی بود که در کنار بردلی، گروه تنها چهار نفره‌ی ریونکلاو را به فعالیت واداشته بود. اگر او نبود، شاید هرگز نمی‌دانستند که چطور می‌توانند از آن گروه جهت دوستی و نزدیکی بیشتر به یکدیگر استفاده کنند.

با پایان یافتن بارش برف، مردی که همراه کل‌کل با همسرش بود توجه گابریلا را به خود جلب می‌کند. آکی و دیزی بودند. باورش نمی‌شد جادوگران هنوز هم می‌تواند با شخصیت‌های این‌چنین خلاق سورپرایزت کند. هنوز به یاد داشت در حالی که نمی‌دانست نماینده‌ی ریونکلاو در هاگوارتز چه کسی باشد، دیزی قدم به جلو برداشت و با مسئولیت‌پذیری عالی‌ای که نشان داده بود حتی در سخت‌ترین شرایط نیز آن را تا انتها به درستی به پایان رسانده بود. چقدر دوست داشت او را در سختی‌هایش در آغوش بگیرد و به او دلداری دهد. نتوانسته بود، اما امیدوار بود حداقل باعث ناامیدی‌اش نشده باشد. حتی اگر شده بود، آکی مهربان‌تر از آن بود که چیزی بگوید.

گابریلا در این فکر و خیال بود که دختری در کمال متانت با پرشی جلویش ظاهر می‌شود. لاکرتیا بود که به زبانی سخن می‌گفت که گابریلا قادر به درکش نبود، اما از ظاهرش پیدا بود چقدر محبت درون آن نهفته است. لاکرتیا پیش‌تر نیز محبت فراوانش به گابریلا را نشان داده بود. نمی‌دانست دقیقا چه کرده است که لایق چنین افتخاری شده است، اما همیشه شنیدن حرف‌هایش برایش خوش‌حال کننده بود و باعث می‌شد او احساس کند به چیزی که در ریونکلاو برای اعضای گروهش می‌خواسته است، رسیده است.

این‌بار دختری مو قرمز جلو می‌آید و به آرامی لاکرتیا را از صحنه بیرون می‌کند. لیلی که از همان لحظه‌ی حضورش چنان فعال ظاهر شده بود که کل جادوگران را به تسخیر خود در آورده بود. او حتی به این هم بسنده نکرده بود و همراه مادرش جینی، قدم دیگری به جلو برداشته بود تا نشان دهد جادوگران برایش مهم‌تر از آن است که تنها بیننده باشند و می‌خواهند نقشی در هدایت آن داشته باشند. و هر دو با موفقیت کامل از آن بیرون آمده بودند. چقدر حس خوبی است که با آرامش تنها به تماشا بنشینی که چطور همه چیز به بهترین شکل ممکن اجرا می‌شود.

جن‌خونگی‌ای که در حال تنبیه خود با دیوار بود، باعث می‌شود گابریلا سرش را به آن سمت بچرخاند. دابی بود. قدیمی‌ترین و بهترین دوستش که از زمانی که هر دو نوجوانی بیش نبودند یکدیگر را می‌شناختند. چقدر با او راحت و صمیمی بود. چه پستی‌ها و بلندی‌هایی که در دوستیشان رخ داده بود. اما در نهایت تمامی آن‌ها باعث شده بود که شناخت و اعتمادشان به یکدیگر بیشتر شود. باورش نمی‌شد که دوباره روزی بتواند او را این‌چنین فعال ببیند، اما حتی دورترین آرزوها نیز می‌توانند به حقیقت بپیوندند.

نوبت وینکی بود که با مسلسلش فرا برسد. وینکی سواد نداشت، اما بیش از آن که تصورش را بکند گابریلا را خوشنود کرده بود. با رول‌های زیبا و متفاوتش که همیشه خنده به لبان خوانندگانش می‌آورد. او هرگز انتظاری فراتر از حضورهای گاه و بی‌گاهش در جادوگران نداشت. با خود عهد بسته بود تا زمانی که ارشد باشد و وینکی بخواهد، جایگاهش در ریونکلاو برای همیشه محفوظ بماند. فراموش نمی‌کند حتی زمانی که یار شفیقش آن‌ها را ترک کرد، او هم‌چنان به عشق جادوگران ماند.

سپس ایزابل را می‌بیند. رول‌های جدی‌ای که در ایونت‌های مختلف زده بود را به یاد داشت. چقدر سوژه‌ها را زیبا و احساسی جلو می‌برد که دل خواننده را به درد می‌آورد تا محتوایش را با جان دل احساس کنند. درست هم‌چون گادفری که همیشه در جای‌جای سایت ردپای رول‌های زیبای جدی‌اش برای تحت‌تاثیر قرار دادن همگان دیده می‌شود. باورش نمی‌شد که ممکن بود او را از دست دهد، اما خوش‌حال بود که این اتفاق رخ نداده بود.

کریدنس و مارکوس در صف بعدی ایستاده بودند. حضور کوتاه اما پر ثمری داشتند. گابریلا همیشه افسوس می‌خورد که ماگل‌ها مانع حضور بیشتر آن‌ها شده بودند. چقدر شخصیت‌پردازی کریدنس و تعاملش با ققنوسش را دوست داشت. چقدر حضورهای قهرمانانه‌ی مارکوس در سوژه‌ها جالب بودند.

در قدم بعدی هلن و جوزفین جلو می‌آیند. شاید حضورشان کمرنگ بود، اما تمام تلاششان را کرده بودند. هرگز از یاد نمی‌برد که چطور به خاطر حضور هلن بود که ریونکلاو بعد از مدت‌ها سر پایش ایستاد و سپس، خودش و آلنیس دقیقا پا در ردپای برجای گذاشته از زمان ارشد بودن او قدم گذاشتند.

در نهایت، مگر می‌شود انرژی حضور پر از هیجان لونا را نادیده گرفت؟ او که همواره با عجله سعی می‌کند خواسته‌ات را پیاده کند و هرگاه حضور پیدا می‌کند، اشتیاق از وجودش می‌بارد. با کثیف شدن زمینی که از حضور پر شور همگان در خواب گابریلا بر جای مانده بود، ارگ چشمک‌زنان موسیقی می‌نوازد تا پایانی بر خواب رویایی گابریلا باشد.

اما پیش از آن که گابریلا غلتی بزند، پسری کوچک به نام کوین مطمئن می‌شود که بتواند برای او دست تکان دهد. او همیشه به گابریلا لطف داشت و یکی از خاطره‌انگیزترین پست‌های جادوگران برای گابریلا را با گرد هم آوردن افراد مختلف تهیه کرده بود. پشت سر او سدریکِ مهربونِ کاردرست مشاهده می‌شود و نیکلاسی که همیشه به فکرش بود.

بالاخره گابریلا غلت می‌زند و لبخندی که گشادتر از قبل شده بود، به ماهی که از پشت پنجره می‌درخشید سلام می‌دهد.


ممنون از تمامی دست‌اندرکاران تولد و باقی ریونکلاوی‌ها.
ویرایش شده توسط گابریلا پرنتیس در 1404/8/29 17:52:38
🦅 Only Raven 🦅




Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟