جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

70 کاربر(ها) آنلاین هستند (58 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
69 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 29 شهریور 1404 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : لیلی
نام خانوادگی : پاتر ( اوانز )
مادر هری پاتر
گروه : گریفیندور
چوب دستی : چوب بید و ۲۶ سانتی متر
ویژگی ها : باهوش اما اندکی سر به هوا و البته زیبا
علاقه مندی ها : پسرش هری پاتر
پاتروتوس : گوزن
سن : ۱۳ سال
تاریخ تولد : ۳۰ ژانویه ۱۹۶۰
تاریخ مرگ : ۳۱ اکتبر ۱۹۸۱
درسم خوبه
ماگل زاده هستم
دوستان ماگل یا ماگل زاده ی زیادی هم دارم
و اما زندگی نامم :
ماگل-زاده و دختر کوچکتر آقا و خانم ایوانز و خواهر پتونیا ایوانز هستم . پس از آن که با سوروس آشنا شدم فهمیدم که جادوگرم از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۸ در مدرسه جادوگری هاگوارتز تحصیل کردم و در گروه گریفیندور طبقه‌بندی شدم. و یکی از اعضای اسلاگ کلاب شدم.

پس از فارغ‌التحصیلی از هاگوارتز با جیمز ازدواج کردم و آن‌ها صاحب پسری به نام هری شدیم، و سیریوس بلک پدر خوانش بود. جیمز، لیلی و دوستانشان شامل سیریوس، ریموس دوستانمون بودند در جنگ جادوگری اول به عنوان اعضای محفل ققنوس جنگیدند. من و جمیز سه بار در برابر لرد واستادیم. ولی بعد از اینکه مطمئن شدم هری جاش امنه اون مارو کشت .


***


تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/6/29 22:18:02
تاپیک انجمن
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 16 مرداد 1404 15:03
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : لیلی
نام خانوادگی : پاتر ( اوانز )
مادر هری پاتر
گروه : گریفیندور
چوب دستی : پر قفنوس ۱۲.۲۵ اینچ طول و از جنس چوب نمدار و کمی انعطاف پذیر
ویژگی ها : باهوش اما اندکی سر به هوا و البته زیبا
علاقه مندی ها : پسرش هری پاتر
پاتروتوس : گوزن
سن : ۱۳ سال
تاریخ تولد : ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۲ ( یکم تغییرش دادم )
درسم خوبه
ماگل زاده هستم
دوستان ماگل یا ماگل زاده ی زیادی هم دارم

***

حقیقتش برای معرفی شخصیت، خیلی کلی و کوتاه نوشتی اما با این حال برای گذر از این مرحله کافیه. لطفاً بعداً حتما برگرد و دوباره معرفی شخصیتت رو کامل کن. منتظرت می‌مونم!
تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/16 21:20:12
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1404/5/16 21:31:51
تاپیک انجمن
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 15 مرداد 1404 14:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : لیلی لونا
نام خانوادگی : پاتر
دختر هری پاتر و جیمی ویزلی و فرزند کوچک خانواده
گروه : هافلپاف
چوب دستی : موی تک شاخ ۱۲.۲۵ اینچ طول و از جنس چوب نمدار و کمی انعطاف پذیر
ویژگی ها : باهوش اما اندکی سر به هوا و البته زیبا
علاقه مندی ها : جیمز پاتر برادر خود
پاتروتوس : پروانه بسیار زیبا و بر خلاف ظاهر فدرتمند
سن : ۱۳ سال
تاریخ تولد : ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۲
رنگ چشم : مثل پدرم و پدر بزرگم سبز
مو های طلایی مانند مادرم دارم و جثه نسبتا کوچیک البته فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ها ( یکم قلدرم )
درسم خوبه
دوستان ماگل یا ماگل زاده ی زیادی هم دارم

***

متاسفانه شخصیتِ لیلی لونا پاتر درحال حاضر در شده پس نمیتونم تایید کنم، یه شخصیت دیگه از لیست شخصیت های گرفته نشده انتخاب کن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Baharak123456 در 1404/5/15 15:18:36
ویرایش شده توسط Baharak123456 در 1404/5/15 15:23:58
ویرایش شده توسط Baharak123456 در 1404/5/15 19:28:40
ویرایش شده توسط Baharak123456 در 1404/5/15 19:29:10
ویرایش شده توسط Baharak123456 در 1404/5/15 19:59:43
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/16 9:00:18
تاپیک انجمن
پاسخ: کارگاه داستان‌نویسی
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 مرداد 1404 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر ۲۱
آرام در میان جمعیت قدم میزد در چشمانش استرسی پنهان شده بود که تلاش می کرد تا آن را مخفی کند اما در این کار موفق نبود
. مردم همگی چوب دستی هایشان را بالا برده بودند این بار سخنرانی آقای فاج بود از شب قبل خبر ترور آقای فاج توسط مرگ خوارن در گوش شهر پیچیده بود از هر ده نفر حداقل نه نفر را می دیدی که دارند دباره ی درستی یا شایعه بودن این خبر صحبت می کردند اما متاسفانه حقیقت داشت یکی از نیرو های نفوذی مرگ خواران باعث شده بود این خبر به بیرون درز کند و حالا او ، گابریل مارسون ، مامور مخفی این وزارت در این پایین به دنبال قاتل آینده فاج می گشت .
مانند مردم دستش را همراه چوب دستی بالا برد اما در میان راه و قبل از اینکه بتواند بالاترین نقطه از آن هوای مرطوب را که دستش
می رسید لمس کند ، خشکش زد در آن طرف جمعیت شخصی درست مانند او و با همان پالتوی چرم قهوه ای و موهای خرمایی ایستاده بود مانند سیبی که از نیمه قاچ شود ! تنها تفاوتی که داشتند آرامش آمیخته با تنفر صورت مرد رو به رویش بود . قبل از اینکه مرد متوجه شود خود را به او نزدیک کرد اما ناگهان صدایی همهمه جمعیت را شکست شما دو تا دو قلویید ؟ کودکی بود که در میان جمعیت فریاد می زد . او نمی توانست تشخیص دهد که پالیجوس قدرتی فراتر از دوقلو بودن را ایجاد می کند اما یک جادو گر متوسط هم می توانست تشخیص دهد که آن دو کمی بیشتر از دو قلو ها به یکدیگر شبیه اند .....





قاضی : ماجرا معلوم است . یکی از شما آقای مارسون و دیگری مامور احتمالی مرگ خواران است و از اونجایی که طبق تحقیقات دیروز عصر به طرز عجیبی آقای مارسون به خواب فرو رفته و چون قصد سفر به لندن رو داشتن امکان حضور در سخنرانی رو نداشتن بهترین گزینه بوده پس قطعا کمی قرنطینه می تونه کار ساز باشه !!

گابریل حالا در قرنطینه به سر می برد و ماموری از لایه در او را دید می زد . آرام به فکر فرو رفت فکر امیلی از سرش بیرون نمی شد از او خواسته تا برای آخرین ماموریت برود و بعد برای همیشه با او در دهکده ای در حومه ی پاریس زندگی کند . هر موقع امیلی از او درباره ی کارش می پرسید طفره می رفت . آری او عاشق یک ماگل شده بود اما از طرفی علاقه به مامور مخفی بودنش اجازه کنار گزاشتن کامل جادو را به او نمی داد میان یک دو راهی مانده بود . ناگهان فکری به ذهنش رسید .... به طرف در رفت و فریاد زد می خواهم اعتراف کنم ....


آقای قاضی : پس شما می گویید ماگل هستید و صرفا به دلیل کنجکاوی در آنجا حضور یافتید و با همان چیزی که گفتید چه بود ؟
_ گریم
+بله همان که می گویید خود را شبیه مامور ما کردید
_ بله همین طوره ....


حالا سالهاست که او با امیلی در همان دهکده زندگی می کند و سالها قبل تر توسط آنها حافظه ی جادوییش
برای همیشه پاک شده ..

***

موضوع جالبی رو انتخاب کرده بودی.. و پایان بندی خوبی هم داشت! آفرین.
تایید شد.

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت‌های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/15 12:27:57
تاپیک انجمن

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.