جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

110 کاربر(ها) آنلاین هستند (92 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
108 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

پاسخ: کارگاه داستان‌نویسی
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 شهریور 1404 20:07
نمایش جزئیات
آفلاین
فصل اول: نامه‌ای از تاریکی

باران سنگین بر بام وزارتخانه جادو فرو می‌ریخت. کارمندان نیمه‌شب با شتاب رفت‌وآمد می‌کردند، اما کسی خبر نداشت که در طبقه‌ی دوازدهم، پشت دروازه‌ی طلسم‌شده‌ی اداره‌ی اسرار، نامه‌ای روی میز قرار گرفته است.

کاغذ، قدیمی و زردرنگ بود، با مُهری شکسته از جنس موم سیاه. کارمند جوانی که آن را پیدا کرده بود با دستانی لرزان پاکت را گشود. جوهر درون نامه هنوز خیس به نظر می‌رسید، انگار همین لحظه نوشته شده باشد.

صدای بلند او در سکوت تالار پیچید:

جادوگران وزارتخانه،
آیا فکر می‌کنید با زندانی کردن جسم من، روحم را خاموش کرده‌اید؟
تاریکی صبر می‌کند، و من همیشه صبور بوده‌ام.
نورمنگارد دیگر زندان نیست… بلکه دروازه است.
برای جهانی که می‌آید، جهانی که در آن مرگ فرمان‌بردار خواهد بود.
(گریندل‌والد)



نامه از دست کارمند افتاد. جوهر روی زمین سرخ شد، مثل خون. و همه فهمیدند: چیزی، یا کسی، در حال بازگشت است.


همان شب، هاگوارتز

باران روی شیشه‌های خوابگاه اسلیترین می‌کوبید. آلبوس سوروس پاتر بی‌قرار روی تختش نشست. اسکورپیوس مالفوی که کنارش بود، زمزمه کرد:
خواب به چشمت نمیاد، آره؟

آلبوس آهی کشید.
یه حس عجیبی دارم. انگار کسی داره ما رو صدا می‌کنه.

چند لحظه بعد، هر دو به سمت کتابخانه خزیدند. شمع‌ها لرزان می‌سوختند و نقاشی‌ها با غرولند زیر لب خوابیده بودند. آن‌ها در سکوت به بخش ممنوعه رسیدند.

آلبوس دفترچه‌ای را که نیمه‌سوخته پشت قفسه‌ها پنهان بود، بیرون کشید. روی جلدش علامتی کنده شده بود: مثلثی با دایره و خط. نشانه‌ی یادگاران مرگ.

اسکورپیوس عقب رفت.
نه… این دیگه چیه؟
دفترچه‌ایه که منتظر ما بوده.

وقتی آن را گشودند، کلمات با خون سرخ بر صفحه ظاهر شد:
(راه را بجویید… نورمنگارد.)

باد سردی وزید. انگار دیوارهای هاگوارتز هم لرزیدند.

اسکورپیوس با ترس گفت:
نورمنگارد… زندان گریندل‌والد؟!
آلبوس لبخند محوی زد.
آره. و ما باید بفهمیم چرا…

و اینجا آغاز سفرشان بود؛ سفری که پای آن‌ها را به تاریک‌ترین نقطه‌ی تاریخ جادو می‌کشاند.

پایان فصل اول

***

داستانت خوب بود و قلم خوبی داری ولی باید یه تصویر از بین تصاویرِ کارگاه داستان نویسی انتخاب کنی و در رابطه با اون تصویر، یه داستان بنویسی!
منتظرت هستم که دوباره پستت رو در مورد یکی از همین تصاویر، بخونم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط 0251754881 در 1404/6/5 7:38:33
دلیل: من فکر کردم این پاسخ به یکی از متن هاست
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/6/5 17:13:23
تاپیک انجمن

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.