جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  72 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  147 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  257 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  336 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  236 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ: بهترین تازه‌وارد فصل بهار
ارسال شده در: یکشنبه 24 خرداد 1405 20:04
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
رای منم به طور مشترک می‌رسه به دوشیزه دلاکور و نیمفادورا.

هردوتاشون خیلی شبیه شخصیت‌شونن و ایفاشون اصلا به یه تازه‌وارد نمی‌خوره. پستاشونم از کیفیت خیلی خوبی برخورداره و پیامای بامزه‌شون توی چت‌باکس گاهی باعث می‌شه کمتر 🚬 بکشم که این خودش یه موفقیت بزرگ محسوب می‌شه.

پ.ن: می‌دونم نوشته شده سه ماه اخیر ولی به نظرم تقصیر تازه‌واردایی که زمستون اومدن نیست که سایت ترین‌هاش برگزار نشده و کاملا حقشونه بتونن توی این ترین‌ها دیده بشن.

تا دعوای زن و شوهری جن‌های این پایین گریبان‌گیرم نشده برم تو دخمه‌م.
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: بهترین نویسنده فصل بهار
ارسال شده در: یکشنبه 24 خرداد 1405 19:47
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
رای من توی این عنوان به طور مشترک می‌رسه به دو نفر دوشیزه هلمز و چرکولک.

این فصل پستای خیلی خوبی از تعدادی از اعضا خوندم ولی سه‌تا پست بود که خیلی توی ذهنم موند. یکیش پست دوئل اخیر دابی بود ولی چون دوره قبلی هم بهترین نویسنده بود ترجیح می‌دم این دوره به جن رای ندم. همینه که هست... پروفسورم زورم می‌رسه.

پستایی که بابت‌شون رای می‌دم این دوتاست:
پست تلما و پست کثیف.

در مورد پست دوشیزه هلمز باید بگم یکی از ویژگی‌هایی که من شخصاً خیلی برای یه نویسنده می‌پسندم دغدغه‌مند بودنه. یعنی واقعا اگر این همه وقت می‌ذاره که یه اثر خلق کنه، چیزی خلق کنه که یه نقش مثبت توی جامعه‌ای که توش زندگی می‌کنه داشته باشه. این پست به دلیل نشون دادن نتایج عقاید خرافی برام خیلی باارزش و دوست داشتنی بود و توی ذهنم موندگار شد.

پست چرکولک هم برام خیلی موندگاره به دلیل اینکه لایه لایه نوشته شده. قطعا کاری نیست که هر نویسنده‌ای بتونه. موقعی که اول می‌خونیش شاید یه برداشت سطحی برات ایجاد بشه ولی انقدر قلمش قویه که مجبورت می‌کنه برگردی و یه بخش‌هایی رو دوباره و دوباره بخونی تا علتشو بفهمی. هرپو جوابتو مستقیم در اختیارت نذاشته و مجبورت کرده فکر کنی چرا مثلا فلان بخش در مورد فلان مسئله صحبت می‌شه و خودت دلیلشو کشف کنی. از طرف دیگه کاراکتر هرپو رو هم به شدت قوی درآورده طوری که می‌خوای سرش به تنش نباشه. در انتها هم ضربه‌شو به طور محکم و کاری به خواننده می‌زنه طوری که یادت نره.

از هردوشون بخاطر خلق این پستای تأثیرگذار تشکر می‌کنم و ۱۰۰ امتیاز از پاتر به همین مناسبت کسر می‌کنم.
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: فعال ترین عضو فصل بهار
ارسال شده در: یکشنبه 24 خرداد 1405 19:00
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
توی این عنوان رای من می‌رسه به روح! خسته‌م کرده.

چرا؟ چرا؟! واضحه... چون همه‌جا هست! همش از توی در و دیوار این سایت رد ‌می‌شه و خودشو به اینور و اونور می‌رسونه و فعالیت می‌کنه. یه ایونت از دست ماتش در امان نیست. یه کانال جادوگران پلاسی نیست که بابت هر پستش، روح یهو داخلش سر درنیاره و زننده تاپیکو با کامنتا و لایکاش حمایت نکنه. وقتی اکثر مدیرا مرخصی بودن خودش یه تنه داشت زیر بمب بارون، تمام کارای سایتو پیش می‌برد و هم داور بود و هم توی مرداب فروشگاه‌هارو اداره می‌کرد (اونم با سرعتی که امکان نداشت از درخواست‌ها یک روز بگذره و زیر ۲۴ ساعت و حتی ۱۲ ساعت پاسخگو بود.) و هم انجمن‌هایی که ناظر نداشتن و چتر رو نظارت می‌کرد. تازه ایونت خوابگاه مدیرانم راه انداخت و تاپیک شکلکام پیاده‌سازی کرد. من یکی دو بار مشغول هم‌زدن پاتیلم بودم که بی‌هوا دستمو بردم داخل قفسه معجونام و یهو دیدم هلنا داخل شیشه‌ مواد اولیه معجونمم حضور داره و اشتباهی نزدیک بود بریزمش داخل پاتیل که البته اصلا هم جیغ نزدم با این دیدار یهوییش در اون دخمه تاریک و ساکتم.

بازم دلیل نیازه؟!
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: جادوگر فصل بهار
ارسال شده در: یکشنبه 24 خرداد 1405 18:25
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
رای من در این عنوان تقدیم می‌شه به ارباب قدرقدرت، قوی‌ شوکت، والا مقام، والا سزا ، والا مرام 🚬، والا کفا، والا شرار، والا صفا، والا وفا، والا قرار، والا کرار، والا سوار، والا طرار، والا فرار و هزاران والای دیگر... (همینا کافی بود دامبلدور تا باور کنه من مرگخوار وفادارشم یا والا‌های بیشتری لازمه؟ )

علتشم هدایت و رهبری مرگخواران و جون تازه‌ای به این گروه بخشیدنه. همچنین راهنمایی‌هاش برای کاراکترسازی اعضای به ویژه تازه‌وارد و حمایت برای نشون دادن ویژگی‌هاشون در پست‌ها و چترباکس. ایفای عالی کاراکتر لرد که در عین حفظ ابهتش بامزه هم باشه و به دل بشینه که این خودش خیلی خیلی سخته.
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: گالری نقاشی لیزا کالن
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 خرداد 1405 00:46
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
هعی... من براش جنگل بودم اما اون بیابونیمو دوست داشت. 🚬

افرادی که لایک کردند

𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: اخگرهای نقره‌ای
ارسال شده در: شنبه 16 خرداد 1405 16:57
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
فاج لحظاتی قبل، درمانگاه قلعه را با خشمی افسارگسیخته از دامبلدور ترک کرده بود و پشت سرش سکوتی سنگین باقی گذاشته بود. سگ سیاه عظیم‌الجثه‌ای کنار تخت هری نشسته بود و با مهر و عطوفتی پدرانه تماشایش می‌کرد.
پسری که پس از اتفاقات قبرستان، بار دیگر زنده مانده بود.

بالاخره دامبلدور سکوت را شکست.
- حالا که ولدمورت برگشته، اتحادهای ما بیشتر از هر وقت دیگه‌ای مهم شده. سیریوس تبدیل به خودت شو تا عمو سوروس ببینه! آفرین پسر خوب!

هیکل سگ سیاه بلافاصله تغییرشکل داد. پشم‌هایش ریخت کف درمانگاه و لحظه‌ای بعد سیریوس بلک پدیدار شد. اسنیپ با چهره‌ای پر از تنفر به مردی نگریست که هر عضو صورتش سالها خاطرات ناخوشایند قلدری را به یادش می‌آورد.
- اون... اون اینجا چیکار می‌کنه؟!

دامبلدور که داشت بدن تازه تغییرشکل داده و نیمه برهنه سیریوس را با لبخندی دید می‌زد و تتوهایش را می‌شمرد، جواب داد:
- اون به دعوت من به اینجا اومده... درست مثل خودت. من به هردوتاتون اعتماد کامل دارم. الان که عضلات شکم سیریوس رو دیدم حتی اعتمادم بهش بیشترم شده.

بعد به هردو مرد که با کینه‌ای عمیق یکدیگر را تماشا می‌کردند نزدیک شد. دستش را پشت سر هردو گذاشت و به زور آنها را در بغل هم انداخت.
- خب دیگه پسرا، وقتشه شما هم کدورتای قدیمی رو کنار بذارین و با هم آشتی کنین. سیریوس اون ماچو بهش بده که اسنیپی ببینه چقدر دوستش داری.

سیریوس سرش را کنار گوش اسنیپ آورد و طوری که دامبلدور نشنود زمزمه کرد:
- چطوری بولی شده‌ترین جادوگر با موهای بلند چرب و چیل در هاگوارتز؟

سپس بلک، ماچی روی گونه فرو رفته اسنیپ گذاشت و عقب رفت. اسنیپ که تمام مدت در سکوت تماشایش می‌کرد، وقتی سیریوس عقب رفت و دوباره با چهره دامبلدور رو به رو شد، گوشه یک طرف لبش را به زور بالا داد.

- عالیه! پس همه کدورتا حالا دیگه حل شده و می‌تونید با هم همکاری کنید. خب سیریوس تو برو اعضای محفل رو جمع کن خونه‌ مامانت اینا و برای یک‌سال هم مخفی بمون همونجا و حتی برای خرید آدامسم تا سوپر سر میدون گریمولد نرو! تو که یه عمر زندانی بودی اینم روش! و تو سوروس... تو هم برو پیش ولدمورت و انقدر پاچه خواریشو کن تا باورش بشه تو هنوزم مرگخواری! یه تسته دیگه! یا نتیجه می‌ده یا نمی‌ده. اشکالی نداره... فوقش اگر حرفتو باورم نکرد می‌زنه می‌کشتت دیگه! تو که به هرحال دوتا کتاب اینور و اونور قراره بخاطر نقشه‌های چرت و پرت من کشته بشی! دیر و زود داره سوخت و سوز نداره. ولی یادتون نره من به هردوتون اعتماد کامل دارم!

اسنیپ و بلک باهم مانند پرستوهایی عاشق از در درمانگاه بیرون رفتند و برای غیب و ظاهر شدن قدم‌زنان راهی خروجی‌ قلعه شدند.

- بد نگذره بهت با این ماموریت دشوارت بلک!
- اوه اسنیولِس، واقعا قراره بهم سخت بگذره! تو که نمی‌دونی توی خونه لم دادن روی مبل و دردسر درست نکردن چقدر سخته... اونم وقتی تو قراره زل بزنی به چشمای ولدمورت و بهش دروغ بگی، فکر کن من چه فشار شدیدی رو توی خونه‌م باید متحمل بشم. حالا چطوری می‌خوای بری پیش اربابت؟ بنظرم می‌رسه از اونجایی که عشق فیلم‌های ابرقهرمانی و تخیلی داری چون همیشه شنل و ردای بلندت موقع راه رفتن باد می‌کنه، دامبلدور خوب مأموریتی بهت داده؛ تازه اگه یکمی سریعتر راه بری شاید بتونی با شنلت پرواز هم بکنی و خودتو زودتر به اربابت برسونی.

وقتی به دری رسیدند، اسنیپ عقب ماند تا سیریوس جلوتر برود.
- کروشیو!

با طنین صدای اسنیپ در راهرو خالی، ناگهان برق طلسم شکنجه‌گر از پشت به بلک برخورد کرد و او را روی زمین انداخت.
- زوزه بکش بلک! دیگه دوستای نابابتم اینجا نیستن تا نجاتت بدن. فکر کن چقدر تایم داریم که اینجا در کنار هم سپری کنیم. گفتی بولی شده‌ترین جادوگر در هاگوارتز کیه؟

درد چنان در مغز استخوان سیریوس بلک می‌پیچید که حتی نمی‌توانست پاسخی از دهانش خارج کند.



طلسم کروشیو (شکنجه‌) شما با موفقیت به سیریوس بلک برخورد کرد و 70 واحد انرژی جادویی از شما کسر شد!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/3/19 12:37:21
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: فن‌پیج طرفداران دوآتیشه بانو لی‌لی اوانز (لی‌لی‌لند!)
ارسال شده در: جمعه 15 خرداد 1405 16:07
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
چه کنم که من توی هر لحظه‌ش زیبایی می‌بینم ولی اون از هر لحظه من جدایی می‌دید. 🚬

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 01:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
همر یکی زد تو سر خودش، یکی زد تو سر کشتی. دوباره یکی زد تو سر خودش، این‌دفعه دوتا زد تو سر کشتی. خلاصه انقدر زد و زد تا بالاخره کمر کشتی بدبخت زیر بار این ضربه‌ها شکست... اونم چه شکستنی!

- اوه مای گاد... منو بگو فکر کردم اومدیم یه کشتی لاکچری! اینکه با چندتا اتک ساده دیستروی شد! چه بی‌کلاس!

ویولا در حالی این دیالوگو گفت که با یه دستش نرده یه نیمه از کشتی واژگون شده رو گرفته بود و با دست دیگه‌ش داشت یه فنجون قهوه رو با خونسردی تحسین برانگیزی سر می‌کشید.

یکم اونور‌تر از ویولا، نیمفادورا دیده می‌شد که نیم‌تنه پایینی بدنشو شبیه نیمه‌ پایینی بدن نهنگ کرده بود و درحالی که باله‌های دمشو برای ریموس لوپین تکون می‌داد چشمک می‌زد.
- جوووون... آقا پسر، نهنگت بشم عنبرم می‌شی؟
- آه نیمفادورای عزیزم، فقط عنبر شکلاتی!

آهنگ رمانتیکی از ناکجا‌آباد پلی شد. نیمفادورا پرید توی آغوش باز ریموس اما از اونجایی که به دلیل نهنگی شدن نیمه‌پایینی تنش، غول‌آسا شده بود، ریموس با افکت له شدن اسلایم، زیر نیمفادورا له شد. (از طرف پروفسور اسنیپ: )

از اونور صحنه، سیریوس بلک، این سگ سیاه زشت و کریه‌المنظر دیده می‌شد که از غم له شدن رفیق شفیق شکلاتیش مونده بود چه شکلاتی به سرش بگیره که تصمیم گرفت اولین و آخرین راهکار زندگیشو به کار بگیره و با موتور سیکلتش روی دودکشای در حال غرق شدن کشتی تک‌چرخ بزنه. که البته چون دست فرمونش داغون بود، موتور درحال تک‌چرخ زدن از روی دودکش نیمه غرق شده کشتی سُر خورد و باعث شد بلک با کله بیفته داخل دودکش! آخی! (از طرف پروفسور اسنیپ: )

این وسط تنها کسی که دنبال راهکار بود ولی ای کاش که نبود کاپیتان دابی بود.
- کاپیتان دابی باید این کشتی رو نجات داد! کاپیتان دابی نذاشت کشتی‌ای که خودش کاپیتانش بود غرق شد! تا داب داب دابی رو داشت غم نداشت!
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در 1405/3/14 1:04:59
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: گالری نقاشی لیزا کالن
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1405 21:31
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
چیزی نیست... جسد پاتره. منم شب هالووین رفته بودم خونه پاتر از کنارش رد شدم و یه لگدم زدم تو صورتش.

افرادی که لایک کردند

𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮


پاسخ: فن‌پیج طرفداران دوآتیشه بانو لی‌لی اوانز (لی‌لی‌لند!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 خرداد 1405 12:10
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
چشمات... 🚬

افرادی که لایک کردند

𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮