جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

104 کاربر(ها) آنلاین هستند (84 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
102 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شدهٔ وزارت سحر و جادو

فعالیت ستادها تمدید شد
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۴ مهر
رأی‌گیری نهایی: ۱۵ و ۱۶ مهر

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده

۱پوستر انتخاباتی مرلینانصراف

مرلین

به نفع سیبل تریلانی
۲پوستر انتخاباتی هوریس اسلاگهورنانصراف

هوریس اسلاگهورن

به نفع پرنتیس گاتو
۴پوستر انتخاباتی تلما هلمزانصراف

تلما هلمز

به نفع سیبل تریلانی

مکان‌های مجاز فعالیت

پاسخ: معجون‌سرای پاتیل‌طلا
ارسال شده در: دیروز ساعت 00:17
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام.

یه دونه معجون مرکب ویژه بدین برای باز شدن شخصیت گابریل دلاکور. هماهنگیاش از قبل انجام شده پس لطفا دسترسی‌های لازم رو هم بدین. مرسی.

درود! ۳۰۰ گالیون کسر و معجون برای شما فعال شد!
@هلنا ریونکلاو

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/7/13 7:16:07
🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: باشگاه هم‌خوانی هری پاتر و سنگ جادو
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 15:07
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام.

من قبل از این که وارد بحثایی که شده بشم، می‌خوام به ترتیب که کتابو خوندم و افکاری که به ذهنم اومد بگم. من چند بار کتابا رو قبلا خوندم، ولی سعی کردم مثل یه کتاب اولی بهش نگاه کنم. فعلا تو این پست فقط از فصل اول حرف می‌زنم، پستای بعدی فصلای بعدی.

اولش که ورنون ناخودآگاه از یه گروه جادوگر اسم پاتر می‌شنوه و می‌ترسه، با خودم گفتم الان یعنی نگران شد که خانواده همسرش آسیبی دیده باشن؟ ولی خیلی زود مشخص شد تنها نگرانیش لو رفتن ارتباط خودشون با پاترها بوده.

اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
چرا لرد به تنهایی رفت خونه پاترها و هیچ‌کدوم از مرگخواراش حتی شده باهاش نیومدن تا بیرون خونه منتظرش باشن؟ داخل خونه رو درک می‌کنم، احتمالا می‌خواسته خودش همه کارا رو انجام بده. ولی چرا هیچ مرگخواری دنبالش نبود؟ آیا این قضیه رو از مرگخواراش پنهان نگه داشته بوده که قراره بره یه نوزاد رو بکشه چون براش افت داشته؟

سوال دیگه‌م اینه که آیا گودریک هالو که محل زندگی پاترها بود، منطقه جادوگرنشین نیست؟ تا جایی که می‌دونم از هاگزمید بعنوان تنها دهکده‌ی تماما جادویی در انگلستان نام برده می‌شه پس یعنی گودریک هالو یا دهکده نیست (مثلا شهره ) یا تماما جادوگرنشین نیست. اما وقتی هری تو کتاب هفت به اینجا میاد به نظر میاد که حتی اگه منقطه تماما جادوگرنشین نباشه، ولی جادوگرای زیادی هستن. پس چرا تو کتاب باید هاگرید به دامبلدور بگه قبل از این که ماگلا برسن هری رو از خونه خارج کردم؟ چرا قبل از این که جادوگرا برسن نه؟ واقعا هیچ جادوگری اون اطراف نبوده که بخواد زودتر برسه؟ منظورم این نیست که جادوگری خبر سقوط لرد رو شنیده باشه و بدونه خونه پاترها کجاست و بخواد خودشو برسونه ببینه چی شده، چون احتمالا نمی‌دونستن پاترها کجا مخفی شده بودن، ولی تو گودریک هالو هیچ جادوگری نبود؟! ماگلای از همه جا بی‌خبر توجهشون ممکن بود به این خونه جلب بشه اما جادوگرا نه؟

در نهایت سوال آخرم که از دو سوال قبلی نشات می‌گیره اینه که چرا باید هاگرید می‌رفت هری رو میاورد؟ دامبلدور احتمال نداد شاید مرگخواری اونجا رفته باشه و هاگرید برای بدست آوردن هری باید باهاشون مقابله کنه؟ یعنی واقعا دامبلدور می‌دونست لرد تک و تنها رفته؟



@مرلین
نقل قول:
برای من فصل اول بسیار جالب بود. داستان از ورنون دورسلی شروع میشه و تقریباً میشه گفت که از زاویه دید این شخصیت وارد دنیای این کتاب می‌شیم. اینکه چرا نویسنده تصمیم گرفته از این زاویه دید شروع کنه برام عجیبه. خیلی دوست دارم نظر دیگران رو هم بشنوم.

منم دوست داشتم و با هرآنچه سلوینیا در این مورد گفت موافقم. من فکر می‌کنم کل هدف این بود که برای ما یه رمز و راز بمونه که یعنی هری چیه و به چه دنیایی تعلق داره که اینقد دورسلیا ازش دوری می‌جوین؟ تا پایان فصل 3 رسما چیزی از اون دنیا از نگاه افرادی از همون دنیا نمی‌دونیم. از طرفی نگاه ورنون، مثل نگاه ما می‌مونه. چون ما هم ماگلیم دیگه. و در واقع ما داریم دنیایی که رولینگ قراره بسازه رو از چشمای خودمون که برامون این چیزا عجیبه می‌بینیم و برامون سوال پیش میاد که یعنی با چی طرفیم؟

@مرلین و @فلور دلاکور
نقل قول:
از طرفی هری کمی به نظرم کم‌هوش به نظر میاد، با این اتفاقاتی که برات افتاده تا الان باید فهمیده باشی که خاصی، نه اینکه انقدر خودت رو سرکوب شده تصور کنی که چشم روی همشون بپوشونی!

نقل قول:
چیزی که اول توجهم رو جلب کرد، اینه که هری با وجود اینکه تمام زندگی‌ش رو در محیطی گذرونده که اطلاعات مهمی ازش پنهان شده، تقریباً هیچ‌وقت نسبت به این پنهان‌کاری‌ها حساس نمی‌شه. انگار «ندونستن» برای هری تبدیل به یک وضعیت عادی شده.

به نظرم اینجا باید به این نکته توجه کنیم که هری یه بچه‌ی 10 ساله‌س که رفتار دورسلیا باهاش خیلی بده. اگه یادتون باشه تو فصل سوم وقتی هری فقط یه سوال ساده راجع به لباس مدرسه جدیدش می‌پرسه که داره تو یه مایع خاکستری بدبو تغییر رنگ می‌ده، پتونیا نه با بیخیالی، بلکه طوری که چطور هری جرات کرده سوالی بپرسه برخورد می‌کنه و نوشته شده لب‌هاشو به هم فشار می‌ده. خود رولینگ صریحا می‌گه "مثل تمام مواقعی که هری جسارت می‌کرد چیزی بپرسه". یعنی اصلا خود سوال پرسیدن تو اون خونه، در مورد هرچیزی که باشه برای هری جرات می‌خواسته، چه برسه به این که بخواد از خانواده‌ش بپرسه که نقطه قرمز دورسلیاس. از من بپرسین آدم بزرگشم وقتی ببینه هربار از یکی سوال می‌پرسه با تَشَر پاسخ می‌گیره، دیگه از هرچی سوال پرسیدن از اون شخصه پشیمون می‌شه، دیگه هری که یه بچه‌س.

منم مثل بارتی برام عجیبه که چطور روان هری با وجود رفتاری که دورسلیا باهاش دارن نابود نشده. به قول بارتی "اینقدر که پروبالش رو چیدن که به نظرم همین که هنوز یه عقده‌ای حسود پرخاشگر یاغی نشده خیلی عجیبه."

از طرفی فراموش نکنیم هروقت اتفاق عجیبی میفتاد، هری به خاطرش تنبیه می‌شد. در حالی که دورسلیا می‌دونن هری کوچک‌ترین ایده‌ای نداره که جادوگره و پتونیا قطعا به خاطر لیلی می‌دونسته که کنترل این اتفاقات عجیب دست خودشون نیست و هری روحشم خبر نداره چی داره می‌شه. ولی با این حال هری تنبیه می‌شد تا مقصر شناخته بشه و برای عدم تنبیه دوباره مجبور شه سرکوب کنه انجام این کارها رو (دست خودش نبود، ولی می‌تونستن وانمود کنن از قصد کردی که!).

در نهایت کل پاسخ بارتی به این دو نقل قول نظر منم هست.

@بارتی کراوچ
نقل قول:
خُب چرا این همه اصرار و تلاش و سرسختی به خرج می‌دن که نامه به دست هری نرسه؟! چرا؟! بدید بره!

وای من تازه اینو که گفتی برام سوال شد که واقعا چرا؟ خیلی راحت می‌تونستن بذارن هری نامه رو بخونه و بعدم بگن هه، معلومه یکی خوب تصمیم گرفته سر کارت بذاره. آخه جادو و جادوگری چه صیغه‌ایه.
من فکر می‌کنم خانواده دورسلی به قدری از این که بخواد پای جادو تو خونه‌شون باز بشه وحشت دارن که فکرشون درست کار نمی‌کنه و می‌ترسن حتی کوچک‌ترین نشونه‌ای باعث بشه هری همه چیو بفهمه و همین فهمیدن هری پایان کار باشه و چیزی که ازش وحشت داشتن به سرشون بیاد.

نقل قول:
به نظر می‌رسه جامعه‌ی جادوگری به هنگام پخش شدن خبر سقوط لرد سیاه بیش از حد از خود بیخود شده و اوضاع تقریباً از دست وزارت سحر و جادوی انگلستان خارج شده! برای این وضعیت هیچ قانونی پیش‌بینی نشده. جغدهایی که در روز روشن در محیط‌های شهری دیده می‌شن و جرقه‌های جادویی که شب‌ها رو پیش چشم ماگل‌ها روشن کرده.

این بخش رو رولینگ به نوعی توی دست‌نوشته‌هاش با عنوان پوشش جادوگران بهش اشاره کرده. نقل قول می‌کنم:
نقل قول:
وزارت سحر و جادو همیشه سخت‌گیر نیست. روزی که خبر ناپدید شدن لرد ولدمورت پس از زنده ماندن هری پاتر از طلسم مرگ اعلام گشت، عفو یک‌روزه اعلام شد؛ چنان شور و هیجانی در جامعه‌ی جادوگری بود که جادوگران به شیوه‌ی سنتی با لباس‌هایی که یا فراموش کرده بودند عوضشان کنند یا برای جشن گرفتن آن‌ها را پوشیده بودند، به خیابان‌ها آمدند.

نابودی لرد به قدری اتفاق بزرگ و مهمی برای جامعه جادوگرا بوده که بعد از اون همه سال خفقانی که داشتن تجربه می‌کردن، این تنها دلیل شادیشون بوده. دامبلدور هم توی صحبتاش با مک‌گونگال می‌گه "باید بهشون حق بدی. توی این یازده سال دلایل خیلی کمی برای جشن داشتیم" و حالا یهو... کل دل‌نگرانیشون از بین رفت و زندگی عادی بهشون برگردونده شد.


در نهایت چیزی که کرنلیوس در مورد زمانبندی حمله به خونه پاترها و رسیدن هری توسط هاگرید به خونه دورسلیا مطرح شد برای منم سوال شد.

در مورد ترجمه‌ها هم یه چیزی بگم؟ با این که تو ترجمه حسین غریبی تمام اسم‌های افراد معادل انگلیسیشون تو پاورقی اومده، اما باقی اسما مثل اسم مکان‌ها (پریوت درایو) تو پاورقی نیومده. در حالی که من دوست داشتم انگلیسی این کلمات مهم رو هم که اینقد باهاشون سر و کار داریم بدونم.

از طرفی تو فصل اول، وقتی شبش می‌رن که بخوابن، تو اصلش نوشته پتونیا می‌ره "bathroom" و همون موقع ورنون قایمکی می‌ره پرده رو می‌زنه کنار که بیرونو سرک بکشه، حسین غریبی ترجمه کرده پتونیا رفته حموم. مشکل دستشویی چی بود خب؟ (اینو اضافه کنم که منظورم این نیست حموم غلطه‌ها، ولی حس کردم حضورش در اونجا کوتاه مدت‌تر از حموم بود. )
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/12 17:24:01
🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: محله پریوت درایو
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 13:07
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
صبح روز بعد:

- معووووو! (الاناس که بیان)

گربه‌ای که پشت پنجره‌ی آشپزخونه شاهد مشاجره‌ی پتونیا و دورسلی بر سر این بود که یکی می‌گفت هری تنها بمونه خونه رو خراب می‌کنه و اون یکی می‌گفت ماشینو خراب می‌کنه، با فهمیدن این که همگی با هم قصد خروج از خونه رو دارن، مَعوی موفقیت در مرحله اول عملیات رو به گوش بقیه می‌رسونه.

شاید اگه دوربین‌های نظارتی اون زمان به وسعت الان بود، هرکس که پشتشون نشسته بود متوجه حرکت دسته‌جمعی گربه‌ها که از محله پریوت درایو به سمت باغ وحش سرازیر شده بودن می‌شد، ولی خب اون زمان تکنولوژی اونقد پیشرفت نکرده بود و هیچ‌کس نمی‌فهمه یه عالمه گربه از یک مبدا به یک مقصد مشخص به حرکت در اومدن.

تعدادیشون با پرش از سقف خونه‌ها در حرکت بودن، عده‌ای آزادانه پیاده‌روها رو پیش گرفته بودن و دسته‌ای هم از فاضلاب‌ها راهی شده بودن. طولی نمی‌کشه که صدای قام‌قام نزدیک شدن ماشین دورسلی‌ها به باغ وحش شلوغ به گوش می‌رسه، اونم در حالی که گربه‌هایی که کمی زودتر رسیده بودن، داشتن اولین جادوگر که به صورت اتفاقی اون روز تصمیم گرفته بود از باغ وحش ماگل‌ها بازدید کنه رو وادار به بازگشت می‌کردن.

- میو!

جادوگر که در حال تست کردن غذایی ماگلی بود که از دکه‌ی جلوی باغ وحش خریداری کرده بود، با شنیدن صدای میوی گربه به سمتش خم می‌شه.
- آخی، چه گربه نازی!

ولی این گربه ناز در لحظه‌ی آخر پلنگ می‌شه و می‌پره و غذا رو از دست جادوگر بیرون می‌کشه. حالا جادوگر بدو گربه بدو، اونم در جهت مخالف باغ وحش! اولین جادوگر با موفقیت از مسیری که ممکن بود با هری برخورد داشته باشه و اونو بشناسه، دور شده بود.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: زوپس مارکت جادوگران
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 17:39
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
اگه محدودیت تعداد نداره، منم توکن گروهبندی می‌خوام! به منم بدین.
ولی اگه محدودیت داره فقط اگه پر نشد به من بدین. منو بذارین ته صف که کسی جا نمونه مبادا.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: غرفه بازی با مرگ
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 11:48
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
لرد دوباره هری را درون گهواره‌اش برمی‌گرداند و با خشم نگاهی به او می‌اندازد. نگاهی که تنها جهتش به سمت هری بود، اما در واقع در حال نگریستن به درون خود بود. باورش نمی‌شد حتی شده برای لحظه‌ای، درنگ در کشتن هری وجودش را فرا گرفته بود. نباید هرگز تکرار می‌شد... نباید!

چوبدستی‌اش را مستقیم به سمت هری می‌گیرد. دستش نه از ترس کشتن یک نوزاد، بلکه از تردیدی که برای مدتی به جانش افتاده بود می‌لرزد. اما خیلی زود به خودش مسلط می‌شود و طلسم مرگی که باید از ابتدا به کار می‌برد را بر زبان می‌راند. اشعه‌ی سبز رنگ از انتهای چوبدستی‌اش خارج می‌شود و مستقیم به سمت پیشانی هری حرکت می‌کند.

اما نتیجه آن‌طور که در هزاران دفعه‌ی پیشی که این طلسم را به کار برده بود پیش نمی‌رود. قرار بود سکوتی مطلق حکم‌فرما شود، پیکر بی‌جان نوزاد آرام گیرد و لرد ولدمورت خوش‌حال از نابودی تنها چیزی که می‌توانست او را از هدفش بازدارد، قهقهه‌ی خوش‌حالی سر دهد.

ولی این‌چنین نشد...

به محض برخورد طلسم مرگ با پیشانی هری، انگار که طلسم برگشت خورده باشد، نور سبز رنگی نه به صورت اشعه، بلکه هم‌چون منبع نوری که گسترده‌تر می‌شود همه‌جا را فرا می‌گیرد. همزمان صدایی که گویا از کیلومترها دورتر راه به گوشش یافته بود، گریه‌ی نوزاد بود که زخم صاعقه مانندی بر روی پیشانی‌اش ظاهر شده بود. لحظه‌ای بعد، همه چیز پیش چشمانش تاریک می‌شود.

لرد ولدمورت فرار روحش از جسمش را حس کرده بود...
🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: نگارخانه‌ی خیال
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 00:02
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
~ برنامه‌ی ویژه هم‌خوانی سه فصل اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو ~
مهلت شرکت: از شنبه 11 مهر تا پایان جمعه 17 مهر

اول فراموش نکنین ارسال هر پست در این تاپیک برای شما 10 گالیون به همراه میاره. دوم بذارین با طرز کار این تاپیکِ تک‌پستی آشنا بشیم تا در قدم سوم، سوژه تاپیک معرفی بشه.

طرز کار تاپیک:
شما در ابتدای پستتون در این تاپیک، یک عکس یا موسیقی قرار می‌دین و در ادامه داستانی می‌نویسین که متناسب با اون تصویر یا عکس باشه.

سوژه:
هر پاترهدی حداقل یک‌زمانی رویای دریافت نامه دعوت به مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز رو داشته. حالا شما این فرصت رو دارین تا لحظه‌ی دریافت این نامه برای شخصیت انتخابیتون رو شرح بدین. کجا بودین؟ در حال چه کاری بودین؟ نامه رو چطور دریافت کردین؟ چه احساساتی در اون لحظه بهتون دست داد؟ واکنش اطرافیان چی بود؟ و هر چیز دیگه‌ای که از اون لحظه بخواین رو می‌تونین برای ما تعریف کنین.

شما می‌تونین تصویر ابتدای پستتون رو همون عکسی که برای شبکه اجتماعی جادوگرام استفاده کردین بذارین، یا می‌تونین هر تصویر یا آهنگی رو انتخاب کنین که بیانگر موقعیتیه که داستانش رو نوشتین.

بعنوان مثال می‌تونین عکس یه غنچه که در حال باز شدن هست رو بذارین، به معنای نقطه عطفی که با اثبات جادوگر بودنتون می‌تونین به شکوفایی برسین. تصویر شخصی با خنده‌های شیطانی که می‌تونه نمایانگر هموار شدن راه شما برای قدم در راه تاریکی باشه (برای شخصی مثل تام ریدل)، یا موسیقی‌ای که پخش شدنش در پس‌زمینه، با داستانتون هم‌خوانی داشته باشه.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: ماجراهای مردم شهر لندن
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 00:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
~ برنامه‌ی ویژه هم‌خوانی سه فصل اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو ~
مهلت شرکت: از شنبه 11 مهر تا پایان جمعه 17 مهر

در این تاپیکِ تک‌پستی که ارسال هر پست در اون برای شما 10 گالیون به همراه میاره، باید با موضوع زیر رولی ارسال کنین:

سوژه:
هر بچه‌ای که قدرت جادویی داشته باشه و به اصطلاح جادوگر باشه، از لحظه‌ای که به دنیا میاد این قدرت جادویی رو به شکل متفاوتی بروز می‌ده. این نشانه‌ها برای هرکس متفاوته و به هر شکلی می‌تونه خودش رو نشون بده. اگه از خانواده‌ای باشین که مادر یا پدر یا هردوشون جادوگر باشن، بروز این نشونه‌ها بهشون ثابت می‌کنه شما هم جادوگر هستین (و نه فشفشه). ولی اگه از خانواده‌ای تماما ماگل باشین، احتمالا این اتفاقات موجب تعجب و شگفتیشون می‌شه.

این‌بار نوبت شماست که چند نمونه از بروز قدرت‌های جادویی خودتون در کودکی رو تعریف کنین و واکنش اطرافیان نسبت بهش رو شرح بدین.


فراموش نکنین که تا مدت‌ها خانواده نویل لانگ‌باتم خیال می‌کردن اون جادوگر نیست، چون نشانه‌های قدرتی که بروز می‌داد یا از چشم پنهان می‌موند یا به قدری کم‌رنگ بود که ملاکی برای اثبات جادوگر بودنش نبود. (راهنمایی: مطالعه دست‌نوشته‌ی رولینگ - قلم پذیرش و کتاب ورود)

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: کلاه‌فروشی جادویی کریستی
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 00:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
~ برنامه‌ی ویژه هم‌خوانی سه فصل اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو ~
مهلت شرکت: از شنبه 11 مهر تا پایان جمعه 17 مهر

قبل از اعلام جزئیات این برنامه، توجه شما رو به توضیحات پست اول تاپیک جلب می‌کنم تا با طرز کار این تاپیکِ تک‌پستی آشنا بشین. هم‌چنین فراموش نکنین ارسال هر پست در این تاپیک برای شما 10 گالیون به همراه میاره.
نقل قول:
سلام! به کلاه‌فروشی کریستی خوش اومدین!

اینجا می‌تونین به اندازه‌ی یک پست کلاه هرکس یا هر حتی هر چیزی رو که دوست دارین سرتون کنین و به اون شخص تبدیل بشین! از پیتر پتیگرو گرفته تا چوب‌دستی شکسته‌ی رون، حتی می‌تونین کلاهتون رو خودتون بسازین و از زبون صاحب دلخواهتون بنویسین! می‌تونین از زبون کولرهای ماگلی از گرمای هوا غر بزنین یا از روزمرگی هر کسی که کلاهش رو گرفتین بگین.

یادتون نره که بالای پستتون بنویسین کلاه چه کسی رو برداشتین!


سوژه:
به خطوط ابتدایی فصل اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو برگردین. جایی که ورنون درزلی متوجه آدم‌ها و اتفاقات عجیبی در اطرافش می‌شه و حتی نامی از خانواده پاتر و پسری به اسم هری رو می‌شنوه. در همین موقعیت، هر شخص یا چیزی که می‌خواین رو انتخاب کنین و ماجرای باخبر شدنش از شکست لرد ولدمورت، واکنشش به این موضوع و کارایی که در اون روز انجام می‌ده رو شرح بدین.

شما می‌تونین جغدی باشین که بی‌وقفه خبر از این‌ور به اون‌ور می‌برین، ماگلی باشین که بی‌خبر از همه‌جا شاهد اتفاقات عجیبی در اطرافتون هستین، مینروا مک‌گونگالی باشین که از صبح تا شب محله پریوت درایو رو زیر نظر گرفته، جادوگر رندومی که از این واقعه خوش‌حاله و همراه بقیه جشن گرفته و شادی می‌کنه یا حتی مرگخواری که از شکست اربابش وحشت‌زده شده.

دست شما کاملا بازه که هرچند بار که می‌خواین در این تاپیک رول بزنین و تبدیل به هر شخص و هر چیزی که دوست دارین بشین و هر ماجرایی که براش در این روز رخ داده رو تعریف کنین.

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: باشگاه هم‌خوانی هری پاتر و سنگ جادو
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 00:00
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
آغاز اولین هفته بحث و گفتگو + برنامه‌های ویژه فصل 1 تا 3
از شنبه 11 مهر تا جمعه 17 مهر

سلام!

می‌دونم که با پایان مهلت مطالعه سه فصل اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو، همه‌تون هیجان اینو دارین که هرچه سریع‌تر فصل بعدی رو بخونین تا ببینین کی پشت دره، اما ما برای این که این صبر کردن رو برای شما آسون‌تر کنیم، قول هفته‌ی هیجان‌انگیز بحث و گفتگو رو دادیم که با برنامه‌های ویژه در ایفای نقش جادوگران شما رو به قدری سرگرم می‌کنه که فراموش کنین چقد برای خوندن فصل چهارم هیجان داشتین!

بخش اول: بحث و گفتگو

از همین حالا شما می‌تونین نظرات خودتون درباره این فصل رو در این تاپیک با بقیه به اشتراک بذارین و اگه سوالی براتون پیش اومده مطرح کنین، چون قراره یه هفته‌ی داغِ پر از بحث و گفتگو داشته باشیم که هیچ ابهامی در مورد این سه فصل برامون باقی نمونه!

لطفا توجه داشته باشین که صحبت درباره مواردی که تنها به این سه فصل مرتبطه کاملا آزاده، ولی اگه می‌خواین در مورد مطلبی صحبت کنین که از این سه فصل نشات گرفته اما اشاره به اتفاقات آینده داره، حتما از "اسپویلر" استفاده کنین تا چیزی از داستان برای کسانی که اولین‌باره وارد این دنیا شدن لو نره. برای این کار کافیه رو دکمه اسپویلر که در ویرایشگر سایت قرار گرفته کلیک کنین و متنی که می‌خواین پنهان بشه رو داخلش بنویسین. (عکس آموزشی)

هم‌چنین به شما توصیه می‌کنیم تا دست‌نوشته‌های رولینگ که نکات تکمیلی درباره دانسته‌های این سه فصل از کتاب داره رو مطالعه کنین. نظر برای هرکدوم فراموش نشه.
* پوشش جادوگران
* شماره چهار، پریوت درایو

در نهایت این نکته رو ذکر کنم که هر نظر در این تاپیک به جای 1 گالیون، 3 گالیون برای شما به ارمغان میاره.

بخش دوم: برنامه‌های ویژه

همونطور که قبلا هم وعده‌شو داده بودیم، قرار نیست این هفته تنها بحث و گفتگو کنیم و می‌خوایم در این سه فصل زندگی کنیم! پس برنامه‌های ایفای نقش جادوگران که در ادامه لیست شده رو فراموش نکنین. (لیست برنامه‌ها برای کسانی که نه فیلم‌ها رو دیدن و نه کتاب‌ها رو خوندن و برای اولین‌بار قراره پا به این دنیا بذارن، حاوی اسپویله. بنابراین لطفا فقط کسانی که از قبل با دنیای هری پاتر آشنایی دارن مطالعه کنن.)

برای شرکت در این برنامه‌ها که در انجمن شهر لندن برگزار می‌شه، تنها دسترسی "جادوگر" برای شما کافیه. پس اگه هنوز اقدام به ورود به ایفای نقش جادوگران نکردین، تنها کافیه براساس یکی از تصاویر کارگاه، داستانی در تاپیک کارگاه داستان‌نویسی ارسال کنین تا با دریافت توکن بتونین کلاه گروهبندی رو بر سر بذارین و در نهایت شخصیتی که می‌خواین باهاش تو این دنیا زندگی کنین رو انتخاب و معرفی کنین.

از شنبه 11 مهر تا جمعه 17 مهر، تمام رول‌های ارسالی در انجمن شهر لندن به جای 3 گالیون، 6 گالیون برای شما به همراه داره و هر رول در هفت تاپیک خاص زیر، به جای 4 گالیون، 10 گالیون به حسابتون واریز می‌کنه. هم‌چنین برخلاف تمام ماه‌های پیش، واریز خودکار گالیون‌ها به جای این که در انتهای هر ماه انجام بشه، به صورت هفتگی انجام می‌شه.

اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
* کلاه‌فروشی جادویی کریستی: به نقطه‌ی شروع کتاب برین و خودتون رو جای هرکس یا هرچیز (از ماگل‌ها و جادوگران گرفته تا مرگخواران و جغدهای نامه‌رسان) که می‌خواین بذارین و ماجرای روز بعد از شکست ولدمورت رو که در ابتدای کتاب از نگاه ورنون دورسلی دیدیم، حالا از نگاه اون شخص یا چیز شرح بدین. (رول تک‌پستی)

* ماجراهای مردم شهر لندن: شما چه جادوگری از یک خانواده‌ی جادوگر باشین و چه جادوگری از یک خانواده‌ی ماگل، در دوران بچگی نشانه‌هایی از داشتن قدرت جادویی رو بروز می‌دین. این که این نشانه‌ها برای شما چی بودن و چطور خانواده جادوگرتون اطمینان حاصل کردن شما قدرت جادویی دارین یا خانواده ماگلتون شک کردن تفاوتی با بقیه دارین رو بنویسین. (رول تک‌پستی)

* جادوگرام: همه‌ی طرفداران دنیای هری پاتر آرزوی دریافت نامه دعوت به مدرسه هاگوارتز رو داشتن. عکس لحظه‌ی دریافت نامه رو که کجا بودین و چی کار می‌کردین در شبکه اجتماعی جادوگرام با هشتگ #روزی_که_جادو_شروع_شد بفرستین. (ارسال تصویر یا نقاشی)

* نگارخانه‌ی خیال: ماجرای این که کجا بودین، چی کار می‌کردین و در لحظه دریافت نامه چه حسی داشتین رو با یک تصویر (که می‌تونه همون تصویر جادوگرام باشه) یا آهنگ وصف کنین و داستانشو تعریف کنین. (رول تک‌پستی)

* محله پریوت درایو: حتما جادوگران زیادی در سرتاسر دنیا خواستار این بودن تا هری پاتر مشهور رو ملاقات کنن. اما هری تنها چند خاطره رو یادشه که هیچ‌کدومش اونقدر طولانی نبود که منجر به لو رفتن راز دنیای جادوگران براش بشه. فکر می‌کنین علت چیه؟ شبکه‌ی سراسری گربه‌های خانم فیگ که از هری مراقبت می‌کردن تا زندگی به دور از جادو رو تا رسیدن به 11 سالگی طی کنه! (رول ادامه‌دار)

* غرفه بازی با مرگ: لرد ولدمورت تمام قدرتش رو با حمله به هری پاتر از دست داد، در حالی که همه می‌دونیم در نهایت زنده موند. اما کی می‌دونه در این دوران چی کار می‌کرد؟ (رول ادامه‌دار)

* کارگاه سوژه‌پردازی: برای هر ماجرایی که در این سه فصل نقل شده، در مورد هرکدوم از این سه موضوع که می‌خواین بنویسین: 1. یک اتفاق از داستان رو تغییر بدید. | 2. یک صحنه رو از زاویه دید متفاوت روایت کنید. | 3. یک صحنه‌ی تازه که می‌تونسته در بخشی از داستان بگنجه رو بنویسید. (رول تک‌پستی)



و در نهایت اجازه بدین این موضوع رو تکرار کنم:

آیا تازه به ما ملحق شدین و هنوز سه فصل اول کتاب رو مطالعه نکردین؟

هیچ مشکلی نیست. قرار نیست این برنامه مسابقه سرعت باشه. اگه تازه متوجه هم‌خوانی شدین، می‌تونین از اول شروع کنین و هر وقت به بخش فعلی رسیدین به بقیه ملحق بشین. همین‌طور اگه یک هفته فرصت نکردین فصل‌ها رو تموم کنین، لازم نیست برنامه رو رها کنین. با سرعت خودتون جلو برین و دوباره به جمع برگردین.
🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن
پاسخ: محله پریوت درایو
ارسال شده در: جمعه 10 مهر 1405 19:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
× پست پایانی سوژه ×


دوربین می‌ره و می‌ره و می‌ره و قضای الهی مقدر می‌کنه تا بعد از این که یه دور دیگه به آسمون ملحق می‌شه و هم‌چنان مرگ‌ناظر و مرگ‌لوسک رو در حال غیبت می‌بینه، یهو یه سقوط آزاد رو تجربه کنه که باعث می‌شه تلپی یهو بیفته همون نقطه‌ای که این مسیر پر از هیاهو رو از ابتدا براش رقم زده بود، یعنی محله پریوت درایو!

فقط یکم نقطه‌ی برخوردش متفاوت بود از نقطه‌ی پرتابش بود و این‌بار جایی نخورده بود جز... ملاجِ مرگردان!

مرگردان که خیر سرش می‌خواست برای اولین‌بار تو عمرش بین جمعیت حضور بلند مدت داشته باشه و در کنارشون یه مستند همه‌‌کس‌پسند از این محله ماگلی برای جادوگران تهیه کنه، حالا با برخورد دوربین چنان رد می‌ده که از هر تصمیمی پیش از این گرفته بود پشیمون می‌شه.

- اصلا نخواستم!

نخواستنِ مرگردان به گوش جمعیتی که مشغول تعریف کردن سناریوهای مختلفشون برای مستند احتمالی بودن، نمی‌رسه. اما فکر می‌کنین برای مرگردان مهم بود؟ اون مرگ بود و چیزی با عنوان شکستن غرور به خاطر بی‌توجهی در وجودش تعریف نشده بود، چون شما هم اگه کسی بودین که مرگ و زندگی ملت دستش بود، خودتون رو خود غرور می‌دونستین!

پس مرگردان بار و بندیل نداشته‌ش رو جمع می‌کنه و با صدای فیشی از دیده‌ها پنهان می‌شه و یهو بغل مرگ‌لوسک و مرگ‌ناظر در آسمونا ظاهر می‌شه. به اندازه کافی غر داشت تا بتونه تا ساعت‌ها اونا رو با غیبت کردنش سرگرم کنه.

این پایین تو محله پریوت درایو هم، یکم بیش از حالت عادی طول می‌کشه تا بالاخره یکی فریاد بزنه "عه پس مرگ کو!" و بقیه اعتراض‌کنان بگن "سر کارمون گذاشت!" و جمعیت به همون سرعتی که تشکیل شده بود، پراکنده بشه و ساخت مستند، به زباله‌دان تاریخ بپیونده!

× پایان سوژه ×

افرادی که لایک کردند

🦅 Only Raven 🦅
تاپیک انجمن

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.