شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
فعالیت در این فصل بسیار بالا بود. پستهای بسیار جذابی خواندیم. ولی در نهایت یک نفر هست که هر زمان که به این عنوان فکر میکنیم، نامش سریعا ذهنمان را پر میکند. رای ما برای این عنوان خودمانوینکی است.
کجول ما ایدهای که برای این تاپیک در ذهن داری واقعا زیباست. از آن دست سوژههاییست که شاید کمتر دیده شود ولی بودنش نیاز است. امیدواریم هرچه سریعتر پست اول این سوژه را بخوانیم.
شرط دابی را قبول کرده و روی قهرمانی تلمامان 100 گالیون شرط میبندیم.
سوالی که پیش میآید این است که اگر هر دو اشتباه کنیم اتفاقی نمیافتد؟
- موهاهاهاهاها. اتفاقی نمیفته جز این که چون وقت صاحب کازینو رو گرفتین از جفتتون 5% برمیداره میذاره جیب خودش. - واسه 10 گالیون ناقابل موهاهاها میکنی؟ - اوا راست میگی. کوفتم شد که.
وینکی ما این تاپیک و ویولای ما این تاپیک را اجاره کردند. پولها را جابهجا کن نقرهای!
در پناه ماه، وام 22 درصد بدهید.
سلام. 20 گالیون از وینکی و 25 گالیون از ویولا بابت به ترتیب اجاره ملک کلنگی زمانبرگردان مرگخواران و در بحبوحه سیاهی تا پایان 8 تیر ماه کسر و 49 گالیون به سرمایه مرگخواران اضافه شد. همچنین انجمن مرگخواران به خاطر فعالسازی اجارهی 5 ملک در ماه اردیبهشت، هدف چهارم انجمنها رو برآورده و 50 گالیون جایزه میگیره.
خلاصه: کجول طی یک مراسم تبدیل به درخت زندگانی شده است. و حال خیلی راحت میتواند هرکسی که او را اذیت کرده، نفرین کند. آن فرد نیز برای رهایی از بند نفرین باید طبق خواستهی کجول رفتار کرده و او را راضی کند که نفرین را خنثی کند. اولین قربانی کاتانا بود. بعد از کشمکشهایی، نفرین از روی او برداشته شد. حال کجول میخواهد قربانی بعدی خودش را از بین مرگخواران روبهرویش انتخاب کند.
از چشمان کجول شرارت میبارید. چشم میچرخاند تا نفر بعدیای که قرار بود مورد خشمش قرار بگیرد را پیدا کند. هر سو که نگاه میکرد مرگخواری میدید که چشمانش را از او قایم میکرد. شده بود شبیه معلمهایی که میخواهند امتحان شفاهی بگیرند و قصد انتخاب یک دانشآموز را دارند.
- جمع کنید کاسه کوزهتونو! درخت زندگانی درخت زندگانی را... خفه استامپ! کجول جون! گروگانتم بدجور! این قطب دوم من حرف زیاد می... برو عمهتو خفه کن گروگان تسترال!
استامپ اصلا زمان خوبی را برای به دست گرفتن کنترل انتخاب نکرده بود. او فکر میکرد که همه چیز شوخیست. فکری که قرار بود به ضررش تمام شود. - بابا خیر سرتون مرگخوارین. شما هر کدوم تک نفری دیاگون میبندین. از این درخت ترسیدی... استامپ خیلی جدی میگم. الان اصلا جاش نیست ... چی چی و جاش نیست. مرتیکه ترسو! اصلا بیا کجومعوج! نفرین کن ببینم چیکار میکنی.
کجول که از شدت عصبانیت فلفل قرمزهای روی سرش اندازهی خربزه شده بود، دو دستش را بالا آورد. به تخم چشمان استامپ خیره شد و دو دستش را به صورت افقی از هم جدا کرد.
منظرهی روبهروی مرگخواران، دو شخص همسان بود... یکی گروگان و دیگری استامپ که هر کدام بدن خودشان را داشتند. چیزی که برایشان عجیب به نظر میرسید این بود که این نفرینش کوجیس؟ سوالی که با دیالوگ بعدی کجول پاسخ داده شد. - تا 30 دقیقهی دیگه اگه چیزی که از شما میخوام رو انجام ندین، یکیتون میمیره. شخصی که میمیره هم به طور اتفاقی انتخاب میشه.
و سپس رو به استامپ میکند. - کجومعوج هم خودتی.
همه انتظار فحش رکیکتری داشتند ولی خب قوانین دست و پا را بسته است!
- کجول گیرنده! کجول دست و پا بننده! کجول تازیانهزن! کجول گروگانگیر! میشه سریع بگی چیکار باید کنیم تا از این وضع خلاص بشیم گروگانت بشم من.