جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  72 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  147 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  257 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  336 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  236 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ: حمام ارشدها
ارسال شده در: دوشنبه 25 خرداد 1405 16:06
نمایش جزئیات
آفلاین
دابی به همه چیز احترام می‌گذارد، جز مفهوم عقل سلیم. هیچ‌کس نباید مسئول این‌همه کمیته باشد؛ بهرحال آدم وقتی از جایی خورد، باید بتواند دل‌خوشی دیگری پیدا کند... اما آن سال شوم، دابی کل قلعه را به گند کشاند.

من سال‌ها تلاش کرده‌ام اتفاقات آن سال تحصیلی را فراموش و تروماهایم را درمان کنم، اما سه تا از بیانیه‌های دابی هیچ‌گاه از سرم بیرون نمی‌رود...:

بیست و سوم سپتامبر آن سال شوم

روی میز صبحانه‌‌ متوجه شدم جادوآموزان بیش از حد برای روز آغاز هفته‌‌ خوشحال‌اند. وقتی دلیل آن‌را پرسیدم متن پخش شده‌ای از بیانیه‌ی جدید دابی روبه‌رویم گذاشته شد:

نقل قول:
رفع تبعیض ژنتیکی جادوآموزان

بدین وسیله به اطلاع می‌رساند هیچ یک از امتحانات از این پس بدون به‌همراه داشتن کتاب، جزوه و منابع درسی مشخص شده از سوی دبیر برگزار نخواهد شد. حافظه تا حد زیادی به ژنتیک جادوآموزان وابسته است و به این دلیل سنجش افراد و طبقه‌بندی آنها بر اساس آن، تبعیض ژنتیکی و بی‌عدالتی است.

امضا: دابی


آن روز من هم مثل بقیه شادی کردم و به ریش اساتید (و در صدر آنها اسنیپ) خندیدم...

چهارم اکتبر آن سال شوم

پس از سه دست کوییدیچ کاملا خسته و کوفته شده بودم. قطرات باران با صدای بلند به پنجره‌ها می‌خوردند اما احساس امنیتی که در کنار هم می‌کردیم آن‌را تنها به ترانه‌ای بلند ولی خوشنواز تبدیل کرده بود. فردایش هم شنبه بود و درس زیادی نداشتیم.

تمام این توصیفات را آوردم که بگویم متوجه هستید آن موقع چقدر خوابیدن روی ملافه‌های گرم و تمیز خوابگاه می‌چسپید، نه؟! اما یکی از هم‌اتاقی‌های پاچه‌خوارم دستم را گرفت:
- اوی لوپین، امشب خوابیدن روی تخت ممنوعه!

نگاه پرناسزا پرسشگرم را به او انداختم که با غضب ادامه داد:
- بیانیه‌ی جدید آقای دابیه. به احترام هیولاهای زیر تخت، هر یک شب در میون جامون رو باهاش عوض می‌کنیم. اگه بخوابی گزارشت می‌دم!
- معلوم هست چی می‌گی؟! هیولایی وجود نداره که بخواد اون بالا بخوابه!

نفسش را حبس کرد:
- تبعیض علیه موجودات خیالی؟! واقعا که...

خواستم سرم را به دیوار بکوبم که یاد بیانیه‌ی حذف خشونت علیه اجسام افتادم و مستقیم به زیر تختم رفتم تا بخوابم.

نوزدهم ژانویه‌ی آن سال شوم

طی بیانیه‌‌ی جدید دابی ارشد گروه‌ها باید از طرف خود جادوآموزان انتخاب می‌شد، نه با سیستم قدرت‌سالارانه‌ی انتخاب مدیر.

پس برای بار اول در طول تاریخ هاگوارتز، جادوآموزان نام هر کس و هر چیزی را که برای ارشدیت صلاح می‌دیدند؛ نوشتند و در صندوق جادویی انداختند که به صورت خودکار رای شماری می‌کرد.

شاید گمان کنید بابت نوشتن «هر چیز» در بند بالا، از من سوتی گرفته‌اید، در حالیکه طی بیانیه‌‌ی حذف تبعیض علیه اجنه‌ و روح‌ها و سانتور‌ها و تسترال‌ها و کلا هر موجودی؛ آن‌ها نیز می‌توانستند برای ارشدیت کاندید شوند.

خب ما هم گمان نمی‌کردیم دامبلدور در این حد رد داده باشد که جن خانگی یا سانتوری وحشی را به‌عنوان ارشد قبول کند؛ پس صرفا از سر شوخی به تسترالی شش ساله رای دادیم... وقتی فهمیدیم باید به عقل دامبلدور یا سلامت روانش شک کنیم که با افتخار نشان ارشد را به افسار تسترال وصل کرد.

از آن پس رسماً مجبور شدیم هر هفته به طویله‌ی تسترال‌ها رفته، کنار ارشد جدیدمان نشسته، و تا وقتی که می‌خوابید به شیهه‌هایش با دقت گوش فرا می‌دادیم.

دلم برای کمی گوشت نیمه پخته لک زده بود، گردنم به‌خاطر سختی زمین رو به نابودی رفته‌ بود، رداهایمان بوی طویله گرفته بود؛ پس وقتی وسط سال چمدانم را جمع کردم واقعا باعث تعجب هم‌کلاسی‌هایم نشد...

- آقای لوپین؟ می‌شه بپرسم کجا بدون اجازه تشریف می‌برین؟

با کنایه جواب دادم:
- فکر کردم تو بیانیه‌ی اخیر گفته شده که گرفتن اجازه برای ورود و خروج از قلعه فقط مظهر برتری قدرت نسبت به آزادی شخصیه؟

پروفسور مک‌گوناگال آه سردی کشید:
- درسته، ولی کنجکاوم بدونم کجا می‌رین...
- دورمشتنرانگ؛ تا وقتی که پروفسور دامبلدور...

سعی کردم مؤدب باشم:
- متوجه‌ی این شلوغی بشن.

و راهم را کشیدم و رفتم.
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1405/3/25 22:44:06
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1405/3/25 22:45:33
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1405/3/26 11:18:04
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1405/3/26 14:54:06
- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: پنجشنبه 21 خرداد 1405 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
خودم وقتی موهام بلونده (فکر کردی می‌گم دراکو؟؟)

چتر
ریش لانه کبوتری
کیک له شده
- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 02:51
نمایش جزئیات
آفلاین

پروفسور کویرل

هرمیون از او در مورد حفرهٔ اسرار پرسید

به شدت حوصله سر بر

تا وقتی که مرد و حتی بعد ازآن تدریس کرد

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: مهد کودک دیاگون
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 02:20
نمایش جزئیات
آفلاین

شایعات مبنی بر این است که ماندانگاس قبل از بلند شدن پنج، شش دقیقه‌ای به حال خودش گریه کرد.
- اگه صورتای شما کره تسترال‌های فسقلی رو روی دیوار تاریخچهٔ بلک‌ها پرس نکر-

صورت ماندانگاس از قرمزیِ رژ لب تانکس به قهوه‌ایِ شکلات لوپین تغییر یافت. گویا سگ‌ها کار پوشک عوض کردن بچه را تمام کرده بودند و با خرسندی زباله‌ها را به طرفی پرت کرده بودند (طرفی= بر و دماغ رفیقمون، دانگ).
به‌هرحال سگ حتی اگر بلد باشد پوشک بچه عوض کند، باز هم سگ است دیگر! از کجا بداند سطل زباله چیست! حتی دانگ شانس آورده بود گربه پوشک را عوض نکرده بود، وگرنه الان پنجه‌هایی پوستش را می‌کندند تا آن مادهٔ قهوه‌ای رنگ را زیرش دفن کنند-هر چند بعید می‌دانم در آن صورت هم ذات درونی این دانگ ما از همانی که بود کثیف‌تر می‌شد.

ماندانگاس مثل دیوانه‌ها خودش را به زمین و دیوار می‌مالید تا تمیز شود. بیچاره از ترس چشیدن آن شاهکار حتی نمی‌توانست دهانش را برای ناسزاهای رکیک تر باز کند!

- چرا اینجوری می‌کنه... کیکه دیگه! کیکه، فقط زشت شده... هنوزم که نام نام!   
یکی از بچه مرگخوارها با سردرگمی این را پرسید. بقیه هم با او موافقت کردند و با تعجب به تقلاهای ماندانگاس چشم دوختند. 

- آها فهمیدم... تو کیک بادوم زمینی بود، شاید حساسیت داره!   
- شایدم نمی‌خواد با خامه چاق شه؟ شاید تو رژیمه!    

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1405 02:57
نمایش جزئیات
آفلاین

هپزیا اسمیت

اصیل زاده
خواهر وسطی
زن یک ماگل

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 خرداد 1405 23:01
نمایش جزئیات
آفلاین
اون یارو زنبوریه لودو بگمن

مادام الاشک دم مشک

علاقه مند به مشاهدهٔ قهرمانان در حال استحمام از زیر وان حمام

مقتول در دستشویی (بیچاره)

افرادی که لایک کردند

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 خرداد 1405 15:34
نمایش جزئیات
آفلاین
(امیدوارم اسپم نشم) سردبیر مجلهٔ طفره زن؛ مخترع رقص بندری در عروسی بیل و فلور: زنوفیلیوس لاوگود

به رنگ برف
اولین قربانی جانوری
رابط هری با دنیای جادوگری
- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 خرداد 1405 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
احتمالا فایرنز

محافظ فرزند رقیب
وفاداری پنهان
مظهر تاثیر قضاوت بیجا
- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: ارتباط با ناظر فن فیکشن
ارسال شده در: دوشنبه 11 خرداد 1405 12:01
نمایش جزئیات
آفلاین

وقت همگی به خیر؛

با اجازه میتونم یه فن فیکشن رو شروع کنم؟

افرادی که لایک کردند

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)


پاسخ: سه نشانه
ارسال شده در: دوشنبه 11 خرداد 1405 11:48
نمایش جزئیات
آفلاین

نیجینی

هافلپاف
خوش چهره
جوان مرگ

افرادی که لایک کردند

- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)