_ولی ارباب ... اگه مؤسسه خیره راه بندازیم باید بریم سراغ فعالیت های بشر دوستانه و خیرخواهانه؟
_اگر قرار باشد کار بشر دوستانه بکنیم ما مخالفیم
گروگان که دید گروگان بودنش در خطره زود پرید وسط:
_ نه نه نه...، اشتباه نکنید گروگانگیرای عزیزم، ما قرار نیست کارای بشر دوستانه انجام بدیم ما قراره یه خیریه ی تاریک داشته باشیم با شعار حمایت از گروگان بر...
لرد ولدمورت پرید وسط حرف گروگان:
_باشه، فهمیدیم.

_هر کاری میخواهید بکنید فقط زودتر دژ ما را بسازید.

دلفی که تا این لحظه سکوت عجیبی کرده بود یهویی حضورش رو اعلام کرد:
_خب باید یه پیج جادوگرام و یه پوستر تبلیغاتی هم برای خیره بسازیم. میتونید از چهره ی زیبای من برای پوستر استفاده کنید.
_ نخیر خود ما بهترین گزینه برای طرح پوستر هستیم.

_حالا دست های این گروگان را باز کنید تا برود و خیریه را راه بیندازد.

گروگان که دید از اینا گروگانگیر در نمیاد رفت سمت دلفی :
_اگه گروگانت بشم گروگان گیرم میشی؟

_هاااا ، نکنه عاشقم شدی میخوای بیای خواستگاریم؟
_ نه نه...، من نمیخوام بیام خواستگاریت من میخوام گروگان باشم.
_ مقاومت نکن تو عاشقم شدی، حالا کی میای خواستگاریم؟
گروگان ناامیدانه با دستای بسته رفت سمت لرد ولدمورت تا طرح خیریه رو بکشه که دید لرد ولدمورت داره جزئیات طرح جدیدش رو توی صفحه جوتیوبش پست میکنه و نوشته به بنیاد حمایت از خورندگان مرگ گروگان دوست و گروگان گیر کمک کنید .
پی نوشت: هر کس کمک نکند به او کروشیو پرت میکنیم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


