جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

32 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بخش اول: معرفی سه الگوی برتر برای تقلب

الگوی اول: لوسیوس مالفوی
لوسیوس مالفوی الگویی بی‌نظیر برای تقلب است، چون هرگز تقلب نمی‌کند؛ او پول می‌دهد تا دیگران برایش تقلب کنند. این روش، تقلب را از سطحِ عملیاتی به سطحِ مدیریتی ارتقا می‌دهد. او هیچ‌وقت دستش به تقلب کثیف نمی‌شود، اما همیشه نفعِ تقلب را می‌برد. برای تقلب‌های کلان و سازمان‌یافته، او بهترین الگوست.

الگوی دوم: گیلمرت لاکهارت
لاکهارت الگوی تقلبِ خودفروشانه است. او خاطرات دیگران را می‌دزدد و به نام خود منتشر می‌کند، اما چنان جذاب و خوش‌لباس است که همه فراموش می‌کنند او دزد است. تقلب او خلاقانه است چون هیچ‌وقت تقلب را پنهان نمی‌کند، بلکه آن را به هنر تبدیل می‌کند. برای تقلب‌های رسانه‌ای و عمومی، او بی‌نظیر است.

الگوی سوم: دامبلدور (آلبوس، نه آبرفورث!)
دامبلدور الگوی تقلبِ مقدس‌مآبانه است. او همه را فریب می‌دهد که پیرمردی خیرخواه است، درحالی که تمام عمرش مردم را مثل مهره‌های شطرنج جابجا کرده. تقلب او در لفافه‌ی تعلیم و تربیت پنهان شده. برای تقلب‌های ایدئولوژیک و فکری، او الگویی دست‌نیافتنی و سیاه‌ترین متقلب تاریخ است.

بخش دوم: انتخاب الگو و راهِ پخشِ آن

من الگوی دامبلدور را انتخاب می‌کنم، چون سیاه‌ترین و خلاقانه‌ترین تقلب را دارد. برای پخشِ این الگو بین مردم، راهی متقلبانه و گول‌زنک طراحی می‌کنم:

یک «انجمنِ مخفیِ تقلباتِ سیاه» تأسیس می‌کنم با نامِ فریبنده‌ی «باشگاهِ راست‌راهیان». هرکس وارد شود، اول به او می‌گویم که اینجا جای تقلب نیست، بلکه جای مبارزه با تقلب است. بعد، به او ثابت می‌کنم که بهترین راه برای مبارزه با تقلب، این است که خودت استادِ تقلب بشوی تا بتوانی جلوی دیگران را بگیری. با این ترفند، همه جذب می‌شوند و بدون اینکه بدانند، از الگوی دامبلدور تقلید می‌کنند. تازه، برایش یک اذیتِ کوچک هم اضافه می‌کنم: هر عضوِ جدید، باید یک رازِ تاریک از زندگی‌اش را فاش کند تا من آن را به‌عنوانِ «ابزارِ کنترل» نگه دارم. اگر کسی خواست از باشگاه خارج شود، آن راز را برای همه پخش می‌کنم. اینجوری، نه‌تنها الگو پخش می‌شود، بلکه همه در تورِ من می‌مانند و به نفعِ من کار می‌کنند.

نتیجه‌گیری نهایی:
استاد، من برای این تکلیف تقلب نکردم. یعنی تقلب تر از این نمی شد

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 11:43
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا

-------------
کسی که نداند من چه کسی هستم، احتمالا اولین چیزی که درباره‌ام می‌شنود این است:

«همان مردی که با بزهایش زندگی می‌کند.»

عجیب است.

انگار آدم‌ها همیشه راحت‌ترین چیز را برای به خاطر سپردن انتخاب می‌کنند.

هیچ‌کس نمی‌گوید مردی که خواهرش را از دست داد.

نمی‌گویند مردی که برادرش را تمام دنیا می‌شناخت، اما خودش ترجیح داد پشت پیشخوان یک مهمانخانه بایستد.

نمی‌گویند مردی که هر بار خواست خانواده‌اش را نگه دارد، یکی از آن‌ها را از دست داد.

نه...

می‌گویند:
«صاحب آن بزها.»

راستش را بخواهید، اعتراضی هم ندارم.

بزها هیچ‌وقت وانمود نمی‌کنند چیزی هستند که نیستند. اگر عصبانی باشند، شاخ می‌زنند. اگر گرسنه باشند، هرچه دم دستشان باشد می‌خورند. اگر هم از کسی خوششان نیاید، لازم نیست لبخند بزنند و پشت سرش نقشه بکشند.

کاش آدم‌ها هم کمی بیشتر شبیه بزها بودند.

استاد از ما پرسید:

«تو کیستی؟»

شما پرسیدید من کیستم، نه این‌که دیگران درباره‌ام چه فکر می‌کنند. این دو معمولاً یکی نیستند.

بعضی‌ها مرا صاحب مهمانخانه‌ی سرِ بز می‌شناسند.

بعضی‌ها می‌گویند برادر آلبوس دامبلدورم.

بعضی‌ها هم مرا همان مرد بداخلاقی می‌دانند که ترجیح می‌دهد با بزهایش سر و کله بزند تا با آدم‌ها.

هیچ‌کدام اشتباه نمی‌کنند.

اما هیچ‌کدام هم پاسخ سؤال شما نیست.

قدرت برای بعضی‌ها هدف است و برای بعضی‌ها وسیله. من آن‌قدر آدم‌های تشنه‌ی قدرت دیده‌ام که دیگر از دیدن یکی دیگر، تعجب نمی‌کنم. قدرت اگر افسارش را رها کنی، قبل از آن‌که دنیا را عوض کند، خودت را عوض می‌کند.

من به دنبال قدرت نرفتم.

نه چون از آن می‌ترسیدم، بلکه چون دیدم بهایش چیست.

اگر قرار باشد بین نشستن روی بلندترین صندلی وزارتخانه یا پشت پیشخوان مهمانخانه‌ام یکی را انتخاب کنم، مهمانخانه را انتخاب می‌کنم. آنجا آدم‌ها اگر فریاد می‌زنند، از دردشان است؛ نه برای این‌که ثابت کنند از بقیه بزرگ‌ترند.

اشتباه هم زیاد کرده‌ام.

از آن اشتباه‌هایی که هیچ طلسمی درستشان نمی‌کند.

برای همین دیگر عجله‌ای ندارم که آدم‌ها را فقط از روی ظاهرشان قضاوت کنم.

اما اگر قرار باشد از چیزی دفاع کنم، از همان چیزهایی دفاع می‌کنم که باورشان دارم؛ حتی اگر طرف مقابلم بزرگ‌ترین جادوگر سیاه زمانه باشد.

پس اگر هنوز می‌خواهید بدانید من کیستم...

من آبرفورث دامبلدورم.

نه به خاطر برادرم شناخته می‌شوم، نه به خاطر بزهایم.

من همان مردی هستم که اگر با چیزی موافق نباشد، سرش را پایین نمی‌اندازد؛ حتی اگر بهایش را خودش بپردازد.

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: گزارش باگ‌های جادوگران جدید
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1405 23:36
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر سیریوس وایت زحمت کش
یه نگاهی به این بنداز
تصویر تغییر اندازه داده شده

یُختِچی عجیب نیست؟



خب وجدانم اجازه نداد گفتم بگم بهت که نمی خواد کد هارو تغییر بدی و کد های سایت کاملا سالمه فقط من یه تغییر خیلی کوچولو دادم توی اعدادش و الانم همه چی درسته پس نگران نباش. راستی یه وقت بلاکم نکنیااااا در همین حد بلدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1405 00:11
نمایش جزئیات
آفلاین
کی؟
جیمز سیریوس

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: گالری (بازی با تصاویر)
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1405 21:01
نمایش جزئیات
آفلاین
داستان منو پسرم 3

دارم به کریدنس جادو یاد میدم
(انگار اصلا جادگر نیستی پسر یزره حرف گوش کن فقط می خندی)
تصویر تغییر اندازه داده شده

امیدوارم زود تر به صورت کامل یاد بگیری کریدنس
" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1405 13:30
نمایش جزئیات
آفلاین
کجا؟
توی هاگزمید

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: گالری (بازی با تصاویر)
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1405 17:27
نمایش جزئیات
آفلاین
داستان منو پسرم2

تصویر تغییر اندازه داده شده
در اینجا بنده درحال آموزش شیر بز دوشیدن به کریدنس

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: گالری (بازی با تصاویر)
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1405 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
فقط یه سوال: چرا روی اِسکوربُرد دو تا تیم یه امتیاز دارن؟ دو تاشون 150؟ هر دو برنده شدن؟! لبخند

امم نمی دونم راستش شاید هوش مصنوعی نمی خواست ببازی یا شایدم تیمت 150 امتیاز گرفته بود و منم اسنیچ رو گرفتم

داستان منو پسرم 1
تصویر تغییر اندازه داده شده


کریدنس که حدود 7 8 ماهشه و در بقل بنده آرام گرفته

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1405/4/8 17:04:00
" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: منظومه چهارگانه اشعار
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1405 13:14
نمایش جزئیات
آفلاین
ای کریدنس، ای پسرِ ناشناسِ روزگار
کز غمِ دنیا شدی تو سربلند و استوار

با قفسی از آهن و با دلی پرآتش و درد
تو ز سیرک آمدی بیرون، چو شیری شیرخوار

گریندلوالد به نامت زد، ولی تو راست گویی
کز دلِ تاریک، نوری یافتی به چشم‌سار

پدرت را یافتی آخر، نه در آیینه‌ی کژ
در دلِ آبرفورثِ ترش، ولی با عز و وقار

ققنوسِ زردت چه زیبا بر شانه نشست
همچو نوری از بهشتِ جاودان بر این دیار

سال‌ها گشتی تو در ظلمت، ولی ناگه چو صبح
بر سرت تابید خورشید از ورایِ کوهسار

ننگِ «بی‌هویت» ز تو برخاست، ای پسر
نامِ دامبلدور را بِبُردی به افتخار

نه تو اورلیوسِ دروغین، نه پسرخوانده‌ی کسی
تو خودی، تو ریشه‌ای، تو اصلِ این درختِ بارور

خنده‌ات از ژرفنایِ غم، ولی شکوهمند
اشک‌هایت گوهر است، ای گنجِ نا شمار

باد گوید در رکابت، ماه گوید در ثنات
که کریدنس، ای پسر، شد در جهان یگانه‌وار

@کریدنس بربون پسرم

تصویر تغییر اندازه داده شده
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1405/4/8 14:12:55
" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن
پاسخ: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1405 13:04
نمایش جزئیات
آفلاین
کی؟
کریدنس بربون پسرم

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
تاپیک انجمن