جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آلبوس سوروس پاتر
نژاد: نیمه‌افسونگر
بوگارت: از دست دادن قدرت جادویی یا دیدن خود در حال انجام کاری که با اصول اخلاقی‌اش در تضاد است
سن: ۱۷ سال در سال آخر مدرسه در هاگوارتز
گروه: گریفیندور (به دلیل شجاعت و روحیه مبارز) یا شاید به دلیل هوش و استراتژیک بودن
پاترونوس: پلنگ برفی نماد هوش، قدرت و ظرافت در حرکت
علایق: مطالعه طلسم‌های قدیمی، پرواز با جارو در غروب، نقشه‌کشی مناطق ناشناخته و بازی شطرنج جادویی
تنفرات: بی‌عدالتی، جادوگران سیاه، محیط‌های بسیار شلوغ و پر سر و صدا، و دستورات بی‌دلیل
توضیحات: لبوس شخصیتی با نگاهی موثر و آرام است. او برخلاف بسیاری از اعضای خاندان پاتر، تمایل کمتری به جلب توجه دارد و ترجیح می‌دهد در سایه عمل کند. او ترکیبی از هوش استراتژیک و شجاعت بی‌باکانه است که می‌تواند در لحظات بحرانی، بهترین تصمیم را بگیرد.

تایید شد.
شما هم لطفا بعدا حتما بیا و معرفیت رو کامل تر کن.
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی اسلیترین هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 15:17:06
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 19:29:50
تاپیک انجمن
پاسخ: کارگاه داستان‌نویسی
ارسال شده در: پنجشنبه 28 خرداد 1405 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر 21 :
باران به آرامی بر سنگ‌فرش‌های سرد حیاط هاگوارتز می‌بارید، اما کسی تکان نمی‌خورد. هوا نه از سرما، که از سنگینیِ سکوتی که بر قلعه سایه انداخته بود، می‌لرزید.

من در میان جمعیت ایستاده بودم. چوبدستی‌ام در دستم می‌لرزید، نه از ترس، بلکه از تپشِ تندِ قلبی که انگار می‌خواست از قفسه‌ی سینه‌ام بیرون بجهد. روبرویم، برج بلند و تاریک، در محاصره‌ی مه غلیظی بود که انگار تاریخِ فراموش‌شده‌ی مدرسه را در خود حبس کرده بود.

همه می‌دانستند چه باید کرد، اما هیچ‌کس حرفی نمی‌زد. انگار کلمات، برای این لحظه زیادی کوچک بودند.

سپس، هرمیون چوبدستی‌اش را بالا برد. نوری نقره‌ای، مثل قسمتی از ماه که به زمین افتاده باشد، از نوک چوبدستی‌اش بیرون زد. بعد از او، هری، رون و بقیه… یکی پس از دیگری، صدها نقطه‌ی نورانی در تاریکیِ شب جوانه زدند.

من هم چوبدستی‌ام را بالا گرفتم. در همان لحظه که طلسمم «لوموس» را زمزمه کردم، چیزی در اعماق وجودم شکست. نوری که از چوبدستی من بیرون زد، نقره‌ای نبود؛ طلاییِ عمیق و گرم، مثل آخرین شعله‌ی شمعی که در یک اتاق قدیمی می‌سوزد.

نو من به سمت سنگ‌های برج حرکت کرد و ناگهان، کل دیواره‌های قلعه شروع به لرزش کردند. گویی هاگوارتز دهه‌ها بود که در خوابی عمیق فرو رفته بود و حالا با لمسِ نور چوبدستی‌های ما، داشت پلک‌هایش را باز می‌کرد. نقوش حک شده روی دیوارها، که همیشه سنگی و بی‌روح بودند، شروع به حرکت کردند؛ انگار تاریخ دوباره زنده شده بود.

قطرات باران وقتی به نور چوبدستی‌ها می‌خوردند، به جای اینکه خیسمان کنند، به ذرات درخشان شب‌تاب تبدیل می‌شدند و مثل برف جادویی روی سرمان می‌باریدند.

در آن لحظه، دیگر دانش‌آموز نبودیم؛ ما نگهبانان نور بودیم. فهمیدم که هاگوارتز فقط یک مدرسه نیست؛ هاگوارتز قلبی است که تنها با گرمای حضور ما بیدار میشود. تاریکی برج، زیر هجوم نور ما ذوب شد و برای اولین بار در آن شب، حس کردم حتی اگر فردا خورشید طلوع نکند، ما آنقدر نور در خودمان داریم که بتوانیم راه را تا ابد روشن نگه داریم.

---

تایید شد.

مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/28 23:32:26
تاپیک انجمن