عکس ۱۶
لوپین گفت:جیمز ببین کارت غورباقه شکلاتی ام چی درآمد! دامبلدور !
سیریوس گفت:اه اه مزه چوب میداد عق عق
جیمز:سیریوس دیگه از اینا نخور مزه هاش تازگی ها خیلی بد شده. راستی لوپین فکر کنم امشب ماه کامله است.
لوپین : ای بابا . شما باهام میآيد؟
جیمز و سیریوس:لوپین همیشه میایم اینو میدونی
یک دفعه اسنیپ وارد میشه ولی تا می فهمه کی در این کوپست سریع فرار میکنه پیشه لیلی
جیمز :اسنیپ چی شد ترسیدی به لیلی پناه بردی
لیلی:ولش کن جیمز
جیمز:باشه فقط بخاطر تو
اسنیپ و لیلی دور میشوند
جیمز:دلم میخواد شنل نامرئی بپوشم برم بزنم داغونش کنم
سیریوس:بخاطر لیلی و من نکن
جیمز:بخاطر تو و لیلی
سیریوس:مرسی
چرخ خوراکی میاد و خانم می پرسه :چیزی میل دارید؟
جیمز و لوپین و سیریوس: نه مرسی خوراکی داریم
خانم:پس هر وقت چیزی خواستید من جلو کابین هستم
لوپین: چشم
لوپین:بچه ها من خستم بیاید یکم بخابیم
سیریوس: منم
جیمز :پس بخوابیم
سه تا دوست آرام به خواب فرو رفتند.
---
@alhoseini.parsa@
سعی کن یک مقدار توصیفات پستت رو بیشتر کنی به جای این که سعی کنی کل داستان رو با دیالوگ پیش ببری. 
تایید شد!
مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروههای چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!