تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
336 کاربر(ها) آنلاین هستند (287 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
334
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
جزئیات کاربر

**هری پاتر**
نام کامل: هری جیمز پاتر (Harry James Potter)
تولد: ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۰
خون: دورگه (Half-blood)
خانه در هاگوارتز: گریفیندور 🦁
ظاهر در کودکی: پسری لاغر و نحیف، با موهای مشکی همیشه نامرتب، چشمان سبز و عینک گرد.
ویژگی ظاهری مهم: جای زخم صاعقهشکل روی پیشانی که نتیجه حمله ولدمورت در دوران نوزادی است.
شخصیت اولیه: کنجکاو، مهربان، کمی خجالتی و ناآشنا با دنیای جادو؛ اما از همان ابتدا شجاعت زیادی دارد.
شخصیت در ادامه: شجاع، وفادار، فداکار، مصمم و گاهی لجباز؛ حاضر است برای محافظت از دوستانش خودش را به خطر بیندازد.
پدر: جیمز پاتر؛ جادوگر اصیل و عضو Order of the Phoenix.
مادر: لیلی پاتر؛ جادوگر متولد ماگل و عضو Order of the Phoenix.
والدینش چه شدند؟ جیمز و لیلی در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۱ توسط لرد ولدمورت کشته شدند؛ لیلی با فداکاری خود از هری محافظت کرد و باعث شد نفرین مرگ به خودش بازگردد.
سرپرست در کودکی: ابتدا هری نزد خالهاش پتونیا دورسلی و خانواده دورسلی بزرگ شد.
رابطه با دورسلیها: رابطهای بسیار سخت و سرد داشت؛ هری در کودکی مورد بیتوجهی و رفتار نامناسب آنها قرار میگرفت.
نحوه ورود به دنیای جادو: در یازدهسالگی نامه پذیرش هاگوارتز را دریافت کرد و با کمک هاگرید با دنیای جادو آشنا شد.
توانایی مهم: دفاع در برابر جادوی سیاه 🪄؛ هری در این زمینه استعداد بسیار زیادی دارد.
استاد مورد علاقه: پروفسور لوپین؛ هری از آموزشهای او در دفاع در برابر جادوی سیاه بسیار بهره برد.
درسهای قویتر: دفاع در برابر جادوی سیاه و پرواز با جاروی پرنده.
درسهای ضعیفتر: در برخی درسهای تئوری و مخصوصاً معجونسازی مشکلاتی دارد.
چوبدستی: چوبدستی از چوب ماهون با هسته پر ققنوس؛ پر آن از همان ققنوسی آمده که پر هسته چوبدستی ولدمورت نیز از آن گرفته شده است.
پاترونوس: گوزن 🦌
حیوان همراه: هدویگ 🦉؛ جغد سفید وفادار هری.
نشان ویژه: جای زخم صاعقهشکل روی پیشانی ⚡
عضو ارتش دامبلدور: بله؛ هری رهبر و آموزشدهنده اصلی D.A. بود.
رابطه با رون: یکی از نزدیکترین دوستان هری و مانند برادر برای او است.
رابطه با هرماینی: دوست صمیمی و یکی از مهمترین متحدان هری؛ هرماینی بارها به هری و رون کمک میکند.
رابطه با دامبلدور: دامبلدور نقش مهمی در زندگی هری دارد و هری به او اعتماد زیادی پیدا میکند، هرچند بعدها از برخی تصمیمهای او ناراحت میشود.
رابطه با ولدمورت: دشمن اصلی یکدیگر؛ هری از کودکی به دلیل حمله ولدمورت به «پسری که زنده ماند» معروف شد.
بزرگترین نقطه ضعف: گاهی احساساتش باعث میشود بدون فکر کردن وارد خطر شود و همچنین تمایل زیادی به محافظت از دیگران دارد.
بزرگترین نقطه قوت: شجاعت، وفاداری، عشق و فداکاری؛ هری بارها جان خود را برای دیگران به خطر میاندازد.
توانایی ویژه: پارسلتانگ (زبان مارها) 🐍؛ تواناییای که ارتباط او با ولدمورت را نیز نشان میدهد.
مهمترین ارتباط با ولدمورت: بخشی از روح ولدمورت بهطور ناخواسته در وجود هری قرار گرفت و هری به یکی از هورکراکسهای ناخواسته تبدیل شد.
مهمترین کار در نبرد هاگوارتز: در نهایت با ولدمورت روبهرو میشود و با استفاده از حقیقت درباره چوبدستی الدر و پیوندهای جادویی میان آنها، باعث شکست نهایی او میشود.
مهمترین فداکاری: هری برای نابودی بخش روح ولدمورت درون خودش، آگاهانه به جنگل ممنوعه میرود و آماده میشود جان خود را فدا کند.
رشد شخصیتی: از پسری یتیم و تنها که حتی نمیدانست جادوگر است، به یکی از شجاعترین جادوگران نسل خود تبدیل میشود.
سرنوشت پس از جنگ: هری به یک Auror تبدیل میشود و بعدها در وزارت سحر و جادو به فعالیت خود ادامه میدهد.
ازدواج: با جینی ویزلی ازدواج میکند. ❤️
فرزندان: جیمز سیریوس پاتر، آلبوس سیوروس پاتر و لیلی لونا پاتر.
نکته جالب: هری در ابتدا حتی نمیدانست چرا مشهور است؛ وقتی وارد دنیای جادو شد، متوجه شد که به دلیل شکست خوردن ولدمورت در دوران نوزادی به یک چهره مشهور تبدیل شده است.
نکته مهم درباره پیشگویی: پیشگویی سیبیل تریلانی درباره کودکی بود که قدرت شکست دادن ولدمورت را داشت. ولدمورت هری را انتخاب کرد و همین انتخاب باعث شد هری به دشمن اصلی او تبدیل شود.
لقب معروف: «پسری که زنده ماند» (The Boy Who Lived) ⚡
جمله معروف: «هر چیزی ممکن است، اگر به اندازه کافی شجاع باشی.» 🦁
@AMIR.POTTERR
از اونجایی که سه شخصیت هری پاتر، لردولدمورت و آلبوس دامبلدور سه شخصیت کلیدی هستن، فقط برای کسانی تایید میشن که سابقه کافی حضور در ایفای نقش داشته باشن. لطفا یک شخصیت دیگه انتخاب کن و دوباره برگرد.
فعلا تایید نشد.
نام کامل: هری جیمز پاتر (Harry James Potter)
تولد: ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۰
خون: دورگه (Half-blood)
خانه در هاگوارتز: گریفیندور 🦁
ظاهر در کودکی: پسری لاغر و نحیف، با موهای مشکی همیشه نامرتب، چشمان سبز و عینک گرد.
ویژگی ظاهری مهم: جای زخم صاعقهشکل روی پیشانی که نتیجه حمله ولدمورت در دوران نوزادی است.
شخصیت اولیه: کنجکاو، مهربان، کمی خجالتی و ناآشنا با دنیای جادو؛ اما از همان ابتدا شجاعت زیادی دارد.
شخصیت در ادامه: شجاع، وفادار، فداکار، مصمم و گاهی لجباز؛ حاضر است برای محافظت از دوستانش خودش را به خطر بیندازد.
پدر: جیمز پاتر؛ جادوگر اصیل و عضو Order of the Phoenix.
مادر: لیلی پاتر؛ جادوگر متولد ماگل و عضو Order of the Phoenix.
والدینش چه شدند؟ جیمز و لیلی در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۱ توسط لرد ولدمورت کشته شدند؛ لیلی با فداکاری خود از هری محافظت کرد و باعث شد نفرین مرگ به خودش بازگردد.
سرپرست در کودکی: ابتدا هری نزد خالهاش پتونیا دورسلی و خانواده دورسلی بزرگ شد.
رابطه با دورسلیها: رابطهای بسیار سخت و سرد داشت؛ هری در کودکی مورد بیتوجهی و رفتار نامناسب آنها قرار میگرفت.
نحوه ورود به دنیای جادو: در یازدهسالگی نامه پذیرش هاگوارتز را دریافت کرد و با کمک هاگرید با دنیای جادو آشنا شد.
توانایی مهم: دفاع در برابر جادوی سیاه 🪄؛ هری در این زمینه استعداد بسیار زیادی دارد.
استاد مورد علاقه: پروفسور لوپین؛ هری از آموزشهای او در دفاع در برابر جادوی سیاه بسیار بهره برد.
درسهای قویتر: دفاع در برابر جادوی سیاه و پرواز با جاروی پرنده.
درسهای ضعیفتر: در برخی درسهای تئوری و مخصوصاً معجونسازی مشکلاتی دارد.
چوبدستی: چوبدستی از چوب ماهون با هسته پر ققنوس؛ پر آن از همان ققنوسی آمده که پر هسته چوبدستی ولدمورت نیز از آن گرفته شده است.
پاترونوس: گوزن 🦌
حیوان همراه: هدویگ 🦉؛ جغد سفید وفادار هری.
نشان ویژه: جای زخم صاعقهشکل روی پیشانی ⚡
عضو ارتش دامبلدور: بله؛ هری رهبر و آموزشدهنده اصلی D.A. بود.
رابطه با رون: یکی از نزدیکترین دوستان هری و مانند برادر برای او است.
رابطه با هرماینی: دوست صمیمی و یکی از مهمترین متحدان هری؛ هرماینی بارها به هری و رون کمک میکند.
رابطه با دامبلدور: دامبلدور نقش مهمی در زندگی هری دارد و هری به او اعتماد زیادی پیدا میکند، هرچند بعدها از برخی تصمیمهای او ناراحت میشود.
رابطه با ولدمورت: دشمن اصلی یکدیگر؛ هری از کودکی به دلیل حمله ولدمورت به «پسری که زنده ماند» معروف شد.
بزرگترین نقطه ضعف: گاهی احساساتش باعث میشود بدون فکر کردن وارد خطر شود و همچنین تمایل زیادی به محافظت از دیگران دارد.
بزرگترین نقطه قوت: شجاعت، وفاداری، عشق و فداکاری؛ هری بارها جان خود را برای دیگران به خطر میاندازد.
توانایی ویژه: پارسلتانگ (زبان مارها) 🐍؛ تواناییای که ارتباط او با ولدمورت را نیز نشان میدهد.
مهمترین ارتباط با ولدمورت: بخشی از روح ولدمورت بهطور ناخواسته در وجود هری قرار گرفت و هری به یکی از هورکراکسهای ناخواسته تبدیل شد.
مهمترین کار در نبرد هاگوارتز: در نهایت با ولدمورت روبهرو میشود و با استفاده از حقیقت درباره چوبدستی الدر و پیوندهای جادویی میان آنها، باعث شکست نهایی او میشود.
مهمترین فداکاری: هری برای نابودی بخش روح ولدمورت درون خودش، آگاهانه به جنگل ممنوعه میرود و آماده میشود جان خود را فدا کند.
رشد شخصیتی: از پسری یتیم و تنها که حتی نمیدانست جادوگر است، به یکی از شجاعترین جادوگران نسل خود تبدیل میشود.
سرنوشت پس از جنگ: هری به یک Auror تبدیل میشود و بعدها در وزارت سحر و جادو به فعالیت خود ادامه میدهد.
ازدواج: با جینی ویزلی ازدواج میکند. ❤️
فرزندان: جیمز سیریوس پاتر، آلبوس سیوروس پاتر و لیلی لونا پاتر.
نکته جالب: هری در ابتدا حتی نمیدانست چرا مشهور است؛ وقتی وارد دنیای جادو شد، متوجه شد که به دلیل شکست خوردن ولدمورت در دوران نوزادی به یک چهره مشهور تبدیل شده است.
نکته مهم درباره پیشگویی: پیشگویی سیبیل تریلانی درباره کودکی بود که قدرت شکست دادن ولدمورت را داشت. ولدمورت هری را انتخاب کرد و همین انتخاب باعث شد هری به دشمن اصلی او تبدیل شود.
لقب معروف: «پسری که زنده ماند» (The Boy Who Lived) ⚡
جمله معروف: «هر چیزی ممکن است، اگر به اندازه کافی شجاع باشی.» 🦁
@AMIR.POTTERR
از اونجایی که سه شخصیت هری پاتر، لردولدمورت و آلبوس دامبلدور سه شخصیت کلیدی هستن، فقط برای کسانی تایید میشن که سابقه کافی حضور در ایفای نقش داشته باشن. لطفا یک شخصیت دیگه انتخاب کن و دوباره برگرد.
فعلا تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیبل تریلانی در 1405/7/7 17:14:38
جزئیات کاربر

(تصویر شماره 17)
🕯️ آخرین وداع با سدریک دیگوری
صدای باد سرد در گورستان میپیچید و مه سنگینی روی زمین نشسته بود. همهچیز در سکوتی عجیب فرو رفته بود؛ سکوتی که حتی صدای نفس کشیدن را هم سنگین میکرد.
چند قدم آنطرفتر، پیکر بیجان **سدریک دیگوری** روی زمین افتاده بود.
برای چند لحظه هیچکس حرکت نکرد.
هری پاتر کنار او زانو زده بود. دستهایش میلرزید و اشک بیاختیار از چشمانش سرازیر میشد.
به سدریک نگاه میکرد؛ انگار هنوز نمیتوانست چیزی را که مقابل چشمانش میدید باور کند.
**«سدریک... بلند شو...»**
صدایش شکسته بود.
**«لطفاً... فقط بلند شو...»**
اما جوابی نیامد.
هری سرش را پایین انداخت و دستان سدریک را گرفت. اشکهایش روی صورتش جاری شده بود.
من، **امیر پاتر**، چند قدم دورتر ایستاده بودم.
نمیدانستم چه بگویم.
هیچ جملهای نمیتوانست آن لحظه را تغییر دهد.
آرام به سمت هری رفتم و کنارش زانو زدم.
نگاهم روی سدریک ثابت ماند.
همان پسری که تا چند ساعت قبل زنده بود؛ کسی که شجاعانه در کنار دیگران ایستاده بود و حالا دیگر هیچ پاسخی نمیداد.
هری با صدایی لرزان گفت:
**«اون فقط میخواست برگرده خونه...»**
سرم را پایین انداختم.
گلوی من هم از بغض میسوخت.
آرام گفتم:
**«میدونم...»**
چند ثانیه سکوت کردیم.
باد سردی وزید و شنلهایمان را تکان داد.
هری هنوز دست سدریک را رها نکرده بود.
من به اطراف نگاه کردم؛ به چهرههای وحشتزده، به چشمانی که پر از اشک بودند و به سکوتی که بر همهجا حاکم شده بود.
آن شب فهمیدم دنیای جادو فقط درباره طلسمها، چوبدستیها و ماجراجوییهای هیجانانگیز نیست.
گاهی جادو نمیتواند کسی را نجات دهد.
گاهی قهرمان بودن یعنی با وجود ترس و اندوه، همچنان ایستادن.
هری برای آخرین بار به سدریک نگاه کرد.
اشک از صورتش پاک نکرد.
فقط آرام زمزمه کرد:
**«خداحافظ، سدریک...»**
من هم سرم را پایین آوردم و در سکوت با او وداع کردم.
در آن لحظه، میان آن همه تاریکی، یک حقیقت تلخ را فهمیدم:
**بعضی آدمها برای همیشه در داستان ما میمانند؛ حتی وقتی دیگر کنارمان نیستند.**
و آن شب...
نام **سدریک دیگوری** برای همیشه در قلب ما باقی ماند. 🕯️
---
@AMIR.POTTERR
تایید شد!
مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروههای چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!
🕯️ آخرین وداع با سدریک دیگوری
صدای باد سرد در گورستان میپیچید و مه سنگینی روی زمین نشسته بود. همهچیز در سکوتی عجیب فرو رفته بود؛ سکوتی که حتی صدای نفس کشیدن را هم سنگین میکرد.
چند قدم آنطرفتر، پیکر بیجان **سدریک دیگوری** روی زمین افتاده بود.
برای چند لحظه هیچکس حرکت نکرد.
هری پاتر کنار او زانو زده بود. دستهایش میلرزید و اشک بیاختیار از چشمانش سرازیر میشد.
به سدریک نگاه میکرد؛ انگار هنوز نمیتوانست چیزی را که مقابل چشمانش میدید باور کند.
**«سدریک... بلند شو...»**
صدایش شکسته بود.
**«لطفاً... فقط بلند شو...»**
اما جوابی نیامد.
هری سرش را پایین انداخت و دستان سدریک را گرفت. اشکهایش روی صورتش جاری شده بود.
من، **امیر پاتر**، چند قدم دورتر ایستاده بودم.
نمیدانستم چه بگویم.
هیچ جملهای نمیتوانست آن لحظه را تغییر دهد.
آرام به سمت هری رفتم و کنارش زانو زدم.
نگاهم روی سدریک ثابت ماند.
همان پسری که تا چند ساعت قبل زنده بود؛ کسی که شجاعانه در کنار دیگران ایستاده بود و حالا دیگر هیچ پاسخی نمیداد.
هری با صدایی لرزان گفت:
**«اون فقط میخواست برگرده خونه...»**
سرم را پایین انداختم.
گلوی من هم از بغض میسوخت.
آرام گفتم:
**«میدونم...»**
چند ثانیه سکوت کردیم.
باد سردی وزید و شنلهایمان را تکان داد.
هری هنوز دست سدریک را رها نکرده بود.
من به اطراف نگاه کردم؛ به چهرههای وحشتزده، به چشمانی که پر از اشک بودند و به سکوتی که بر همهجا حاکم شده بود.
آن شب فهمیدم دنیای جادو فقط درباره طلسمها، چوبدستیها و ماجراجوییهای هیجانانگیز نیست.
گاهی جادو نمیتواند کسی را نجات دهد.
گاهی قهرمان بودن یعنی با وجود ترس و اندوه، همچنان ایستادن.
هری برای آخرین بار به سدریک نگاه کرد.
اشک از صورتش پاک نکرد.
فقط آرام زمزمه کرد:
**«خداحافظ، سدریک...»**
من هم سرم را پایین آوردم و در سکوت با او وداع کردم.
در آن لحظه، میان آن همه تاریکی، یک حقیقت تلخ را فهمیدم:
**بعضی آدمها برای همیشه در داستان ما میمانند؛ حتی وقتی دیگر کنارمان نیستند.**
و آن شب...
نام **سدریک دیگوری** برای همیشه در قلب ما باقی ماند. 🕯️
---
@AMIR.POTTERR
تایید شد!
مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروههای چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!
افرادی که لایک کردند
ویرایش شده توسط سیبل تریلانی در 1405/7/6 20:13:39
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج