1. اين ورد چگونه اختراع و توسط چه کسي اختراع شده؟ (8امتياز )
هووم! سوال ِبسيار خوبي کردين استاد! :|
اگر بخوايم از ديد ِ مطابق با آرمان هاي ِ سايت ب سوالتون پاسخ بديم بايد بگيم ک کاشف ب عمل اومده تو کتاب شاهزاده نيمه خالص ک سوروسمون - اسنيپ ِ شوما - خيلي شيک ُ مجلسي وردهاي خاص ِ خودش و گاهن خفن مفن ابداع ميکرده !
پس مام ب همان سند اکتفا ميکنيم و انگشت ِ اشارمون رو ب سمت ِ سوروسمون ميگيريم!
خب چرايي پيدايش ِ اين ورد در خود ِ عملکرد ِ اين ورد هويداست ؛ سوروسمون براي اينکه بتونه دل ِ ليلي قصه ها رو ب دست بياره و ب نوعي ابراز ِ وجود کنه دست ب چنين حرکت ِ لايتي زد ! :|
2. چنتا از کاربرد هاي اين ورد رو نام ببريد. (7 امتياز )
- ايجاد ِ حُّـب ِ قلبي بين دارندگان ِ مخاطب ِ خاص
- بهبود ِ فضاي ِ سبز ِ اطراف ِ هاگوارتز
- استفاده از اين ورد در تشريفاتِ عزا و عروسي و جشن ُ پاتختي
از عوارض ِ جانبي اين ورد نيز ميتوان ب سوءاستفاده پسران براي تصاحب دلِ دخترکان ِ کمبود ِ محبت گرفته ي هاگواتز است ! ک با دادن ِ گل ِ مورد علاقه ي آنها ، آنها را ميفربند ! :|
3. 2 مورد از استفاده خودتون از اين ورد رو بنويسيد. (5 امتياز)
آممم ! خب ما به ووووفوووور ازين ورد استفاده کرديم ک مورد قابل انتشار يافته ش مربوط ب وقتي بود ک اولين فرزند ِ هري دنيا اومده بود و ما يه سبد گل ِ باشکوه باب ِ ميل ِ زايو - جيني - برديم ک دهن ِ فاميل ِ زن ِ هري مون بسته شه !

مورد ِ بعدي وقتي بود ک با رفقا دسته جمعي ؛ پارسال ِ بهار ، رفته بوديم پيک نيک و ما عواطف پروانه اي مان ب جوشش در آمد و تل ِ زيبايي از گل را روي سر خود گذاشتيم و دل ِ دخترکان ِ هيت ِ همراه را سوزانديم !
/ چِـقَـدَر جلف ! :| /4. در يک رول، استفاده خود و يا هر کسي را از اين رول بنويسيد. {طنز و يا طنزوجد }
استاد سوالتون اشکال ِ نگارشي داره، ولی ما چون تیزیم فهمیدیم منظورتونُ ! :همر:
* نمره مثبت فراموش نشه لدفن ! ;;)
روز بود ، خورشید در آسمان بود ، جسی و لونالاوگود در حال ِ خارج شدن از کلاس ِ وردهای ِ جادویی بوده اند ! ... آنها از خستگی لـِه ِ لـِه بودند و ناچ و نوچ کنان ب سمت ِ خابگاه های ِ خود در حال ِ حرکت بودند !
- این ترم کلاسا خیلی فشردس جسی ؛ من دیگه دارم کلافه میشم! :((
جسی درحالی ک با اخم ب کتاباش قطور ِ توی ِ دستش خیره شده بود گفت:
- درست میشه ! یه روز خوب میاد ک جای کتاب دفتر ، بسته های ِ خرید از خیابون های ِ لندن رو دستمون میگیریم! ... سعی خود مثبت اندیش باشی ! ... من چند واحد روانشناسی عمومی پاس کردم ؛ ب چیزای خوب فک کن ! جواب میده ! :X
سَر ِ گُذر ِ بین ِ دو تا خوابگاه . . .
- خب جسی ، فردا میبینمت ! موچ موچ ! :|
- پوووف ! نمیدونم روی چی تمرکز کردی لونا ؛ ولی این پسره 10 دقیقه س دنبالمونه و الانم داره چش ُ ابرو میاد ! :|
- اووووه جسی ! تو نگفتی ب این سرعت روشی ک گفتی تاثیرگذاره !

- من هیچ کوفتی بهت نگفتم ! ... گفتم تمرکز کن نگفتم ک موج بفرست ! :|
آن پسر : ببخشید خانوما !

لونا درحالی ک از هیجان سرخ شده بود ، گفت:
- لونا لاوگود هستم !

- لاوگود ! چقد بهتون میاد !

-

جسی :
/ و با دقت ب پسری ک با ظاهری کاملا امروزی و موهایی آب ُ جارو شده مقابلش بود خیره شد ! :|پسر : آممم ... دوشیزه لاوگود میشه قرار ِ آخر هفته ی منو برای نوشیدنی کره ای قبول کنین؟
لونادر حالی با تعجب نگاهی ب جسی میکنه ، جسی با بی قیدی شونه هاش رو بالا میندازه و لونا رو در تصمیم گیری تنها میذاره ! پسرک نیز ازین فرصت استفاده میکنه و دسته گلی زیبا ک مملو از شبدرهای رنگاوارنگی ک ِ در اطراف ِ دریاچه های گرمسیری ک بیشتر محل سکونت ِ قورباغه های ِ مخملکی ِ نژاد ِآسیای ِ شرقی روییده میشه رو در مقابل لونا ظاهر میکنه !
لــونا جییییییییییییییییغی از سر هیجان ُ خوشحالی کشید ک باعث شد جسی چش غره ی غلیظی بهش بره !
لونا ؛ خدای من ! شوما از کجا میدونستین ک من عاشق این شبدرهام ؟!

پسرک ک اصرار دارد نامش فاش نشود ، لبخند ِ ژوکوندی میزند و میگوید:
- من خیلی چیزا در رابطه با شما میدونم ! .. هوووم! میخاین تا تالار همراهیتون کنم؟!

و بلاخره لونا هول هولکی دستی برای جسی تکون میده همراه آن پسر میره !
جسی زیر لب : پسره ی مازمور ؛ فک میکنه نمیفهمم از ورد ِارکیدیوس استفاده کرده ، مُـزلف ِ زبون باز! ... هِعیییییی! لونا ؛ دخترک ِ ساده یِ من ! 8-|
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

... اگه آرع ک من کجا بودم خبر نداشتم ؟! ... آقا اطلاع رسانی چقد پایینه ؟! ... چرا هیشکی بِم نگفت... از کی تا حالا؟ :((




آفرین.










/ 
/ =))