هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۲۹:۵۰ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

ریونکلاو، مرگخواران

دیزی کران


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۹ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۷:۴۷:۲۹ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
از کنار خیابون رد شو. ಠ_ಠ
گروه:
مرگخوار
ریونکلاو
جادوآموخته هاگوارتز
مدیر دیوان جادوگران
شـاغـل
جـادوگـر
پیام: 292
آفلاین
نمرات جلسه اول
کلاس مراقبت از موجودات جادویی


الستور مون 10

نقل قول:
- این هم از کلاس امروزمون. مطمئنم که همه‌تون یادگرقتید چطور باید با روباه‌های جادویی الکتریکی برخورد کنید.

صد درصد و تضمینی!

روح بنده خدا کاملا به فنا رفت!


جوزفین 10

کاملا مفهومی بود رولتون!
قطره قطره مفهوم و محتوا بود که از رولتون می‌بارید.
فقط یه لطفی کن شب تو تالار نیا! تبعات خوبی نداره برات!

ریموند 10

نقل قول:
شبدرهایم! چه زیبا!

روزنامه هایم! چه زیبا!

نقل قول:
بسیار زیبا بود سبزی خوردن‌های عزیزم، به شما بیست می‌دهیم‌.

من نیز به شما نمره کامل می دهم.


ساکورا 4

نقل قول:
باز کردن در و دیدن داخل
-چه خبره؟
دیدن اوضاع و فرار کردن


که اینطور؛ خیلی هم عالی!


گابریل 10

نقل قول:
پ.ن: فکر کنم واضح باشه کار هوش مصنوعی نیست.

کاملا!
خیلی قشنگ بود.

بردلی 6/5

نقل قول:
حسن جا به جا همون جا ولو شد و به دیار باقی شتافت.

خصومت شخصی با مدیر داری بچه؟!
همه ش در حال کشتن مدیریتی که.

اون پست هم ضد قانون حق کپی رایته! بهش نمره نمیدم شاید هم بدم، نمیدونم!

گیلدوری 5
نقل قول:
"ثوثیسش همش گوشته"

ترکیبات جدید میبینم!

لطفا داخل پست هاتون حواستون به اسپیس گذاری ها و علائم نگارشی در پست هاتون بیشتر باشه.


جعفر 9
چه خبره آقا!
هر جا میری بع بــع!

نقل قول:
نمیگی آقای حسنی میزنه همتونو سر سیخ تا بره بریونی سرو کنه سر کلاس اصول تغذیه و سلامت جادویی؟

فعلا بنده قراره بریونی سرو کنم!
اول با کدوم یکی شروع کنم؟

بعدم اون چه بلایی بود میخواستی سر بع بعی ها بیاری؟! یه موی گندیده بع بعی می ارزه به صد تا گوسفند طلا!

اما 10
اصغر قاتل صاحب مغازه « کله تک»
عه تو ام میشناسیشون! سلام گرم من رو بهشون برسون!

نقل قول:
در اخر ما طباخی « کله تک » را به همه دوستان پیشنهاد میکنیم .

تبلیغ وسط کلاس؟!

پاتریشیا 4/5

نقل قول:
لونه‌هاشون خیلی دنجه!

دوبلکسه؟! بهار خواب داره؟!
نوع دیالوگ زنی تون اشتباهه! ما بعد از دیالوگ ها از " : " استفاده نمیکنیم.
مثلا:

پاتریشیا همون طور که به روباهینه رو به روش اشاره میکرد، برق عجیبی در چشمانش بود.
- خوشگل نیست؟
- اون دیگه چیه؟
- یه روباهینه‌ست. دیشب اینجا یه لونه ساخت. لونه‌هاشون خیلی دنجه و به سرعت می‌سازنشون. اونا بعضی از ویژگی‌های روباه‌هارو مثل ظاهرشون، شنوایی و بینایی قوی و بویایی فوق‌العاده دارن.
- حالا تکلیف‌تون اینه که یه مقاله درباره‌ی روباهینه‌ها بنویسین. باید ۴۰۰ کلمه داشته باشه. کلاس تموم شد!


گادفری 8/75

نقل قول:
من برم تو استخر وایتکس شنا کنم.

چیزی ازت میمونه آیا؟! حل نمیشی؟!

موهای بابلیس شده؟! ناخن مانیکور ؟! فردا با ولی تشریف بیارید!

نیکلاس 7/5

چرا همه جا با جعفر بحث دارید؟!
نکنید آقا!

روندا 7/5

شوخی شوخی با لینی هم شوخی؟! لینی خط قرمز که! مراقب باش!
نمره خوب هم نمیدم برو اعتراض کن.
برد اشتباهه! چون متن به زبان فارسی هست" تخته" درسته!

جینی 6/5

ببعی های پست های جعفر به شما هم سرایت کرده؟!
هر چیزی هم که شنیدید حقیقت داره!


ریموس 4
چه مزاحم بشیم چه نشیم دیگه فایده نداره.
به رزرو هم احترام نمی‌ذارم. باید کی رو ببینم؟!

و تمام!


~ only Raven ~


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۴۷:۱۸ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

گریفیندور، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۲۱ جمعه ۲۱ مهر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
امروز ۱:۱۰:۲۳
از مصرف شکلات‌های تقلبی بپرهیزید!
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
گریفیندور
محفل ققنوس
جـادوگـر
پیام: 58
آفلاین
شخص پشت این شناسه مشغول نوشتن است.
لطفت به رزرو احترام بگذارید!


...you won't remember all my champagne problems


سرپرست قانونی یک توله.


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۱:۰۶:۳۸ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۶:۱۹ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳
گروه:
گریفیندور
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
پیام: 99
آفلاین
آرام درب کلاس مراقبت از موجودات جادویی را باز کرد. هر کس با موجودی مشغول بود. انگار خیلی دیر به کلاس رسیده بود. اما اگر آنچه شنیده بود حقیقت داشت هر چه دیرتر میرسید برایش بهتر می شد.
انگار چیز هایی که شنیده بود حقیقت داشت. چیز هایی که شنیده بود حاکی از آن بود که:
- مدرسه امسال بودجه ای نداره. بخاطر این استاد بی استاد. هر چی شلوغ کنین به نفع تونه.
اکنون ندیدن استادی در کلاس، مهر تاییدی به این حرف ها میزد.
به دلیل نبود بودجه، از در و دیوار و سقف، عنکبوت آویزان بود. جینی به سمت یکی از موجودات رفت. از پشت سر صدایی آمد. سرش را برگرداند و یک ببعی را دید.
تصمیم گرفت کمی درباره ی ببعی کنجکاوی بکند. اما تا خواست به ببعی نزدیک بشود ببعی شروع به دویدن کرد.
ببعی بدو، جینی بدو، ببعی بدو، جینی بدو، اینقد دویدند که نفهمیدند کی از کلاس خارج شدند و حتی کی، از بالای تپه قل خوردند و با سر، پایین آمدند.
جینی سر و صورتش خاکی شده بود و ببعی بیچاره، پشم هایش تکه تکه کنده شده بود.
جینی ببعی را تا کلاس کشاند. هیچ کس در کلاس واقعا درس نمیخواند.
جینی ناگهان فکری به سرش رسید. تشت آبی آورد و سر ببعی را در آن برد و نگه داشت. ببعی بدبخت که خیس آب شده بود را در آورد و دوباره، زیر آب برد. ببعی از ترس خفه شدن بـــــــــــع بلندی گفت که چون زیر آب بود آب در دهانش رفت.
وقتی که زنگ خورد، جینی با طناب ببعی بدبخت را از سقف آویزان کرد تا برای جلسه ی بعد خشک شود.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۰:۵۹:۳۱ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

ریونکلاو

بردلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۹:۳۹ شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۲۳:۳۴:۰۳ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳
گروه:
جـادوگـر
ریونکلاو
جادوآموخته هاگوارتز
پیام: 99
آفلاین
حال میکنم اینجام پست اونجامو کپی کنم و بذارم! بله! تازه قبلنم اینجا پست فرستادم ولی بازم عشقم میکشه دوباره بفرستم! دوست دارم! هرج و مرجه! خر تو خره! میفهمی؟!

---

بردلی با جاروی اِسپُرتش با ششصد و شصت تا سرعت پیچید تو کلاس و گرد و خاکی بلند کرد و همه شیرها رو گل آلود کرد. نیکلاس و جعفر و روندا...بعد از اینکه خاک ها فرونشست و کلی سرفه کردن، یک صدا به بردلی که داشت کلاه ایمنیشو از سرش درمی آورد و از جارو پیاده میشد، گفتند:
_هوووووی...چته بوقی؟!

بردلی لبخند پت و پهنی زد و گفت:
_ ساری گایز! آقا منم بازی!

نیکلاس:
_ بازی تمام شد پسر جان! ته دیگشم خوردیم! برو خونتون!

بردلی:
_ خیلی نامردین! کوفتتون بشه تک خورا!

روندا:
_ بی تربیت! برو تا نزدم کروشیویت کنم!

جعفر:
_ روندا تو چی میگی؟ تو چیکاره ای؟ بازی من و نیکلاس بوده!

بردلی کمی سرش را خاراند و سپس گویی فکر بکری به ذهنش رسیده باشد، رو به روندا کرد و گفت:
_ خب بازی اینا که تموم شد بیا مام بریم با هم بازی کنیم!

روندا:
_ خفه! چه غلطا!

سپس سیل کروشیوی به سمت بردلی روان کرد و بردلی پس از شصت بار جا خالی دادن، پرید رو جاروش و دوباره با ششصد و شصت تا سرعت رفت و کلاس را گرد و خاک در بر گرفت.


تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۰:۱۲:۴۲ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

هافلپاف، محفل ققنوس

روندا فلدبری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۵ پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۰:۲۲
از دنیا وارونه
گروه:
جـادوگـر
هافلپاف
جادوآموخته هاگوارتز
محفل ققنوس
پیام: 194
آفلاین
کلاس در پچ پچ بچه ها محو شده بود. روندا دختری که همیشه دستش بالاست به طرف برد رفت و روی آن چیز هایی نوشت.
- خب این موجود عجیبی که می بینین یه پیکسیه به نام لینی! نگاش کنین لینی رو. حالا به لینی سلام... عه...گابریل نشستی رو لینی؟! لینی دیگه نیست! لینی له شد؟! اشکال نداره می ریم سراغ موجود بعدی!این اسمش شَماست گوسفندی که خودکفا بوده و از شیر خودش تغذیه می کرده! ما انسان ها باید شما رو دوست داشته باشیم و از اون یاد بگیریم!
اینی که می بینین گیجیه! فحش نبود اسمش گیجیه! البته زیاد با فحش هم فرقی نداره! گیجی یه گربه ست! فکر کنم. الان در لبه ی دیوار داره راه می ره. مشاهده کنین! چی؟ دیگه نیست؟ خب گیجی لبه ی دیوار رو ندید افتاد پایین! ارائه ی من دیگه تموم شد! نمره ی خوب میدین یا اعتراض کنم؟


ویرایش شده توسط روندا فلدبری در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۱ ۱۰:۱۶:۳۰
ویرایش شده توسط روندا فلدبری در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۱ ۱۰:۲۷:۱۷
ویرایش شده توسط روندا فلدبری در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۱ ۱۰:۳۱:۴۳
ویرایش شده توسط روندا فلدبری در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۱ ۱۲:۴۹:۲۶



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۴:۳۰:۲۶ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۲:۴۵
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 144
آفلاین
مدار منطق مغزت وصله به گاز پیک نیکی! خیر پیش، پیری!

---

با تشکر از جناب فلامل عزیز که منو در ایده هاشون همراهی کردن و در مقابل هر بی احترامی من با صبر، حوصله و تجربه برخورد کردند!


ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۱ ۵:۴۷:۱۴

Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۴:۲۶:۳۴ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۳ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۷:۳۴:۴۳ یکشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۳
از تارتاروس
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 251
آفلاین
منم باید سر گوسفندتو به سام بخیه میزدم. سر سام رو به گوسفندت که از موهبات یین و یانگ بهره مند شی. با اون سه سام و تری درختت. همه رو برق میگیره مارو چوپان دروغ گو. برو دیگه نمیخوام ببینمت این دور و ور.


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۴:۱۹:۱۱ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۲:۴۵
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 144
آفلاین
همون روی تسترالت چهارتا طلای عیار بالاتر میده دست مردم! جمع کن بند و بساطتو بابا! پیرمرد پر حاشیه...
کبکم خروس میخونه! تکه! کبکت همون آواز خودشم بلد نبود! کاش میزدمش سر سیخ میدادم جکسی بکنش جگر زلیخا! تیکه تیکه!


Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۴:۱۶:۳۸ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

نیکلاس فلامل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۳ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۷:۳۴:۴۳ یکشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۳
از تارتاروس
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 251
آفلاین
حیف چرتکه. باید جاش اون گوسفندو میذاشتم حداقل حالیش میشه یه چیزایی. اون روی تسترال منو بالا نیار ها.


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۴:۱۳:۲۳ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۲:۴۵
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 144
آفلاین
تو جای منو با چرتکه عوض کردی! تو شرف و ناموس حالیت میشه؟ حالیت می شد زنتو وسط سوژه ول نمی کردی!


Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.