جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

28 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20
مهمانان
8
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  95 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  204 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  306 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1393 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت اینم شما و اینم مصاحبه

اگه جوابا خیلی کوتاهه به بزرگی خودتون ببخشید دیگه!

دیری دیریم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 349.10 KB; بازدیدها: 21
ها؟!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 3 مرداد 1393 07:01
نمایش جزئیات
آفلاین
انتظارها به سر رسید.... گرگه به خونه‌اش نرسید!!‌

اینم سوالات از آلیس لانگ باتمی که به جای اکسیر جوونی، اشتباهی اکسیر سرخ مویگان رو سر کشید و شد رکسان ویزلی!

به زودی مهمون بعدی انتخاب میشه... منتظر باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 19.62 KB; بازدیدها: 21
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 25 تیر 1393 04:22
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیس، ما همکار نبودیم قبلا؟ احیانا ناظر؟! یه چند بار هم فکر کنم جغد رد و بدل کردیم و بعدش دیگه هیچ صحبتی نکردیم. درست گفتم یا با یکی دیگه اشتباه گرفتم؟:دی چون این روزها خیلی چیزها یادم میره از قدیم. خوشبختانه

در هر صورت، چه همکار بودیم و چه نبودیم، آواتار قشنگی داری...
یاد Tangled میفتم:
تصویر تغییر اندازه داده شده


انگار خیلی برگشتم به قدیم:دی منظورم Tangled جوان بود:
تصویر تغییر اندازه داده شده


کلا دست به قلم خوبی هم داری و به درد قلم پر میخوری، چون یادمه چند بار پست هاتو خوندم جالب بوده و فکر میکنم بهترین عضو تازه وارد هم شده بودی. نمیدونم چرا احساس میکنم با دهکده هاگزمید یه رابطه ای داری:دی هاگزمید محبوبترین مکان جادویی برای منه. بعد از دورمشترانگ و هاگوارتز البته.
امیدوارم حدس هایی که زدم سراسر اشتباه نباشه:دی البته اگرم باشه طبیعیه. استفاده از قدح اندیشه و اصلاح حافظه، نتیجه ای بهتر از این نداره.

یه سوال میپرسم که برام خیلی جالبه جواب بقیه رو در موردش بدونم، چند وقت پیش اتفاقی به ذهنم رسید، وقتی داشتم به زندگیم و اینکه چیکار کنم فکر میکردم:
سقوط آسان؟ یا صعود سخت؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 تیر 1393 10:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام آلیس... خوبی؟ خوشی؟ بالاخره وقتش بود که بیا بشینی روی قلم پر!

+ خب آلیس من هیچ سوالی رو نخوندم، ولی خب طبق معمول خودتو معرفی کن ولی اینبار کاملِ کامل: مثلا میدونم تهرانی هستی، تهران زندگی نمی کنی.. خب اینو که بقیه نمیدونن که پس همه چی رور اجع به خودت توضیح بده قشنگ!

+ به این جمله که «همه چی بشنو، همه چی ببین ولی هیچی نگو» اعتقاد داری؟ خودتم همینجوری هستی؟:

+ نظرت راجع به این جمله چیه ؛ «آدم ها اگر به جای بهشت و جهنم و آن دنیا، کمی به انسانیت اعتقاد داشتند، اکنون زمین جای بهتری بود.»

+ اگر مجبور بودی یک کشور به جز ایران رو برای تولد انتخاب کنی، کجایی میشدی؟ فغانسوی یا انگلیسی؟ یا هرجای دیگه..

+ ممنون میشم با مفلسان و بیچارگان و بوق نوازان، بگی دقیقا چجوری شد که اینجوری شدی؟ یعنی واقعا کی فکرشو میکرد A.N یا همچین چیزی (نام کاربریت رو میگم.) بتونه بشه آلیس لانگ باتم!که بدون شک یکی از نویسنده های آینده دار و البته بسیار خوب «حال» ــه؟ چیکار می کنی؟

+ داستان می نوشتی تا قبل از جادوگران؟

+ لطفا یک کاری کن، دوتا از ژانر های مورد علاقت (مثلا کمدی و فانتزی) رو انتخاب کن بعد چندتا کتاب و فیلم توی اون ژآنر که دیدی بهمون معرفی کن. (اجباریه.)

+ کیارو خیلی تاثیرگذار میدونی تو زندگیت: این رو چند بخش کن مثلا توی نویسندگیت، توی زندگیت، توی اهدافت و ..

+ کاری که بهت آرامش میده چیه؟ مثلا شنا، پیاده روی یا حتی کتابخوندن

+ تفریح اصلیت چیه؟ (غیر از فوتبال دیدن.)

+ فکر می کنی چقدر در شخصیت پردازی آلیس موفق بودی؟ برای اینکه موفق تر شی لطفا یه فرم رو پر کن قشنگ آلیس رو توصیف کن. از همونایی که مورف پر کرد.

+ نظرت راجع به من، ویولت بودلر، مورفین گانت، آلبوس دامبلدور، الادورا بلک، لودو بگمن، گروهت گریفیندور و گروهم ریونکلا رو بگو..

+ گروها رو برحسب علاقت اولویت بندی کن.. چرا ریونی نشدی، یا مثلا هافلی؟ چرا گریفیندور رو انتخاب کردی؟ مثل همه تازه واردا تو جوش بودی یا نه علاقه داشتی بش؟

+ خب، آیدا از اسمش راضی هست یا نه؟ همینطور اگر می تونستی عوضش کنی از اول، اسم و فامیلت رو چی میذاشتی؟

+ فکر می کنی دعوای درد این آبجی ما چیه؟ چشه اصن؟ واقعا فکر می کنی چرا این بعد از چند سال حضور چهره فقیدی مث من هنوز شکل و شکله؟


خب بعدا دوباره میام! میخوام حسابی باهات اشنا بشم..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
[
تصویر تغییر اندازه داده شده

بنفش! [ ]

پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 تیر 1393 01:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام آلیس لانگ باتم.

1. چی باعث شد به گریفیندور بیای؟

2. معمولا" تازه وارد های زیادی هستن که میان ثبت نام میکنن زیاد فعالیت نمی کنن و میرن. چی باعث شد توی سایت موندگار بشی؟

3. اگر یک روز بگن می تونی تو هر گروهی که خواستی فعالیت کنی، کدوم گروهو انتخاب می کردی؟ ( به جز گریفیندور)

4. خیلی ها فکر میکردند که تو از اعضای قدیمی هستی با توجه به اینکه بیشتر مهارت های رول نویسی رو بلد بودی. کجا این مهارت هارو یاد گرفتی؟

5. آیا از وضعیت تو محفل و گریفیندور راضی هستی؟

6. ناظر بودنو دوست داری؟

7. به احتمال زیاد امسال تو تیم کوییدیچ گریفیندور هستی، استرس داری یا نه؟ به نظرت کوییدیچ گریف می تونه مقام قهرمانی رو تصاحب کنه؟

فعلا" همینا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 20 تیر 1393 22:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سام علیک!

به به! آلیس ِ خودمون! یادته تو مسنجر گفتی: تو دیگه چی می‌خوای بپرسی؟! اوکی. I'm Here Baby! تصویر تغییر اندازه داده شده


1. چرا آلیس لانگ‌باتم؟ در واقع، موضوع شباهت کاراکتر خل و چل آلیس و خودت [ ] نیست، چی شد که بین این همه کاراکتر، رسیدی به آلیس لانگ‌باتم؟!

2. از سؤال قبلی می‌رسیم به این که چرا محفل ققنوس؟ چرا یه کاراکتر سفید که به محفل ققنوس منتهی شد؟ من از یه مرگخوار این سؤال رو نمی‌پرسم معمولاً، چون مرگخوارا و لُرد همه جا هستن و خیلی تو چشمن و طبیعیه که هرکی از در میاد، بره مرگخوار شه؛ اما محفل ققنوس یه جمع خیلی کوچیک و کم جمعیته. چی باعث شد که به سمت محفل بیای؟

3. احساست نسبت به همون جمعی که گفتم؟ کلاً تا حالا فکر کردی بری مرگخوار شی؟ یا تغییر شناسه بدی به یه شناسه‌ی سیاه؟ چقدر اهل تغییر و تنوع هستی کلاً؟

4. کدوم یکی از بچه‌ها هستن که دوست داری باهاشون دوست‌تر باشی؟ یا نه اصلاً، دوست داشتی دوست بشی و دوست شدی؟ کدوما رو دوست داشتی بیشتر بشناسی و بیشتر کنار خودت داشته باشی‌شون؟

5. نظرت در مورد ویزنگاموت؟ پیشنهادات و انتقادات به این انجمن؟

6. ناظر شدی! برای انجمن تحت نظارتت چه برنامه‌ای داری؟ [ فقط جواب مزخرف تحویلم بده. ]

7. جو عمومی گروه گریفندور؟ احساست به این گروه؟

8. آیدا اوقات فراغتش رو چطوری می‌گذرونه؟ باید اعتراف کنم یکی از کنجکاوی‌های واقعی‌مه!

9. نطرت در مورد کوییدیچ؟ اصلاً به نظرت کوییدیچ و رول‌های عادی فرقی با هم دارن؟ پستت توی کوییدیچ چیه؟ این سؤال دو قسمت داره: پستی که "دوست داری" بازی کنی و پستی که به نظرت "مال ِ تو"ئه!

فعلاً اینا دستت باشه..

ببینم، بازم واست سؤاله که من چی می‌خوام بپرسم؟! تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 20 تیر 1393 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
خب خب .... با تشکر مجدد از مورفین گانت که فالو آپ بعد از مصاحبه رو هم خیلی کامل انجام دادن، نوبت معرفی مهمون بعدیه.

اونو میشناسین... وقتی وارد سایت شد و اولین پستاشو شروع کردم به خوندم حاضر بودم شرط ببندم که قدیمیه ولی صحبت باهاش نشون داد که تازه‌وارد خیلی مستعده... البته ضربات پی در پی ماهی‌تابه‌اش هم تو اثبات این قضیه بی اثر نبود!

این شما و این هم بهترین تازه‌وارد سال گذشته، بانوی فراموشی از خواب بیدار شده... آلیس لانگ باتم . چند روز آینده رو فرصت دارین سوال بپرسین... فقط اگه یادش رفت جواب بده دیگه تقصیر خودش نیست.. مشکل از فامیلیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 19 تیر 1393 02:24
نمایش جزئیات
آفلاین
قدرقدرتا!

از ابراز الطاف همایونی ممنونم.

نقل قول:
فرمودیم.ولی اون نوشته آخرش افتاد کنار عکس.ما هم چون استعداد و تجربه زیادی در گذاشتن عکس نداریم نمی دونستیم چطوری ببریمش زیر عکس.شصت تا اینتر بزنیم می ره پایین ولی ترسیدیم ترکیب پست رو به هم بریزیم.اگه مایل بودین بگین شصت تا اینتر بزنیم!


استعداد و تجربه ی شما در تمامی زمینه ها بی نهایت است ارباب! بسیار هم عالی بود جاش! هورکراکس هاتان بی نهایت!



بگمن!

نقل قول:
اولندش اون هری پاتر ایرانیه که گفتی فک کنم این بود! منم خوندم ولی چیزی یادم نی


نه اون نبود. دیگه رفتم گشتم پیدا کردم برات دیگه! دشمنی ولی خب چیکار کنم که همکاریم دیگه.
اینه!
اینم لینک وطنیش!

نقل قول:
جدا؟ چند صباح باقی مونده؟ ینی رفتنی شدی؟ به زودی دست از سر این سایت و کلاه هاش برمیداری؟ عرصه رو برای حاجیت خالی میکنی؟


نخیر! سوءبرداشت نفرمایید دشمن عزیز! منظورم چند صباح باقیمانده از عمر کلاه گروهبندی بود. چون ظاهرا بنده آفت کلاه های این سایتم. کلاه وزارت که شپلخ شد. این کلاه هم بوی الرحمان می دهد.

نقل قول:
1 گفتی که بسیار با این طرح کودتا حال کردی ولی اگه خاطرت باشه من بعد از وزیر شدن بت پخ دادم و پیشنهاد دادم که بیای علیه من شورش کنی (البته نه در قالب گرفته شدن دسرسی چون من نه مدیر بودم که بتونم با بلاک ایجاد کردن و دسرسی گرفتن و اینا جو ایجاد کنم و نه همچین ایده درخشانی به ذهنم رسیده بود اصلا! در سطح رول ها فقط) که ابتدائا مخالف کردی و دیگه به بحث و شرح و تفصیل نکشید و منم بیخیال این سوژه شدم، آیا به خاطر همین که قضیه حالت جدی تری داشت و این دسرسی گرفتنا تازگی داشت و به قولی سطح قضیه حرفه ای تر بود این بار پذیرفتی و اون بار نه یا دلیل دیگه ای داشت؟


سپاس زوپس را که ترکید و همه ی پیام شخصی ها را نیز با خود ترکاند تا امروز من هر آنچه عشقم می کشد ادعا کنم!
عرض شود که همون موقع هم من جواب دادم و گفتم اگه حس و وقت فعالیت بود که انصراف نمی دادم از انتخابات.
ضمن اینکه در ادامه گفتم اگه شد با ارتشی بزرگ از آزادی خواهان برخواهم گشت و تاج و تخت دیکتاتوری رو سرنگون کرده، پرواز را به ارمغان خواهم آورد که نشد دیگه.
خلاصه که ربطی به سطح کودتا و اینا نداشت. بحث مهمِ حس و حال مطرح بود دشمن عزیز.:دی

نقل قول:
2 آخرین بار کی کتاب هارو خوندی که انقدر به وقایع ریزش مسلطی و بهشون تلمیح میزنی؟! باور کن ماهم زیاد خوندیم ولی بعد این همه سال این همه جزییات یادمون نیست! ماهی زیاد میخوری؟


دقیق یادم نمیاد ولی احتمالا قبل از اومدن کتاب 7.
اینا جزییات نبود که! اصل قضیه بود! اصل مرثیه و مصیبت بود شکست های بی دلیل ولدمورت از هری!
نه، چیژ ژیاد میژنم!

نقل قول:
3 بهمن یا ماربورو؟


تیر! زنده باد تابستان!



آقای مجری!

نقل قول:
خب ببین ما واقعا برای موزه دوست داریم پست‌های قدیمی‌تر که با حال و هوای الان سایت هم جور باشه پیدا کنیم، خلاصه که لینک داری ازشون پخ کن بی زخمت!


اگه مسیرم خورد به گذشته، رو چشم!

نقل قول:
اینکه فعالیت خوابید خب درست میگی ولی خیلی هم مقصر نبودیم. یعنی اون شبی که من اومدم و دیدم چه بلایی سر تدی آوردین، خب موقعیت خنده داری بود، سوژه خوبی هم بود سوپرایزشم جالب بود ولی مشکلش این بود که بعدا هم هماهنگی با ما نشد غیر از سوژه‌ی در جریان بزستان و مسیر بعدیش که قبلا مشخص بود. خب وقتی نه وقتش بود، نه علاقه به وزارت، انجمن رو تعطیل کردیم شاید زودتر از شر کلاه خلاص شم!


من اول یه عذرخواهی بکنم به خاطر اون قسمتی که شما از مصاحبه نقل قول کردین. یه اشکال نوشتار اینه که لحن رو مشخص نمی کنه متاسفانه. من اون خطوط رو کاملا صمیمانه و به شوخی و بدون کمترین گلایه نوشتم ولی الان که دارم می خونم ظاهرش بیش تر گلایه آمیز به نظر میاد تا شوخی.
و خب میشه گفت اینم یکی دیگه از اشکالات کودتا بود که مسئولیتش با خودمه. نه تنها بعد از وزیر شدن تد بلکه شاید حتی قبلش هم باید هماهنگ می کردم که اینکار نشد و حرف شما درسته آقای مجری.

نقل قول:
دوما که با اون نقل قول قبلی که کلا همه چی زیر سوال رفت که


درسته! اون قسمت از مصاحبه رو به این شرح اصلاح می کنم:
جزو اعضاییه که می تونی چشمات رو ببندی و مسئولیت هر جایی رو (با هماهنگی) بدی بهش و مطمئن باشی که بهترین نتیجه رو تحویلت میده.



گریندل!

نقل قول:
میتونی مطمئن باشی که دیگه مرده ی مرده!


اگه منظورت رولینگه... که ظاهرا داره برمی گرده! گزارش هایی از مشاهده علامت شوم در پاترمور شنیده شده!
اما اگه منظورت ولدمورته بدان که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق! هورکراکس!



بوژبوژی!

نقل قول:
دروغ میگه ملت! نصف دوران طفولیت ما تو گالری گذشته،
ایناها اینم سندش:

نقل قول:
با اینترنت زغال سنگی توی گوگل می زدیم "هری پاتر" و سر از سایت ها و بلاگ های مختلف درمی آوردیم و عکس ها و صفحات رو ذخیره می کردیم


بله. هنوزم میگم. عکس ها و صفحات رو ذخیره می کردیم. جیمز عکس ها رو ذخیره می کرد و من صفحات رو!

نقل قول:
ولی احساس میکنم اونقدر وقت گذاشتی برای وزارتت، که انتظار اعضا رو بالا بردی از ناظر این انجمن. میدونی چی میگم؟ الان دیگه سخته کسی وزیر شه بعد تو و راهتو ادامه نده. وقت نذاره شبانه روز برای جم و جور کردن ایده ها و طرح هایی که نصفه موند.


اولا که من فکر نمی کنم اینجوری باشه ولی اگه کسی اینجوری فکر می کنه لطفا اینجوری فکر نکنه! چون من واقعا هیچ کار عجیب غریبی تو وزارت نکردم و واقعا جز برای موزه برای باقی مسائل وقتی نذاشتم. ضمن اینکه مسئول ایده های موزه و مورخان که نصفه مونده منم نه شما!
هیچ کسی نباید خودش رو متعهد بدونه که اگه وزیر شد حتما باید ایده های مورخان و موزه رو که یکی دیگه شروع کرده اجرا و پیگیری کنه و به اتمام برسونه (که از یک منظر اتمامی هم نداره!) و متقابلا هیچکس هم نباید چنین انتظاری از وزرای آینده داشته باشه.
به هیچ وجه چنین فکری به ذهن علاقه مندان به وزارت نیاد که روح من در عذاب خواهد بود!ای وزرای آینده! اگه علاقه ای به موزه ندارید فقط انجمن وزارت و آزکابان رو بچرخانید و از انجمن موزه فقط و فقط برای آرشیو ستادهای انتخاباتی هر دوره استفاده کنید!
ای کاش اینا به فکرم می رسید و تو همون مصاحبه می گفتم. ای حاضران! به غایبان و آیندگان برسانید این حرفای منو.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 18 تیر 1393 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
گالری: یادم نمیاد تا حالا سراغش رفته باشم


آقا..آقااااا...آقااااااااااا... علــــ....نقی...نقـــــی...نقی... آقااااااا..نقو.. نگو..نگووو.. دیگه به من که نگو دیگه!..
دروغ میگه ملت! نصف دوران طفولیت ما تو گالری گذشته،
ایناها اینم سندش:

نقل قول:
با اینترنت زغال سنگی توی گوگل می زدیم "هری پاتر" و سر از سایت ها و بلاگ های مختلف درمی آوردیم و عکس ها و صفحات رو ذخیره می کردیم


نقل قول:
جیمز چی شد؟...نه...دقیقا چی شد؟!!
(هوممم...پس این بشر یه کار مفید تو کل زندگی بی ارزشش انجام داده! و اونم آشنا کردن شما با ما بوده.)




نقل قول:
ولی خب اصلا انتظار نداشتم کسی نامزد نشه.


حالا من یه چیزی میگم، تو باز عمه مارج وار، باد می کنی!

ولی احساس میکنم اونقدر وقت گذاشتی برای وزارتت، که انتظار اعضا رو بالا بردی از ناظر این انجمن. میدونی چی میگم؟ الان دیگه سخته کسی وزیر شه بعد تو و راهتو ادامه نده. وقت نذاره شبانه روز برای جم و جور کردن ایده ها و طرح هایی که نصفه موند. مسئولیت سنگینیه. گفتم بهت قبلا، اصن تعریفی رو که از وزیر تو ذهن ملت بود تغییر دادی. اینطوریه که بهتره یه مدت بگذره آبا از آسیاب بیفته و فراموش شی، ملت هم بیان به وزارت معمولی بی دردسرشون برسن. رعایا هم باید قبل از رعیت شدن فکرشو میکردن!

در مورد کودتا هم تدی توضیحات جامع رو داد.

نقل قول:

ها! این همون انجمنیه که ما اون اوایل تاپیکاشو ذخیره می کردیم جیمز!


یاتااااااااااااااااااا !

نقل قول:
یه کتاب به نظر جالبی رو ته قفسه های کتابخونه ی کانون پرورش فکری پیدا می کردیم و با هزار ذوق می آوردیم خونه و می خوندیم

اوه..
اینو راس میگه. اولین روزی هم که من رفتم کانون رو یادمه بهم دوتا کتاب پیشنهاد کرد که قرض بگیرم و بخونمشون. یکیش همین شاه میداس بود، یکی دیگه لافکادیو، شیری که پاسخ گلوله را با گلوله داد.
حتی یادمه دقیقا جای این دومیه رو هم یادش بود با این که سال ها میگذشت از آخرین باری که رفته بود کانون.
بهم گفت جیمز! ته اون سالن اولیه، سمت چپ، قفسه ی سوم، ردیف دوم.


نقل قول:
یه جمله ای گفت که هنوزم شک دارم مال خودشه یا نه

از خودم بود.

نقل قول:
پست تر از اونیه که بخواد بمیره! :چکش:


=)))

در دفاع از کلاغ ها هم بگم که آقا چرا کذب میگین!؟

باو راس میگه دیگه! یک کلاغو چل کلاغ کردی تدی! من کلاغه کی گفتم خیـــــــــــــــــــــلی انیمه بازه. گفت بیشتر از فیلم انیمه می بینه باو، همین!

نقل قول:
زندگی دو تا از بهترین نویسنده‌های سایت توی یه خونه چطوره؟ خاطره‌ای هست که از این همزیستی با جیمز بتونی برامون تعریف کنی که یه جوری به سایت هم مرتبط باشه؟


همچیـــــــــــن میگه همزیستی انگار با گودزیلا طرفه.

آقا من اجازه میخوام به این سوال یه جواب کلی بدم چون فک میکنم لازمه.

من الان سالهاست توی نقدهام کیبوردمو نابود میکنم که به ملت بگم آقا جان بخونید رول هاتونو قبل و بعد از ارسال یه بار با صدا بلند برا خودتون. بخونید! :vay: بخونید! :vay: بخونید! :vay:

ایناها این مورفین شاهده چی اومده سر کیبورد من. دکمه هاش کنده شده اون گوگولی پلاستیکی های زیرش مونده فقط، با خط بریل تایپ میکنم براتون من. پیرم کردین! قدر نمی دونین که!

فک میکنم تنها امتیازی که ما داریم و باعث میشه تلاش کنیم برای بهتر نوشتن، سخت گیری هامونه به هم دیگه.
یعنی مثلا می بینی من یه رول نوشتم، تدی رو خندونده، ویولت رو خندونده، ولدک رو خندونده، تو چت باکس ابراز لطف کردن ملت در موردش.
ولی برای من اون رول کی قابل قبوله؟ وقتی غول مرحله ی آخر ( ) رو بخندونه.

اکثر رول هامونو بعد از ارسال می خونیم برای هم. می بینی با کلی ذوق و شوق میام میگیم آقا بخون فلان پستمو ببین چطوره!
تو مدتی که داره میخونه، اون رو آماده کردی که بعد از مطالعه ش، اجرا کنی کف اتاقش.. میبینی به آخرش رسید، یه نیمچه لبخند هم نزد! یهو برمیگرده میگه: خب.. که چی؟

آقااااااااااااااااا داغون میشیما یعنی له له!

"از تو بیشتر انتظار میره!"، "میتونستی بهتر بنویسی!"، "معرکه نبود، معمولی بود!"، "هیـــ...بگی نگی...بــــــــــد نبود!"
دیالوگ هاییه که بیشتر کاربرد داره تو مکالمات ما، تا اون چیزی که ملت فک میکنن.

میخوام بگم با صدای بلند خوندن بهتون اعتماد به نفس میده. میتونید شیطنت کنید و تقلید صدا کنید. میتونید با رول هاتون بخندین. حتی اگه تنهایین!
و مورد آخر اون انتقادپذیریه.. اینکه قبول کنید میتونید بهتر بنویسید.

تلاش برای "بهترین" شدن کسل کننده ست. چون آخرش یه جایی طبق معیار های یه عده، تموم میشه و پسوند "ترین" میگیره.
ولی تلاش برای "بهتر" شدن..نه. لذتبخشه و تا ابد هم ادامه داره. تو هر زمینه ای!


مرسی دائاشین! (داعش نیستین بابا. مثنی ِ دائاشه! )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 18 تیر 1393 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
مورفین!

نقل قول:
یه دلیل دیگه ش هم علاقه ی خودم به ایفای یک نقش سیاه در دنیای جادویی ایفای نقش بود. قسمت های لرد ولدمورتی کتاب رو خیلی دوست داشتم. از خط به خط جمله های ولدمورت در کتاب لذت می بردم و به خاطر اینکه باهوش ترین، قدرتمندترین و باتجربه ترین جادوگر سیاه تاریخ بود تحسینش می کردم.


با توجه به مصاحبه ی خوبت؛ چشممان رو بر روی این قسمت حرفهایت میبندیم

نقل قول:
تنها ایرادی که میشه گرفت اینه که متاسفانه سایت یه مدیر فنی تمام وقت نداره. یعنی داره ولی تا این لحظه که من دارم این خطوط رو می نویسم تاریخ آخرین ورود یکیشون 24 خرداد بوده و اون یکی 10 فروردین! دیگه بیشتر از این حرف سیاسی نزنم دیگه، خطرناکه!:دی


واسه اینه که سطح توقع ملت بهو زیادی بالا نره بگن ما فلان میخوایم و بهمان میخوایم؛ وقتی مدیر نیستش؛ نیستش دیگه... ( ما هم دیگه بیش از این حرف سیاسی نزنیم که برمون میگردونن نورمنگارد )

نقل قول:
مدرسه دورمشترانگ:یه طرح بیخود


نمیشه توی این طرح بیخودتون یه قسمت به اسم آزمایشگاه طلسمهای جادوی سیاه بذارین تا ما به ابداعاتمون ادامه بدیم؟

نقل قول:
نمی دونم الان چرا یاد اون جمله ی هاگرید درباره ی ولدمورت افتادم که توی پاتیل درزدار به هری میگه: پست تر از اونیه که بخواد بمیره! :چکش:


به قول مینوو توی فاینال فانتزی2: هرآنکه زندگی میکند باید بمیرد؛ این تقدیر ماست.
میتونی مطمئن باشی که دیگه مرده ی مرده!

نقل قول:
یه حرفی رو به شوخی میگن ولی خیلی درسته اونم اینکه دیگه برای خواستگاریا تحقیق و اینا لازم نیست. کافیه پدر دختر تو همون جلسه یه لپ تاپ بذاره جلوی پسره و بگه برو تو پیج فیس بوکت، من ببینم. توی سه سوت معلوم میشه طرف چیکاره س! خلاصه که اعتدال خوبه و باید اعتدال گرا باشیم!:دی


مورفین، خدا نکنه اینطور بشه؛ یادم باشه اگه از کسی خوشم اومد کل شبکه های اجتماعیم رو بزنم نیست و نابود کنم که آسلامیوس زیر سوال نره

نقل قول:
خب کارتون رو بیش تر از فیلم دوست دارم چون دنیای کارتون و انیمه وسیع تره و خالقشون هر تصویری رو که بخواد می تونه خلق کنه ولی فیلم ها به خاطر اینکه براشون هزینه بالایی داره دستشون باز نیست و محدودترن. مثلا کدوم سریالی می تونه صحنه هایی که توی ناروتو یا وان پیس اتفاق میفته رو فریم به فریم به تصویر بکشه؟ نمی صرفه دیگه.


باید این زبون رو از طلا گرفت! کلا" هیچ چیز وان پیس نمیشه... بهت پیشنهاد میکنم کلیمور رو هم ببینی (فقط یادت باشه تنها ببینیش که آسلامیوس یه وقت به خطر نیوفته )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده