جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
صفحه اصلی خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
بالای صفحه
کاربران آنلاین
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
×

کاربران آنلاین

46 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
44
مهمانان
2
اعضا
×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: فروشگاه چوبدستی‌گستران برای اولین‌بار با ارائه چوبدستی‌های خاص در خدمت شماست! این فرصت استثنایی رو پیش از این که چوبدستی مورد علاقه‌تون خریداری بشه از دست ندین!
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خورندگان معجون راستی
ارسال شده در: دوشنبه 1 آبان 1385 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نمیدونم چه بلایی سرم اومده . اصلا نمیتونم جلوی زبونم رو بگیرم. نمیدونم تو این شربت کوفتی چی بود که من خوردم.همش 12 تا لیوان خوردم ها ولی حالم رو خراب کرد.
طوری حالم رو خراب کرد که نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم . انگار میخوام تمام اسرار پنهانم رو یک جا فاش کنم . ولی نه . من پوست کلفت تر از این حرف ها هستم که این همه مطلب رو با هم بروز بدم . فقط به یه مورد اعتراف میکنم.
یادمه چند هفته پیش یه تاپیک زده شد. اون هم بدون مجوز. اسمش رو هم گذاشتن کارخونه ی بوق سازی . یه ناظر خشانت اون موقع تو اون انجمن بود . ولی نزد تاپیک رو مستقیم قفل کنه . اخطار داد که 24 ساعت دیگه پاکش میکنه و قفلش کرد. ما هم ( من چند نفر که نمیتونم اسمشون رو بگم) به شکل کاملا حرفه ای به اون انجمن نفوذ کردیم و تاپیک رو باز کردیم و پست اخطار رو پاک کردیم.

عملیات اینقدر تمیز انجام شد که حتی ناظر هم نتونسنت به چیزی اعتراض کنه
اون انجمن 5 تا ناظر داشت . معلوم بود که همه فکر میکنن اون یکی تاپیک رو باز کرده.
اون روز گذشت . فرداش باز دیدیم ناظره با تاپیک مشکل داره . به ناظر فشار آوریدم که تاپیک رو منتقل کن به یه انجمن دیگه
انجمنی که ناظرش با تاپیک مشکل نداشت .
چند روز گذشت.

یکی از معاون های وزیر تو مسنجر به من گفت تاپیک ارزشیه باید پاکش کرد . من بهش گفتم این کار رو نکن. البته اون موقع داشتیم بیلیارد بازی میکردیم ( فکر کنم - آقا معجونت ضعیفه من همه چیز رو به یاد نمیارم)
در همین هین که داشتیم بیلیارد بازی میکردیم و یه فرد ارزشی رو مسخره میکردیم . معاون تاپیک رو پاک کرد .
من از چند روز قبل تاپیک رو تحت پوشش خودم گرفته بودم ( با یه سری از ملت اسمش رو گذاشته بودیم تو امضا)
به معاون گفتم . من الان تو چتر باکس اعتراض میکنم. از این کار ها زیاد میکردیم
خلاصه یه اعتراض خفن با چند نفر دیگه رفتیم و با چند تا ارزشی تر از خودمون بحث کردیم ولی بعدش ناظر اون انجمن که مثلا با ما بود اومد گفت معاون کار درستی کرده. خلاصه حالمون رو گرفت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خورندگان معجون راستی
ارسال شده در: دوشنبه 1 آبان 1385 18:30
نمایش جزئیات
آفلاین
خب گویا دوستان منظور منو بد برداشت کرده اند

منظور من اتفاقات توی رول سایت بوده
نه اتفاقات توی کتاب...اینجا بر عکس نحوه برخورد برای اعتراف به اشتباهه
برای اینه که ببینیم کیا جرات دارن و کار اشتباهشونو رو اعلام کنند....مطمئنا من اگر باز هم یاد اشتباهی که کردم بیفتم میام اینجا اعتراف میکنم.

برای اینکه متوجه بشید اولیش رو خودم میزنم!!!
-------------------------------------
من اعتراف میکنم...من اعتراف میکنم که در تاریخ فعالیتم یه پست ارزشی زدم!! و این پست اصلا از یادم نخواهد رفت!!!!......یادمه اون موقع ها با شناسه لرد ولدمورت فعالیت نمیکردم و شناسم کرام بود خوب یادمه که:

در یک کنفرانس:
بلاتریکس:ویکی...ویکی....این هیپوگریفه ((شناسه حال حاضر:دارکو مالفوی))خیلی پر رو شده....برای ما داره رجز میخونه!!!

من:مهم نیست بلا جان....این و مرلین، سوختن که من از طرف سفیدا اومدم با شما!!....فعلا که تو شکنجه گاه همشون کم اوردن

گیلدی:هومک؟میگم باید حالشو خفن بگیریم! میگم نفر بعدی که باید شکنجه بشه خود هیپوگریف باشه!!

رودی:من موافقم

بلا:پس پشت سر هم شروع میکنیم..اولیشو خودم میزنم
-------------------------------------
همه شروع میکنن به نوشتن پست و همدیگه رو در کنفرانس از موضاعات همدیگه با خبر میکنند.

بلاتریکس:ویکتور....بنظرت بپزیمش خوبه؟

من:عالیه!!...چه شامی داریم امشب!

بلاتریکس:پست اول رو من میزنم بعدی رو تو بزن

من:باشه

همه آماده زدن پست میشوند

بلاتریکس:
نقل قول:

هیپو با رنجیر به دیوار بسته شده...بلا میاد تو ...
هیپو: نه...نه....(یه سری صدا شبیه قد قد)
بلا چوب دستیشو تکون میده...یه سیخ گنده ظاهر میشه...
بلا: همه بچه ها امشب جوجو گریل شده داریم...
رودی: اااا صبر کن پس من یه بک آپ ازش بگیرم...برای شکنجه های بعدی...رودی یه بک آپ از هیپو می گیره...
بلا سیخ رو بر می داره و به طرف هیپو می ره..
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

2 ساعت بعد هیپو داره رو آتیش می گرده...
و بلا و رودی و گیلدی و کرام دست همو گرفتن دور آتیش می رقصن...


بعد از بلاتریکس نوبت من میشه و من پستی میزنم که اصلا بهش افتخار نمیکنم:
نقل قول:

همه با هم می گن:
امشب دل ما هوس هیپو کرده خوشمزه شده دل مو بی تاب کرده

ناگهان در کمال تعجب می بینند هیپو در حال چرخ زدن داره میگه:وای گرممه چقدر هوا داغ شده و.....
کرام:هنوز کاملا پخته نشده وداره حرف می زنه الان درستش می کنم
میره منقار هیپو رو باز میکنه زبونشو میکشه بیرونو با کارد میببره و میگه:من از اوا عاشق زبون بودم
زبونه رو به سیخ میزنه و با اتیش کنار هیپو زبون رو جلوی خود هیپو کباب می کنه و با هم تناول می کنند
هیپو از این که سرنوشت آینده خودشو میبینه از ترس خودشو.........(پی جی)
کرام:اه غذامونو خراب کرد و دیگه لب به این غذا نمیزنم بلا و لسترنج هم تایید می کنند
در نتیجه لاششو جلوی سیریوس می ذارند بدون اینکه چیزی بگن
سیریوس: آخ جون مرغ!!!!!چه عجب شما به فکر پسر عمت بودی؟
بلا:قابل شما رو نداشت
و غذای سیریوس تموم شد همشون شاد و خوشحال به شکنجه گاه بر گشتند تا نفر بعدی رو آماده کنند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ارباب لرد ولدمورت کبیر در 1385/8/1 18:36:12
[b]دلبستگی من به ریون و اعضاش بیشتر از اون چیزی بود که فکر میکردم!!.....بچه های اسلایت
خورندگان معجون راستی
ارسال شده در: یکشنبه 30 مهر 1385 22:10
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم
دیروز من و سرژ داشتیم به این فکر میکردیم که چجور میشه رول رو فعال کرد
به این نتیجه رسیدیم که سایت احتیاج به افکار تازه داره
در نتیجه ما برای کمک به ایفای نقش سایت تصمیم گرفتیم چندتا ایده خوب وارد سایت کنیم
که اولیش همین تاپیکی هست که میبینید!!!
----------------------------
قوانین و شرح تاپیک:

1-اینجا مکانی در وزارت خانه هست که به همه محلول یا معجون راستی خورانده میشد....در نتیجه همه میتونن بیان اینجا و اعتراف کنند و وجدانشون رو راحت کنند!

2-همه ماجرای رول بايد واقعيت داشته باشه....نباید از ذهن خلاقتون داستان بسازید...اینجا برای اعتراف ساخته شده ولی با کمی پیاز داغ بیشتر!!!

3-رول بايد از زبون زننده پست بيان بشه....در نتیجه باید به صورت اول شخص بیان بشه!!....پستی که از طرف یکی دیگه زده بشه توسط ناظر باید پاک بشه

4-زیاد کشدار نباشه و برای مثال طرف نیاد بیست خط حاشیه بنویسه

5-این تاپیک بر عکس نحوه برخورد برای اعتراف به گناه ساخته شده...درنتیجه اشخاصی که تازه پی میبرند که اجحافی در حقوقشون شده....حق اعتراض ندارند! وباید ببخشند!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ارباب لرد ولدمورت کبیر در 1385/7/30 22:14:06
[b]دلبستگی من به ریون و اعضاش بیشتر از اون چیزی بود که فکر میکردم!!.....بچه های اسلایت
Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟