<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>جادوگران®</title>
        <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore</link>
        <description>نخستین وب‌سایت هواداران هری پاتر به زبان فارسی</description>
        <lastBuildDate>Sat, 11 Jul 2026 06:29:52 +0700</lastBuildDate>
        <docs>http://backend.userland.com/rss/</docs>
        <generator>دنیای جادوگری</generator>
        <category>دنیای جادوگری &gt; هری پاتر و هورکراکس هفتم</category>
        <managingEditor>admin@jadoogaran.org( جادوگران® )</managingEditor>
        <webMaster>admin@jadoogaran.org( جادوگران® )</webMaster>
        <language>fa</language>
                    <image>
                <title>جادوگران®</title>
                <url>https://www.jadoogaran.org/images/logo.png</url>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore</link>
                <width>100</width>
                <height>34</height>
            </image>
                            <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 6</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=789</link>
                <description>هری از اینکه نتوانسته بود طلسم رویا را اجرا کند ناراحت و ناامید به تخت خوابش رفت ، در این فکر بود که اگر فردا نیز نتواند طلسم را اجرا کند هالپر چه خواهد گفت ، حتما از ادامه تدریس به هری نا امید میشد ، هری هرطور شده باید ذهنش را خالی میکرد تا تمرکز لازم برای اجرای آن طلسم را داشته باشد .</description>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2006 15:35:24 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=789</guid>
            </item>
                    <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 5</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=788</link>
                <description>فصل پنجم ... راز هالپر &lt;br&gt;&lt;br&gt;سه روز از رفتن دابی میگذشت و هری به تمرینات سختش با هالپر ادامه میداد ، به قدری خسته میشد که شبها به محض رفتن به رختخواب خوابش میبرد ، هر چند این اواخر کابوس های وحشتناک کمی پریشانش کرده بودند ، هری به آنها توجهی نمیکرد ، میدانست که همه آنها فقط کابوس هستند ،&lt;br&gt;&lt;br&gt;ولی خوابی که...</description>
                <pubDate>Tue, 29 Nov 2005 11:20:26 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=788</guid>
            </item>
                    <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 4</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=787</link>
                <description>هری پاتر و هورکراکس هفتم&lt;br&gt;فصل چهارم ، بازگشت&lt;br&gt;&lt;br&gt;هری آن مرد را که نزدیک میشد به خوبی میشناخت ، چندین بار او را دیده بود و  غیر مستقیم با او ارتباط برقرار کرده بود . &lt;br&gt;&lt;br&gt;آبرفورث دامبلدور هر لحظه نزدیکتر میشد . هنگامی که دیگر به چند قدمی هری رسیده بود گفت : &lt;br&gt;&lt;br&gt;آقای پاتر از اینکه شما و دوستتون رو اینجا میبینم...</description>
                <pubDate>Tue, 29 Nov 2005 11:18:46 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=787</guid>
            </item>
                    <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 3</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=786</link>
                <description>فصل سوم : انتخاب&lt;br&gt;&lt;br&gt;فردای آن روز هری سرحال از خواب بیدار شد ، عینکش را از کنار تختش برداشت و به چشم زد ، چیزی را که میدید نمیتوانست باور کند . اتاقش به طرز معجزه آسایی تمیز شده بود و اصلا به نظر نمیرسید همان اتاق باشد ، هری قبلا نیز اتاقش را تمیز کرده بود ولی هیچ وقت اینقدر عالی نشده بود  البته هری...</description>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2005 15:09:04 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=786</guid>
            </item>
                    <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 2</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=785</link>
                <description>فصل دوم : گودینیوس هالپر&lt;br&gt;&lt;br&gt;ماندن دابی پیش هری حداقل یک خوبی داشت آن هم این بود که هری توانست به کمک دابی کتابهایی را که نیاز داشت در عرض 2 ساعت جستجو که توسط دابی انجام شده بود تهیه کند ، این کتاب ها همگی نه تنها غیر قانونی بودند بلکه بعضی از آنها واقعا هری را به وحشت انداخته بودند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;هری هرماینی را...</description>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2005 15:08:12 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=785</guid>
            </item>
                    <item>
                <title>هری پاتر و هورکراکس هفتم - فصل 1</title>
                <link>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=784</link>
                <description>فصل اول : بازگشت به پریوت درایو&lt;br&gt;هری از پنجره اتومبیل جدید عمو ورنون خیابانهای مختلف و رنگارنگ ماگلی را میدید که یکی پس از دیگری با سرعت از چشم هری دور میشدند ، البته این سرعت در مقابل  سرعت اتوبوس شوالیه هیچ به حساب میامد.&lt;br&gt;هری غرق در افکار خود بود ، وقتی عمو ورنون با عصبانیت از ترافیک شکایت و غرغر...</description>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2005 15:07:19 +0700</pubDate>
                <guid>https://www.jadoogaran.org/modules/pottermore/item.php?itemid=784</guid>
            </item>
            </channel>
</rss>
