آنلاینها
13 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
13
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
آلبوس دامبلدور
شـاغـل
جادو آموخته
جادوگر
محفل ققنوس
- نام! نام خانوادگی!
- آلبوس پرسیوال والفـ...
- خلاصهش کن!
- دامبولی.
- شهرت؟
- پروف دل ها، لامپ انس و الفت، آغوش تا ابد گشوده!
- مث آدم جواب بده.
- پروف، پشمک و یه لفظ نامناسب هم هست که بعضا دیدم استفاده می کنن ولی خب خوبیت نداره و توصیه می کنم که شما بچه های توی خونه هم استفاده نکنید و اون هست... پیرِ هیپوگریف!
- تاریخ تولد؟
- والا جونم برات بگه اون موقع که من به دنیا اومد، سجل و این صحبتا نبود، آقام مرلین بیامرز..
- مرلین بیامرزه.
- مرلین رفتگان شمارم بیامرزه باباجان. می گفتم آقام مرلین بیامرز که خیلی روی بزرگداشت وقایع خانوادگی تاکید داشت و هرکی به دنیا میومد، می مرد، عقد، عروسی و خلاصه هر چی می شد رو پوست می نوشت. اصلا اینقدر به این کار علاقه داشت تبدیل شده بود به یکی از جاذبه های گردشگری و مردم از دورترین نقاط دنیا برای دیدنش سفر می کردن و خود منم واقعا در مسیر زندگی ازش درس های بزرگی به خصوص روزی که بی خبر اومد خونه و گفت که همه تتوهاش رو پاک کرده که تاریخ تولد منمـ.
- موشکل داری؟
- باباجان بنویس خیلی قدیم.
- بگو ببینم کیای و چیکار کردی؟
- چه سوال خوبی پرسیدی! خب باباجان عرضم به حضورت که داستان من از یه شب سرد زمستونی شروع شد که شاید هم تابستونی بود و مطمئن نیستم که اصلا شب بوده باشه و احتمالا هم بیشتر ظهر بوده... آخه می دونی ننه مرلین بیامرز...
- مرلین بیامرزه.
- مرلین رفتگان شمارم بیامرزه... تعریف می کرد. ننه که می گم عمه آقام مرلین بیامرز بود...
- مرلین بیامرزه.
-
... می گفتم، ننه که عمه آقام باشه اتفاقا قابله خوبی هم بودش، اصلا دستش همش خیر بود. سرِ منم خودش اومد بالا سر ننم مرلین بیامرز...
- مرلین بیامرزه.
- باباجان من یه خط در میون هی یه مرلین بیامرزی رو از خاک بکشم بیرون، تو هی بخوای بگی مرلین بیامرزه که تا پس فردا اینجاییم.
- دو دیقه به روتون بخندیم، همین می شه. تو دو خط جمعش کن.
- بدبخت بودیم، تو هاگوارتز هفت سال مث سیریوس... می دونی، منظورم این نیست که سیریوس خیلی درسخون باشه ها باباجان، می دونی، سیریوس دیگه. از اون لحاظ.
-
- فک کنم در جریان قضیه سیریوس و... لوپین و اینا... دیگه... در جریانشون نبودی...؟ بگذریم. خلاصه هفت سال عین سیریوس درس خوندیم، بعدشم آزمون جربیت جدرس دادم و جذب هاگوارتز شدم. حقوقش خیلی خوب نبود، ولی خب عموما اولیاء دانش آموزا جبران می کنن. خودشون کاملا خودجوش البته... می دونی حس می کنن باید از قشر زحمت کش آموزگاران حمایت کنن. مثلا یه سری لوله کلاس ترکیده بود، فوری چندتا خونواده هزینه ها رو تقبل کردن و درستش کردن و ما هم بچه هاشون رو از تو سوراخ لوله در آوردیم تحویلشون دادیم. راستی شما اینجا چقدر حقوق می گیرین باباجان؟
- اینجا نوشته فعالیت زیرزمینی داشتی، داشتی؟
- مرلین شاهده فقط یکی دوتا گعده خانوادگی داشتیم به صرف سوپ پیاز. انکار نمی کنم یکی دو نفر که حالا اسمشمونم نمیارم که گناهشون رو نشسته باشم می خواستن نوشیدنی کره ای بیارن که گفتم بیارید من بلند می شم می رم که به لطف مرلین همونجا داستانش جمع شد و در حال حاضر هم البته پیرمرد بی خطر یه لاقبایی بیش نیستم که اگه قابل بدونید در خدمتتون باشم. نمایش بیشتر
- آلبوس پرسیوال والفـ...
- خلاصهش کن!
- دامبولی.

- شهرت؟
- پروف دل ها، لامپ انس و الفت، آغوش تا ابد گشوده!
- مث آدم جواب بده.
- پروف، پشمک و یه لفظ نامناسب هم هست که بعضا دیدم استفاده می کنن ولی خب خوبیت نداره و توصیه می کنم که شما بچه های توی خونه هم استفاده نکنید و اون هست... پیرِ هیپوگریف!
- تاریخ تولد؟
- والا جونم برات بگه اون موقع که من به دنیا اومد، سجل و این صحبتا نبود، آقام مرلین بیامرز..
- مرلین بیامرزه.

- مرلین رفتگان شمارم بیامرزه باباجان. می گفتم آقام مرلین بیامرز که خیلی روی بزرگداشت وقایع خانوادگی تاکید داشت و هرکی به دنیا میومد، می مرد، عقد، عروسی و خلاصه هر چی می شد رو پوست می نوشت. اصلا اینقدر به این کار علاقه داشت تبدیل شده بود به یکی از جاذبه های گردشگری و مردم از دورترین نقاط دنیا برای دیدنش سفر می کردن و خود منم واقعا در مسیر زندگی ازش درس های بزرگی به خصوص روزی که بی خبر اومد خونه و گفت که همه تتوهاش رو پاک کرده که تاریخ تولد منمـ.
- موشکل داری؟

- باباجان بنویس خیلی قدیم.
- بگو ببینم کیای و چیکار کردی؟
- چه سوال خوبی پرسیدی! خب باباجان عرضم به حضورت که داستان من از یه شب سرد زمستونی شروع شد که شاید هم تابستونی بود و مطمئن نیستم که اصلا شب بوده باشه و احتمالا هم بیشتر ظهر بوده... آخه می دونی ننه مرلین بیامرز...
- مرلین بیامرزه.

- مرلین رفتگان شمارم بیامرزه... تعریف می کرد. ننه که می گم عمه آقام مرلین بیامرز بود...
- مرلین بیامرزه.

-
... می گفتم، ننه که عمه آقام باشه اتفاقا قابله خوبی هم بودش، اصلا دستش همش خیر بود. سرِ منم خودش اومد بالا سر ننم مرلین بیامرز...- مرلین بیامرزه.
- باباجان من یه خط در میون هی یه مرلین بیامرزی رو از خاک بکشم بیرون، تو هی بخوای بگی مرلین بیامرزه که تا پس فردا اینجاییم.
- دو دیقه به روتون بخندیم، همین می شه. تو دو خط جمعش کن.

- بدبخت بودیم، تو هاگوارتز هفت سال مث سیریوس... می دونی، منظورم این نیست که سیریوس خیلی درسخون باشه ها باباجان، می دونی، سیریوس دیگه. از اون لحاظ.
-
- فک کنم در جریان قضیه سیریوس و... لوپین و اینا... دیگه... در جریانشون نبودی...؟ بگذریم. خلاصه هفت سال عین سیریوس درس خوندیم، بعدشم آزمون جربیت جدرس دادم و جذب هاگوارتز شدم. حقوقش خیلی خوب نبود، ولی خب عموما اولیاء دانش آموزا جبران می کنن. خودشون کاملا خودجوش البته... می دونی حس می کنن باید از قشر زحمت کش آموزگاران حمایت کنن. مثلا یه سری لوله کلاس ترکیده بود، فوری چندتا خونواده هزینه ها رو تقبل کردن و درستش کردن و ما هم بچه هاشون رو از تو سوراخ لوله در آوردیم تحویلشون دادیم. راستی شما اینجا چقدر حقوق می گیرین باباجان؟
- اینجا نوشته فعالیت زیرزمینی داشتی، داشتی؟
- مرلین شاهده فقط یکی دوتا گعده خانوادگی داشتیم به صرف سوپ پیاز. انکار نمی کنم یکی دو نفر که حالا اسمشمونم نمیارم که گناهشون رو نشسته باشم می خواستن نوشیدنی کره ای بیارن که گفتم بیارید من بلند می شم می رم که به لطف مرلین همونجا داستانش جمع شد و در حال حاضر هم البته پیرمرد بی خطر یه لاقبایی بیش نیستم که اگه قابل بدونید در خدمتتون باشم. نمایش بیشتر
شخصی
محل زندگی
دست شما
منطقهی زمانی
(GMT+3:30) تهران
نام کاربری
Dumbledore76
اجتماعی
شغل
رهبر محفل ققنوس
پیامها
528
امضا
خیلی خب... از اوّل!
ثروت
318 گالیون
تاریخچه تراکنشهای گالیون
در حال بارگذاری...
دنیای جادوگری
انجمن
نظرها
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
1399/8/29 20:00:00