جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
14 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

Jameslogan

جیمز

مـاگـل
تاریخ عضویت 1401/06/11 23:56
آخرین ورود 1402/11/25 22:20
تاریخ نقش 1401/06/15 13:20
نام: جیمز.
لقب: اُزگَل.
گروه: هافلپاف.
جبهه: در خدمت لرد سیاه.

می‌دانید، بازیگری سخت است. شغل معدن هم سخت است، اما بازیگری سخت‌تر است. بازیگری مهارت می‌خواهد؛ قدرت، اعصاب و آرامش می‌خواهد. اما شغل معدن چطور؟ آن فقط یک دسته بیل می‌خواهد.
این بازیگری هنگامی سخت تر می‌شود که شما خنگ، بی‌اعصاب و بددهن باشید. و همچنین کانادایی بودن بی‌تاثیر نیست.
بگذارید همین جیمز را مورد بررسی قرار دهیم. جیمز کانادایی است، بی‌اعصاب است، مغرور، بی‌استعداد، خنگ و بددهن نیز است. البته او بازیگر نیز هست، اما سرانجام چنین ویژگی‌هایی هم باید بازی نقش‌های اُزگَل با حالاتی اُزگَل‌تر باشد. آری، جیمز درس عبرتی‌ست که هر اُزگَلی که می‌خواهد بازیگر شود، باید او را بررسی کند و اگر یک درصد هم یکی از ویژگی‌های او را داشت، از شعاع ده کیلومتری بازیگری هم رد نشود.

- اون دهن کثیفتو ببند اُزگَل!

آه، بله. جیمز نمونه‌ی کاملی از یک بازیگر شکست‌خورده، نابود، خنگ و ابله است.
جیمز در تاریخ ده ژوین سال ۱۹۷۶ به‌دنیا آمد. او از همان ابتدا مردم آزار نیز بود. جیمز در سال‌های اولیه زندگی‌اش بر روی مردم تف می‌انداخت. در سال‌هایی که وارد مدرسه‌ی مشنگی شد، تف‌اندازی به بددهنی تبدیل شد. پس از آن جیمز که در تحصیل شکست‌خورده بود، تصمیم گرفت تا در حرفه‌ی دیگری اشتغال کند. او تصمیم گرفت تا بازیگر شود. پس از آن‌که بازیگر شد، در فیلمی لوگان، او را کشت و او از آن پس کینه به دل گرفت.
پس از آن، جیمز اولین فیلم اختصاصی خودش را بازی کرد و موفق شد تا کم‌فروش‌ترین فیلم جهان شود. سری دوم فیلمش نیز، رکورد سری اول را شکست.
جیمز پس از آن که از سوی کارگردانش تحقیر شد، سر به جنگل گذاشت و توسط پیری به نام دامبلدور به مدرسه‌ی هاگوارتز رفت و در گروه هافلپاف جای برگزید.

- نویسنده‌ی ما رو باش. کتاب تاریخ می‌نوشتی بیشتر خواننده داشتی.

جیمز، لطفاً ساکت شو، کانادایی بی‌اعصابِ بددهن.

- حالیت باشه چی از اون دهن کثیفت درمیاد، عوضی!

آه، امان از این خیارشوریِ جیمز.
بله، جیمز در ذهنش آرزوهایی را می‌پرواند، یکی از آن‌ها این است که بتواند بر یک ملت خنگ‌تر از خودش حکمرانی کند، به احتمال زیاد هم کانادا باشد آن ملت.

- خفه بابا!

دیگر آرزویش این است که بتواند روزی نام مادر یکی از دشمنانش با نام مادر او یکی باشد، به احتمال زیاد هم نام مادرش مارتا است.

- مگه خودت ناموس نداری، بی‌نام و نشان؟

آه، خسته شدم جیمز.
و در آخر هم باید گفت... جیمز یک بددهن و بی‌اعصاب واقعی‌ست، پس از او دوری کنید.
نمایش بیشتر
شخصی
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
نام کاربری Jameslogan
اجتماعی
پیام‌ها 14
امضا
او نیست با خودش،

او رفته با صدایش اما،

خواندن نمی تواند.
ثروت
0 گالیون
تاریخچه تراکنش‌های گالیون
در حال بارگذاری...