جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

170 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
167 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

themaster

لرد ولدمورت

شناسه‌های بسته شده
تاریخ عضویت 1403/05/22 10:40
آخرین ورود 1404/11/25 20:57
تاریخ نقش هنوز وارد نشده
نام: لرد ولدمورت (تام مارولو ریدل)
متولد: 31 دسامبر
گروه : اسلیترین

لقب: ارباب!
دستاوردها: بزرگترین جادوگر تاریخ، ارباب مرگخواران، جادوگر بی مانند در جادوی سیاه


چوبدستی: 14 اینچ و از چوب سرخدار و موی ققنوس ساخته شده است. این چوبدستی بسیار قدرتمند است.


معرفی این شخصیت بزرگ:

جایی فراتر از زمان، جایی قبل از همه چیز، خدایانی از نیستی و تاریکی متولد شدند.
در سایه ها زیستند و ناپیدا بودند ولی همیشه در اداره جهان ما نقش داشتند. در هر موجودی که ذره ایی پلیدی در وجودش بود نفوذ کردند و تاریکی روحش را پرورش دادند. قاتلان، جانیان، حاکمان خونخوار و سرداران بی رحم را آفریدند. اگرچه بعضی اوقات و در آخرین لحظات قهرمان داستان به ارتش نور می پیوست و ضایعشان میکرد اما تلاشها و استمرارشان ستودنی بود.
در صفحات تاریخ بودند و هر بار چهره جدیدی انتخاب کردند. اما... یک چهره متفاوت بود. یک چهره خاص که برای اهداف خاص انتخاب شد. چهره ایی بود که خدایان تاریکی بر او بوسه زدند و از ابتدا او را نفرین کردند.

شاید همه چیز از کارت بازی مارلو گانت با دخترش مروپ آغاز شد و از آنجایی که مروپ همیشه در بازی میباخت، این رفتار را نفرت پدر به خودش تلقی کرد. سرخوردگی و آوارگی که پدرش به او داد، او را به آغوش تام ریدل سوق داد و چون تعریفی از عشق برایش وجود نداشت، تنها با خوراندن معجون عشق به معشوقه اش او را کنار خود نگه میداشت.
معجون عشق طعم آب پرتقال میداد و بعد از مدتی مروپ که به اقتصاد مقاومتی معتقد بود، از درست کردنش دست کشید و آن را با آپ پرتقال سنیچ جایگزین کرد. ولی تام ریدل که فقط آب پرتقال طبیعی میخورد و سنیچ دوست نداشت، درست زمانی که نطفه تاریکی در وجود مروپ شکل گرفته بود او را ترک کرد.


کودکی که میوه ناامیدی، نفرت و آزار بود در یتیم خانه متولد شد. اسمش را "تام مارولو ریدل" گذاشتند. خدایان تاریکی از کودکی در گوشش نجوا میکردند تا جایی که تام که از دستشان خسته شد و برای فرار از نجواهایشان همیشه با هندزفری بلک متال گوش میداد.
وقتی در یازده سالگی دامبلدور برای بردنش به هاگوارتز آمد، پیچک های سیاه نفرت و قدرت طلبی در وجودش ریشه دوانده بودند. پیچکهایی که در باز کردن تالار اسلیترین و صحبت با مارها گل دادند و شکفتند. به همین دلیل هم تام نام باسیلیسک تالار را "پیچک خانم" گذاشت.


همانجا بود که رویای عمری جاودان و بینهایت چنگالهایش را در روح تاریکش فرو کرد و تا آخرین روزهای زندگیش درآنجا ماند. روحش سردتر و تاریکتر شد و به نامی تازه احتیاج داشت.
اسمی که جاودانه بماند. اسمی که نتوانند از ترس صدایش کنند. اسمش را "لرد ولدمورت" گذاشت. با همین اسم کشت، غارت کرد، روحش را تکه تکه کرد و تاریکتر شد. جادوی سیاه را به بالاترین حد خود رساند و یارانش را به تاریکی دعوت کرد. جایی بود که هیچ جادوگری به آن نرسیده بود و پلیدی بود که هر روحی توانایی تحملش را نداشت.

او چهره منتخب خدایان بود اما خدایان چهره منتخب او نبودند. در واقع او چهره های یونانی بور با فکهای چد مانند را دوست نداشت و چهره مار گونه بدون بینی را میپسندید و به همین دلیل با استفاده از جادویی سنگین در کلینیک زیبایی پاترها دست به تغییر چهره اش زد.
از چهره جدیدش راضی بود و دستور داد از این به بعد او را "ارباب" صدا بزنند. اما پاترها از صدا زدن لرد با این اسم جدید سر باز زدند و لرد ولدمورت به همین علت تمام خانواده به جز پسر کوچکشان را کشت.
اگرچه زنده نگه داشتن کودک از بزرگی و منش او بود اما بعدها شایعات بدی رواج یافت که هری پاتر کوچک در واقع با جان فشانی مادرش زنده مانده و لرد نتوانسته او را بکشد. هیچ یک از این شایعات حقیقت نداشت و لرد برای اثبات بزرگی و دلرحمی اش هفت ، هشت بار دیگر هم هری پاتر را تا پای مرگ برد ولی در نهایت او را نکشت. بهرحال لرد اهل شوخی های مرگ بار بود و با هری هم شوخی داشت.

لرد با پیروانش بسیار مهربان بود و دوست داشت روح آنان را نیز به عنصر تاریکی مطلق مزین کند. اصلا هر روز آنها شکنجه نمیکرد و از آنها توقع نداشت غذای مارش؛ نجینی شوند. رنگ سبز لجنی رنگ مورد علاقه لرد بود و مبلمان قصر ریدلها نیز سالهاست به همین رنگ است.
همچنین لرد اهل مد و فشن بود و رداهای گشاد و بگی را میپسندید و چون انسانی مینیمالیست بود، همیشه طرح های ساده را انتخاب میکرد.


او تا همیشه در خدمت خدایان تاریکی ماند و خدایان تاریکی نیز به او عزت بخشیدند. او جادوگری بود که تا کنون دنیا به خود ندیده است و هرگز هم نخواهد دید. او جادوگری بود که نمرد!
به جز در آخر جنگ مرگخواران و محفلیان که آن هم خیلی مهم نیست.
نمایش بیشتر
شخصی
محل زندگی گور برخاسته.
منطقه‌ی زمانی (GMT+3:30) تهران
علاقه‌مندی‌ها مرگ و مرگخواران
نام کاربری themaster
اجتماعی
پیام‌ها 338
امضا
THERE IS NO GOOD OR EVIL.THERE IS ONLY POWER, AND THOSE TOO WEAK TO SEEK IT
افتخارات
افتخارات --- هیچکدام ---
ثروت
0 گالیون
تاریخچه تراکنش‌های گالیون
در حال بارگذاری...

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.