اینستاگرام
آنلاینها
8 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
6
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
هلن داولیش
جادوگر
جادو آموخته
نام: هلن داولیش
ملقب به: بانوی جواهرات
تاریخ تولد: 18 دسامبر
محل تولد:لندن، بریتانیا
گروه هاگوارتز: ریونکلاو
پاترونوس: سمور آبی
چوبدستی: چوب افرا با هسته تار موی اژدها 9.5 اینچ
علایق: جواهرات، دوئل، جادوی سیاه، موسیقی
تنفرات: کارهای ناقص
ویژگی های ظاهری:
هلن دختریست با چشمان سبز یشمی و موهای موج دار بلوند. سبک لباس پوشیدنش وینتیجه و بلوز و دامن بلند، شنل کوتاه، کلاه فرانسوی، دستکش های چرمی و بوت های بلند با جواهری درخشان به شکل هلال ماه و گردنبند های زمردی بخش های اصلی لباس بانوی جواهراتن.
اخلاقیات:
بانو داولیش فردی سختگیر و جدی در کارشه؛ هر قدمی که به سمت هر یک از کارگران نزدیک میشه اونها رو یه مرحله به سکته نزدیکتر میکنه. علاقهمنده که همیشه از حتی کوچکترین چیز هم ایراد بگیره و اگه چیزی پیدا نکرد یه ایراد الکی بهتون میپرونه و شما مجبورین چیزی رو درست کنین که اصلا وجود نداره! سعی میکنه در کنار کارش به عنوان مرگخوار به اربابش یاری برسونه.
سرگذشت:
روزی از روزهای سرد زمستان رو به روی شومینهای سنگی هلنا تایلر جادوگر دختری به دنیا آورد و پس از زیمان درگذشت. پدر دختر کوچولوی قصهی ما به یاد همسرش نام او را « هلن » گذاشت. توماس دالویش که پس از مرگ همسرش به افسردگی دچار شده بود خود را در اتاق حبس کرده بود و بی وقفه نقاشی میکشید. وقتی که مادربزرگش امیلی از این موضوع با خبر شد تصمیم گرفت که سرپرستی هلن را بر عهده گیرد.
امیلی جادوگری جواهر فروش بود که کارش برایش از جانش هم عزیز تر بود، در نتیجه بزرگ کردن هلن در کنار اجرای وظایفش به عنوان مسئول یک جواهر فروشی بزرگ برایش سخت بود پس تصمیم گرفت هر دو کار را همزمان انجام دهد! این شد که دختر کوچولوی قصهی ما از همان اول در دنیایی از جواهرات متفاوت بزرگ شد.
برخلاف تصور عموم امیلی هیچ مشکلی در رابطه با بزرگ کردن نوهاش نداشت، او وی را ستگیرانه و همچون یک بانوی متشخص بزرگ کرد و درکنار آن نیز کارش را هم رونق بیشتری داده بود؛ چرا که آنطور که معلوم شد هلن استعداد عجیبی در کارهای حسابداری و ریاضی داشت و هرگونه تخلف و کم و کاستی در حساب ها بلافاصله توسط دختر کوچولوی مغازه لو میرفت.
هلن در طول سال های تحصیلش در مدرسهی جادوگری هاگوارتز علاقهمندی شدیدی به جادوی سیاه پیدا کرد؛ گویی که جاذبهی این جادو هلن را به سوی خود میکشید. نامه ای برای مادربزرگش نوشت و از او خواست مقداری از جواهرات را برای او ارسال کند. داولیش سعی کرد با استفاده از جادو تغییراتی بر روی یاقوت های سرخ و زمرد های مغازه ایجاد کرد و در نهایت نتیجهی عملیاتش را برای مادربزرگش باز فرستاد. امیلی که از جواهرات جدید خوشش آمده بود دستور داد تا بر روی هر سنگ جادویی اجرا شود؛ جادویی که هلن کلید آن را زده بود.
اکنون مغازهی جواهرفروشی داولیش در دستان هلن است و او با تمام وجود میکوشد تا میراث مادربزرگش را حفظ کند. نمایش بیشتر
ملقب به: بانوی جواهرات
تاریخ تولد: 18 دسامبر
محل تولد:لندن، بریتانیا
گروه هاگوارتز: ریونکلاو
پاترونوس: سمور آبی
چوبدستی: چوب افرا با هسته تار موی اژدها 9.5 اینچ
علایق: جواهرات، دوئل، جادوی سیاه، موسیقی
تنفرات: کارهای ناقص
ویژگی های ظاهری:
هلن دختریست با چشمان سبز یشمی و موهای موج دار بلوند. سبک لباس پوشیدنش وینتیجه و بلوز و دامن بلند، شنل کوتاه، کلاه فرانسوی، دستکش های چرمی و بوت های بلند با جواهری درخشان به شکل هلال ماه و گردنبند های زمردی بخش های اصلی لباس بانوی جواهراتن.
اخلاقیات:
بانو داولیش فردی سختگیر و جدی در کارشه؛ هر قدمی که به سمت هر یک از کارگران نزدیک میشه اونها رو یه مرحله به سکته نزدیکتر میکنه. علاقهمنده که همیشه از حتی کوچکترین چیز هم ایراد بگیره و اگه چیزی پیدا نکرد یه ایراد الکی بهتون میپرونه و شما مجبورین چیزی رو درست کنین که اصلا وجود نداره! سعی میکنه در کنار کارش به عنوان مرگخوار به اربابش یاری برسونه.
سرگذشت:
روزی از روزهای سرد زمستان رو به روی شومینهای سنگی هلنا تایلر جادوگر دختری به دنیا آورد و پس از زیمان درگذشت. پدر دختر کوچولوی قصهی ما به یاد همسرش نام او را « هلن » گذاشت. توماس دالویش که پس از مرگ همسرش به افسردگی دچار شده بود خود را در اتاق حبس کرده بود و بی وقفه نقاشی میکشید. وقتی که مادربزرگش امیلی از این موضوع با خبر شد تصمیم گرفت که سرپرستی هلن را بر عهده گیرد.
امیلی جادوگری جواهر فروش بود که کارش برایش از جانش هم عزیز تر بود، در نتیجه بزرگ کردن هلن در کنار اجرای وظایفش به عنوان مسئول یک جواهر فروشی بزرگ برایش سخت بود پس تصمیم گرفت هر دو کار را همزمان انجام دهد! این شد که دختر کوچولوی قصهی ما از همان اول در دنیایی از جواهرات متفاوت بزرگ شد.
برخلاف تصور عموم امیلی هیچ مشکلی در رابطه با بزرگ کردن نوهاش نداشت، او وی را ستگیرانه و همچون یک بانوی متشخص بزرگ کرد و درکنار آن نیز کارش را هم رونق بیشتری داده بود؛ چرا که آنطور که معلوم شد هلن استعداد عجیبی در کارهای حسابداری و ریاضی داشت و هرگونه تخلف و کم و کاستی در حساب ها بلافاصله توسط دختر کوچولوی مغازه لو میرفت.
هلن در طول سال های تحصیلش در مدرسهی جادوگری هاگوارتز علاقهمندی شدیدی به جادوی سیاه پیدا کرد؛ گویی که جاذبهی این جادو هلن را به سوی خود میکشید. نامه ای برای مادربزرگش نوشت و از او خواست مقداری از جواهرات را برای او ارسال کند. داولیش سعی کرد با استفاده از جادو تغییراتی بر روی یاقوت های سرخ و زمرد های مغازه ایجاد کرد و در نهایت نتیجهی عملیاتش را برای مادربزرگش باز فرستاد. امیلی که از جواهرات جدید خوشش آمده بود دستور داد تا بر روی هر سنگ جادویی اجرا شود؛ جادویی که هلن کلید آن را زده بود.
اکنون مغازهی جواهرفروشی داولیش در دستان هلن است و او با تمام وجود میکوشد تا میراث مادربزرگش را حفظ کند. نمایش بیشتر
شخصی
اجتماعی
پیامها
15
ثروت
576 گالیون
جاروی پرنده
جاروی ستاره دنبالهدار


تاریخچه تراکنشهای گالیون
در حال بارگذاری...
انجمن
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
1404/9/24 23:18:54