جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
خوش آمدید، Guest
ورود به حساب کاربری
‹
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×
آنلاینها
6 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
3
مهمانان
3
اعضا
اعضای آنلاین
×
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
×
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
ویولا ریچموند
اسلیترین
جادو آموخته
جادوگر
مرگخوار
- تاریخ عضویت: 1405/01/20 00:54
- آخرین ورود: 1405/03/25 20:41
- تاریخ گرفتن نقش: 1405/01/20 15:30
نام: ویولا
نام خانوادگی: ریچموند
نژاد: ساحره - دو رگه( مادر ساحره، پدر ماگل)
گروه: اسلیترین
پاترونوس: اگه گوزنی، آهویی، اسبی نمیدونم همچین چیزی بود خیلی باکلاس میشد نه؟ مثلا فرض کنین ازتون بپرسن پاترونوست چیه و شما بگین گوزن! یا نمیدونم روباه قطبی، یا گربه ی کوهی...
ولی مال من قُمریه! بله درسته، قمری! و خب در جواب سوال بالا همیشه مجبور بگم قمری... و بعد همیشه در جواب میشنوم: "آها! همون یاکریم! همون که میاد میشینه میگه حقوقمو بده" نه عزیزم نه. حداقل بگید قمری
تازه به دردم که نمیخوره. اگه با یه دمنتور رو به رو بشیم، اول اونو میخوره بعد منو.
بوگارت: نمیدونم، تا حالا از این چیزا ندیدم. ولی امیدوارم اولین بار که میبینمش شکل یه چیز باکلاس در بیاد، اونموقع حتما میام بهتون میگم.
دربارهی ویولا:
از خودم بگم؟ خب خوب که پرسیدین. من همون طور که از فامیلیم هم معلومه، توی یه خانواده ی بسیار بسیار ریچ و ثروتمند و اعیونی به دنیا اومدم! چی؟ میگین من آه ندارم که با ناله سودا کنم و زندگی اعیونیم کجا بود؟ وا کی گفته؟
حالا... حالا شاید یه کم چیزی که میگین درست باشه، فقط یکم. شاید یکمی بیشتر از یکم. ولی حداقل فامیلیم که ریچموند هست!
بگذریم... میگفتم.
وقتی که من به دنیا اومدم، خیلی جیغ میکشیدم. انقدر جیغ هام طولانی و بلند بودن که پدرم می گفت من شبیه ویولنی بودم که دست یه تسترال داده باشن. همون شد که میخواستن اسمم رو بذارن "ویولن". ولی مادربزرگم مانع شده بود و گفته بود که شاید من به این جیغ کشیدن ادامه بدم و اگر اسمم رو ویولن بذارن، هیچوقت نمیتونن صدام رو تحمل کنن. پس یه چند پرده منو پایین تر آوردن و اسمم رو گذاشتن ویولا!
من توی قصر خانوادگیمون به دنیا اومدم و با قاشق طلا توی دهنم بزرگ شدم. پدر و مادرمم هم همیشه غرق در محبتم میکردن و عاشقم بودن. نه خیر! راجب هیچکدومش هم توهم نزدم.
من از همون بچگی، بچه ی به شدت خوشگل و باهوشی بودم و هر کی که منو میدید هم همینو راجبم میگفت. میگین پس چرا الان نه خوشگلم نه باهوش؟ فقط فامیل پدرم اینطور فکر میکنن. نکنه شما هم از اونایین؟ مادرم که همیشه باهام موافقه. خب اون خیلی خوشحاله که منم مثل خودش ساحره ی با استعدادی شدم... میگه مرلین رو شکر ژن پدرم روم تاثیر نذاشته.
چی؟ میگین من از دماغ فیل افتادم؟ من که تا حالا از همچین چیزی بالا نرفتم... چطور میتونم ازش افتاده باشم؟
دیگه برم بیرون؟ وا! این چه طرز برخورد با یه خانوم محترمه؟ باشه، میرم. ولی واقعا که مصاحبه ی بیکلاسی بود.
نمایش بیشتر
نام خانوادگی: ریچموند
نژاد: ساحره - دو رگه( مادر ساحره، پدر ماگل)
گروه: اسلیترین
پاترونوس: اگه گوزنی، آهویی، اسبی نمیدونم همچین چیزی بود خیلی باکلاس میشد نه؟ مثلا فرض کنین ازتون بپرسن پاترونوست چیه و شما بگین گوزن! یا نمیدونم روباه قطبی، یا گربه ی کوهی...
ولی مال من قُمریه! بله درسته، قمری! و خب در جواب سوال بالا همیشه مجبور بگم قمری... و بعد همیشه در جواب میشنوم: "آها! همون یاکریم! همون که میاد میشینه میگه حقوقمو بده" نه عزیزم نه. حداقل بگید قمری
تازه به دردم که نمیخوره. اگه با یه دمنتور رو به رو بشیم، اول اونو میخوره بعد منو.
بوگارت: نمیدونم، تا حالا از این چیزا ندیدم. ولی امیدوارم اولین بار که میبینمش شکل یه چیز باکلاس در بیاد، اونموقع حتما میام بهتون میگم.
دربارهی ویولا:
از خودم بگم؟ خب خوب که پرسیدین. من همون طور که از فامیلیم هم معلومه، توی یه خانواده ی بسیار بسیار ریچ و ثروتمند و اعیونی به دنیا اومدم! چی؟ میگین من آه ندارم که با ناله سودا کنم و زندگی اعیونیم کجا بود؟ وا کی گفته؟

حالا... حالا شاید یه کم چیزی که میگین درست باشه، فقط یکم. شاید یکمی بیشتر از یکم. ولی حداقل فامیلیم که ریچموند هست!
بگذریم... میگفتم.
وقتی که من به دنیا اومدم، خیلی جیغ میکشیدم. انقدر جیغ هام طولانی و بلند بودن که پدرم می گفت من شبیه ویولنی بودم که دست یه تسترال داده باشن. همون شد که میخواستن اسمم رو بذارن "ویولن". ولی مادربزرگم مانع شده بود و گفته بود که شاید من به این جیغ کشیدن ادامه بدم و اگر اسمم رو ویولن بذارن، هیچوقت نمیتونن صدام رو تحمل کنن. پس یه چند پرده منو پایین تر آوردن و اسمم رو گذاشتن ویولا!
من توی قصر خانوادگیمون به دنیا اومدم و با قاشق طلا توی دهنم بزرگ شدم. پدر و مادرمم هم همیشه غرق در محبتم میکردن و عاشقم بودن. نه خیر! راجب هیچکدومش هم توهم نزدم.

من از همون بچگی، بچه ی به شدت خوشگل و باهوشی بودم و هر کی که منو میدید هم همینو راجبم میگفت. میگین پس چرا الان نه خوشگلم نه باهوش؟ فقط فامیل پدرم اینطور فکر میکنن. نکنه شما هم از اونایین؟ مادرم که همیشه باهام موافقه. خب اون خیلی خوشحاله که منم مثل خودش ساحره ی با استعدادی شدم... میگه مرلین رو شکر ژن پدرم روم تاثیر نذاشته.
چی؟ میگین من از دماغ فیل افتادم؟ من که تا حالا از همچین چیزی بالا نرفتم... چطور میتونم ازش افتاده باشم؟

دیگه برم بیرون؟ وا! این چه طرز برخورد با یه خانوم محترمه؟ باشه، میرم. ولی واقعا که مصاحبه ی بیکلاسی بود.

نمایش بیشتر
شخصی
شناسه نمایشی:
ویولا ریچموند
منطقهی زمانی:
(GMT+3:30) تهران
شناسه قبلی:
نام کاربری:
Elise
اجتماعی
پیامها:
23
امضا:
This same flower that smiles today
Tomorrow will be dying
Tomorrow will be dying
ثروت
8 گالیون
املاک
- اجاره ملک در بحبوحه سیاهی (از 8 خرداد تا 8 تیر)
تاریخچه تراکنشهای گالیون
در حال بارگذاری...
در حال بارگذاری تراکنشها...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج
1405/3/9 9:14:19