جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
خوش آمدید، Guest
ورود به حساب کاربری
‹
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×
آنلاینها
18 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پروفایل توسعه یافته هستند)
13
مهمانان
5
اعضا
اعضای آنلاین
×
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
×
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
نیمفادورا تانکس
هافلپاف
جادو آموخته
جادوگر
جادوگران پلاس
شـاغـل
- تاریخ عضویت: 1405/01/28 18:40
- آخرین ورود: 1405/03/26 15:14
- تاریخ گرفتن نقش: 1405/01/31 22:50
نام: نیمفادورا تانکس
نژاد: دو رگه ،متامورفوماگوس
پاترونوس: ابتدا خرگوش صحرایی و بعدها گرگ
بوگارت: بی قدرتی و ضعف
گروه: هافلپاف
دورا فرزند عزیز کرده ی تد تانکس و آندرومادا بلک است. به دلیل موافق نبودن خانواده ی آندرومادا با این وصلت و ماگل بودن خانواده ی پدری، کودکی نسبتا منزوی ای را سپری کرد اما با ورود به دنیای جادوگری به سرعت یادگرفت که چطور می تواند با استعداد تغییر شکلش به نقل مجلس تبدیل شود.
همچنین بسیار زودتر از همسالان خود متوجه تاثیر ظاهر بر قضاوت و رفتار دیگران نسبت با خودش شد و انطباق پذیری با محیط روانی اطرافش را تمرین کرد.
به طوری که افرادی که بتوانند افکار تانکس را از ظاهر حواس پرت کن او تشخیص بدهند روز به روز کاهش یافتند.
شاید به همین دلیل تانکس با وجود تمام جلب توجه هایی که خواسته یا ناخواسته انجام داده بود و تعداد ناشمار آشنایانی که در جامعه ی جادوگری برای خودش دست و پا کرده بود توانست انزوای خود را تا دوران بزرگسالی کش بدهد.
دوران تحصیل تانکس در هاگوارتز فارغ از حاشیه نبود. از مهم ترین رسوایی های وی می توان به گیر افتادن هنگام جاسازی شکلات قلبی در وسایل مادام هوچ در روز ولنتاین اشاره کرد.
وی همچنین از سال سوم به فعالیت های اجتماعی تندرو در تمامی محافل هاگوارتز پرداخت. خاطره انگیز ترین آنها ماجرای تاسیس هفته ی کوررنگی می باشد که طی آن تانکس درحالی که در دست راست خود کراوات هایی از چهار گروه باستانی گریفیندور، اسلیترین ، ریون کلاو و هافلپاف داشت و با دست چپش جماعت حاضر در تالار اصلی را مورد خطاب قرار می داد روی میز ایستاده و نطقی غرا درباره ی تاثیر گروه بندی بر تفرقه افکنی بین آینده سازان بریتانیای جادویی و طرح زنی کلیشه وار روح دست نخورده و شکل پذیر نوجوانان داشت. در پایان این سخنرانی جمعیت دست و هورا کشیده، شال گردن یا کراوات ها را از خودشان کنده، پای تانکس را از سینه ی بوقلمون بیرون کشیده و او را قلمدوش کرده بودند. علارغم مخالفت های مینروا مک گوناگل، این درخواست به تصویب رسید و آلبوس دامبلدور سوت زنان مجوز ایجاد هفته ی کوررنگی را امضا کرد. سپس دانش آموزان همانطور که داشتند برای تبدیل این سبک تفکر به یک سنت نقشه می ریختند سر میز گروه های خودشان نشستند،
و با دوستان سابقشان درباره ی باقی گروه ها به غیبت پرداختند و یک ساعت بعد کل ماجرا به فراموشی سپرده شد.
در سال چهارم تانکس، گزارش دیده شدن یک مرگخوار در هاگزمید و به دنبال آن وقوع قتل های سریالی و پیدا شدن تکه های جسد در هر سو به شدت هیاهو ایجاد کرده بود. هر روز صبح روزنامه ها به میز صبحانه سرازیر می شدند ، هر روز ظهر جادوآموزانی بودند که ادعا کنند مرگخوار یا آثارش را در مدرسه دیده اند و هر شب سال اولی های بیشتری دچار بی خوابی، کابوس یا حتی شب ادراری می شدند. نیمفادورا تانکس به اعتراض برخواسته بود که کودکان باید مورد حفاظت روانی قرار بگیرند و سفارش دیلی پرافیت باید به پروفسورها و جادوآموزان بالای پانزده سال محدود گردد. وی در همین سال هفته نامه ی هاگوارتز را تاسیس کرد و در آن به اشاعه ی فرهنگی پرداخت.
از برجسته ترین گزارش های این هفته نامه می توان به نشر عکس های کمتر دیده شده از باسن سورس اسنیپ زیر چین های ردا، زاویه ی فک مادام هوچ و کلوزآپ هایی از صورت هاگرید و جانوران جادویی مدرسه نام برد. برای مورد آخر تانکس طی عکس برداری از صورت یک هیپوگریف به شدت مجروح شد و برای بستری فیزیکی و همچنین ارزیابی روانی یک هفته به سنت مونگوس فرستاده شد. علارغم بدگمانی مادام پامفری به دوقطبی بودن وی ، مدارک پزشکی موجود سلامت روانی نیمفادوراتانکس را اثبات کردند.
گزارش هایی که این ساحره در هفته نامه ی هاگوارتز می نوشت اگر چه گاه به گاه جنجال برانگیز بودند اما هرگز مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند و هیچ جریمه ای به او معطوف نگشت تا حدی که بعضی از جادوآموزان نسبت به این تبعیض لب به اعتراض گشودند. مخصوصا که نیمفادورا در تمام مقاطع تحصیلی همواره به عنوان پاچه خوار پروفسورها زبانزد خاص و عام بود. تنها برخورد قاطعی که نسبت به گزارش های او شد از طرف سوروس اسنیپ ، پروفسور معجون سازی بود که او را متهم به «مردم آزاری، سطحی نگری و "جلف"بودن » کرد. منابع نامعتبر می گویند پس از این واقعه تانکس تا ساعتها در دستشویی دختران گریه کرده است.
در سال ششم هاگوارتز با افزایش غیبت های ناگهانی تانکس شایعاتی مبنی بر احتمال گرگینه بودن او در میان جادوآموزان رواج پیدا کرد. این شایعات چنان محبوب شدند که پروفسور مک گوناگل شخصا سر یکی از وعده های غذایی اعلام کرد که ناپدید شدن های گاه به گاه این خانم جوان صرفا به دلیل یک بیماری ماگلی ارثی به نام میگرن می باشد و در صورتی که نگرانش هستند کافیست تا به درمانگاه مدرسه مراجعه و از دوستشان عیادت کنند.
نیمفادورا تانکس در جواب کنجکاوی اطرافیان اعلام کرد که اگر چه گرگینه نیست اما حتما هر کسی را که جرئت کند در آن دوران به ملاقاتش بیاید گاز خواهد گرفت. متاسفانه این اظهار نظر نا به جا صرفا منجر به افزایش کنجکاوی و شیطنت همکلاسی ها و مخصوصا پسران سال بالایی شد. تا جایی که مزاحمت های ایشان باعث اختلال در استراحت وی شد و دامبلدور برای ختم قائله کلبه ی کوچکی در هاگزمید را برای چنین مواقعی در اختیار او گذاشت.
این کلبه پر از وسایل قدیمی جادوآموز اسبق، ریموس لوپین بود و گشت و گذار در بین این وسایل زمینه ی علاقه مندی تانکس را به همسر آینده اش ایجاد کرد.
در همین سال پروفسور اسلاگهورن به نیمفادورا توصیه کرد اگر واقعا به هم مدرسه ای های جوان ترش اهمیت می دهد اخبار جرم و جنایت هایی که در دنیای واقعی پیش می آیند و نحوه ی حفاظت از خود در برابر آنها را در هفته نامه اش انتشار دهد.
تانکس سعی کرد تا با زبانی ساده و بدون ترساندن سال پایینی ها این مهم را به انجام رساند ، این کار تاثیر واضحی در شخصیت و علایق او داشت و پس از مدتی تلاش، به کلی نسبت به روزنامه نگاری بی میل شد و پس از یکسال و نیم مطالعه ی متمرکز و فارغ التحصیلی با نمرات درخشان به آکادمی کارآگاهان پیوست. نمایش بیشتر
نژاد: دو رگه ،متامورفوماگوس
پاترونوس: ابتدا خرگوش صحرایی و بعدها گرگ
بوگارت: بی قدرتی و ضعف
گروه: هافلپاف
دورا فرزند عزیز کرده ی تد تانکس و آندرومادا بلک است. به دلیل موافق نبودن خانواده ی آندرومادا با این وصلت و ماگل بودن خانواده ی پدری، کودکی نسبتا منزوی ای را سپری کرد اما با ورود به دنیای جادوگری به سرعت یادگرفت که چطور می تواند با استعداد تغییر شکلش به نقل مجلس تبدیل شود.
همچنین بسیار زودتر از همسالان خود متوجه تاثیر ظاهر بر قضاوت و رفتار دیگران نسبت با خودش شد و انطباق پذیری با محیط روانی اطرافش را تمرین کرد.
به طوری که افرادی که بتوانند افکار تانکس را از ظاهر حواس پرت کن او تشخیص بدهند روز به روز کاهش یافتند.
شاید به همین دلیل تانکس با وجود تمام جلب توجه هایی که خواسته یا ناخواسته انجام داده بود و تعداد ناشمار آشنایانی که در جامعه ی جادوگری برای خودش دست و پا کرده بود توانست انزوای خود را تا دوران بزرگسالی کش بدهد.
دوران تحصیل تانکس در هاگوارتز فارغ از حاشیه نبود. از مهم ترین رسوایی های وی می توان به گیر افتادن هنگام جاسازی شکلات قلبی در وسایل مادام هوچ در روز ولنتاین اشاره کرد.
وی همچنین از سال سوم به فعالیت های اجتماعی تندرو در تمامی محافل هاگوارتز پرداخت. خاطره انگیز ترین آنها ماجرای تاسیس هفته ی کوررنگی می باشد که طی آن تانکس درحالی که در دست راست خود کراوات هایی از چهار گروه باستانی گریفیندور، اسلیترین ، ریون کلاو و هافلپاف داشت و با دست چپش جماعت حاضر در تالار اصلی را مورد خطاب قرار می داد روی میز ایستاده و نطقی غرا درباره ی تاثیر گروه بندی بر تفرقه افکنی بین آینده سازان بریتانیای جادویی و طرح زنی کلیشه وار روح دست نخورده و شکل پذیر نوجوانان داشت. در پایان این سخنرانی جمعیت دست و هورا کشیده، شال گردن یا کراوات ها را از خودشان کنده، پای تانکس را از سینه ی بوقلمون بیرون کشیده و او را قلمدوش کرده بودند. علارغم مخالفت های مینروا مک گوناگل، این درخواست به تصویب رسید و آلبوس دامبلدور سوت زنان مجوز ایجاد هفته ی کوررنگی را امضا کرد. سپس دانش آموزان همانطور که داشتند برای تبدیل این سبک تفکر به یک سنت نقشه می ریختند سر میز گروه های خودشان نشستند،
و با دوستان سابقشان درباره ی باقی گروه ها به غیبت پرداختند و یک ساعت بعد کل ماجرا به فراموشی سپرده شد.
در سال چهارم تانکس، گزارش دیده شدن یک مرگخوار در هاگزمید و به دنبال آن وقوع قتل های سریالی و پیدا شدن تکه های جسد در هر سو به شدت هیاهو ایجاد کرده بود. هر روز صبح روزنامه ها به میز صبحانه سرازیر می شدند ، هر روز ظهر جادوآموزانی بودند که ادعا کنند مرگخوار یا آثارش را در مدرسه دیده اند و هر شب سال اولی های بیشتری دچار بی خوابی، کابوس یا حتی شب ادراری می شدند. نیمفادورا تانکس به اعتراض برخواسته بود که کودکان باید مورد حفاظت روانی قرار بگیرند و سفارش دیلی پرافیت باید به پروفسورها و جادوآموزان بالای پانزده سال محدود گردد. وی در همین سال هفته نامه ی هاگوارتز را تاسیس کرد و در آن به اشاعه ی فرهنگی پرداخت.
از برجسته ترین گزارش های این هفته نامه می توان به نشر عکس های کمتر دیده شده از باسن سورس اسنیپ زیر چین های ردا، زاویه ی فک مادام هوچ و کلوزآپ هایی از صورت هاگرید و جانوران جادویی مدرسه نام برد. برای مورد آخر تانکس طی عکس برداری از صورت یک هیپوگریف به شدت مجروح شد و برای بستری فیزیکی و همچنین ارزیابی روانی یک هفته به سنت مونگوس فرستاده شد. علارغم بدگمانی مادام پامفری به دوقطبی بودن وی ، مدارک پزشکی موجود سلامت روانی نیمفادوراتانکس را اثبات کردند.
گزارش هایی که این ساحره در هفته نامه ی هاگوارتز می نوشت اگر چه گاه به گاه جنجال برانگیز بودند اما هرگز مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند و هیچ جریمه ای به او معطوف نگشت تا حدی که بعضی از جادوآموزان نسبت به این تبعیض لب به اعتراض گشودند. مخصوصا که نیمفادورا در تمام مقاطع تحصیلی همواره به عنوان پاچه خوار پروفسورها زبانزد خاص و عام بود. تنها برخورد قاطعی که نسبت به گزارش های او شد از طرف سوروس اسنیپ ، پروفسور معجون سازی بود که او را متهم به «مردم آزاری، سطحی نگری و "جلف"بودن » کرد. منابع نامعتبر می گویند پس از این واقعه تانکس تا ساعتها در دستشویی دختران گریه کرده است.
در سال ششم هاگوارتز با افزایش غیبت های ناگهانی تانکس شایعاتی مبنی بر احتمال گرگینه بودن او در میان جادوآموزان رواج پیدا کرد. این شایعات چنان محبوب شدند که پروفسور مک گوناگل شخصا سر یکی از وعده های غذایی اعلام کرد که ناپدید شدن های گاه به گاه این خانم جوان صرفا به دلیل یک بیماری ماگلی ارثی به نام میگرن می باشد و در صورتی که نگرانش هستند کافیست تا به درمانگاه مدرسه مراجعه و از دوستشان عیادت کنند.
نیمفادورا تانکس در جواب کنجکاوی اطرافیان اعلام کرد که اگر چه گرگینه نیست اما حتما هر کسی را که جرئت کند در آن دوران به ملاقاتش بیاید گاز خواهد گرفت. متاسفانه این اظهار نظر نا به جا صرفا منجر به افزایش کنجکاوی و شیطنت همکلاسی ها و مخصوصا پسران سال بالایی شد. تا جایی که مزاحمت های ایشان باعث اختلال در استراحت وی شد و دامبلدور برای ختم قائله کلبه ی کوچکی در هاگزمید را برای چنین مواقعی در اختیار او گذاشت.
این کلبه پر از وسایل قدیمی جادوآموز اسبق، ریموس لوپین بود و گشت و گذار در بین این وسایل زمینه ی علاقه مندی تانکس را به همسر آینده اش ایجاد کرد.
در همین سال پروفسور اسلاگهورن به نیمفادورا توصیه کرد اگر واقعا به هم مدرسه ای های جوان ترش اهمیت می دهد اخبار جرم و جنایت هایی که در دنیای واقعی پیش می آیند و نحوه ی حفاظت از خود در برابر آنها را در هفته نامه اش انتشار دهد.
تانکس سعی کرد تا با زبانی ساده و بدون ترساندن سال پایینی ها این مهم را به انجام رساند ، این کار تاثیر واضحی در شخصیت و علایق او داشت و پس از مدتی تلاش، به کلی نسبت به روزنامه نگاری بی میل شد و پس از یکسال و نیم مطالعه ی متمرکز و فارغ التحصیلی با نمرات درخشان به آکادمی کارآگاهان پیوست. نمایش بیشتر
شخصی
شناسه نمایشی:
نیمفادورا تانکس
محل زندگی:
یه قبر قدیمی و سرسبز🌿🫐
منطقهی زمانی:
(GMT+3:30) تهران
علاقهمندیها:
شکلات، پرواز، جانوران و گیاهان، کتاب و یه لیوان نوشیدنی گرم
نام کاربری:
Lunathestone
اجتماعی
شغل:
مسئول چتباکس جادوگران
پیامها:
111
امضا:
شاد و آروم و امیدوار باش.
به بیان دیگه شجاعانه زندگی کن.
ترسوها عرضه ی عشق ورزیدن ندارن.

به بیان دیگه شجاعانه زندگی کن.
ترسوها عرضه ی عشق ورزیدن ندارن.

ثروت
37 گالیون
اشتراک جادوگران پلاس
تا ۱ تیر ماه
تاریخچه تراکنشهای گالیون
در حال بارگذاری...
در حال بارگذاری تراکنشها...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج

1405/3/25 12:04:42