تاریخ: 1388/4/23 0:34:54
1-آیا در تغییر شکل هم طلسم های غیر مجاز وجود داره؟دو مورد نام ببرید.1. هینیسموااین طلسم ، یکی از طلسم های رایج مرگ خواران در دوئل ها می باشد که البته به تمرکز و قدرت بالایی نیز نیاز دارد. با اجرای این طلسم فوق العاده خطرناک و غیرقابل بازگشت ، فرد مقابل به تکه ای غبار تبدیل شده و تا آخر عمر خود نیز ب...
تاریخ: 1388/4/21 22:38:54
1- نمایشنامه ای بنویسید که در طی آن یک جارو طبق پست من و مطالب کتاب پروازی کوییدیچی بنویسید.اهم!2- پنج ورد دیگه رو معرفی کنید و فایده آن را نیز بنویسید.1. هيسارگااين ورد که در داستان نيز به کار برده شده براي ساخت صندلي نامرئي مي باشد.2. تيمگاريواين ورد باعث ميشود در اوج گيري ها ، فشار هوا از سرعت جا...
تاریخ: 1388/4/21 22:36:41
پيرمرد در زير نور کم شمع کم سو بر روي ميز کار خم شده بود و هر ازگاهي صداي خرش خرش برش چوبي شنيده ميشد.شاخه هاي هرس شده در گوشه اي قرار داشتند و منتظر متصل شدن به بدنه خوش ساختش بودند. پيرمرد با سمباده اي کوچک مشغول صيقل دادن به چوب جارو بود. اين را ميشد از بوي خوش چوب تازه که در اتاق پراکنده شده بود...
تاریخ: 1388/4/21 15:14:51
خلاصه سوژه :اوباش برای بدست آوردن وسایل قیمتی جاسم آل کاپون وارد موزه جادو و تاریخ جادوگری شدند. در آنجا در حال پیدا کردن وسایل جاسم آل کاپون بودند که ناگهان روحی آنهارا غافلگیر کرده و از آنها خواست تا برای اینکه نجات یابند هویت واقعی او را پیدا کنند.موزه جادو و تاریخ جادوگریلیسا پچ پچ کنان به لینی ...
تاریخ: 1388/4/21 0:40:15
خلاصه سوژه:مونتگومری مونتگومری ، شهردار بزرگوار لندن که با به راه افتادن دوباره گروه اوباش به آنها پیوسته است توسط ماموران حفاظتی در ژاندارمری دستگیر شده است.حال اوباش برای بیرون آوردن او تلاش کرده و پرسی ویزلی با پوشیدن لباس قاسم کماندو به عنوان فرد نفوذی به ژاندارمری وارد شده و توانست مونتگومری را...
تاریخ: 1388/4/20 21:34:00
مدیر عزیز!می خوام ازتون بپرسم بعد از اینکه شما سه امتیاز از راونکلاو بابت لحن نادرست بیدل کم کردین چرا دوباره پنج امتیاز دیگه؟به خدا قسم ، اگر دوست عزیز شما مینروا مک گونگال دنبال کلاس بود خوب به من می گفتین ، اصلا خودم دفاع در برابر جادوی سیاه رو در اختیار ایشون قرار می دادم!پرسی! چرا پنج امتیاز دی...
تاریخ: 1388/4/20 13:21:32
1 - بصورت یک مقاله طنز یا جدی در مورد یک جانور محافظ یا متکلم نوشته ای بنویسید.این جانور میتواند ساخته ذهن شما هم باشد. توضیحات خود را کامل و جامع ارائه نمایید تا امتیاز بهتری نصیبتان شود.(در مورد محل زندگی، ظاهر، اخلاقیات و...)هومنار!هومنار که اولین بار در افسانه های یونانی مطرح شد ، سری به مانند گ...
تاریخ: 1388/4/20 10:25:48
1- نام دو معجون ِ مفید و کاربردی ( ساده - پیچیده ) رو با ذکر خلاصه خصوصیاتش مطرح کنید. 1.معجون رفع گرفتگی و کشیدگی عضلات.شاید این معجون صرفا بی مصرف جلوه دهد ولی مقداری جزئی از این معجون در وسایل همه ورزشکاران به خصوص غواصان موجود می باشد. این معجون سبز رنگ می تواند با قطره ای درد موضعی گرفتگی عضلات...
تاریخ: 1388/4/19 19:05:59
- تکلیف : چیز عشقی که در ابتدای جلسه ریتا بهش اشاره کرد چیست و نشانه های آن را نام ببرید . چطوری میشود از خوردن ِ چیز ِ عشقی جلوگیری کرد؟چیز عشقی همون ضربه عشقیه. البته این ضربه عشقی توجیه بنده هست بدون انحراف ذهنی. توجیه من با انحراف ذهنی رو نمی گم بزارید همون چیز عشقی بمونه! ولی از ضربه عشقی میگم!...
تاریخ: 1388/4/19 19:04:57
تکلیف اول : خصوصیات جادوگرانی که به دو گروه انتیکوموس و سینسیماریوس وارد شده اند را بنویسید.انتیکوموس :جادوگرانی که به این گروه گرویدند اغلب مغرور ، با چهره هایی زیبا و دلربا بوده و هیچوقت علاقه ای به برقراری ارتباط به افرادی به غیر از گروه خود بروز نداده اند.همچنین این گروه از درایت و ذکاوت خاصی بر...
تاریخ: 1388/4/19 12:15:25
با سلاممری فریز باود عزیز نوشتن :نقل قول:امتیازات همه دوستان عزیز با ارفاق ارسال شد من به شخصه خودم هرچی فکر کردم دیدم نتونستم ریونکلاوی ها رو بیارم زیر مجموعه همه دوستان آخه ارفاقی نشده بهشون! در صورتی که دوستان هافلپافی ما شاهد رشد 3 امتیازی در میانگینشون بودن.دلیلش رو می خوام جویا بشم.موفق باشید.
تاریخ: 1388/4/16 21:01:30
سوژه جدید!لطفا برای پی بردن به سوژه کامل به این جا برویدنگهبانان با آن لباس های سبزرنگ به صورت کاملا ویژه ای از ژاندارمری نه چندان بزرگ هاگزمید محافظت می کردند. اوباش به سرپرستی بادراد ریشو زیر آلاچیق بزرگی نشسته بودند و از دور ژاندارمری رو زیر نظر داشتند.بادراد در حالیکه جرعه ای از لیموناد رو به ر...
تاریخ: 1388/4/16 21:01:26
سوژه جدید!لطفا برای پی بردن به سوژه کامل به این جا بروید- اینجا همون جایی هستش که بادراد می گفت توش وسایل جاسم آلکاپون هست؟ - آره دیگه لیسا! مگه تا حالا موزه به این بزرگی رو ندیده بودی؟اوباش در حالیکه سیصد متر جلوتر از موزه قرار داشتند هر ازگاهی نیم نگاهی به آن می انداختند.موزه ی بزرگ و قدیمی ، با ...
تاریخ: 1388/4/16 21:00:26
اوباش گری ها آغاز شد!اوباش توی مقر همچنان مشغول الواتی هستند که بادراد از در اتاق وارد میشه.- خب همونطور که گفتم ماموریت ما امروز شروع میشه. چون این ماموریت خیلی حیاتیه من شما رو سه دسته میکنم!همهمه بین اوباش آغاز میشه که بادراد با بالا بردن دستاش سکوت رو دوباره برقرار میکنه.- خیلی خب! اول از همه شن...
تاریخ: 1388/4/16 16:37:59
گابریل به لاشه ی بادراد نگاه میکنه.- اممم به نظرم غش کرد!لینی : نه باو؟! خوب شد گفتی خانوم دکتر!شق! شق!گابر دو تا می خوابونه زیر گوش لینی!بتی که اوضاع رو خراب میدید فریاد کشید : بسه دیگه! مرغا هم همینجوری مردن! به نظر من یک نوع بیماریه!اونطرف در تالار راونکلاوگرومب گرومب!در تالار راونکلاو دوباره به ...
تاریخ: 1388/4/16 12:11:37
امتیازات جلسه اول کلاس دفاع در برابر جادوی سیاهگریفیندور :آبرفورث دامبلدور : 26 امتیازدیدالوس دیگل : 27 امتیازبرتا جورکینز : 28 امتیازپروفسور گرابلی پلنک : 30 امتیازراونکلاو :زنوفیلوس لاوگود : 30 امتیازبیدل : 27 امتیازلینی وارنر : 29 امتیازگابریل دلاکور : 30 امتیازروونا راونکلاو : 29 امتیازهافلپاف :...
تاریخ: 1388/4/16 12:11:34
جلسه دومبادراد ریشو روی صندلیش نشسته و ورود دانش آموزان رو زیر نظر داره.- یکم سریعتر! من عجله دارم!دانش آموزان سر میز هاشون مینشینن و بادراد ریشو بدون اینکه از جاش بلند بشه شروع به صحبت میکنه.- خب گابریل بیا تکالیف رو پخش کن!گابریل پا میشه و تکالیف دانش آموزان رو به سرعت پخش میکنه.[spoiler=تکالیف]گر...
تاریخ: 1388/4/15 23:18:17
- دانش آموزان توی سرسرا به صف بایستن!طبق معمول صدای آمبریج برای دانش آموزان منزجر کننده بود. دانش آموزان سلانه سلانه به طرف سرسرا حرکت کردند...سرسرای عمومیهمه بچه ها صف ایستادن و منتظر آمبریج هستن.گرومب!در سرسرا با صدای وحشتناکی باز میشه و آمبریج در حالیکه یک وزنه تو دستشه در آستانه در دیده میشه.- ا...
تاریخ: 1388/4/15 11:01:13
سلاممی خواستم از ریتا اسکیتر استاد درس گیاهشناسی بپرسم که چرا امتیاز بتی بریسویت به هافلپاف تعلق گرفته؟شما باید دقت داشته باشین که الان چه گروهی هست نه اینکه اون موقع تو چه گروهی بوده. اگر شناسش بسته میشد میشد که به هافل امتیازش رو داد ولی الان باید بهتون بگم که با ورود ایشون به راونکلاو تمامی متعلق...
تاریخ: 1388/4/14 19:16:58
فردا صبحخروپوف پسرا به هوا رفته که پتو از روی سرشون برداشته میشه.آلفرد توی خواب : باو پتو رو بده!- می دونی من کیم؟آلفرد خر خر کرد : هر خری هستی باش! پتو رو بده بینیم باو!- من عمه موریلم!خواب مثل یک برق از سر پسرا میپره و اونا سیخ روی تختشون مینشینن.عمه : خب یکیتون کمه! اون جن ریشو کجاست؟!بیدل : مگه ...