نتایج جستجو

(1 - 20)

ماژول: انجمن

پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی

تاریخ: 1402/10/19 10:48:50
انجمن: مرگخواران
ارباب‌جان؟ مای لرد؟ نامه‌ای بسیار احساسی براتون نوشتم و یک سفید رو جادو کردم تا بیارتش. البته نگران نباشید نامه رو با ذغال نوشتم تا به واسطه‌ی سفید بودن فرد سفید، چیزی از سیاهیش کم نشه. بعد از مدتی ببینم وضعیتم چجوریه.پ.ن: شک داشتم خلاصه رو بذارم یا نه چون تغییری نکرده از خلاصه‌ی قبلی. پیتر جان ...

پاسخ به: بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو

تاریخ: 1402/10/19 10:38:52
انجمن: شهر لندن
-یعنی ما به عنوان پدر در آشنا کردن دلفینی با اخلاقیاتمان شکست خوردیم؟اگلانتاین ترسید.-نه ارباب لطفا بذارید بیشتر توضیح بدم. لرد سیاه نگذاشت اگلانتاین بیشتر توضیح دهد.-لابد پس فردا هم می‌خوای بگی دخترمان مایل است به جبهه سفید ملحق شود! -اربابا مطمئنم که اگلانتاین خودشم نفوذی و سفیده. اگه مایل باشی...

پاسخ به: کلوپ ورزش های جادویی لندن

تاریخ: 1402/10/17 8:11:01
انجمن: شهر لندن
-عزیزانم، به قسمت موردعلاقه‌ی من در روز رسیدیم. وقت بغل کردنه. - مربی یوگا شروع به قدم زدن در کلاس کرد.-این تمرین بهتون کمک می‌کنه عشق و علاقه‌ی خودتون رو به دیگران انتقال بدید، هیچ محدودیتی وجود نداره، هیچ خجالتی هم وجود نداره.فردی از عقب جمعیت مرگخواران با گیجی پشت سرش را خاراند و از فرد کنارش...

پاسخ به: ماجراهای کاشت مو

تاریخ: 1402/10/7 10:42:47
انجمن: شهر لندن
-تستسترال؟ تستسترالی از طحال ایوا نازل شد و روی کله‌ی بلاتریکس فرود آمد. مروپ و بلا با هم غافلگیر شدند.-بلاتریکس مامان بهت گفتم این دستکشای گیپور به کارت نمیان، بهم گوش نکردی. بلاتریکس دوست داشت از خودش دفاع کند، ولی پای تستسترال که در دهانش بود اجازه‌ی این کار را نمی‌داد، مروپ بازوی نیمه‌جان ا...

پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی

تاریخ: 1402/2/2 0:07:42
انجمن: مرگخواران
اربابا! خوبید؟ شاد و سرحال و سیاهید؟ دماغتون چاقـ... چیز... همیشه این اشتباهو می‌کنم. توطئه سفیداست تا منو از چشمتون بندازن. براتون نامه سیاهی نوشتم که انقدر سیاه بود دستام سیاه شد و الان پاک نمیشه. البته که می‌دونیم شما سیاه‌ترین چیز این دنیایید. پیت!خوبیم!شادیم. سرحال و سیاه نیز هم.دماغمـ ...

پاسخ به: ماجراهای کاشت مو

تاریخ: 1402/2/1 23:57:57
انجمن: شهر لندن
-هی... پیس پیس هی! -چیه ایوا؟ لینی همانطور که پرتقال را به سمت دهان ایوا پرتاب می‌کرد این را از او پرسید. ایوا در کسری از ثانیه پرتقال را بلعید و تا خواست شروع به حرف زدن کند بطری بزرگی از آب‌نمک به درون دهانش سرازیر شد ولی او تسلیم نشد، تا آخرین قطره بطری را خورد و پلاکس که برای این موضوع آماد...

پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی

تاریخ: 1401/4/6 11:23:16
انجمن: مرگخواران
ارباب من! براتون نامه‌ای پر از عشق و علاقه‌ی سیاه فرستادم به علاوه این پستم.میشه نقد کنین؟ مثلا مسیر سوژه رو خوب پیش بردم یا حالا هرچی. الکی بر ما سخن مگوی! هیچ نامه فدایت شومی برای ما نفرستادی. هر چی از شما به ما رسیده ضرر بوده و زیان!نقد شما را با دقت نوشته، بصورت مرتب لوله کرده، پاپیون زده و...

پاسخ به: خانه های هاگزمید

تاریخ: 1401/4/6 11:15:43
خلاصه: وزیر جدید میخواد یه ملک توی هاگزمید بسازه و متوجه میشه یکی از زمین‌های هاگزمید، متعلق به لرد سیاهه، برای همین مشاور خودش، مارخام رو به سمت لرد میفرسته تا باهاشون مذاکره کنه، لرد متوجه میشه که که وزارت، ملک هاگزمیدشون رو شناسایی کرده و مامورهای آموزش‌دیده‌ای جلوی در خونه‌ش هستن و میخوان فرماند...

پاسخ به: باغ وحش هاگزميد

تاریخ: 1401/4/2 13:19:51
-این مسخره بازیا چیه؟ من میرم خونه‌ی بابام. - لرد و مرگخواران به بابا اسب آبی نگاهی انداختند. خیلی آشفته و غمگین بود. گویی زندگی خوبی که داشت فقط سیب پلاسیده‌ای بود که توسط یک اسب آبی خورده شده بود. دیگر امیدی نداشت. خسته و دل‌شکسته بود و باید چاره‌ای می‌اندیشید.-عزیزم تو رو خدا نرو. بابا اسب آب...

پاسخ به: استادیوم آزادی

تاریخ: 1400/6/24 23:22:43
گریفیندور VS ریونکلاو سوژه: هواپیماپیتر با درماندگی به اعضای پرتعداد تیم ریونکلاو نگاه کرد، لینی همانطور که به پیترِ تنها نگاه میکرد در هوا شناور بود، سو به جارویش تکیه داده بود و حتی تام هم آنجا بود، طبق معمول داشت تکه‌هایش را تف‌مالی می‌کرد و به خودش می‌چسباند. پسر برای پیدا کردن یک روزنه امید به ...

پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران

تاریخ: 1400/5/17 0:31:20
انجمن: شهر لندن
-پست پایانی-جاپ تصمیم گرفت تا معما را بگویید ولی قبل از اینکه دهان باز کند پس‌کله‌ای پسِ سرش فرود آمد و او با صورت روی زمین افتاد، جادوآموزان با چشمانی گشاد شده به کسی که پس‌کله‌ای را زده نگاه کردند و سایه پس‌کله‌زن روی صورتشان افتاد. شخص، قد بسیار کوتاهی داشت و سیبیل‌هایش خیلی پرپشت بود، انقدر پرپش...

پاسخ به: مجموعه ورزشی طبقه هفتم جهنم (المپیک)

تاریخ: 1400/5/13 22:46:28
گریفیندورVS هافلپافسوژه: خداهمه گرمشان بود، به تازگی به طبقه هفتم جهنم رسیده بودند، هوا داغ بود، آتش از آسمان می‌بارید، حوری‌های آتشی هم بودند، ولی کسی به آن‌ها نزدیک نمیشد. چون بالاخره، آتشی بودند.-گرمه! -من مطمئنم که ما میتونیم! گریف مصداق بارز قوی بودن و شجاعته! -گرمه! -پس چی شد؟ اعتماد به...

پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران

تاریخ: 1400/5/7 10:35:24
انجمن: شهر لندن
«اردوی علمی هاگوارتز»-مرحله اول--قوانین اردو--بفرمایید، اینم از دادسرای لندن! پیتر این را گفت و همراه با لبخند نمایشی‌اش در دادسرا را برای جادوآموزهای هاگوارتز باز کرد تا به آنجا دادسرای شهرش را نشان دهد. اردوهای علمی هاگوارتز، قرار بود که برای جادوآموزهای دنیای جادوگری، کمک و چراغ روشنی برای انتخ...

پاسخ به: وزارتخانه سحر و جادو

تاریخ: 1400/5/4 11:20:49
ارکو و جیسون با شنیدن دستور جدید لرد به چپ پیچیدند.-چپ و راستتون رو بلدین؟ چیکار دارین میکنین؟! اصلا به چه علت زنده‌این شماها؟ ارکو خودش را گیج شده نشان داد و همانطور که به جیسون نگاه میکرد گفت:-ارباب؟ جیسون نیز معنی نگاه ارکو را فهمید و او را همراهی کرد.-ارباب... کدوم سمت بریم؟ لرد که سعی د...

پاسخ به: وزارتخانه سحر و جادو

تاریخ: 1400/5/3 21:15:03
جیب بلا خیلی گرم بود، خیلی خیلی گرم بود، بیش از حد گرم بود و همین باعث شده بود پیتر با ناراحتی و غم و اندوه با صدایی که انگار از ته چاه می‌آمد از بلا که در حال گشتن بود چیزی بخواهد.-بلا؟ من گناه دارما. یادت میاد اون‌موقع‌ها که برات خبرچینی رودولفو میکردم؟ یادته چقدر وفادار بودم بهت؟ اما مثل اینک...

پاسخ به: باکینگهام پلیس(قلعه مرموز لندن)

تاریخ: 1400/5/2 22:09:08
انجمن: شهر لندن
خلاصه:شونۀ موی لرد سیاه گم شده! لرد به مرگخوارا ماموریت میده تا شونه ش رو پیدا کنن و تا زمانی که پیدا نکردن به خانۀ ریدل بر نگردن. مرگخوارا متوجه میشن که شونه لرد دست دامبلدور و محفلیاست و در خونه گریمولد، نقش شونه دامبلدور رو ایفا میکنه. برای همین تصمیم گرفتن فکراشونو روی هم بریزن و تصمیم بگیرن که ...

پاسخ به: وزارتخانه سحر و جادو

تاریخ: 1400/5/2 12:09:06
-ارباب؟ -پیتر؟! -اربـاب؟! -پیتر؟! لرد ولدرمورت، سعی داشت بالاخره در وزارتخانه‌ای که متعلق به خودش و مرگخوارانش بود جایی برای مستقر شدن و اعلام وزارتخانه به عنوان یکی از دارایی‌هایش از این به بعد بکند و قطعا دوست نداشت که یک نفر همین‌طور دنبالش باشد و بخواهد که به او نزدیک باشد. هرچه باشد.....

پاسخ به: فرهنگستان ريدل

تاریخ: 1400/4/21 10:59:52
انجمن: مرگخواران
پیتر همیشه به فکر موفقیت بود، سال‌های سال بسته‌های موفقیت دکتر موفقیزوس رو می‌خرید، سال‌های سال تمرین می‌کرد و همانطور که انتظار می‌رفت، به نتیجه‌ای نمی‌رسید و اینکه بعد از آن متوجه شده بود موفقیزوس یک کلاهبردار است، هیچ کمکی به ماجرا نمی‌کرد.ولی بالاخره، فهمید که پول و موفقیت توی چه‌کاری است، این ک...

پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)

تاریخ: 1400/4/20 16:34:18
ایوا وزارتت مبارک! اگه اشکالی نداشته باشه من الان به حشرات میگم که بیان و هدیه‌های حشراتیشون رو برات بیارن! خیلی مشتاق وزارتت بودن! و همچنین گفتن تا پای جون از وزارتخونه دفاع می‌کنن و بعضیاشون حاضرن روشون وایتکس سیاه ریخته بشه و برن توی چشم دشمنان وزارت! همین دیگه، وزارتت مبارک باشه بازم و م...

پاسخ به: نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)

تاریخ: 1400/4/20 16:12:12
انجمن: مرگخواران
لرد ناگهان به خود آمد، افکار شیطانی او در ذهنش پراکنده شده بودند و احساساتش گیج بودند. نمی‌دانست که احتمال دهد دامبلدور مرده یا مطمئن شود که فقط نقش بازی می‌کند و بیش از حد در نقشش فرو رفته. از آن‌طرف نمی‌دانست اگر دامبلدور مرده باشد باید خوشحال باشد یا از رفتن درصدی از شانس فرارش ناراحت.یا اگر دامب...
Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟