هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: ترجمه‌ی سایت رسمی رولینگ

ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه


ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه
20 ام سپتامبر 2006

دیروز پشت میزم نشسته بودم و داشتم در مورد اختراع کلمه ای فکر میکردم که این کار منو یاد کار مشابهی انداخت که قبلا کردم. روز های زیادی سعی کردم تا بهترین معادل برای عبارت "ظرفی که یک جادوگر سیاه قسمت جدا شده از روحش رو در اون قرار میده تا به هدف خودش که نا میرا شدن هست برسه" به ذهنم خطور کنه. سر انجام بعد از کلی پس و پیش کردن هجا ها، با عجله کلمه "هورکراکس" رو روی یه تیکه کاغذ نوشتم و فهمیدم که این خودشه. ولی اگه قبلا یکی دیگه ازش استفاده کرده بود چی؟ با کمی ترس و وحشت هورکراکس رو در گوگل تایپ کردم و با خوشحالی چیزی رو که دنبالش میگشتم دیدم: " جستجوی شما برای کلمه هورکراکس هیچ نتیجه ای در بر نداشت" به هر حال دیروزم کلمه هورکراکس رو در گوگل سرچ کردم. 401000 نتیجه بدست اومد.همونطور که تصور کردید این جریان به من این انگیزه مثبت رو داد که به نوشتن کلمات بی معنی پشت کاغذ منوهایی که دور انداخته شدن ادامه بدم.


6 فوريه 2007

چارلز دیكنز خیلی بهتر از آن كه من بتوانم توصیف كنم گفته است:
"شاید برای خواننده یك كتاب كمترین اهمیتی نداشته باشد كه بداند چقدر سخت است در پایان داستانی كه دو سال تخیلات و فكر تو را مشغول كرده بود قلم را زمین بگذاری؛ یا اینكه وقتی بخشی مخلوقات ذهنی نویسنده برای همیشه او را ترك می‌كنند، احساسی دارد مانند اینكه بخشی از وجود و حیانش را به دنیای نامعلوم گسیل داشته."
و در جواب تنها می‌توانم آه بكشم و بگویم: چارلز، هفده سال چطور؟

من همیشه می دانستم كه داستان هری در جلد هفتم به پایان خواهد رسید اما خداحافظی با آن به همان سختی بود كه همیشه انتظارش را داشتم. اما با وجود همه تاسفی كه دارم احساس موفقیت عظیمی نیز می‌كنم. هنوز هم باورم نمی‌شود كه بالاخره پایانی را كه سالها برای آن برنامه‌ریزی كرده بودم به رشته تحریر درآوردم. در طول عمرم هرگز چنین تركیبی از احساسات شدید نداشته‌ام و حتی در خواب هم نمی‌دیدم كه بتوانم همزمان چنین دلشكسته و شادمان باشم.

بعضی از شما نيز هنگامی كه خبر انتشار جلد هفتم به گوشتان رسید، همین غم و شادی همزمان را ابراز كردید (البته بسیار بسیار خفیف‌تر از احساس من) و این ابراز احساسات برای من خیلی ارزش داشت. البته برای تسلی خاطر شما باید بگویم كه حتی پس از انتشار "قدیسان مرگ‌وار" مطالب بسیاری برای بحث، بررسی و اظهار نظر باقی خواهد ماند.

هنوز هم می‌ترسم كه این اعتراف را بكنم اما واقعیتی است كه باعث شد پس از پایان داستان مصیبت‌زده و بیهوش بر زمین نیفتم: در آخر هر یك از جلدهای قبلی من احساسات منفی و دغدغه‌های جدی داشتم اما "قدیسان مرگ‌وار" كتاب محبوب و مطلوب من است و پایانی عالی برای این مجموعه بود.
قبلی « ترجمه بخش اخبار سایت رسمی جی کی رولینگ ترجمه سوالات وومبت سطح دوم همراه با توضیحات » بعدی
API: RSS | RDF | ATOM
جادوگران®
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه
روفوس.اسکریم.جیور
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۸/۱۰/۱۷ ۱۱:۲۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۸/۱۰/۱۷ ۱۱:۲۱
عضویت از: ۱۳۸۸/۳/۳۰
از: دواج يك امرحسنه است !
پیام: 690
 Re: [en] Section: Diary[/en] [fa]ترجمه سایت رسمی رولینگ - خاطرات روزانه[/fa]
بخوره تو سر رولینگ ... بوقی
shahr00z
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۲۴ ۱:۵۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۲۴ ۱:۵۹
عضویت از: ۱۳۸۵/۷/۲۲
از: كوچه نتراسون ( كوچه ي بغلي دياگون ) شماره ي 555
پیام: 36
 یک چیزی بگم ؟؟؟
مرگخواران سلام ...
در این که خانم رولینک تو ساختن اصطلاحات قوی عمل می کنه شکی نیست اما چندی پیش در حال صحبت با شخصی آگاه در باره ی نوع نوشتار خانم رولینگ بودم .
این شخص گفت که نوشتار رولینگ از لحاظ اصول ( در زبان انگلیسی ) از سطح بسیار پایینی برخوردار است ...
می خواستم نظر شما دوستان عزیز را هم در باره ی این موضوع بدانم ...
فقط خواهشاً احساسی برخورد نکنید ...
من خودم از طرفداران پر وپا قرص خانم رولینگ هستم ..
در آخر اینکه زنده باد لرد سیاه .
mitra_harry
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۱۳ ۳:۵۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۱۳ ۳:۵۲
عضویت از: ۱۳۸۵/۵/۲۸
از:
پیام: 36
 خوب بيد جيگر
رولينگ واقعا فوق العاده مي نويسه اما حيف كه تو خونه ي ما هيشكي دركش نمي كنه حتي من تا حالا يه پاتريست واقعي رو نديدم.لابد ميگيد تو زورآباد زندگي مي كنم اما گاهي فكر ميكنم پس اين همه آدم هاي سايت جادوگران و غيره كجا زندگي مي كنن؟
Reza Torabi
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۱۲ ۱۶:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۱۲ ۱۶:۳۳
عضویت از: ۱۳۸۵/۶/۲۶
از: بيمارستان سنت مانگو
پیام: 219
 مرسي
خيلي خوب بود.مرسي.
سانی بودلر
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۱۵:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۱۵:۳۳
عضویت از: ۱۳۸۵/۵/۲۸
از: V.F.D
پیام: 125
 مرسی.
دستت درد نکنه.
samatnt
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۹:۲۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۹:۲۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۴/۱
از: از جهندم سياه همسادتونم نمي شناسي؟؟؟؟؟؟
پیام: 1002
 عنوان
هومك مرسي
جالب بود
negin.sdh
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۶:۵۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۶:۵۱
عضویت از: ۱۳۸۵/۳/۲۵
از: BELGIUM ، بروکسل
پیام: 461
 چه جلب!
جدا نویسنده ی عالی به این می گن خیلی خوب می تونه از فکرش استفاده کنه....عالیه
siriusblack
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۲:۵۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۹ ۲:۵۹
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۰/۲۵
از: خانه شماره 12 میدان گریموالد
پیام: 70
 Re: عجبا
خداییش ما باید از رولینگ بازی با حروفو یاد بگیریم!!
profosor esneip
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۱۶:۰۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۱۶:۰۴
عضویت از: ۱۳۸۵/۴/۲۹
از:
پیام: 41
 عجبا
من اگه تا آخر عمرم هم فکر کنم کلمه ای به ذهنم نمیرسه که هم جالب باشه هم جدید.
2000
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۱۴:۲۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۱۴:۲۲
عضویت از: ۱۳۸۵/۲/۳۰
از: همان جا
پیام: 88
 م
همه می تونن کلمه اختراع کنند اما نه به خوبی خانم رولینگ
harry_blood
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۰:۴۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۰:۴۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۵/۲۲
از: قصر خانواده مالفوی
پیام: 817
 Re: چه خاطره اي!!!
هوم ! آره خیلی استاده تو این کار کلا کاره بازی با کلماتش هم عالی است
erica
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۰:۱۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۸ ۰:۱۱
عضویت از: ۱۳۸۴/۶/۲۸
از: يه جايي نزديك خدا
پیام: 571
 چه خاطره اي!!!
چه خاطره ي روزانه اي !!! ولي خودمونيما ، واقعا توي اختراع كلمات عجيب و غريب خيلي مستعده . اين مدل كلمه ها عمرا به فكر ماها برسه .
voltan
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۴۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۴۷
عضویت از: ۱۳۸۳/۶/۷
از: 127.0.0.1
پیام: 1402
 هروکراکس
ها منظور این خانوم این بود که تولید محتوا نموده؟

باز هم به خاطر ترجمه ی سریع تشکر میکنم من ساعت 7 اینو تو سایت رولینگ دیدم ولی معنیش رو نفهمیدم بعد از 3 ساعت الان فهمیدم
Aripotter
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۴۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۴۶
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۱۶
از: ناکجا آباد
پیام: 402
 مرسی
مرسی..جالب بود..
رولینگ جون پیشرفت خوبیه..
و البته بحث جان پیچ ها الآن بحث روز دیگه..
معلومه خب ..
harry_blood
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۲۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۲۲
عضویت از: ۱۳۸۴/۵/۲۲
از: قصر خانواده مالفوی
پیام: 817
 ترجمه بخش خاطرات روزانه
جدا خیلی جالب هست یه کلمه که یک روز اصلا معنی نداشته حالا اینقدر ...مهم شده.

کاش رولینگ اسم من رو هم که الان تو گوگل که خوبه مخلوطی از همه متورهای جستجو رو هم که ردیف کنند یک مورد همنباشهولی اگه رولینگ اسم منو تو کتابش بیاره
rabinhood
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۱۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۷/۷ ۲۳:۱۶
عضویت از: ۱۳۸۵/۵/۵
از:
پیام: 94
 تشکر
دستت درد نکنه جوون پیر شی انشالله!هر چند من عکس علی اقا رو که دیدم جای داداش بزرگه من بودند!
ولی از اینا گذشته این حرفا از جانب نویسنده ها یه جورائی مثل دیدن پشت صحنه های فیلمها ضد حال است چون همینطور که در این خبر میبینیم رولینگ یه دفعه میاد میگه که همینجوری شیر یا خط انداخته این هورکراکسس را ابداع کرده!

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.