اینستاگرام
آنلاینها
29 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
28
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
نقد ادبی، تجزيه و تحليل
هری پاتر و محفل ققنوس، يك تراژدی ارسطويی
اغلب ما ارسطو را به عنوان یك فیلسوف یونانی میشناسیم اما ارسطو عقاید بسیاری در مورد ادبیات و باید و نبایدهای ادبی دارد كه این اعتقادات كم اهمیتتر از نظرات فلسفی او نیست. یكی از مشهورترین نظرات ادبی ارسطو در مورد تراژدی است. ارسطو تراژدی را متعالیترین نوع نوشته میداند. به عقیده او، تراژدی داستانی است كه در آن قهرمان داستان اشتباه یا خطایی انجام میدهد كه معمولا ناخواسته یا بر اثر كمتوجهی اتفاق میافتد و این اشتباه نتایج فاجعهآمیزی برای او یا اطرافیانش به بار میآورد و به مرگ او یا عزیزانش منجر میشود. این نوع خاص تراژدی را «تراژدی ارسطویی» مینامند. در این نوع تراژدی هیچ كس واقعا مقصر نیست و شرایط ناخواسته، وقایع ناگوار و پایانهای غم انگیز را رقم میزند.
در طول قرون متمادی ادبیات داستانی اشكال مختلفی یافته و تراژدی سبكهای متعددی پیدا كرده است اما نظر ارسطو در مورد متعالی بودن تراژدی به جای خود باقی است؛ در هر عصری آثار بزرگ ادبیات داستانی با سبك تراژدی (نه لزوما تراژدیهای ارسطویی) به وفور یافت میشود. برای مثال در ادبیات پارسی میتوان به پایان شاهنامه و مرگ غمانگیز رستم بدلیل خیانت برادرش به وی اشاره كرد. مرگ فرودو در انتهای داستان ارباب حلقهها، مرگ شخصیتهای اصلی در شاهكارهای شكسپیر، مرگ آشیل در افسانه ایلیاد (پینوشت 1) و نابودی شهر تروی در افسانه اینیاد و ... همه نمونههایی از آثار تراژیك هستند. این موضوع در سینما نیز صحت دارد؛ در میان 10 فیلم پرفروش تاریخ سینما نام 5 فیلم با ژانر تراژیك قرار میگیرند: تایتانیك (رتبه 1)، ET (رتبه 4)، جنگ ستارگان ـ شبح تهدید (رتبه 5)، جنگ ستارگان ـ انتقام سیث (رتبه 8)، مصائب مسیح (رتبه 10). به نظر میرسد به دلیل رنجی و غمی كه با وجود تك تك انسانها سرشته شده، این ژانر تاثیر گذارترین و پرمخاطبترین سبك ادبی باشد.
برای همه ما وقایع كتاب محفل ققنوس، تلخ بودند حمله دیمنترها، دادگاه هری، اقدامات وزارتخانه، مدیریت آمبریج و رفتن دامبولدور و ... اما حادثه آخر كتاب از همه تلختر بود: مرگ سیریوس بلك، شخصیتی رنج كشیده و دوست داشتنی كه خودش را به خاطر هری فدا كرد. یا شاید به خاطر اشتباهات و بیتوجهی هری؟ یا حتی اشتباهات دامبولدور؟!!!
هری پاتر شخصیت اصلی داستان هست و اغلب فصول داستان از دید او نوشته شده است و در اینكه تاثیرگذارترین شخصیت داستان آلبوس دامبولدور هست هم جای هیچ شكی نیست. هری میدانست كه باید ذهنش را در برابر نفوذ ولدمورت ببندد، بارها به او گفته شد كه اینكار حیاتی است. اگر او این رویاها را نمیدید هیچ گاه به وزارتخانه نمیرفت و سایر وقایع هم اتفاق نمیافتاد. اما مجموعهای از عوامل ناخواسته به هری اجازه این كار را نداد:
• نجات آرتور ویزلی وی را متقاعد كرده بود كه واقعیات را میبیند و حتی شك كرده بود كه خودش آرتور را نیش زده است. یعنی هری كوچكترین شكی نداشت كه رویاهایش صادقه هستند و باور نمیكرد كه ولدمورت بتواند از این قضیه تصویری غیرواقع بسازد و به ذهنش وارد كند.
• هری از اسنیپ متنفر است و تدریس آكلومنسی بیشتر از اینكه به هری كمك كند او را به مقاومت منفی بازمیداشت. تحلیل آلبوس دامبولدور ـ در مورد دلیل تلاش ولدمورت برای ورود به ذهن هری ـ اشتباه بود و اگر این اشتباه را نمیكرد و خود، به هری آكلومنسی یاد میداد، شاید سیر وقایع به شكل دیگری رقم میخورد.
• اطلاعاتی كه آلبوس دامبولدور درباره پیشگویی داشت، در اختیار او قرار نداد و به همین خاطر هری حتی نمیتوانست حدس بزند كه ممكن است این قضیه دامی برای بدست آوردن پیشگویی باشد.
• روحیات انفجاری دوران نوجوانی (خودمحوری، تصمیمات تند و عدم بیاعتنایی به نظرات اطرافیان) و نیز صحبت نكردن دامبولدور با وی، باعث شد كه هری تنها نظر خودش را قبول داشته باشد و آن هم تحت تاثیر رویاهایی كه میدید.
• از همه اینها مهمتر اینكه هری آینه سیریوس را به كلی فراموش كرده بود. اگر او از آینه استفاده كرده بود شاید میفهمید كه سیریوس در خانه است، میفهمید كه كل این رویا یك توطئه بوده. اصلا اگر از آینه استفاده كرده بود، این همه برنامهچینی برای ورود به دفتر آمبریج لازم نبود. در صفحات آخر این كتاب، رولینگ به عمد بر وجود آینه تاكید میكند و این اشتباه هری را به یاد ما میآورد:
«... هری یك بسته كه با بیدقتی پیچیده شده بود را در گوشه چمدانش دید. او نمیدانست كه این بسته آنجا چه میكند، خم شد و بسته را از زیر كفشهایش بیرون كشید. به سرعت فهمید كه آن بسته چیست. سیریوس در ورودی خانه شماره 12 گریمالد آن را به او داده بود. " هر وقت با من كاری داشتی از این استفاده كن." هری بر روی تخت افتاد و ... » (من هنوز به یاد دارم وقتی این صحنه را خواندم چه آهی كشیدم و میدانم كه بسیاری بعد از خواندن این صفحه وضعشان بهتر از من نبود.)
به هر تقدیر، همانطور كه میبینید مجموعهای از عوامل ناخواسته و اشتباهات غیرعمدی هری و دامبولدور منجر به مرگ سیریوس شد. این همان تراژدی ارسطویی است: نیتهای خیری كه منجر به اشتباهی میشود كه مرگ عزیزی را به دنبال دارد. بسیاری از نویسندگان بزرگ از تراژدیهای ارسطویی برای تعالی بخشیدن به نوشتههایشان استفاده كردهاند؛ قطعا جی كی رولینگ نیز از این امر غافل نبوده و قالبی بسیار مناسب برای بیان وقایع جلد پنجم هری پاتر به كار برده است و همین موضوع باعث شده كه این جلد از مجموعه هری پاتر اینقدر تلخ و دردناك باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1- Iliad، قدیمیترین اثر مكتوب تاریخ بشریت است. نویسنده آن "هومر" یونانی است كه در آن قسمتی از سال آخر جنگ "تروا" را به شعر بیان كرده است.
2- AINIAD، اثر اساطیری روم باستان كه نویسنده آن مشخص نیست. داستان آن در واقع ادامه ایلیاد است و در مورد نحوه نجات گروهی از مردم تراوا هست كه روم را پایهگذاری میكتتد.
در طول قرون متمادی ادبیات داستانی اشكال مختلفی یافته و تراژدی سبكهای متعددی پیدا كرده است اما نظر ارسطو در مورد متعالی بودن تراژدی به جای خود باقی است؛ در هر عصری آثار بزرگ ادبیات داستانی با سبك تراژدی (نه لزوما تراژدیهای ارسطویی) به وفور یافت میشود. برای مثال در ادبیات پارسی میتوان به پایان شاهنامه و مرگ غمانگیز رستم بدلیل خیانت برادرش به وی اشاره كرد. مرگ فرودو در انتهای داستان ارباب حلقهها، مرگ شخصیتهای اصلی در شاهكارهای شكسپیر، مرگ آشیل در افسانه ایلیاد (پینوشت 1) و نابودی شهر تروی در افسانه اینیاد و ... همه نمونههایی از آثار تراژیك هستند. این موضوع در سینما نیز صحت دارد؛ در میان 10 فیلم پرفروش تاریخ سینما نام 5 فیلم با ژانر تراژیك قرار میگیرند: تایتانیك (رتبه 1)، ET (رتبه 4)، جنگ ستارگان ـ شبح تهدید (رتبه 5)، جنگ ستارگان ـ انتقام سیث (رتبه 8)، مصائب مسیح (رتبه 10). به نظر میرسد به دلیل رنجی و غمی كه با وجود تك تك انسانها سرشته شده، این ژانر تاثیر گذارترین و پرمخاطبترین سبك ادبی باشد.
برای همه ما وقایع كتاب محفل ققنوس، تلخ بودند حمله دیمنترها، دادگاه هری، اقدامات وزارتخانه، مدیریت آمبریج و رفتن دامبولدور و ... اما حادثه آخر كتاب از همه تلختر بود: مرگ سیریوس بلك، شخصیتی رنج كشیده و دوست داشتنی كه خودش را به خاطر هری فدا كرد. یا شاید به خاطر اشتباهات و بیتوجهی هری؟ یا حتی اشتباهات دامبولدور؟!!!
هری پاتر شخصیت اصلی داستان هست و اغلب فصول داستان از دید او نوشته شده است و در اینكه تاثیرگذارترین شخصیت داستان آلبوس دامبولدور هست هم جای هیچ شكی نیست. هری میدانست كه باید ذهنش را در برابر نفوذ ولدمورت ببندد، بارها به او گفته شد كه اینكار حیاتی است. اگر او این رویاها را نمیدید هیچ گاه به وزارتخانه نمیرفت و سایر وقایع هم اتفاق نمیافتاد. اما مجموعهای از عوامل ناخواسته به هری اجازه این كار را نداد:
• نجات آرتور ویزلی وی را متقاعد كرده بود كه واقعیات را میبیند و حتی شك كرده بود كه خودش آرتور را نیش زده است. یعنی هری كوچكترین شكی نداشت كه رویاهایش صادقه هستند و باور نمیكرد كه ولدمورت بتواند از این قضیه تصویری غیرواقع بسازد و به ذهنش وارد كند.
• هری از اسنیپ متنفر است و تدریس آكلومنسی بیشتر از اینكه به هری كمك كند او را به مقاومت منفی بازمیداشت. تحلیل آلبوس دامبولدور ـ در مورد دلیل تلاش ولدمورت برای ورود به ذهن هری ـ اشتباه بود و اگر این اشتباه را نمیكرد و خود، به هری آكلومنسی یاد میداد، شاید سیر وقایع به شكل دیگری رقم میخورد.
• اطلاعاتی كه آلبوس دامبولدور درباره پیشگویی داشت، در اختیار او قرار نداد و به همین خاطر هری حتی نمیتوانست حدس بزند كه ممكن است این قضیه دامی برای بدست آوردن پیشگویی باشد.
• روحیات انفجاری دوران نوجوانی (خودمحوری، تصمیمات تند و عدم بیاعتنایی به نظرات اطرافیان) و نیز صحبت نكردن دامبولدور با وی، باعث شد كه هری تنها نظر خودش را قبول داشته باشد و آن هم تحت تاثیر رویاهایی كه میدید.
• از همه اینها مهمتر اینكه هری آینه سیریوس را به كلی فراموش كرده بود. اگر او از آینه استفاده كرده بود شاید میفهمید كه سیریوس در خانه است، میفهمید كه كل این رویا یك توطئه بوده. اصلا اگر از آینه استفاده كرده بود، این همه برنامهچینی برای ورود به دفتر آمبریج لازم نبود. در صفحات آخر این كتاب، رولینگ به عمد بر وجود آینه تاكید میكند و این اشتباه هری را به یاد ما میآورد:
«... هری یك بسته كه با بیدقتی پیچیده شده بود را در گوشه چمدانش دید. او نمیدانست كه این بسته آنجا چه میكند، خم شد و بسته را از زیر كفشهایش بیرون كشید. به سرعت فهمید كه آن بسته چیست. سیریوس در ورودی خانه شماره 12 گریمالد آن را به او داده بود. " هر وقت با من كاری داشتی از این استفاده كن." هری بر روی تخت افتاد و ... » (من هنوز به یاد دارم وقتی این صحنه را خواندم چه آهی كشیدم و میدانم كه بسیاری بعد از خواندن این صفحه وضعشان بهتر از من نبود.)
به هر تقدیر، همانطور كه میبینید مجموعهای از عوامل ناخواسته و اشتباهات غیرعمدی هری و دامبولدور منجر به مرگ سیریوس شد. این همان تراژدی ارسطویی است: نیتهای خیری كه منجر به اشتباهی میشود كه مرگ عزیزی را به دنبال دارد. بسیاری از نویسندگان بزرگ از تراژدیهای ارسطویی برای تعالی بخشیدن به نوشتههایشان استفاده كردهاند؛ قطعا جی كی رولینگ نیز از این امر غافل نبوده و قالبی بسیار مناسب برای بیان وقایع جلد پنجم هری پاتر به كار برده است و همین موضوع باعث شده كه این جلد از مجموعه هری پاتر اینقدر تلخ و دردناك باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1- Iliad، قدیمیترین اثر مكتوب تاریخ بشریت است. نویسنده آن "هومر" یونانی است كه در آن قسمتی از سال آخر جنگ "تروا" را به شعر بیان كرده است.
2- AINIAD، اثر اساطیری روم باستان كه نویسنده آن مشخص نیست. داستان آن در واقع ادامه ایلیاد است و در مورد نحوه نجات گروهی از مردم تراوا هست كه روم را پایهگذاری میكتتد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر
ها اي...راستي تو اهيانا(!) رشته ي علوم انساني نيستي
یکی از بهترین مقاله های بود که این چند وقت توی سایت دیدم
یه نکته ی جالبی هم که داشت این بود که رئال ( واقعی ) بودن کتاب رو به خوبی نشون میداد ( منظورم منطبق بودن حوادث کتاب با دنیای واقعیه ) چون تقریبا تمام این اتفاقات ( مرگ سیریوس . اسنیپ آمبریج و ...) واقعا همه جا اتفاق می افته و تقریبا هر کسی به یه شکلی یک یا چند تا از این ها رو تجربه کرده . و اون مثالی رو هم که از چند تا کتاب و فیلم زدین بیشتر نشون میده که تقریبا توی همه ی دنیا و توی همه ی زمان ها این طرض فکر بوده و یه جوری این اتفاق برای بیشتر ادم ها افتاده
همینه که باعث میشه کتاب هری پاتر جذاب بشه و مواقعی به نظر برسه
چون توی بیشتر کناب های تخیلی مواردی مثل جادو و هروکراکس و ... هست . درسته که این ها جذابه ولی به تنهایی نمیتونه این همه مخاطب رو جذب کنه
در حالی که اون حوادث و اتفاق ها شاید چند هزار ساله داره مخاطب ش رو نگه میداره
خیلی زحمت کشیدی!!!خسته نباشی!!!!
نقل قول:
همون طوري كه گفتي ممكنه اينها تنها يك زمينه چيني باشن اما هيچ ايرادي نداره كه جلدهاي مختلف كتابهايي مثل هري پاتر جدا بررسي بشن.
نقل قول:
خوشحال ميشم كه نظراتت رو ببينم. اينجا هم مينوشتي ايرادي نداشت.
نقل قول:
منظور از اين جمله اين بود كه كساني كه به ظاهر اشتباه كردن واقعا مقصر نيستن، در اينجا هري و دامبولدور.
اما در مورد اون اينه دو طرفه كه گفتي من هم وقتي به اون قسمت رسيدم نزديك بود پاشم هري رو كتك بزنم.اخه ادم انقدر بي فكر كه وسيله اي به اين مهمي رو فراموش كنه؟؟؟
و دیگه اینکه رو هم رفته عالیه
خيلی ممنون،عالی بود
نتیجه ی بسیار جالبی بود.