سلام.
گلرت نمیدونی چقد از خوندن پستا و تحلیلات لذت میبرم. همیشه ازینا برو برامون.
به نظرم توجیهی که برای خانواده ویزلی آوردی خصوصا پرسی که چرا رون از اون چیزی در مورد هاگوارتز نپرسیده، منطقی بود!
نقل قول:
وای چقد باحال گفتی خوشم اومد!
(سریع میدود برود ببینند هر فحش به کدام گروه میخورد.
)
و حالا نظراتم در مورد فصل 8 و 9 که به طرز عجیبی کوتاهن. دارم با خودم فکر میکنم نکنه چیزیو جا گذاشتم بنویسم؟ ولی هرچی جلوتر میریم صبر کردن برای رسیدن به بازهی زمانی خوندن فصول بعدی برام سختتر میشه.
این چه سمی بود رولینگ نوشت؟
"درهایی که اصلا در نبودند بلکه دیوارهای سفتی بودند که فقط تظاهر میکردند که در هستند."
حقیقتا در عین جالب بودن، خیلی تصورش برام سخت بود.
ولی چه قشنگ رولینگ تنها تو دو پاراگراف اطلاعات زیادی در مورد هاگوارتز و مسیریابیش میده.
میخواستم بپرس چرا پیوز رو از هاگوارتز بیرون نمیندازن که برای این دوره مقالهش رو لینک کردم و با خوندنش سوالاتم حل شد. ماجرای خیلی جالبی داره پیوز، توصیه میکنم هرکی نخونده، دستنوشتهی بدعنق رولینگ رو بخونه.
اونجا که میگه رون و هری همون روز اول با رفتن به راهروی ممنوعه گیر فیلچ میفتن، یه چشمک میزنم برای آنان که میدانند برای این بخش از متن: "پروفسور کوییرل که گذرش به آنجا خورده بود به دادشان رسید."
این سیستم پستی با جغدا دقیقا چطوری کار میکنه؟ چون اگه اشتباه نکنم عموما این جغد شخصی همون فرده که براش نامهها و بستهها و رو میاره. جغده از کجا میدونه باید بره سراغ کی که ازش نامه یا بسته رو بگیره؟ یعنی مثلا هاگرید پا شد رفت جغددونی هدویگو پیدا کرد؟ چرا پا نشد بره پیش هری به جاش؟
آقا یعنی چی؟ چرا جاروی نویل سر به جنگل ممنوعه گذاشت؟
آیا جاروها واقعا درکی چیزی از کسی که سوارشون میشه دارن؟ یا جاروها شخصیت دارن و این جاروی سرکشی بود؟ چرا سر به جنگل گذاشت خب؟ 
در نهایت برام جالب بود که مالفوی، میدونه هلیکوپتر چیه!
گلرت نمیدونی چقد از خوندن پستا و تحلیلات لذت میبرم. همیشه ازینا برو برامون.

به نظرم توجیهی که برای خانواده ویزلی آوردی خصوصا پرسی که چرا رون از اون چیزی در مورد هاگوارتز نپرسیده، منطقی بود!
نقل قول:
خیلی دوست دارم اینطوری فکر کنم که چهار تا فحش داد برای چهار تا گروه هاگوارتز تا به این شکل بهشون بگه شما تهش همهتون یه سری بچهاید که باید کلی چیز یاد بگیرید و الکی به گروهتون ننازید.
وای چقد باحال گفتی خوشم اومد!
(سریع میدود برود ببینند هر فحش به کدام گروه میخورد.
)و حالا نظراتم در مورد فصل 8 و 9 که به طرز عجیبی کوتاهن. دارم با خودم فکر میکنم نکنه چیزیو جا گذاشتم بنویسم؟ ولی هرچی جلوتر میریم صبر کردن برای رسیدن به بازهی زمانی خوندن فصول بعدی برام سختتر میشه.

این چه سمی بود رولینگ نوشت؟

"درهایی که اصلا در نبودند بلکه دیوارهای سفتی بودند که فقط تظاهر میکردند که در هستند."
حقیقتا در عین جالب بودن، خیلی تصورش برام سخت بود.

ولی چه قشنگ رولینگ تنها تو دو پاراگراف اطلاعات زیادی در مورد هاگوارتز و مسیریابیش میده.
میخواستم بپرس چرا پیوز رو از هاگوارتز بیرون نمیندازن که برای این دوره مقالهش رو لینک کردم و با خوندنش سوالاتم حل شد. ماجرای خیلی جالبی داره پیوز، توصیه میکنم هرکی نخونده، دستنوشتهی بدعنق رولینگ رو بخونه.
اونجا که میگه رون و هری همون روز اول با رفتن به راهروی ممنوعه گیر فیلچ میفتن، یه چشمک میزنم برای آنان که میدانند برای این بخش از متن: "پروفسور کوییرل که گذرش به آنجا خورده بود به دادشان رسید."
این سیستم پستی با جغدا دقیقا چطوری کار میکنه؟ چون اگه اشتباه نکنم عموما این جغد شخصی همون فرده که براش نامهها و بستهها و رو میاره. جغده از کجا میدونه باید بره سراغ کی که ازش نامه یا بسته رو بگیره؟ یعنی مثلا هاگرید پا شد رفت جغددونی هدویگو پیدا کرد؟ چرا پا نشد بره پیش هری به جاش؟
آقا یعنی چی؟ چرا جاروی نویل سر به جنگل ممنوعه گذاشت؟
آیا جاروها واقعا درکی چیزی از کسی که سوارشون میشه دارن؟ یا جاروها شخصیت دارن و این جاروی سرکشی بود؟ چرا سر به جنگل گذاشت خب؟ 
در نهایت برام جالب بود که مالفوی، میدونه هلیکوپتر چیه!




از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین
