هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۲۹:۰۷ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

هافلپاف

هانا آبوت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۶:۵۹ چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۱:۵۱:۴۶ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸
از دهکده نیلوفر آبی
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 34
آفلاین
نام: هانا آبوت

پاترونوس: اسب تک شاخ

گروه: هافلپاف

جنسیت: مونث

نژاد: دورگه

چوب دستی: چوب درخت نیاگورا که هر 160 سال یکبار در جنگل پدیدار می شود.-انعطاف پذیر-حدود 11 اینچ-ضد آتش-مغز رگ اژدها و موی تک شاخ

محل زندگی: دهکده نیلوفر آبی

خصوصیات اخلاقی: کمی خجالتی اما پرشور و شاد

خصوصیات ظاهری: چهره‌ای قرمز کم‌ رنگ مانند با موهای بلوند و چشم های سبز و قد نسبتا کشیده و بدن لاغر

زندگی نامه:
هانا آبوت یکی از دانش آموزان گروه هافلپاف و از همدوره‌ ای‌های هری پاتر می‌باشد. در هری پاتر و تالار اسرار او از گفته‌های هم‌خانه خود ارنی مک‌میلان که معتقد بود هری نواده سالازار اسلیترین است تردید داشت. اگر چه او در شرایط خوبی با هری، رون و هرمیون باقی‌مانده بود، در محفل ققنوس او یکی از ارشد های هافلپاف شد و پس از آن به ارتش دامبلدور پیوست. او بسیار حساس به نظر می‌رسد از جایی که در طول امتحانات سمج دچار شکست عصبی شده بود و مجبور به استفاده از آرامبخش‌های مادام پامفری شده بود.

در شاهزاده دورگه پس از اینکه مادرش توسط مرگخوارها کشته می‌شود از هاگوارتز خارج می‌شود. اما او در کتاب آخر به هاگوارتز برمیگردد و در جنگ شرکت می‌کند. در آخر نیز او با نویل لانگ باتم ازدواج می‌کند و مالک پاتیل درزدار می‌شود.


بعد از چند ماه نبودن برگشتم لطفا دسترسی را برایم برگردانید.
با تشکر


هنوز چند ساعت بیشتر نیست دسترسیاتون گرفته شده، این چه تصادفیه که باید همین امروز برمی‌گشتین؟
تایید شد.
خوش برگشتین!


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۲۲:۲۰:۳۵


-چرا باید لبخند بزنم؟
-چون به لبخند تو محتاجم.
-پس چرا منو به گریه می اندازی؟


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۱۲:۴۸ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور

بیل ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶:۰۲ سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۳۹:۴۷
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 10
آفلاین
نام :بیل ویزلی
بزرگترین فرزند آرتور و مالی که به عنوان یک طلسم شکن در مصر برای گرینگاتز کار می کرد. بیل موی نسبتا بلندی به رنگ قرمز دارد و یک گوشواره که از یک دندان نیش درست شده.او با توجه به سخنان هری، «جذاب» است، و نظر فلور دلاکور را در هاگوارتز جلب کرد.

بیل لاغر و بلندقد است. او به دلیل سنش لباسهای ماگلی می پوشد. هری فکر می کرد که لباسهای او برای یک کنسرت راک نسبتا مربوط و مناسب خواهند بود -- البته به غیر از کفشش که از پوست اژدهاست.

بیل یک رفتار سهل انگارانه دارد. او با مادرش با احترام رفتار می کند، ولی وقتی او می خواهد از شر آن گوشواره خلاص شود یا موهای بیل را مقداری با چوب دستیش کوتاه کند، سر حرف خودش می ایستد. او یک جادوگرا تواناست (هر 12 مورد امتحان سطح مقدماتی جادوگری جغد را پاس کرد)، و وقتی که در زمین اردوگاه در جام جهانی کوییدیچ مشکل پیش آمد، بیل آستینهایش را بالا زد و در میان ترس و وحشت ها دل به دریا زد و به کمک کارکنان وزارت رفت.

پس از بازگشت ولدمورت در ژوئن 1995، بیل درخواست یک شغل پشت میزی در شعبه اصلی گرینگاتز در لندن را داد که بتواند بامحفل ققنوس همکاری کند. فلور دلاکور هم یک کار در گرینگاتز گرفت بیل تا تابستان 1996 که با فلور نامزد کرد، تقریبا یک سال بود که او را ملاقات می کرد . قرار است عروسی آنها در تابستان 1997برگذار شود

بیل در مبارزه قلعه توسط فنریر گری بکگرگینه مورد هجوم قرار گرفت. صورتش غیرقابل تشخیص است و مادام پامفری می گوید که زخمهای او هیچ وقت به طور کامل خوب نمی شوند. معلوم نیست بیل چه خصیصه های گرگینه ای خواهد داشت( به غیر از میلش به گوشت نیم پز) چون در آن زمان گری بک به گرگینه تبدیل نشده بود.فلور همراه بیل ماند و تصدیق کرد که می خواهد با او ازدواج کند :«فکر می کنم من به اندازه اَر دوی ما زیبا اَستم!»

بیل 29 نوامبر 1970 متولد شد. او هنگام تحصیلش در هاگوارتز ارشد وسرگروه بود
😊😊


تایید شد.


ویرایش شده توسط Aryan.m در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۷:۰۳
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۲۵:۵۲


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۲۰:۱۴ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

هافلپاف

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۰۰:۵۴
از زیر زمین هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
نام:وین هوپکینز

رگ:اصیل زاده
چوبدستی:چوب درخت گیلاس و مغز موی تک شاخ به طول19سانتی متر،نسبتا خشک
گروه :هافلپاف
کوییدیچ:چون سال اولیه هنوز نمیتونه بازی کنه،اما دوست داره جستجوگر بشه

جارو:نیمبوس2004!!!

ظاهر:پوستی سفید،قد نسبتا کوتاه،چشم زرد و موی قهوه ای روشن
اخلاق:بسیار عادل ،وفادار،سختکوش،با پشتکار
سن:سال اولی

لقب:ترازوی زرد(بخاطر عادل بودنش)

پاتروناس:سمور

بوگارت:مرگ گورکن

توضیحی مختصر:وین هوپکینز متولد لندن بود.او در خانواده ای اصیل زاده و قدرتمند به نام هوپکینز به دنیا امد.او قدرت جادوگری پدر و مادرش را دید و تحسین میکرد و ارزو داشت همان اندازه قدرتش بیشتر شود،پس تا 10 سالگی به فراگیری کوییدیچ پرداخت.سپس ارزو کرد که روزی
جستجوگر هافلپاف شود!سپس یک سال بعد نامه هاگوارتزش را دریافت
کرد و با گورکن خانگی اش و چوبدستی و ردا و دیگر نیازمندی های یک جادوگر از سکوی نه و سه چهارم عبور کرد و به هاگوارتز میرود..
انجا با سدریک دیگوری دوست میشود وسدریک به او جستجوگر شدن را یاد میدهد.وین در اجرای طلسم های خاک،سنگ و شن نظیر ندارد و همچنین باهوش هست اما عدالت برایش از هوش واجب تر است.وین بسیار وفادار است و تا الان هم به سدریک دیگوری وفادار است.



من با نام خانوادگی هاپکینز تاییدت کردم، ولی اگه اصرار داری همون هوپکینز باشه پیام شخصی بزن تا عوضش کنم.
تایید شد.


ویرایش شده توسط hufflepuffi-4 در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۴:۲۵
ویرایش شده توسط hufflepuffi-4 در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۱۸:۴۷
دلیل ویرایش: بده
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۱۳:۲۳:۵۱

♥-♥Hufflepuff♥-♥


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۱۲:۴۷ جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

آبرفورث دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۰ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۰:۵۲:۳۹ یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۸
از اتاق مدیریت هاگزهد
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 79
آفلاین
من یک آدم جدی هستم که با هیچکس هیچ شوخی ندارم و برای پیشبرد جامعه کاملا جدی آموزنده تاکید میکونم،جدی و بدون هیچ شوخی ای ؛ برام جغد فرستادن دسترسیم بخاطر زیاد نبودن فعالیت ها گرفتن خلاصه دسترسیمو به گروه و هرچیزی که دسترسی ندارم بدین.

دسترسی شما به خاطر نداشتن فعالیت گرفته شده و باید تا پایان تیر ماه صبر کنید. بعد از اون درخواست بدین تا دوباره دسترسی گروه خصوصیتون داده بشه.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۲ ۰:۲۴:۱۴


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۴۶:۳۲ جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸

اسلیترین

ماتیلدا گرینفورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۷ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۴۵:۱۷
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
نام:ماتیلدا گرینفورت

گروه:اسلیترین

نژاد:دورگه(جادوگر_خون آشام)

ویژگی ظاهری:قد نسبتا بلند ، پوست سفید و موهای نقره ای صاف و بلند ی همچون ابریشم دارد . چشمان سبزی دارد که در موقعیت هایی خاص مانند زمانی که عطشش به خون زیاد میشود ،خون مینوشد و وقتی عصبانی میشود به رنگ قرمز تغییر پیدا می کند . اغلب لباس هایی شیک و مجلل به تن میکند و به جواهرات سنگی علاقه زیادی دارد . راه رفتنش به گونه ایست که هرکه اورا ببیند گمان میکند تازه از خواب بیدار شده!

ویژگی اخلاقی: چهره اش خونسرد است اما شخصیتی زود جوش و زود رنج دارد و سریع از کوره در می رود . به ماجراجویی علاقه زیادی دارد به همین علت یا دردسر درست می کند یا توی دردسر می افتد. شخصیت خسته ای دارد و معمولا در هرجا احساس خستگی کند همانجا میخوابد. علاقه زیادی به شیرینی جات و تنقلات دارد و اکثر اوقات در دستش خوردنی های متنوعی میبینید. خون انسان هارا دوست دارد ولی ترجیح میدهد تا حد امکان به کسی آسیب نزند، هرچند که مجبور است به علت نیازش به خون، ماهی دو بار دست به انجام اینکار بزند.

چوب دستی:چوب درخت افرا و هسته ققنوس 30 سانتی متر

جارو:نیمبوس 2001

خلاصه زندگی: در خانواده ای ثروتمند در بریتانیا بدنیا آمد . نام پدرش رابرت (اصیل زاده) و مادرش ویولت (خون آشام) است. ماتیلدا برادر بزرگتری هم داشت که خیلی به او وابسته بود اما وقتی که تنها شش سال داشت برادرش را به علت بیماری و ضعیف بودن از دست داد. او از کودکی مهارت زیادی در معجون سازی و جادوی سیاه داشت و زمانی که بزرگ تر شد خانواده اش برای پرورش و افزایش قدرت های فرزندشان او را به مدرسه ی جادوگری هاگوارتز فرستادند .


تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۱ ۱۵:۰۵:۵۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۲:۲۶ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸

ریونکلاو

لاتیشا رندل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۱۴ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۵:۳۵:۰۳ یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۸
از مرگ
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
ریونکلاو
پیام: 32
آفلاین
نام: لاتیشا رندل
ظاهر: موهای بلند مشکی که بیشتر وقت ها نصف صورتش رو می پوشونه. پوست سفید که دیگه از مرزش گذشته و شما فکر می کنید اون یه مرده ی متحرک ترسناکه. چشم های خاکستری.
اسم مستعار: لیزی جانسون. گاهی به اون لیزی هم می گن. ولی بیشتر لاتیشا صداش می کنن. براش فرقی نداره لیزی باشه یا لاتیشا.
خون: اصیل زاده
گروه: ریونکلاو
چوب دستی: چوب درخت کاج و مغزش از تار عنکبوت و چشم اژدهاست
سن: ۱۷
پاترونوس: گرگ
توضیحات: ظاهر ترسناکی داره و با یکی از نگاهاش می تونه شما رو بخار و بعد به مواد مذاب تبدیل کنه. همیشه دو تا چاقو از کمرش آویزونن. یه چاقوی بزرگ و یه چاقوی پرتابی. پیشنهاد می کنم سر به سرش نذارید چون هدف گیریش فوق العادست. بعضی موقع ها شنل می پوشه و جلو چشتم باشه نمی بینیش. استتار کردن رو دوست داره. ولی فقط دوست نداره، خیلی خوب هم انجامش می ده. کتاب خوندن رو خیلی دوست داره و تو جادوی سیاه هم تقریباً یه استاده. معجون سازیش خوب نیست و علاقه ای هم بهش نداره. کم حرفه و به همه شک داره. ولی اگه یکی خودش رو بهش ثابت کنه خیلی باهاش گرم میگیره. زود از کوره در میره و علاقه زیادی به سلاخی کردن مردم داره. اگه کسی اذیتش کنه با فجیع ترین روش ممکن انتقام رو میگیره. صبرش بالاست. واسه انتقام حتی اگه شده چند سال هم صبر می کنه. کوییدیچش بدک نیست ولی علاقه ای به بازی کردن نداره و دوست داره تماشا کنه. از ماگل زاده ها خوشش نمیاد ولی اگه یه ماگل زاده نشون بده لیاقتش رو داره باهاش کلی دوست می شه. هیچ وقت نمی تونی درونش رو ببینی. شاید بهترین دوستت باشه ولی بعد از چند مدت بفهمی اون بدترین دشمنته که آرزوی نابودیت رو داره. همین دیگه. از مرگ هم خیلی خوشش میاد. (البته مرگ دیگران ها!) انقدر آدم کشته که شما می تونید اونو مرگ هم تصور کنید. کلی شایعه در موردش هست. مثلاً یکیش اینه که اون از مرگ برگشته. یکی هم اینه که اون یه شبحه که به صورت آدم در اومده و جاسوسی می کنه. یکی دیگه هم اینه که اون دختر مرگه و غیره و غیره و غیره. هر موقع راجع حقیقت داشتن اینا ازش می پرسن یه لبخند ترسناک می زنه و می گه: بعداً!



تایید شد.
خوش برگشتی!


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۱ ۰:۴۲:۳۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۰۹:۳۱ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور

بیل ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶:۰۲ سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۳۹:۴۷
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 10
آفلاین
بیل ویزلی بزرگ‌ترین پسر خانوادهٔ ویزلی است. او در مدرسه جادوگری هاگوارتز و در گروه گریفیندور تحصیل کرد. او در سال پنجم به درجه ارشد و در سال هفتم به درجه سرپرستی دانش آموزان نائل گردید.

سپس در بانک جادوگری گرینگوتز شاغل شد و در مصر مجبور به خدمت گردید.

در نهایت وی در زمان تدریس زبان انگلیسی به یکی از کارکنان فرانسوی بانک فلور دلاکور با او آشنا شد. سپس به او علاقه‌مند گردید و با او ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام‌های ویکتوار،دومینیک و لوئیس شد. ویلای صدفی در حومه تین‌ورثزندگی می‌کند.


معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه، بخصوص که بیل ویزلی شخصیتیه که اطلاعات زیادی ازش داریم. همچنین می‌تونی به معرفی شخصیت بقیه نگاهی بندازی تا ایده بگیری که چه چیزایی رو می‌تونی در موردش بنویسی.

تایید نشد.



ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۱ ۰:۴۱:۲۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۵۹:۰۹ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸

wizardingworld


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۵:۱۸ پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۳۸:۲۶
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 4
آفلاین
نام: نیکلاس فلامل
گروه: ریونکلاو
چوب دستی: چوب درخت بلوط با مغزی رگ اژدها سایز 12 سانت
تولد: 1330میلادی (جاویدانم و نمیمیرم)
محل تولد: پاریس-فرانسه
ویژگی ظاهری: موهای سفید چهره ای آرام اما بسیار چروکیده و عجیب
علاقه به کشف و تشریح هیروگیلیف های مصری دارم و همچنین اسرار ناشناخته جهان

زندگی نامه:
در یکی از محله های فقیر نشین پاریس در سال 1330 میلادی چشم به جهان گشود پدر و مادرش او را در یکی از یتیم خانه های پاریس گذاشتند در ده سالگی فردی کتاب فروش او را به فرزند خواندگی قبول کرد وی تا دوران جوانی کتاب های بسیاری خوانده بود و بر علوم مختلفی تسلط داشت از جمله کیمیاگری.
او با پولی که از فروش کتاب ها به دست اورد توانست کارگاه کیمیاگری تاسیس کند. او فردی بسیار خلاق بود و همین ویژگی او بود که توانست وی را برجسته کند ساخت اکسیر جاودانگی - شرح هیروگیلیف ها و ساخت سنگ کیمیا و صدها کتاب کیمیاگری از مهم ترین کار های وی بود.
او در حدود سن 600 سالگی با جادوگری بزرگ به نام آلبوس دامبلدور آشنا شد و توانست با وی سنگ کیمیا(سنگ جادو) را بسازد که بسیار هم خطرناک بود به همین دلیل بعد از مدتی نابودش کردند.
بسیاری از مردم جهان وی را بزرگ ترین کیمیاگر دنیا میدانند و از او به خاطر کمک های بسیارش در علوم مختلف به نیکی یاد میشود.


(منو به خاطر تاخیر در معرفی شخصیت ببخشید اخه کنکور داشتم)


متاسفانه این شخصیت گرفته شده.
لطفا از لیست شخصیت ها، یه شخصیت گرفته نشده رو انتخاب کن و برگرد همینجا معرفیش کن.


ویرایش شده توسط wizardingworld در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۰ ۱۴:۰۵:۵۰
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۰ ۱۴:۳۳:۲۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۵۴:۱۹ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸

گریفیندور

مینروا مک گونگال


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۶ یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۳:۵۵:۳۵ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸
از هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 27
آفلاین
نام: مینروا مک گونگال

جانورنما: گربه

گروه: گریفیندور

جنسیت:مونث

رییس برج گریفیندور

معلم درس تغییر شکل مدرسه(در زمان تحصیل هری پاتر و مدیر مدرسه در زمان فرزندان او)

چوب دستی: درخت راج و ریسه اژدها انعطاف پذیر و مناسب برای تغییر شکل

پاترنوس: گربه

خصوصیات ظاهری: دارای مویی همیشه بسته و قهوه ای با چشمانی به همان رنگ

خصوصیات اخلاقی: بسیار جدی و سخت گیر

معرفی کوتاه:(معرفی کوتاه یا داستانی از زندگی شخصیت مورد نظر): او استعداد هری پاتر در کوییندیچ را کشف می کند و به هری پاتر به عنوان شاگرد و زیر گروهش افتخار می کند. در نبرد با ولدمورت در هاگوارتز قلعه را در برابر هجوم او مقاوم می کند و برای اینکار تمام مجسمه های قلعه را به حرکت در می آورد.

در سال پنجم تحصیل هری پاتر در حضور آمبریج قول می دهد که به هری کمک کند که کارآگاه شود.

او قرار بود بعد از آلبوس دامبلدور مدیر مدرسه شود ولی به دلیل گرفتن وزارت خانه توسط لرد ولدمورت اسنیپ این پست را گرفت و بعد از او مینروا مدیر مدرسه شد.

در زمان سقوط لرد ولدرمورت یک روز تمام در مقابل درب خانواده دورسلی ها بوده تا ببیند هری پاتر را به دست چه خانواده ای می سپارند.

چندین بار هری را از اخراج از مدرسه نجات داده است.

فردی جدی اما مهربون و دوست داشتنی است.

بعد از یکسال نبودن برگشتم لطفا دسترسی به گروه گریفیندور را برایم برگردانید.


دسترسیتون داده شد.
خوش برگشتید!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۲۰ ۱۴:۲۹:۲۷

به پانمدی فکر کن، از مهتابی یاد بگیر، شاخدارو فراموش نکن، ازدم باریک انتقام بگیر.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۴۸:۱۶ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸

لاورن د مونتمورنسی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۴:۵۰ جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۸:۲۳:۰۵ جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸
از دهکده بلک تورن (دهکده آلوچه جنگلی)
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 53
آفلاین
نام : لاورن د مونتمورنسی
گروه هاگوارتز : ریونکلاو
چوبدستی : راش - مغز موی تک شاخ - ¼ 10 اینچ - با انعطاف پذیری لازم
نژاد : دورگه
پدر : لئونارد د مونتمورنسی (جادوگر)
مادر : الینا کارترز (ماگل)
محل زندگی : دهکده بلک تورن (دهکده آلوچه جنگلی)
بوگارت : رنگ باختن موهای آبی رنگ جادویی اش
پاترونوس : فالکن
حیوان دست آموز : جغد قهوه ای
ویژگی های ظاهری :
موهای بلند قهوه ای و کمی موج دار با انتهای آبی رنگ
چشم های درشت و سیاه
قد نسبتا بلند
ظریف اندام و لاغر


زندگی نامه :
در روز 3 اکتبر 1980 در دهکده بلک تورن نوزاد دورگه ای به عنوان اولین فرزند خانواده دمونتمورنسی به دنیا آمد . پدرش ، ادوارد دمونتمورنسی ، یکی از معجون سازان برازنده دوران بود و برخلاف برادرش کریس دمونتمورنسی که مرگخواری قابل و معروف بود به جمع محفلیون پیوست . او از استعداد بارزش در ساخت معجون های خاص به نفع محفل استفاده میکرد . به همین خاطر همیشه توسط جاسوسان مرگخوار تحت تعقیب بود و بیشتر از دو یا سه روز در محل ثابتی نمی ماند . در شب تولد لاورن ، او با شنلی بزرگ و کتی پاره ، به دهکده بلک تورن آمد تا در لحظه تولد دخترش در آنجا حضور داشته باشد . بدون اینکه زنگ در را بزند (تا مبادا جاسوسان مرگخوار ها محل زندگی خانواده اش را پیدا کنند) تکه پوستی که در آن نام دخترکش را نوشته بود با چوبدستی اش بالا برد و کنار پنجره رها کرد (تا اسم دخترش را انتخاب کرده باشد) و دختر کوچولو که جادو در وجودش بود ، به اولین ذره جادویی که اطرافش اتفاق افتاد واکنش نشان داد . انتهای موهای لاورن به رنگ آبی در آمد . این تکه موی جادویی ، تا وقتی که مسبب جادو (پدر لاورن) زنده بود ، آبی میماند و با مرگ پدر لاورن این تکه مو رنگ میباخت .
شب رفتن لاورن به هاگوارتز همه چیز آرام و طبق برنامه بود تا اینکه ضربه های ممتدی به در خانه خورد . فریاد های مرگخوارانی که برای جلوگیری از رفتن لاورن به هاگوارتز و تبدیل شدنش به یک محفلی مانند پدرش آمده بودند سکوت خانه را به کلی از هم پاشید . پس از نبرد های تن به تن و حوادثی که درست جلوی چشم لاورن 11 ساله اتفاق میفتاد ، موفق شد از راه پشت بام فرار کند و خداحافظی او با خانه همزمان با کشان کشان برده شدن پدرش به خانه ریدل ها بود . اما لاورن به خاطر موهای جادویی آبی رنگش ، میتوانست از اینکه پدرش زنده است یا نه با خبر شود . زیرا پدر او سالها در زندانهای خانه ریدل محبوس بود .
لاورن همواره از لحظه ورود به هاگوارتز جزو دانش آموزان با استعداد در علومی چون معجون سازی و طلسم ها بود و در سال پنجم کتابش به نام معجون سازی نوین را که برای جادوگری 15 ساله فراتر از حد انتظار بود ، منتشر کرد . او مانند پدرش در سال پنجم به محفل پیوست .
همبازی او از سال چهارم تا ششم دراکو مالفوی بود که در سال ششم به خاطر پیوستن دراکو به مرگخواران کمرنگ شد . ولی با این وجود لاورن همیشه تنها کسی بود که میفهمید چیزی در عمق وجود دراکو برخلاف ظاهرش پر ازمحبت و اعتماد است و همین باعث علاقه بیش از حدش به دراکو بود . او همیشه حتی بعد از قطع رابطه شان به دراکو عشق میورزید و به او ایمان داشت .
او باقی عمرش را به عنوان استاد معجون سازی نسل بعدی هاگوارتز گذراند که البته طبق گفته بعضی جادوگر ها و ساحره های جوان ، به عنوان استاد معجون سازی از "اسکورپیوس مالفوی" خیلی دل خوشی نداشت ، ماجرایی که در گذشته میان پرفسور اسنیپ و هری پاتر به دلایل مشابهی رخ داده بود ...


درخواست تغییر !


لاورن عزیز، لطفا اول به پیام شخصی ای که براتون ارسال شده، جواب بدین.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۱۹ ۲۰:۳۵:۵۷

We all have both light and dark inside us . What matters is the part we decide to act on . That is what we really are ... S.B

تصویر کوچک شده








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.