هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: امروز ۱۶:۰۲:۲۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۲۲:۱۸:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6256
آفلاین
نام : فنریر گری بک

نام پدر : فنریر بلک بک
نام مادر: فنریر وایت بک

خونواده ما اینجوریه. اسم ثابته. نام خانوادگی عوض می شه.


گروه: گرگیشلا
این گروه جدیده که باید برای دفاع از حقوق گرگینه ها تاسیس بشه. سرگروه و تنها عضوش خودمم. هر وقت بخوام امتیاز می دم و هر وقت بخوام کم می کنم. وقتی ماه کامل می شه باید تعطیل رسمی باشیم. تو درس دفاع در برابر جادوی سیاه، بخش دفاع در برابر گرگینه ها باید حذف بشه و به جاش آناتومی بدن گرگینه و غذای مناسب و مفید برای گرگینه ها توضیح داده بشه.

اگه شرایطمو قبول نکنین می رم بوباتون! مدرسه دخترونه اس ولی جنسیت نباید مانع تحصیل ما بشه. خودمو با زنجیر به میله های مدرسه می بندم.


سن : 99.90... ارباب فرمودن حق ندارم صد ساله بشم. منم دارم در جا می زنم.

قد : در حالت چهار دست و پا، یک متر.

مشخصات :

گرگینه ای پشمالو، کثیف، هپلی، بدبو. با توانایی غیب شدن به مدت طولانی که این یکی رو تازگیا به دست آوردم.
ردای مرگخواری بهم ندادن. منم از شدت خشم، پدرم را از هم دریده و از پوستش برای خود ردایی تدارک دیدم.
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.
توانایی پرواز هم دارم. به این شکل که دمم رو بصورت هلیکوپتری می چرخونم. وقتی سرعتش به اندازه کافی بشه، از روی زمین بلند می شم. هنوز تعادل ندارم و بعد از پرواز نمی تونم سرعت و مسیر رو کنترل کنم؛ ولی همینم خوبه.

جادو بلد نیستم. ولی اینو به کسی نگفتم. یه چوب تزئینی دارم که با باتری کار می کنه و از نوکش جرقه در میاد. با همون کارامو پیش می برم. دیگه جایی که حرف لاکهارت رو باور می کنن و به اسنیپ شک نمی کنن و کله زخمی رو قهرمان می دونن و یهو مارزبان می شن، این مسئله خیلی مهمی نیست.


تایید کنین بیام!

---
نقل قول:
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.

متاسفانه این عملتون از نظر مدیریت ضد گربه و در رده‌ی گونی گونی گربه بردن هست؛ در نتیجه...

تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۱۶:۰۷:۱۷



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: امروز ۱۴:۵۱:۰۶

گریفیندور

کورمک مک لاگن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۸:۲۱ جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۲۲:۲۱:۱۴
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 9
آفلاین
نام : کورمک مک لاگن

نام پدر : شان مک لاگن

گروه : گریفیندور

سن : ۱۷

قد : ۱.۸۷

مشخصات : پسری زیبا قد بلند با موهایی تقریبا سفید و خاکستری
کورمک در استفاده از جاروی پرنده و در دروازه بانی کوییدیچ مهارت بسیار زیادی داشت.

توضیحات : کورمک مک لاگن یکی از اعضای باشگاه اسلاگ است
که به وسیله عموی مشهورش با افراد مهم و عالی مرتبه دنبای جادو گری در ارتباط است
او به کوییدیچ بسیار علاقه مند است
و بهترین دروازه بان تاریخ هاگوارتز به شمار میرود و اگر بخاطر عشق بازی هرمیون به رون نبود در حال حاضر در تیم گریفیندور در دروازه بود
کلا زیاد اهل شرط بندی هست و اکثرا هم در شرط ها میبازد
برای نمونه میتوان به بزرگترین
شرط بندی تاریخ هاگوارتز اشاره کرد
که کورمک در ان نیم کیلو تخم داکسی خورد
و بعد هم به مدت سه روز بیهوش شد
کورمک همچنین در زمانی که پرفسور اسلاگهرن معلم معجون ها بود یکی از برترین شاکرد های کلاس بود
و در تمام جشن هایی که اسلاگهرن در طول سال تحصیلی برگزار کرد نیزشرکت داشت او همچنین در ششمین سال از دوران تحصیلی در هاگوارتز عاشق هرمیون شده بود
و همچنین برای حضور در تیم کوییدیچ گریفیندور در سال ششم رقابت سختی با رون ویزلی داشت که بخاطر ورد هایی که هرمیون در روز انتخاب دروازه بان تیم بر علیه او استفاده کرد
و رقابت را به ویزلی باخت...

---
تایید شد؛ خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۱۴:۵۸:۳۷

(Aleksander viliyam)


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۹:۴۶ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹

گریفیندور

آبرفورث دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۰ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۹:۲۶:۳۱ یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 806
آفلاین
آبرفورث دامبلدور
برادر کوچکتر آلبوس دامبلدور بزرگ
دومین فرزند پرسیوال و کندرا
از اعضای اولیه محفل ققنوس
او دارای قامتی متوسط و ریش و موهای بلند و سفید بود.
گروه : گریفیندور

آبرفورث در سال 1883 متولد شد و دوران تحصیل خود در هاگوارتز را در سال 1895 آغاز کرد.
در نخستین جنگ جادوگری در کنار دیگر اعضای محفل ققنوس به مبارزه پرداخت. سال ها بعد در دومین جنگ جادوگری هم حضور داشت و نقش مهمی در رساندن هری، رون و هرمیون به درون قلعه، در زمان مدیریت اسنیپ ایفا کرد.

آبرفورث صاحب کافه هاگزهد در دهکده هاگزمید بود. جایی که همراه با بزهایش زندگی میکرد.
او رابطه خوب و علاقه وافری به خواهرش آریانا داشت. و مهم ترین دلیل اختلاف و شاید نفرتش از آلبوس نیز، نقش احتمالی او در کشته شدن آریانا بود.

بنظر میرسد توانایی های او در زمینه ورد ها شگفت انگیز باشد. او توانست در نبرد هاگوارتز سپر های مدافع متعددی بسازد که از حمله وسیع دیوانه ساز ها جلوگیری کردند.

بر خلاف برادر بزرگترش، آبرفورث اهل مطالعه و منطق و مذاکره نبود. او بیشتر ترجیح میداد مشکلاتش را از طریق دوئل و جدال حل کند. بنابراین ممکن است توانایی های زیادی در دوئل نیز داشته باشد.

---
تایید شد. خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۲۰:۳۰:۲۱

seems it never ends... the magic of the wizards :)


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۰۲:۵۰ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹

اسلیترین

گلرت گریندلوالد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۵:۳۱ دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۱۸:۲۰ شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹
از زیر آسمون خدا
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 8
آفلاین
نام:گلرت
نام خانوادگی:گریندل والد
به انگلیسی:Gellert Grindelwald
چوب دستی:چوب سرخدار باهسته رگ قلب اژدها و چوب دستی کهن
تحصیلات:سال ششم مدرسه دورمسترانگ
قدرت های ویژه:قدرت بی نظیر درجادوی سیاه
ویژگی های ظاهری:موی بلوند،چشم خاکستری،قد اندکی بلند😍
زندگی نامه:گلرت گریندل والد سیاه ترین جادوگر درتمام دوران ها بود که فقط لردوردمورت تونست از لحاظ خباثت به اون برسه.😊
گلرت توی مدرسه دورمسترانگ درس میخوند که اونجا به دانش آموزاشون جادوی سیاه آموزش میدن،توی سال ششم یسری آزمایشات شیطانی انجام میده و باعث مرگ چندتا از همکلاسی هاش میشه بنا براین اخراجش کردن.😬
اون موقع خروج از مدرسه علامت یادگاران مرگ رو روی دیوار مدرسه میکشه بعدش میره خونه عمش باتیلدابگشات.
تو این مدت که خونه خانوم بگشات بوده همش به فکر یادگارن مرگه و بلاخره میره قبر برادران پرو ول رو تفتیش و برسی کنه تا یادگاران مرگو پیدا کنه،اونجا البوس دامبلدور رو میبینه و باهم دوست میشن و پیمان ناگسستنی مینبند که باعث میشه مث دوتا برادر باشن،اونا باهم نقشه میکشن جهان رو تصرف کنن و جادوگران بشن حاکم مشنگ ها،ولی ابرفورث دامبلدور برادرش البوس رو به باد انتقاد میگیره که باعث به وجود اومدن یه مثلث جنگی بین منو البوس و ابرفورث شکل میگیره و این جنگ باعث مردن آریانا دامبلدور میشه که بیمار بوده گلرت هم سر این قضیه از دامبلدور جدا میشه و رابطشون قطع میشه.
بعد مدتی گریندل والد چوب دستی کهن رو از صاحب قبلیش گریگور وویچ یکی از اعضای یادگاران مرگ قرض میگیره(میدزده) و دست به کلی جنایت میزنه این وسط هم کلی از مشنگ ها و فشفشه هارو میکشه💀.
بعد از به قدرت رسیدن گریندل‌والد ، آلبوس دامبلدور به عنوان استاد و پرفسور مدرسه جادوگری هاگوارتز مشغول به تدریس درس دفاع در برابر خباثت هاست و بر خلاف گذشته حالا اون از رویاهای حکومت بر مشنگ ها دست کشیده و هیچ کاری به گریندل والد ندارده تا اینکه رییس اداره کل جادوگری به دیدن دامبلدور میاد و میگه هیچ جادوگری توان مقابله با گریندل والد رونداره و فقط تو میتونی گریندل والد رو نابود کنی ولی آلبوس دامبلدور قبول نمیکنه و میگه که با گریندل والد نمیجنگه . بعد ها مشخص می که آلبوس دامبلدور و گلرت گریندل والد باهم پیمان ناگسستنی بستن ، تا اینکه بعد از مدتی طلسم پیمان خونی که پیش گریندل والد بود توسط نیوت اسکمندر دزدیده شد و به دست دامبلدور رسید و دامبلدورم طلسم را نابود کرد و به جنگ گریندل والد رفت و یه دوئل بی نظیر باهم داشتن،شاهدان این دوئل گفتن که هرگز مثل دوئل دوباره اتفاق نخواهد افتاد.
گریندل‌والد که اونموقع چوبدست کهن رو داشته فکر میکرده شکست ناپذیره اما دامبلدور هم کم کسی نبوده که،میزنه گریندل والد رو شکست میده☹️قدرت چوب دستی بعد شکست گریندل والد میوفته دست دامبلدور وتا زمان مرگش چوبدستی دست دامبلدور میمونه.
بعدش گلرت رو دستگیر میکنن و میندازنش زندان جادویی نورمنگارد.
چندسالی زندان میمونه که سر و کله ولدمورت پیدا میشه و سراغ چوبدستی رو از گلرت میگیره اونم آدرس چوبدستی رو میده و با کمک ولدمورت از نورمنگارد فرارمیکنه الانم اینجا کنار شماست😈

---
تایید شد.
خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۱۹:۰۸:۰۶

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۵۲:۳۷ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹

اسلیترین

گلرت گریندلوالد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۵:۳۱ دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۱۸:۲۰ شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹
از زیر آسمون خدا
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 8
آفلاین
نام:گلرت
نام خانوادگی:گریندل والد
گروه:اسلیترین
چوبدستی:چوب سرخدار با رگ اژدها،چوب دستی کهن هم یه زمانی دست من بود
نژاد:اصیل زاده
بیوگرافی:من یه جادوگر سیاهم که فقط ورلدمورت تونسته به پای من برسه،من توی مدرسه دورمسترانگ تحصیل میکردم ولی یسری آزمایش انجام دادم که یسری ها رو فرستادم رو هوا 😈برای همین اخراجم کردن.
بعدش من چوبدستی کهن رو پیدا کردم و با البوس دامبلدور پیمان ناگسستنی بستم و مثل دوتا برادر شدیم و برای حکمرانی جادوگران بر مشنگ ها و بقیه افراد جامعه نقشه کشیدیم اما آبرفورث دامبلدور اومد برادرشو به باد انتقاد گرفت🙄خلاصه من و دامبلدور رابطمون قطع شد و بعد نیوت اسکمندر با دزدین طلسم پیمان خونی منو دامبلدور رو ازم دزدید🙁منو دامبلدور دوئل کردیم اخر سرم افتادم آزکابان الانم که اینجام.
ویژگی ظاهری:موی بلوند چشم طوسی قد نسبتا بلند

_____
سلام.
شخصیت گلرد گریندل‌والد شخصیتیه که جزئیات و مشخصات زیادی ازش موجوده و خیلی برای همچین شخصیتی معرفی‌تون کوتاه بود.
پیشنهاد می‌کنم یه سری به ویرایش زیر این پست بزنی و به گفته‌هاش گوش بدی و با یه معرفی کامل‌تر برگردی.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط Grindelwald در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۱:۲۸:۰۸
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۱:۵۵:۲۱

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۰۷:۱۴ پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹

اسلیترین

یوریکا هاندا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۷:۳۸ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۲۱:۴۳ جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹
از ♡_♡
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
پاسخ به شخصیت

نام: یوریکا


نام خانوادگی:هاندا

نام کامل: یوریکا هاندا

نام کامل به انگلیسی: yorica handa

نام مستعار:‌ هانده

جنسیت: دختر

تاریخ تولد : ۸ نوامبر

والدین:
پدر: ریچارد هاندا
مادر: لیانا ادل


گروه: اسلیترین

چوبدستی: اقاقیا:چوب دستی هست که فقط از‌ مالکش دستور میگیره وقتی که با مالکش هماهنگ بشه از پس هر قدرتی بر میاد



پاترونوس:گرگ سفید

جارو: نیمبوس2001 آذرخش

نژاد: اصیل زاده

حیوانات خانگی:سگ

قدرت های خاص: با چشمام هیبنوتیزم میکنم

ویژگی های ظاهری: قد متوسط رو به بلند موهای بلند مشکی، پوست سفید و چشمای مشکی و ابرو های خوش فرم

ویژگی های اخلاقی: مغرورم، اهل انتقامم، کینه ام، شیطون و شوخ طبع،تا جایی که بتونم به دیگران کمک میکنم.

خلاصه زندگی نامه : تک فرزندم زندیگم بالا و پایین زیاد داشته با موفقیت اونا رو گذروندم. یه خونه ی جدا از خانوادم دارم بیشتر تنهام البته اینم بگم که با دوستامم هستم.


معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و تکمیلش کن. منظورم از کوتاه طولش نیست، اطلاعاتیه که راجع به شخصیتت می‌دونیم.

تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۱ ۲:۳۳:۳۵
ویرایش شده توسط یوریکا هاندا در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۱ ۱۲:۲۲:۱۹

:)


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۲۵:۱۹ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹

گریفیندور

آنا میرفیلد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۱:۳۷ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱:۱۹:۰۱
از دنیای رنگی🌈
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 7
آفلاین
نام:آنا

نام خانوادگی: میرفیلد

نام کامل: آنا میرفیلد

نام کامل به انگیسی:
Anna Mirfield

نام مستعار:‌ توسکا

جنسیت: دختر

تاریخ تولد :۲۰ آوریل

والدین:
پدر: دیوید میرفیلد
مادر: الیزابت میرفیلد

گروه: گریفیندور

چوبدستی: از چوب یاس کبود. از جنس پر ققنوس فوق العاده انعطاف پذیر مناسب برای انواع سحر
و جادو ۱۹ سانتی متر



پاترونوس: اژدها

جارو: آذرخش ۷ گالیون

نژاد: اصیل زاده

حیوانات خانگی: سگ پامرانین

قدرت های خاص: انجام جادو بدون چوب دستی

ویژگی های ظاهری: پوست سفید .. قد کوتاه .. ی عدد موچول خیلی کوچول .. چشای درشت و مژه های بلند و بینی کوچک و موهای بلند و خرمایی و لاغر ولی تو پر

ویژگی های اخلاقی: منطقی . شجاع . مهربون اما سعی میکنم خیلی خوبی نکنم . با مزه و شوخ البته فقط با عده خاصی صمیمی میشم .از دروغ متنفرم

خلاصه زندگی نامه: دختری اصیل زاده و شاد و خونسرد توی زندگیش سختی های زیادی کشیده اما سربلند از اون سختی ها عبور کرده و این که تک فرزند هست . به دو گروه ریونکلاو و گریفیندور خیلی علاقه داره .پشتکار خیلی خوبی داره عاشق سحر و جادو هست
جزو اصیل زادگان هست
مادرش پری
و پدرش یک فرا جادوگر هست

---
تایید شد.


ویرایش شده توسط مرلین_کلاو در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۹ ۲۲:۵۵:۱۴
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۹ ۲۳:۰۴:۳۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۲۷:۵۰ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹

اسلیترین

الیویا شادلو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۲۲:۳۷ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۵:۰۳
از یه جای خوب😎
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 11
آفلاین
تاریخ ارسال: ۱۳۹۹/۱۰/۹
پاسخ به شخصیت

نام: الیویا

نام وسط: الیزابت

نام خانوادگی: شادلو

نام کامل: الیویا الیزابت شادلو

نام کامل به انگلیسی:Olivia Elizabeth Shadlow

نام مستعار:‌ الی

جنسیت: دختر

تاریخ تولد : 15 آوریل

والدین:
پدر: دنیل شادلو
مادر: الیزابت شادلو

گروه: اسلیتیرین

چوبدستی: از چوب  یاس کبود. از جنس موی  تک شاخ فوق العاده انعطاف پذیر مناسب برای انواع سحر
و جادو ۲۷ سانتی متر



پاترونوس: پلنگ

جارو: آذرخوش ۷ گالیون

نژاد: اصیل زاده

حیوانات خانگی: گربه

قدرت های خاص: انجام جادو بدون چوب دستی

ویژگی های ظاهری: سفید پوست موهای طلایی و بلند و چشمان سبز بینی کوچک قدی متوسط رو به بلند ابروهای خوش حالت

ویژگی های اخلاقی: مغرور خودخواه از خود راضی علاقه مند به کمک کردن دیگران گاهی مهربان شوخ و طبع و بسیار بلند پرواز و جسور و شجاع

خلاصه زندگی نامه: دختری اصیل زاده که تک فرزند است و در گروه اسلیترین شروع به تحصیل در هاگوارتز کرده
بسیار علاقه مند به ماجراجویی و زندگی پر هیجان است
پدر و مادر او یک فرا جادوگر هستن

---
خوش اومدین.


ویرایش شده توسط کلوریا_ادوارز% در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۹ ۱۳:۴۷:۲۵
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۹ ۱۶:۴۴:۵۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۲۷:۰۰ یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف

آنتونی ریکت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۱۸:۰۳ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۲۵:۰۶ پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام: آنتونی

نام وسط: تیموتی

نام خانوادگی: ریکت

نام کامل: آنتونی تیموتی ریکت

نام کامل به انگلیسی: Anthony Timothy Rickett

نام مستعار:‌ آنتِن

جنسیت: مذکر

تاریخ تولد : ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۸

والدین: آنجلینا و تیموتی ریکت

گروه: هافلپاف

چوبدستی: چوب افرا با هسته ریسه قلب اژدها به طول ۱/۲ ۱۲ اینچ و کمی انعطاف پذیر

پاترونوس: سمور

جارو: آذرخش

نژاد: اصیل زاده

حیوان خانگی: جغد نژاد «انبار» به نام «رایدل جِی»

قدرت های خاص: جانورنمای جغد انبار (نژاد)، شنوایی بسیار قوی، و اما مهم ترین اونها: قابلیت خوردن مغز دیگران با جوک های بی مزه، مغز بسیار بزرگ مخصوص نگه داری میلیون ها جوک بی مزه، و ذهنی بسیار قدرتمند که در مزه پراندن به کمکش می آید.

ویژگی های ظاهری: مو های طلایی رنگ، چشمان قهوه ای که همیشه عینک گرد روش می زاره و چال گونه.

ویژگی های اخلاقی: خیلی مهربون و شوخ طبع و سخت کوش و پر انرژی. اما بارز ترین اونها اینه که بسیار خوش خنده است و به هر چیزی می خنده؛ حتی چیز هایی که از نظر دیگران خنده دار نیست.

خلاصه زندگی نامه: آنتونی و پدر و مادرش در میدان گریمولد زندگی می کنند. مادر و پدرش، هردو از نویسندگان روزنامه پیام امروز هستند. مادرش هم مثل خودش در زمان تحصیلش تو هافلپاف بوده. از بچگی به شدت به کوییدیچ علاقه مند بوده و به همین دلیل الان یه مدافع کوییدیچه. دوست داره وقتی بزرگتر شد استاد ریاضیات جادویی بشه.

---
تایید شد. خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱ ۱۱:۳۴:۴۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۹:۴۵ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹

ریونکلاو

آلنیس اورموند


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۲۲:۲۵ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۲۲:۲۵:۲۳
از کتابخانه هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 44
آنلاین
نام : آلنیس (Alanis)
نام خانوادگی : اِوِرموند (Evermonde)
تاریخ تولد : 21 مارس 1978
رتبه خون : خون خالص (اصیل زاده)
جنسیت : زن

خانواده :
پدر : لئونارد اورموند
مادر : سینسیرا مالفوی-اورموند (خواهر لوسیوس و آرتمیژا مالفوی)
برادر : الکساندر اورموند

گروه : ریونکلاو
چوب دستی : چوب کاج سیاه-انعطاف پذیری کم-29.3 سانتی متر-دارای پر نشانک (یا ققنوس ایرلندی-Augurey)
جارو : پاک جاروی هفت (بعدا داییش یه نیمبوس 2001 براش گرفت)
کوییدیچ : در مدرسه جستجوگر ریونکلاو بود و بعد از فارغ التحصیل شدن از هاگوارتز به تیم اتحاد پادلمیر پیوست.
پاترونوس : گرگ
جانورنما : گرگ سفید

علاقه مندی ها : درس افسون ها و طلسم ها – جانوران جادویی – کوییدیچ – کتاب و مطالعه – معجون ها
توانمندی ها : استعداد فوق العاده در یادگیری دروس هاگوارتز (و حتی فرا تر از چیزی که تو مدرسه درس میدن!) – جانورنمای خوبیه – تونسته رضایت پروفسور اسنیپ رو جلب کنه! – در استفاده و دفع جادوی سیاه مهارت داره – هوش بسیار بالا

خصوصیات ظاهری :
قد : حدود 160سانت
هیکل : لاغر
رنگ مو : مشکی
رنگ چشم : آبی تیره

خصوصیات اخلاقی :
تنهایی رو دوست داره چون بهش اجازه میده راحت روی طلسم ها و معجون ها مطالعه کنه. تو عمق وجودش و پشت قلب پاکش، کمی خباثت و عطش برای انتقام مخفی شده (هر چی باشه جد اندر جدش اسلایترینی و مرگخوار بودن!). ناراحتیش رو معمولا تو خودش می ریزه. ولی خشمش رو با بیشترین توان بروز می ده (می تونه شامل داد، جیغ، استفاده از انواع طلسم ها، مشت و لگد، و در نهایت نابود کردن و به اتیش کشیدن یه جا بشه!). مادرش از بچگی روی خانوم بودن و باوقار بودنش تاکید می کرد و می گفت باید مثل یه ساحره اصیل زاده، باوقار و خانمانه و با ادب و احترام رفتار کنه.

توضیحات :
مادر و پدرش که هر دو از خانواده های با اصالت بودن تصمیم گرفتن از همون بچگی اون رو یه ساحره بار بیارن. آلنیس وقتی فقط سه سالش بود باعث اتش گرفتن (و البته خاموش کردن!) جن خانگی شون شد. از اونجایی که خانواده پدری و مادریش همه توی اسلایترین افتاده بودن، والدینش دوست داشتن که اون و برادرش هم توی اسلایترین بیفتن تا باعث افتخار اورموند ها و مالفوی ها بشن! این جو خانوادگی باعث شد بچه ها واقعا به اسلایترین علاقه مند بشن. توی سن نه سالگی، نامه ای برای برادرش از هاگوارتز اومد. ولی یه اتفاق تاسف بار افتاد؛ اونها فهمیدن که الکس، فرزند ارشدشون توی هافلپاف افتاده. خب این خیلی برای اقا و خانم اورموند ناراحت کننده بود (چون اونا هم مثل خیلی از جادوگران و ساحره ها، هافلپافی ها رو افراد ساده لوح و کودنی می دونستن!) و در نهایت رفتارشون بشدت با الکس سرد شد. به همین دلیل از آلنیس شدیدا انتظار می رفت که توی اسلایترین بیفته. اون بابت رفتار خانواده اش با برادر بزرگتر خیلی ناراحت بود و همه علاقه ای که به گروه سالازار اسلایترین داشت از بین رفت. درنهایت، توی ریونکلاو افتاد که مرلین رو شکر والدینش از این قضیه زیاد ناراحت نشدن (میگن که هوشش رو از مادرش به ارث برده بود و به خاطر همین زیاد ناراضی نبودن).
بخاطر اینکه وسط چوب دستیش پر ققنوس ایرلندی (برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه انها نوشته نیوت اسکمندر مراجعه شود) وجود داره، خیلیا اون رو یه جورایی شوم و خطرناک می دونستن و ازش دوری می کردن. البته خانواده مادریش (مالفوی ها) و ارتباط نزدیکش با مرگخوارا هم خیلی در تنها بودنش موثر بود. آلنیس دیگه خودش رو با تنهایی وفق داده بود و دوست صمیمی ای نداشت. هر چند بعد از گذشت چند ماه وقتی بقیه فهمیدن قلب مهربونی داره یکم بیشتر باهاش هم صحبت می شدن.
در سال سوم تحصیلش، پسردایی عزیزش دراکو وارد هاگوارتز شد و توی اسلایترین افتاد. از اون موقع رقابتش با اسلایترینی ها خیلی زیاد شد و البته همیشه دنبال یه فرصتی بود که یه حالی از دراکو بگیره!
سال سوم تحصیل، توی تیم کوییدیچ ریونکلا عضو شد و جستجوگر تیم شد و بارها برای آبی ها افتخار کسب کرد.
در سال پنجم هم تونست کاپیتان باشگاه دوئل هاگوارتز بشه.
بعد از ظهور لرد ولدمورت، مادر و پدر مرگخوارش ازش خواستن که از پیروان لدر سیاه بشه؛ که آلنیس شدیدا مخالفت کرد. البته از همون نوجوانی مادرش با جادوی سیاه اشنا و برای مرگخوار شدن اماده اش کرده بود.
اون در جنگ هاگوارتز در کنار اعضای محفل ققنوس دربرابر مرگخواران جنگید.
بعد از شکست ولدمورت و وقتی دیگه اب ها از اسیاب افتاد و همه چی عادی و اروم شد، به عنوان بازیکن جستجوگر به تیم اتحاد پادلمیر پیوست.


پ.ن : من رفتم درباره آلانیس تحقیق کردم و خب یه سری چیزهاش با تخیل من فرق داشت. مشکلی ایجاد می کنه؟ لازمه اونها رو هم بگم؟

---

نقل قول:
پ.ن : من رفتم درباره آلانیس تحقیق کردم و خب یه سری چیزهاش با تخیل من فرق داشت. مشکلی ایجاد می کنه؟ لازمه اونها رو هم بگم؟

هدف اصلی در ایفای‌نقش، تا زمانی که چارچوب دنیای جادویی شکسته نشه، خلاقیت و استفاده از تخیّله. معرفی شما هم تضاد خاصی با اتفاقات کتاب نداشت.
در نتیجه، تایید شد.


ویرایش شده توسط Alpha در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲۷ ۲۰:۱۸:۳۰
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲۸ ۱۴:۵۲:۴۳

منو از روی خودم قضاوت کنین نه از روی خانواده ام...


"Ravenclaw"

تصویر کوچک شده








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.