خلاصه:
سنت مانگو به مشکل بودجه خورده و تصمیم گرفته تا با چسبوندن بیماری های مختلف به آدما، ازشون پول بگیره. دکتر زالین که گواهی سلامت برای همه صادر می کرد، برای استراحت به جای دوری میره و به جای اون، روندا و کوین با هم دست به یکی می کنن و به برسی بیمارها می پردازن. برای اینکه هویت واقعی شون فاش نشه روندا کوین رو روی شونه هاش میذاره و بعد لباس دکتری می پوشه و معروف میشه به دکتر دو طبقه.چیزی از خروج ریگولوس و اوژنی نگذشته بود که مریض بعدی با سر و صدای زیادی وارد شد.
- این آدما حتی عرضه ساختن یه در درست حسابی رو هم ندارن! بعد از من انتظار دارن.
کوین سرش را بالا آورد تا به بیمار تازه وارد نگاه کند. روندا هم با دست هایش دکمه های روپوش پزشکی را کنار زد تا ببیند کیست که نیامده انقدر غر می زند. با دیدن بیمار، برگ های نداشته شان ریخت.
بیمار یک درخت بود!
- سلام آقای دکتر! من بیدم. بید کتک زن. اومدم دنبال گواهی سلامت عقلانی-روانی.
کوین آب دهانش را صدا دار قورت داد و با دست به بید کتک زن اشاره کرد روی کاناپه بنشیند. هیچکس نمی دانست یک بید دقیقا گواهی سلامت را برای چه لازم دارد.
- گفتن برای موندن تو هاگوارتز حتما باید گواهی داشته باشم.

تازه بدون تایید پزشک نمیذارن حساب گرینگوتز باز کنم. دلم می خواد بگیرم انقدر کتکشون بزنم که حالیشون بشه با کی طرفن!
کودک با تعجب بید را نگریست. اصلا درک نمی کرد درخت می خواهد با گالیون چه کار کند. با این حال موظف بود وضعیت او را برسی کرده و برایش گواهی صادر کند. برای همین سعی کرد سوالی را از او بپرسد که در یک فیلم ماگلی، روانشناسی از بیمارش پرسیده بود.
- جناب بید ما چهار تا شَندَلی داریم و شیش تا بچه. این بچه ها باید چجوری رو شندلیا بشینن؟
- مثل آدم! آخه این سواله که می پرسی دکتر؟
- نه... منژورم این بود که چهار تا شندلی داریم و فقط چهار نفر می تونن روش بشینن. اون دوتای دیگه باید چی کار کنن؟
-
بیان بشینن رو سر من! 
مشکلات آدما به من چه مربوطه دکتر؟ همین که اعضای خانوادمو میز صندلی کردین بس نیست، حالا هم می خواین معضلاتتونو من حل کنم؟

شیطونه میگه برم اون بچه ها رو همچین کتک بزنم که هوس رو صندلی نشستن از سرشون بپره.
میزان خشونت بید کتک زن انقدری زیاد بود که کوین و روندا لحظه ای به خودشان گرخیدند. او نه تنها گواهی سلامت نمی گرفت، بلکه نیازمند گواهی بستری در تیمارستان به مدت بسیار طولانی بود. شهرداری هرچه سریعتر باید این درخت را قطع می کرد.
- ببخشید که زیاده روی کردم آقای دکتر... این روزا چنان وضع هاگوارتز خراب شده که کتک زدن مسئولینش هم جوابگو نیست. باید از ریشه قطع شون کرد! با تبر همچین بزنی ناکار بشن.
- درشته... ولی بنژم شما یه چند باری دم و باژدم عمیق انجام بده، شاید مشکلات رفع شد.

بید نگاه خشمگینی به کوین انداخت. کدام مشکلی با دم و بازدم حل می شد که این یکی حل شود؟!
- خب... یعنی... حداقل با دم و باژدم آروم تر می شی و میتونی گفتگوی میان تمدن ها انجام بدی و نیاژی هم به خشونت و کتک کاری نیشت دیگه.
- دکتر این مسئولین اگه حرف حساب حالیشون شده بود تا الان یه فکری به حال ما کرده بودن! اینا فقط باید کتک بخورن تا راه درستو برن... این گواهی سلامت من چی شد پس؟ نکنه شما هم کتک می خواید؟
لرز بدی به جان روندا و کوین افتاد. هیچ کدام کتک نمی خواستند و از طرفی هر چقدر هم دکتر قلابی بودند باز هم وجدان کاری و عقل سلیمشان اجازه نمی داد که به چنین درخت کتک زن بی اعصابی، گواهی سلامت عقلانی_روانی بدهند. پس باید فکر یک چاره می کردند قبل از اینکه سیاه و کبود شوند.
- فهمیدم کوین! این آدرس رو بده بهش بره از اونجا گواهی بگیره.

دستی درست از جایی که به نظر می رسید شکم دکتر باشد، خارج شد و برگه ای حاوی آدرس روی میز گذاشت. بید کتک زن چشم نداشت ولی اگر داشت، قطعا با دیدن دست چشمانش از حدقه خارج می شدند و کف اتاق می افتادند.
- آقای دکتر اون دست اضافه جریانش چیه؟
کوین که متوجه وخامت اوضاع شده بود فوری کاغذ را از روندا گرفت و لا به لای برگ های درخت چپاند و بعد با عجله دست دخترک را داخل لباسش جا داد.
- هیچی هیچی! شما برو به این آدرش هر کی رو هم اونجا دیدی کتک بژن مشکلاتت حل میشه و گواهی میگیری!

کوین با آخرین زورش بید کتک زن را از در اتاق بیرون انداخت و بعد بستن در نفس راحتی کشید.
- روندا حالا آدرش کجا رو دادیم بهش؟

- آزکابان!

بره یکم اونجا کتک کاری کنه فوری میندازنش زندان... البته امیدوارم.

حق با روندا بود. ساعت ها بعد درون مجله های عصر گاهی خبری از درختی دیوانه وجود داشت که به آزکابان رفته و با کتک هایش همه را مهمان کرده بود. از شانس بد وزیر مملکت نیز آن روز بازدید از آزکابان داشت و او هم به سرنوشت شوم بقیه دچار شده بود و برای همین درخت را زندانی کرده بودند.
- خب... حداقلش اژ تعداد قربانی های خشونت های درختی کم کردیم... مریژ بعدی بیاد تو لطفا!