هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (گابریل.دلاکور)



پاسخ به: کلاس «شفابخشی جادویی»
پیام زده شده در: دیروز ۲۲:۳۱:۲۳
#1
با رنگین‌کمون شستمش.

تصویر کوچک شده



به تک‌شاخ هم دخیل بستمش.



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: دیروز ۲۲:۱۴:۱۳
#2
پروفسور پروفسور! من شما رو با پرتاب کردن تو معجون رنگین‌کمونیم که اتفاقا خوشمزه هم هست به چالش کشیدم. یعنی وقتی کار پخت و پزتون توی معجون تموم شه شاهد چی خواهیم بود؟

تصویر کوچک شده




ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۱ ۲۳:۲۴:۱۵


پاسخ به: كلاس طلسم ها و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: دیروز ۲۱:۳۸:۴۴
#3
1.
اسپکتوپاترونوم!
چون تک‌شاخم خیلی خوشگله و دوست دارم این چیز زیبا رو در آخرین لحظات ببینم و قطعا خاطرات خوبی که موجب تشکیلش شده.
تصویر کوچک شده


2.

تصویر کوچک شده


3.
روزی روزگاری آدمایی بودن که فکر می‌کردن باید همه چیز همیشه بر وفق مراد خودشون باشه و سر کوچک‌ترین مسائلی دعوا راه می‌نداختن خب چون شاید حوصله‌شون سر می‌رفت در غیر این صورت؟ تو ازینا نباش و سعی کن تا جای ممکن با بقیه خوب باشی و به دنیا و آدماش لبخند بزنی، چون دنیا ارزش نداره به خاطر این مسائل برای هم ناراحتی ایجاد کنیم. مهربونی کنیم تا مهربونی گسترش پیدا کنه. بغل بغل.

(یکی گفتم بلکه به اندازه 10 تا ارزش داشته باشه. )



پاسخ به: بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو
پیام زده شده در: دیروز ۱۸:۵۴:۴۵
#4
جعفر و روندا که عرصه رو برای شفادهنده شدن خودشون کاملا باز می‌دیدن، حالا با دیدن رزالین بعنوان مانع جدید غرولندی می‌کنن.
- بابام همیشه می‌گفت قوز بالای قوز بسیاره.
- واقعا نیاز دارم بشنوم که پیچ‌گوشتیت هنوز دم دستته!
- متاسفانه نه‌تنها یک‌بار مصرف بود که یکی دیگه هم ندارم.

رزالین با دیدن جعفر و روندا که همین‌طور در حال مکالمه بودن انگار نه انگار که خودش به تازگی وارد شده، شروع به صاف کردن گلوش می‌کنه.
- اهم اهم... هی؟ با شما بودما! اینجا چی کار می‌کنین؟

جعفر و روندا دچار چنان فروپاشیِ نقشه‌ای شده بودن که فراموش کرده بودن جلوی رزالین دارن بلند بلند حرف می‌زنن. اما جلب شدن توجهشون به رزالین کمک خاصی جز سکوت پیشه کردن بهشون نمی‌کنه. چون واقعا نمی‌دونستن در جواب چی بگن!

رزالین جلو میاد، جعفرو از رو میز هل می‌ده به پایین و روندا رو هم از جای شفادهنده بلند می‌کنه و خودش سرجاش می‌شینه. بعد صندلیو جلو می‌کشه و دستاشو روی میز می‌ذاره.
- خب... حدس می‌زنم شما مراجعه‌کنندگان بعدی هستین نه؟

جعفر و روندا که از شوت شدنشون توسط رزالین دلخور بودن، حالا با شنیدن این حرف از مرلین خواسته شروع به تایید حرفش می‌کنن. بالاخره نباید فراموش کرد که اونا سر آگلانتاین رو زیر آب کرده بودن!

- آگلانتاین زودتر گذاشت رفت نه؟ متاسفم که مجبور شدین منتظر بمونین ولی اینجا نوبتی بیمار رو معاینه می‌کنیم. لطفا یکیتون بره بیرون و بعنوان نفر بعدی بیاد.

جعفر و روندا همزمان به سرعت به سمت در می‌رن تا ازش خارج بشن. ولی در حالی که هردو تلاش داشتن زودتر از دیگری از اتاق خارج بشن، وسط در گیر می‌کنن.
- چی کار می‌کنی؟ بذار من اول برم.
- چرا تو اول؟ خودم!



پاسخ به: انجمن تفرقه بین دو جبه ی سیاه و سفید
پیام زده شده در: ۲۱:۴۶:۲۵ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#5
- به ما دست بزنی که دامبلدوری بشیم؟ عمرا! ما تن به این خفت نمی‌دیم!

دامبلدور در کالبد لرد، نگاهی به سرتاپای لرد در کالبد دامبلدور می‌ندازه.
- ولی تام، تو همین الان خود دامبلدوری! چطوری بیشتر از این می‌تونی دامبلدوری بشی؟

دامبلدور با اشتیاق دستاشو به ریشای لرد نزدیک می‌کنه.
- اینطوری در واقع لردی می‌شی. این چیزیه که می‌خوای نه؟

لرد خیلی دوست داشت با دامبلدور مخالفت کنه و در واقع یکی از لذت‌هاش نه گفتن به دامبلدور و ناامید کردنش بود. ولی این‌بار به نظر میومد که حق کاملا با دامبلدور بود. بنابراین لرد با بی‌میلی چشماشو می‌بنده و چونه‌شو بالا می‌ده.
- خیله خب اجازه می‌دیم. ولی چون مایل به این کار نیستیم، حاضر نیستیم چشمامون با دیدن این صحنه به درد بیاد.

دامبلدور مادامی که می‌تونست ریش‌هاشو لمس کنه مشکلی با این که لرد با دو چشم بیناش قضیه رو مشاهده کنه یا نکنه نداشت. بنابراین با اشتیاق دستاشو جلو می‌بره و داخل ریشای لرد می‌کنه.

- هی! آروم باش! این ریش به بدن ما وصله‌ها دردمون میاد!
- تو که قرار بود نگاه نکنی تام!

بنابراین لرد ضمن دعوت دامبلدور به آرامش، دوباره چشماشو می‌بنده. دامبلدور این‌بار به آرامی مشغول لمس ریش‌های بی‌پایانش که مخفیگاه هزاران موجود و اجسام بود می‌کنه. لرد از چندش بودن چشماشو بسته بود و دامبلدور از شدت لذت. هرکس از دور این صحنه رو می‌دید قطعا براش بسیار عجیب می‌بود که از قضای روزگار گویا یکی هم می‌بینه!

- پروفسور؟

چشمای دامبلدور و لرد ناگهان باز می‌شه و در همون حالتی که دستای دامبلدور لردنما تو ریشای لرد دامبلدورنما بود، سرجاشون خشک می‌شن.



پاسخ به: ستاد انتخاباتی سیریوس بلک
پیام زده شده در: ۱۸:۲۸:۳۳ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#6
نقل قول:
آزادی، شادی، نشاط، دوستی، دوپامین!

من من! من من! منم تک تک اینا رو دوست.

من چیزای رنگارنگ و رنگین‌کمونی هم دوست دارم. ولی شما بلک هستین! آیا قراره شاهد ظلم به سایر طیف‌های رنگی باشیم؟

نقل قول:
بنظرتون وزارتخونه چه کار مهمی میتونه انجام بده؟
بنظرتون چه تحولی نیازه تا توسط وزارتخونه انجام بشه؟

من دوست دارم وزیر در دل مردم باشه و تو سوژه‌ها بعنوان وزیر حضور به عمل برسونه. آیا شما اینو برای ما عملی خواهید کرد یا صرفا تک و توک سوژه‌هایی در وزارتخونه نشون از حیات و وجود وزیری در سطح جامعه جادویی می‌ده؟

چرا وزیر باید محدود به تنها دو انجمن باشه وقتی بالاترین قدرت بعد از مدیران در کل ایفای نقشه؟ آیا شما برنامه‌هایی با همکاری سایر ناظرین ایفای نقش یا دستوراتی برای اونا خواهید داشت که جولونگاه خودتون رو تنها محدود به همین دو انجمن نکنین؟


چیا خب؟



پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۸:۱۴:۱۶ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#7
نقل قول:
قراره به کارآگاه‌ها پرونده‌های مختلفی داده بشه. مثلا اگه سرعت بالا اومدن سایت کم شد کارآگاه‌ها باید سعی کنن بفهمن علت مشکل چیه (اگه مشکل از سرور نبود).

نقل قول:
تازه، قراره شورای جادویی هم داشته باشیم؛ اعضای اون قوانينی برای جامعه‌ی جادوگری تعیین می‌کنن.

قراره در وزارت شما مدیران زوپس‌نشین از کار بی‌کار بشن یا قراره شما کارا رو براشون انجام بدین در حالی که اونا گوشه‌ای لم دادن و حقوقشون رو دریافت می‌کنن؟

نقل قول:
"پاتریشیا اومده همه‌جارو رنگ کنه..."

من اینو خیلی دوست دارم! تک‌شاخ رنگین‌کمونی هم رو در و دیوار ساختمونا و خیابونا طراحی و نصب می‌کنین؟

ازینا ازینا!
تصویر کوچک شده



پاسخ به: ستاد انتخاباتی اما ونیتی
پیام زده شده در: ۱۸:۰۸:۳۵ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#8
تو یک روحی اما؟

ممکنه یهو بیای ملت جادوگران رو از جلو عقب راست و چپ پخ کنی؟ اگه بترسیم بهمون می‌خندی و شاد می‌شی؟

یک روح تاج‌گذاری شده به چه معناست؟ ملکه ارواح؟ من می‌تونم با ملکه ارواح تو دفترش تو وزارتخونه بازی کنم؟

و آیا مگه روحا بیشتر شبا در حرکت نیستن؟ پس چرا عینک آفتابی؟

چه کسی پاسخگو خواهد بود وقتی ما اِما و اَمّا رو با هم قاطی کنیم و حتی این دو کلمه پشت سر هم بیان؟ تو به اَمّا اولویت داری یا اِما به اون اولویت داره؟ اگه وزیر بشی یعنی باید اون یکی رو همیشه با تشدید بنویسیم که مبادا خودشو جات نزنه؟



پاسخ به: ستاد انتخاباتی آستریکس
پیام زده شده در: ۱۷:۵۸:۴۳ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#9
نقل قول:
باید بخش های مختلفی بوجود بیاد متناسب با گناهکاران مخصوص خود.
تنبیه ها، شکنجه ها که الان داریم بسیار قدیمی و بی تاثیر شدند.
از کارخونه های صابون سازی گرفته تا متد های جدید برای شکنجه گری بوجود خواهد آمد و شخصا به آن ها نظارت خواهم کرد تا از تاثیرگذاری عدالت مطمعن بشم.

آیا شما از برنامه اخیر مرگخوارا که تو روز مرگخوارا پیاده‌سازی شد و با شکنجه محفلیون همراه بود ایده گرفتین و قراره چنین شکنجه‌هایی رو به برنامه‌های شکنجه زندانیان آزکابان اضافه کنین؟

مثلا یکی از شکنجه‌های ناب خودم زل زدن به قربانی بود.
آیا این یعنی من باید هر از گاهی بیام به زندانیا زل بزنم؟ یا صرفا کلاس‌های آموزشی می‌ذارین تا اینجور زل زدن رو به بقیه بیاموزم و اونا پیاده‌ش کنن؟ آیا حقوق هم می‌دین بهمون بابت این کار؟ خرج رفت و آمد چطور؟

نقل قول:
از بوجود اومدن بخش های جدید گرفته تا حذف شدن برخی از بخش های غیر ضروری.

هم‌چون جعفر؟



پاسخ به: ستاد انتخاباتی اسکورپیوس مالفوی
پیام زده شده در: ۱۷:۴۵:۳۶ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
#10
پرسش!

شمشیر چیه؟ تفنگ چیه؟ با ما اصیل‌زادگان زیر دیپلم ماگلی صحبت کنین.


از پشت صحنه اشاره می‌کنن مدیرا برنامه‌های بزرگی برای سرزمین جادوگران دارن که ممکنه شورش اعضا رو به دنبال داشته باشه. واکنش شما در این صورت چه خواهد؟ آیا مدیریت زوپس می‌تونه اطمینان داشته باشه که شما بعنوان وزیر پشتشون خواهید بود و ارتشتون رو برای سرکوب مخالفان به کار بگیرین؟ یا خودتون هم به مردم ملحق شده و از ارتشون علیه مدیران و برای براندازی مدیران استفاده خواهید کرد؟







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.