ویژگیهای ظاهری: موهای سفید بلند و چتری و موج دار ، چشم های سبز ، همیشه گردنبد یادگاری مادرش به شکل گل رز رو بر گردن داره و یه انگشتر ساده طلایی با گوشوارههای گرد کوچک نقره ای
علایق بارز: بارون ، جنگل ، رنگین کمان ، برف ، گربه ، مار ، رنگ های بنفش و زرد و مشکی و زرشکی ، لباس های لش و اسپرت ، آرایش دارک و ملایم ، نوشت کتاب ، درست کردن چیز های جدید ، کنجکاوی کردن در جاهای جدید و آشنا شدن با همه ی امکانات و ویژگی های آن جا، پیتزا ، نودل، قدرت
تنفرات بارز: افراد لوس و دروغگو ، مسخره شدن ، ترد شدن
ویژگیهای شخصیتی: مهربون در عین حال سرد، اکثر مواقع بی حوصله ، تنبل ، همیشه کار هاش رو به عقب میندازه ، خوش خنده ، همیشه شاد
بکاستوری : آستوریا ۵ سالش بود که مادر کره ای رو از دست داد و برای اینکه فامیل های مادری بیشتر از این اون رو اذیت نکن. به ایتالیا مهاجرت میکنند . استاریا از ۸ سالگی خود به خود شروع به یاد گرفتن جادو میکنه در حالی که پدرش سرش با کار گرمه . تا ۱۱ سالگی آستاریا به اکثر طلسم ها دسترسی کامل داشت . ۳ روز بعد از تولدش نامه ی ویژه ی هاگوارتز برای اون اومد
خیلی متاسفم که باید دوباره ردت کنم و در عین حال خیلی خوشحالم که با پشتکار سریعا سعی میکنی هرچی بهت گفتیم رو حل کنی. ولی هنوز یه مشکلی وجود داره... شخصیتی که انتخاب کردی اونقد گمنام نیست. همسر دراکو مالفوی و مامان اسکورپیوس مالفویه. تو نمیتونی برای شخصیتی که توی کتاب صریحا ازش اطلاعات هست، اطلاعاتی خلاف اون بنویسی. واسه همینم تو ویرایش اولم بهت گفتم میتونی یه شخصیت که فقط در حد اسم بوده برداری و همین ویژگیهای ظاهری و اخلاقی که اینجا نوشتی رو بهش نسبت بدی. اما وقتی آستوریا یا هر شخصیت دیگهای که اطلاعاتش رو میدونیم برداری، باید حداقل مهمترین اونا رو ذکر کنی. الان معرفی تو جوریه که انگار آستوریا در آستانه ورود به هاگوارتزه و در سن یازده سالگی. در حالی که آستوریا با دراکو ازدواج کرده و فرزند هم داره. لطفا یا این موردو در مورد آستوریا به معرفیت اضافه کن، یا یه شخصیت واقعا گمنام بردار و با همین معرفی شخصیت برگرد تا تایید بشی.
لطفا یه بار دیگه برگرد، میدونم که اینبار تایید میشی.
ویژگیهای ظاهری: موهای سفید بلند و چتری و موج دار ، چشم های سبز ، همیشه گردنبد یادگاری مادرش به شکل گل رز رو بر گردن داره و یه انگشتر ساده طلایی با گوشوارههای گرد کوچک نقره ای
علایق بارز: بارون ، جنگل ، رنگین کمان ، برف ، گربه ، مار ، رنگ های بنفش و زرد و مشکی و زرشکی ، لباس های لش و اسپرت ، آرایش دارک و ملایم ، نوشت کتاب ، درست کردن چیز های جدید ، کنجکاوی کردن در جاهای جدید و آشنا شدن با همه ی امکانات و ویژگی های آن جا، پیتزا ، نودل، قدرت
تنفرات بارز: افراد لوس و دروغگو ، مسخره شدن ، ترد شدن
ویژگیهای شخصیتی: مهربون در عین حال سرد، اکثر مواقع بی حوصله ، تنبل ، همیشه کار هاش رو به عقب میندازه ، خوش خنده ، همیشه شاد
بکاستوری : هرمیون ۵ سالش بود که مادر کره ای رو از دست داد و برای اینکه فامیل های مادری بیشتر از این هرمیون رو اذیت نکن. به ایتالیا مهاجرت میکنند . هرمیون از ۸ سالگی خود به خود شروع به یاد گرفتن جادو میکنه در حالی که پدرش سرش با کار گرمه . تا ۱۱ سالگی هرمیون به اکثر طلسم ها دسترسی کامل داشت . ۳ روز بعد از تولدش نامه ی ویژه ی هاگوارتز برای اون اوند
لطفا روی ویرایش من ویرایشی انجام نده، چون ممکنه که دیده نشه و نتونم به پستت جواب بدم. یه مشکلی وجود داره، هرمیون در کتاب داخل گریفیندور گروهبندی شده، اما تو در اسلیترین. بنابراین لطفا یک شخصیت اسلیترینی رو انتخاب کن، یا یکی از شخصیتهایی که گروهشون نامشخص هست. در کنار همه اینها، اگر شخصیتی ویژگیهاش مشخص باشه، باید اون ویژگیهارو در معرفیت رعایت کنی.
منتظرت هستم که یه پست جدید بفرستی و دوباره شخصیتت رو معرفی کنی.
فعلا تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/15 13:31:22 ویرایش شده توسط سومی در 1403/2/15 14:47:03 ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/15 15:09:53
اسم: یوریکا هاندا لقب: یوری معنی اسم: سرزمین مادری ملیت: کرهای-ژاپنی محل تولد: توکیو، ژاپن ساین: سجتریس امبیتیآی: INTJ
گروه هاگوارتز: اسلیترین حیوان خانگی: یه گربهی مشکی به اسم موکا پاترونوس: شاهین چوبدستی: ۲۵ سانتیمتر و از جنس درخت بید، با مغز رگهی قلب اژدها پست کوییدیچ: مهاجم
ویژگیهای ظاهری: موهای مشکی کوتاه و چتری، چشمهای کشیدهی فندقی، صورت تپل، قد بلند(حدود ۱۷۵ سانتی متر). همیشه یه مداد یا خودکار برای نوشتن سریع ایدههاش بین موهاشه. یه گردنبند نقرهای با آویز کاتانا داره که هدیهی پدر و مادرشه، همچنین یه انگشتر نقرهای به انگشت اشارهشه. همیشه لباسهایی به رنگهای مشکی، سفید یا بنفش تیره رو ترجیح میده و البته که تیشرت و شلوار بگ میپوشه تا راحت حرکت کنه.
علایق بارز: نوشتن و کتاب خوندن، موسیقی گرانج و راک، گل دیزی، آرایش چشم تنفرات بارز: پیکمیها. ویژگیهای شخصیتی: ساکته تا وقتی که درمورد موضوعات مورد علاقهش ازش بپرسن. شیفتهی کشف اطلاعاته چون بهش حس قدرت میده برای همین تو هرگوشهی هاگوارتز یکیو میشناسه و با یکی دوسته، اما فقط با چند نفر خاص ارتباط نزدیک داره. تمام مدت سرش تو کتابه یا داره مینویسه یا درمورد یه تئوری که یه جایی خونده صحبت میکنه.
بکاستوری: یوریکا ۴ ساله بود که با پدر و مادرش به لندن مهاجرت کردن. پدرش کایتو یه طراح مد و فشن دیزاینره و معتقد بود توی لندن فرصتهای کاری بهتری داره. مادرش هیجو هم شفادهندهست. یوریکا به عنوان تنها فرد از بین خونوادهی آسیاییش به هاگوارتز میره تا رویای جاسوس و کاراگاه شدنش رو دنبال کنه و با اینکه ماهوتوکورو مدرسهای ایده آلشه اما خوشحاله که میتونه بدون ترس از سفید شدن رداش جادوهای سیاه انجام بده-البته به قصد آزمایش و تحقیق مگه نه؟-
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/14 14:45:08
“J'ai peur de te blesser, parce que je t'aime. Je pense que je le ferai toujours.” “What did you say?” "I said your hair looks ridiculous."
زندگینامه کوتاه: زمانی که تلما ۲ ساله بود، پدر و مادرش جان خود را برای تفکرات شان فدا کردند. آنها در جنگ مقابل ارتش محفل ققنوس، کشته شدند. او به تنهایی در عمارت هلمز بزرگ شد و تا زمانی که به ۱۴ سالگی نرسیده بود فکر میکرد که مادر و پدرش عضو محفل ققنوس بوده اند. اما وقتی به سن ۱۴ سالگی رسید، با خواندن نامه پدرش متوجه حقایق شد و تصمیم گرفت راه پدر و مادرش را ادامه دهد و جان خود را برای اربابش فدا کند.
جایگزین بشه بی زحمت. انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/14 13:04:48 ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/14 13:05:13
زاخاریاس اسمیت ( محاجم و کاپیتان کوییدیچ هافلپاف _ عضو ارتش دامبل دور ) هسته ی چوبدستی پر ققنوس جنس چوب راش پاترونوس گوزن شاخدار سن : 17 مادر بزرگ مادریش ایرانی بود . پدر از فنلاندی های محاجر و مادر کانادایی اونا توی مدرسه ی ایلورمونی و در گروه تاندربرد باهم آشنا شدن پدرش پنج سال بعد از ازدواج و شش ماه قبل از بدنیا اومدن پسرشون توسط یه جادوگر سیاه کشته شد پدر کارآگاه و مادر چوب کار بود ، یعنی بیسیاری از فرآورده های چوبی_جادویی_زینتی رو طولید میکرد بعد از مرگ پدرش اونا با خانواده ی مادریش به اروپا محاجرت و سال ها زندگی کردند که موجب شد اون نجاری جادویی رو از مادر و آهنگری جادویی رو از پدر بزرگ یاد بگیره با اینکه با چوبدستی قوی تره ولی علاقه داره با دست جادو بکنه همچنین عاشق کار با سلاح های جادویی هست که خودش میسازه تو کوییدیچ محاجمه ، با اینکه کاپیتان کس دیگه ای دیگه بود اما رهبری کامل ماجم ها ب عهده ی اون بود ویژگی های ظاهری : قد 179 وزن 76 چربی بدن 15درصد رنگ چشم ، مو ، ابرو و مژه پر کلاغی
به موسیقی علاقه داره ولی هنوز قسمت نشده یاد بگیر
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط hutan_Ignitus_Hufflepuff در 1403/2/8 18:54:16 ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/8 18:56:55
ویژگیهای ظاهری: موهای قرمز و مشکی، عینک تک چشمی، چشمای قرمز، کت و شلوار قرمز، پاپیون سیاه، گوشهای گوزنی پوشیده شده با مو، شاخهای گوزن کوچک که از بین موهایش جوانه زدهاند.
ویژگیهای اخلاقی: همواره شاد و خندان، معمولاً به صورت طعنهآمیز صحبت میکنه و به موسیقی جاز / Jazz علاقه زیادی داره.
چوبدستی: چوب افرا (Maple)، با طول 12.5 اینچ، معادل 31.75 سانتیمتر و مغز ریسه قلب اژدها.
گروه هاگوارتز: گریفیندور
پاترونوس: -
زندگینامه: الستور توی خانوادهای با پدر بریتانیایی و مادر اهل نیواورلئان که یه ساحره وودو بود به دنیا اومد که البته این موضوع فاقد اهمیته و صرفاً جهت طولانی شدن زندگینامه نوشته شده. الستور در سن یازده سالگی مثل بقیه به مدرسه جادوگری هاگوارتز رفت و توی گروه گریفیندور جا گرفت. بعد از فارغالتحصیلی از هاگوارتز، الستور خیلی گیج شده بود که حالا با زندگیش چیکار کنه، و برای همین از مادرش کمک خواست، چون پدرش توی یه سیرک جادویی کار میکرد و تقریباً هیچوقت پیششون نبود. و مادرش هم چون خیلی تشویقش میکرد که دنبال علایقش بره و همیشه حمایتش میکرد، یک مقدار زیادی علایق این بچه به گوزنها و رنگ قرمز رو جدی گرفت و بهش دوتا شاخ گوزن کوچیک و چشمای قرمز داد، که البته الستور حسابی کیف کرد و افسردگی بعد از فارغالتحصیلیش هم درمان شد. و بعد هم تصمیم گرفت بره دنبال حرفه گویندگی رادیو و انقدر به کارش علاقه پیدا کرد که از مامانش خواست صداش رو هم رادیویی کنه حتی که همیشه در حال گزارش دادن باشه! همچنین یه عصا برای خودش خرید و یه رادیو توش جاسازی کرد که همهجا بتونه از صداهای رادیویی مختلف واسه پرت کردن حواس ملت، یا رفتن رو مخشون یا حتی در گفتگوهای عادی استفاده کنه، چون قطعاً این کاریه که آدمهایی که از سلامت روان کامل برخوردار هستن انجام میدن، البته نباید فراموش کرد عصا باعث افزایش استایل میشه و یک سلاح سرد عالیه، وقتی هم کاری نداره عصاشو هرجا بخواد ول میکنه و سایهش طبیعتا برمیداره و هروقت خواست دوباره میده بهش، که خب باز هم یک همزیستی مناسب و خوبه. همچنین کت و شلوار قرمز میپوشه که همیشه تو چشمه، و انقدر از تکنولوژیهای جدید مثل فیلمبرداری و عکسای جادویی متحرک متنفره که توی همهشون به صورت شطرنجی میفته و گند میزنه تو عکس و کلاً نمیشه باهاش عکس دستهجمعی گرفت. آها! سایهش هم مستقله و خیلی وقتا سعی میکنه بکشونتش توی دیوار، یا از تو دیوار در بیاد، یا بره ملت رو اذیت کنه یا از این کارای خوب خوب، چون خب بهرحال مگه یه مرد بدون لبخند و سایهش چی برای عرضه داره؟
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/2/8 16:36:24
Smile my dear, you're never fully dressed without one
زندگی نامه:جیمز پاتر پدر هری پاتر و همسر لی لی اونز بود که او و همسرش توسط ولدمورت کشته شدند.پدر جیمز پاتر معجونی را برای حالت دادن مو اختراع کرد که باعث ثروت هنگفتی شد که به ایین خاندان رسید.
شباهت های ظاهری:جیمز پاتر مانند هری موهای قهوه ای و بهم ریخته داشت که در دوران تحصیلش در هاگوارتز توجه دیگران را به خودش جلب میکرد . او عینک گرد میزد و یک بازیکن جستجو گر خوب بود
او یکی از اعضای گروه قارتگر بود و با سه نفر از دوستانش ریموس لوپین(مهتابی) پیتر پتی گرو(دم باریک) و سیریوس بلک(پانمدی) این گروه را تشکیل داد.یکی از وسایل جالبی که انها اختراع کردند نقشه قارتگر بود که سالها بعد به دست هری رسید. جیمز با سوروس اسنیپ مشکل زیادی داشت و همیشه او را طلسم میکرد ولی به دلیل پا درمیانی لی لی و علاقه ای که جیمز به او داشت او دیگر این کار خود را ادامه نداد. پس از اینکه جیمز و لی لی از هاگوارتز فارغ التحصیل شدند پس از مدتی کمی با هم ازدواج کردند و پس از مدتی پسری به نام هری به دنیا اوردند.جیمز صمیمی ترین دوست خود یعنی سیریوس بلک را به عنوان پدر خوانده هری انتخاب کرد. در نهایت انها به دلیل خیانت دوستشان پیتر پتی گرو که رازدارشان بود توسط ولدمورت کشته شدند و لی به دلیل فداکاری مادر هری هری پاتر زنده ماند.
خیلی ممنونم که به حرفام گوش کردی. فقط نقشه غارتگر درسته که تو معرفی شخصیتت املاشو تصحیح کردم.
نام:هری پاتر القاب :پسری که زنده ماند چوبدستی :هسته پر ققنوس پاترونوس :گوزن
شباهت بسیار زیاد به پدرش جیمز پاتر داره ولی رنگ چشم هاش به مادرش لی لی رفته. موهای قهوه ای و بهم ریخته داره و روی پیشانی اش زخمه صاعقه مانندی وجود داره.
اون یکی از بهترین جستجوگر های زمان خودش بود ودر اجرای طلسم پاترونوس توانایی بالایی دارد
اممم... درست میبینم؟ یکی جلوی چشمای خودم سعی کرد خودشو جای من بزنه؟
متاسفانه این شخصیت گرفته شده. لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه که گرفته نشده رو انتخاب کن. در ضمن لطفا توضیحات مربوط به شخصیتت از جمله ویژگیهای ظاهری، اخلاقی، زندگینامه و... رو هم بیشتر کن تا بتونم تاییدت کنم. چون الان معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه و تقریبا هیچ توضیحی راجع بهش ندادی. میتونی پست نفرات قبلی رو توی همین تاپیک بخونی تا دستت بیاد منظورم چیه.
هوتن ایگنوتوس هافلپاف یک هافلپافی اصیل از نوادگان هافلپاف بزرگ هسته ی چوبدستی پر ققنوس جنس چوب راش پاترونوس گوزن شاخدار سن : 17 مادر بزرگ مادریش ایرانی بود . پدر از فنلاندی های محاجر و مادر کانادایی اونا توی مدرسه ی ایلورمونی و در گروه تاندربرد باهم آشنا شدن پدرش پنج سال بعد از ازدواج و شش ماه قبل از بدنیا اومدن پسرشون توسط یه جادوگر سیاه کشته شد پدر کارآگاه و مادر چوب کار بود ، یعنی بیسیاری از فرآورده های چوبی_جادویی_زینتی رو طولید میکرد بعد از مرگ پدرش اونا با خانواده ی مادریش به اروپا محاجرت و سال ها زندگی کردند که موجب شد اون نجاری جادویی رو از مادر و آهنگری جادویی رو از پدر بزرگ یاد بگیره با اینکه با چوبدستی قوی تره ولی علاقه داره با دست جادو بکنه همچنین عاشق کار با سلاح های جادویی هست که خودش میسازه تو کوییدیچ محاجمه ، با اینکه کاپیتان کس دیگه ای دیگه بود اما رهبری کامل ماجم ها ب عهده ی اون بود ویژگی های ظاهری : قد 179 وزن 76 چربی بدن 15درصد رنگ چشم ، مو ، ابرو و مژه پر کلاغی
به موسیقی علاقه داره ولی هنوز قسمت نشده یاد بگیره
سلام دوست من!
ممنون میشم که شخصیت خودتو از لیست شخصیت ها انتخاب کنی. انتخابت میتونه از بین لیست اعضای هافلپاف باشه یا حتی از لیست بعدیش که افرادی هستن که گروهشون مشخص نیست. فقط کافیه نام یا نام خانوادگی شخصیتت شامل این لیست بشه.
نام: هری پاتر القاب: پسری که زنده ماند، پسر برگزیده چوب دستی: هسته پر ققنوس، 11 اینچ، چوب درخت راج پاترونوس: گوزن
ظاهر: هری پاتر بسیار شبیه پدرش جیمز پاتر است. البته چشم های او همانند چشم های مادرش، سبز رنگ است. او دارای موهایی قهوهای، قدی متوسط و پوستی سفید است. زخمی همانند صاعقه نیز بر پیشانی اش دارد. توانمندی ها: او در طول ادوار تحصیل خویش جزو بهترین جستجوگر های تیم کوییدیچ گریفندور بود. علاوه بر آن نیز توانست بر فن چفت شدگی نیز تسلط نسبی پیدا کند.
داستان زندگی: هری پاتر در 31 ژوئیه 1980 به دنیا آمد. او تنها فرزندجیمز و لیلی پاتر بود. در سن یک سالگی پدر و مادرش به دست لرد ولدمورت کشته شدند و به دلیلی مقاومت و از خودگذشتگی که مادرش از او در برار لرد ولدمورت نشان داد، او از آن اتفاق جان سالم به در برد و تنها زخمی شبیه به یک صاعقه بر پیشانی اش به جا ماند.
پس از آن تا هفت سالگی در خانه خاله و شوهر خاله در دنیای ماگل ها زندگی میکرد. تا اینکه روزی به وسیله نامه ای که از مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز به دست او میرسد به جادوگر بودن خویش پی میبرد. پس از وارد شدن به مدرسه هاگوارتز مسیر زندگی او کاملا دگرگون می شود.
در آن مدرسه دوستان خوبی مانند رونالد ویزلی و هرماینی(هرمیون) گرنجر پیدا میکند و همچنین بیشتر با گذشته خودش آشنا میشود.
بر اساس یک پیشگویی که در سال پنجم تحصیلش به هری گفته میشود، یا هری باید "لرد ولدمورت "را از بین ببرد یا "ولدمورت" باید هری را از پیش رو بردارد و هیچکدام با وجود دیگری قادر به زندگی نخواهند بود.
زمان میگذرد و در سال آخر تحصیل هری در هاگوارتز، در طی نبرد بزرگی که در هاگوارتز رخ میدهد هری موفق به شکست دادن لرد ولدمورت شده و صاحب ابر چوب دستی میشود.
وی چند سال بعد با جینی ویزلی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نامهای جیمز سیریوس، آلبوس سوروس و لیلی لونا شد.