هیچکس نمیداند دقیقا در چجور مخمصهای گیر افتادهاند.
نه دری وجود دارد، نه پنجرهای، نه حتی نشانی از دنیای بیرون. فقط طبقات بیپایان، دیوارهای سرد، و طنابی که آن ها را به سمت تاریکی بی پایانی سوق میدهد. صفحه ای فلزی که با صدایی گوش خراش رو به پایین حرکت میکند، بدون شک آنها را مجبور خواهد کرد تا حکم مرگشان را با دستان خودشان امضا کنند.
مرگخواران یکییکی چشم باز میکنند.
گیج.
خشمگین.
و برای اولینبار، ناتوان.
جادو دیگر از آنها فرمان نمیبرد و همین، سکوتی سنگینتر از مرگ میانشان انداخته است. گزینههای پیش رو، انتخاب بین بد و بدتر است و شروع کنندهی این بازی، همه چیز را با لرد سیاه آغاز کرده.
سایهی مرگ در میانشان معلق ایستاده و در هر لحظه آمادهی گرفتن جان مرگخواران است. مرگخوارانی که در میان اثبات وفاداری و نجات جان خود ماندهاند و در تصمیم گیری ناتوان هستند.
بازیگردان، مصمم به ریشهکن کردن ارتش تاریکیست... چه با شکنجهی روانی... چه با چشاندن طعم خواری و ذلت... بازی در دستان اوست...
فقط یک سوال در ذهنشان میچرخد: "
چه کسی توانسته ارباب تاریکی و یاران وفادارش را تا این حد به چالش بکشد؟"
اتفاقات آینده را در
درهی سکوت دنبال کنید.
گزینههای نمایش نظر