جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

کلاس آموزش تقلبات سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: دیروز ساعت 17:56
نمایش جزئیات
افتخارات
آفلاین
به نظر من خانواده "مقدس" پاتر و دوستانشون کلا نماد و الگوی تقلب برتر هستند!

متقلب رتبه اول: هری پاتر

اصلا کسی میتونه از این بشر دروغ گو تر و متقلب تر باشه؟ قدرتش مال هورکراکس لرده، ورد هاشو میده هرمیون براش اجرا کنه، دامبلدور دقیقا میگه بهش چیکار کنه و خانواده ویزلی در مواقع خطر براش قربانی میشن! بعد همه افتخارشو به اسم خودش نوشته! اخه جوجه زخمی تو خودت دقیقا چیکار کردی؟

متقلب رتبه دوم: جیمز پاتر

بچه رو ببین بابا معلومه چی بوده. ایشون رسما اسنیپ رو شکنجه میکرده، خودنما بوده، چند تا بچه خنگ تر از خودش رو مجاب میکنه برن تغییر شکل بدن و با گرگینه ای بازی بازی کنن که رسما هیچی اون زمان دست خودش نیست! بعد میگه ما میخواستیم کنارش باشیم! عمویی اون خودشم یادش نمیاد! یه قانون تو مدرسه نمونده اینا نشکسته باشن! بدتر از همه اینکه لیلی که عاشق اسنیپ بوده رو راضی میکنه زنش بشه!!!... این ادم با این ویژگی ها جدا ادم خوبه قضیه است؟!

متقلب شماره سه: لیلی پاتر

این خانوم قشنگ مثل شوهرش نمونه گول زدن بقیه است. از احساسات اسنیپ سوءاستفاده کرده و بعد میشینه شکنجه اسنیپ رو با خنده نگاه میکنه و آخرش هم میره زن قلدر مدرسه میشه!... بعد هم این طلسم محافظت هری پاتر به نظرم خیلی مسخره مونده روش. آقا اتاق کوچیک بوده، به هرحال اتاق بچه بوده، طلسم اول میخوره به مادر. اصلا شاید خودشو سپر محافظ هری هم حتی نکرده باشه... کسی چه میدونه؟! اینم به نظرم یکی از تقلبهاشه!


الگوی انتخابی:
هری پاتر!
یه عینک بذار، مظلوم باش، زخمی باش، موهاتو شلخته کن! همین!
بعد هم بقیه برات هزارتا کار میکنن و تو هم به اسم خودت ثبتش میکنی و چون خیلی گناه داری و خودت نمیتونستی و این حرفها!
تبلیغش هم خیلی ساده است. یه سریال ترکی میسازیم به اسم " هری گل". توش هری مثلا بدبخته و هی بلا سرش بیاد و اخرش ییهو قوی و پولدار و همچی بشه. خود مردم ازش الگو میگیرن هیچ، تازه حتی قیافه شون رو شبیه به هری میکنن!
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: دیروز ساعت 15:51
نمایش جزئیات
آفلاین
تقلب؟ نچ نچ نچ نچ تقلب کار بچه های زشته!
ادم فروشی کنم بگم کی واسه تقلب خوبه؟ عمرا! من فقط روح فروشی و جن فروشی و از اینجو کارا میکنم!

راهکارهای من برای تقلب در کلاس:

1.دابی: اشتباه نکنید سینیور من با دابی تقلب نمیکنم! بخوامم بکنم دابی به من نمی رسونه! من با یکی از بچه های کلاس تقلب میکنم، تقلب رو میندازم گردن دابی! اونم که شروع میکنه به خود زنی پس چیزی لو نمیره!(بعدشم میفته زندان صداش در نمیاد)

2.مرگ: به حضورش اعتقاد خاصی ندارم اما خیلی باحال میشد اگه باهاش تقلب میکردم! البته با ایشونم مثل مورد قبلی تقلب مستقیم نمی کردم.
مثلا سر جلسه آزمون به مراقب محترم میگفتم که مرگ داره تقلب میکنه. مراقب هم که میرفت ازش تقلب بگیره مرگ می کشتش. هرچند این احتمال هم هست که خودمم بعدش راهی دیار باقی بشم.

3.باسیلیسیک: باز هم مثل دو روش قبلی تقلب بصورت غیر مستقیم انجام میشه. هرچند ممکنه خود کسایی که میخواستن باهام تقلب کنن اشتباهی به چشمای شهلاش نگاه کنن و مجذوبشون بشن. واسه همیشه. به هرحال پیش آمده دیگه پیشمیاد!


ولی اگه بخوام بگم کی رو بعنوان الگوم انتخاب میکنم...هوم...انتخاب سختیه...من...

آلبوس دامبلدور رو بعنوان الگوم انتخاب میکنم!
بعدشم همینجوری به هافلپاف امتیاز میدم! نه کسی گیر میده نه چیزی! آخرشم که میگم چه جالب هافلپاف برنده ی جام شد! بله دیگه ما اینیم!

پ.ن: اوا دیدید چیشد! من تقلب کردم و الگوم رو از خود کسایی که نام بردم انتخاب نکردم! بد شد که!
اگر از من خطایی دیدی شما خطای دید داری من خیلی گلم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: دیروز ساعت 15:35
نمایش جزئیات
آفلاین
درود جناب مرگ


الگوی اول:
کوین کارتر: خب الان همه میگید چرا یه بچه سه سالِ؟ اتفاقا همین بچه سه سالِ میتونه از همه متقلب تر باشه آخه اصلا قابل باور که یه بچه بتونه انقدر لفظ قلم حرف بزنه یا بشه معاون محفل ققنوس ؛ اینجا حتما یه تقلبی کد تقلبی چیزی تو کار بود.

الگوی دوم:
دانش آموزای ماگل: اینجانب یه روز برای کاری رفته بود به یکی از مدرسه های ماگلی که با چیز عجیبی مواجه شد در روز امتحان پروفسوری که بهش میگفتن دبیر سر کلاس نشسته اما دانش آموزای ماگل داشتن تقلب میکرد جوری که یکی جلوش کتاب باز بود اون یکی داشت از این سر کلاس به اون سر کلاس تقلب میرسوند و یه گروه هم برگ هاشون رو جا به جا میکردن.

الگوی سوم:
مرلین بزرگ: درسته که ایشون جادوگر بزرگی هستن و حاجات ما دست ایشون ولی همین مرد بزرگ با زیرکی و تقلب دل روح تالار ما رو به دست آورد بعدم یه خواستگاری سوری راه انداخت.



الگوی برتر:
من کوین کاتر رو انتخاب می‌کنم.
چرا؟ چون با اون قیافه مظلومش میتونه همه رو فریب بده و کسی نمی‌فهمه که پشت این قیافه چه متقلب بزرگی پنهان شده.

افرادی که لایک کردند

Beware the ravens that whisper omens of death.𓆃
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: دیروز ساعت 14:33
نمایش جزئیات
آفلاین
استادِ تقلباتِ مرگیِ بابا،

بخش اول: الگوهای برتر و مناسب تقلب مرلین

ریشی خودمان
ریشی مرلین کم ریشی نیست. ریشی بنده علاوه براینکه ریش مرلینه، فوق ریشانس هم داره و ریشاله خودش رو به تازگی منتشر کرده. کدوم ریشی بدون تقلب تو زندگیش اینهمه سال انقدر پرپشت و شاداب و بلند و دست و پاگیر می‌مونه؟ کدوم ریشی قدرت‌های جادویی منحصر به دعا کردن داره و ورد زبون این و اونه؟

هاولِ بابا
شما همین خونه هاول رو نگاه کن. هر دری می‌برتت یک جای جدید، یک تجربه متفاوت و عجیب، آیا این اوج تقلب نیست؟ اینطوری همه جا هستی، توی هر شهر و دیاری خونه داری، دیوار به دیوار هر کسی بخوای می‌تونی باشی. یا مثلا همون اهریمن آتیشی‌ای که باهاش زندگی می‌کنه رو ببین، هاول دیگه گالیون برق و گاز قلعه رو هم نمیده.

هری پاتر بابا
همین هری رو هم ببین فرزندم. چطوری یه الف بچه می‌تونه یکی از قدرتمندترین جادوگرای دنیای جادویی (بعد سالازار بزرگ و بنده‌ی کوچک) رو اینطوری از دنیا سقط کنه؟ حتما یه کدی چیزی زده باباجان. تقلب تو مرگ، کار هر کسی نیست. تعجبه برام که خود شما شک نکردید بهش.

بخش دوم: الگوی مرلین و راه متقلبانه‌ی گول زننده

الگوی اصلی مرلین: ریشی

نه اینکه ریشی مجبورمان کرده باشه ها، نه والا. اصلا با ریشاش ریشه نکرده تو مغز بنده و مثل یه انگل مغز ما رو کنترل نمی‌کنه. مطمئن باش باباجان.

راه و روش پخش الگو برداری از ریشی
آسون‌ترین راه همینه باباجان. ریشی رو توی جادوگرام ترند می‌کنیم و اسپانسر می‌گیریم براش. بعد حواس همه رو به یک واقعه‌ای مثل نبرد هاگوارتز پرت می‌کنیم و اینطوری مصرف‌کنندگان بیشتری جذب می‌کنیم. بعد انقدر مصرف کنندگان از الگوی ما الگو برداری می‌کنند که کم‌کم معنای زندگی رو از دست میدن و همه سیستم مغزیشون رو به دست ریشیشون می‌سپارند. اینجوریه که ریشی الگوی ما میشه الگوی دیگران.

افرادی که لایک کردند


".It's up to you how far you'll go. If you don't try, you'll never know"
Merlin
The sword in the stone
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: دیروز ساعت 14:17
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
1.تام جاگسن
اقا ما یه بار اومدیم شطرنج جادویی بازی کنیم. این تام جاگسن قبل از اینکه من نوبتمو بازی کنم دوباره بازی کرد. هر چی هم جز زدیم که داداش داری اشتباه میزنی. هیچکس کاری نکرد. از قدیم چون جادوگران زیر سلطه ی ریونکلاوی ها بود. اخرش هم تام اومد یه عذرخواهی الکی توی چت باکس کرد که درسته نیکلاس میدونم حق با توعه اما ما درست میگیم و پیچوندن بازی رو.

2.ویولت بودلر
ویولت بودلر و خرگوشش که همیشه با هم وقت میگذروندن اومدن یه مسابقه ی فرار از ازکابان شرکت کردند. بیشتر بتل رویال بود و باید همدیگه رو میکشتیم. اقا ما هم زدیم خرگوشش رو کشتیم.
نبودی ببینی چه غوغایی کرد این ویولت خانوم. در و تخته رو با هم جفت انداخت که تقلب شده و کار به دخالت مدیران سایت رسید که در اون زمان با حمایت لرد از بنده این قضیه تموم شد.
من عدم قبول شکست توسط ایشون و استفاده از قدرتش برای عوض کردن نتیجه رو نوعی تقلب میبینم.

3.هلنا ریونکلاو
اقا سایت یه بار یه مسابقه ای راه انداخت. این مسابقه کاملا استقامتی بود و باید هر کی پست اخر رو میزد برنده میشد.
رگبار پست ها ارسال میشدند. ایشون هم خدایی خوب بازی کرد 4 روز اول و میجنگید و پست میزد. اما من میدونستم که توی مسابقه ی استقامتی، استقامت مهمه. دقیقا وقتی که تیم شون خسته شد و فضایی باز شد تا بقیه تیم ها جلو بیوفتن. ایشون با اعتباراتی که در سایت داشت مسابقه رو استپ کرد.
بله واقعا! وسط مسابقه ی استقامتی استراحت داد 3 روز و قشنگ با تیمشون نشستن استراحت کردن.
جدا از اینکه تحمل شکست براشون سخته. استفاده از اعتباراتشون برای به هم ریختن مسابقه رو من نوعی تقلب میدونم.

از تقلب و رانت و خم کردن قوانین متنفرم و انجام نمیدم.
پس برای قسمت دوم تکلیف حرفی ندارم بزنم، امتیازش هم نمیخوام.

این چهار تا شکلک هم میفرستم این زیر که نگن نیکلاس جدی بوده و باید دوباره بفرستیمش جزایر بالاک. در کل به الگویی که این عزیزان استفاده کردن برای تقلب توجه کنید نه اسامی شون.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1405/4/19 14:22:10
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1405/4/19 14:22:37
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 21:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
شاید سوال پیش بیاد که چرا من اینا رو می‌شناسم، من که مدت‌ها قبل از اینا زندگی می‌کردم! ولی خب دامبلدوریمو سگ جون. در تمام این لحظات یه گوشه نشسته بودم نگاه می‌کردم.

----------

۱.

الگوی اول: سال بالایی‌های ما!
آقا شما ندیدین ولی ما دیدم! سر امتحان وردها و طلسم‌ها سال بالاییا کنار ما بودن، یه جوری کاغذ رد بدل می‌کردن پروفسور فیلت‌ویک بنده مرلین فکر کرد دچار توهم شده... هم سرعت و هم‌ دقت! حالا روبه‌رویی من اصلا تو یه وادی دیگه بود! شانس هم نداشتیم...

الگوی دوم: غارتگران
کی بهتر از گروهی که یواشکی انیماگوس شدن تا همراه دوستشون باشن؟ فرار کردن با شنل نامرئی برای رسیدن به ریموس، این گروه پر تقلبه. چه تقلبشون سر امتحان جادوی سیاه، چه اون جایی که پروفسور اسنیپ رو، که اون زمان پروفسور نبود رو، با ورد خوش از یه پا آویزون کردن.

الگوی سوم: بارتیموس کراوچ جونیور
‌کسی که با معجون مرکب پیچیده سر کل هاگوارتر کلاه گذاشت! به نظر من گزینه مناسبی برای الگو گرفتنه، هرچند استفاده از معجون مرکز پیچیده نیاز به تمدید داره، یا حتی ممکن گاهی هم یهو تابلو بشه مثل زمانی که هرمیون، هری و رون رفتن بانک گرینگوتز تا جام هافلپاف رو بدزن... ولی خب حرکت بارتی کراوچ جونیور خفن بود!

----------

۲.

درسته الگو دوم و سوم به شدت خفنن... ولی من هنوز دلم رو تقلب سال بالاییا مونده. پس سال بالاییا بهترین الگو‌ان.

چرا؟ چرا داره؟ شیوه‌های جابه‌جا کردن برگه‌ها به اون سرعت و بدون استفاده از جادو، به طرزی که پروفسوز فیلت‌ویک بعد کلاس بره به از پروفسور اسنیپ معجون ضد توهم بگیره کمه؟
شب بخیر گفتن ما از روی ادب است... وگرنه شب آغاز بیداری ماست!
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بخش اول: معرفی سه الگوی برتر برای تقلب

الگوی اول: لوسیوس مالفوی
لوسیوس مالفوی الگویی بی‌نظیر برای تقلب است، چون هرگز تقلب نمی‌کند؛ او پول می‌دهد تا دیگران برایش تقلب کنند. این روش، تقلب را از سطحِ عملیاتی به سطحِ مدیریتی ارتقا می‌دهد. او هیچ‌وقت دستش به تقلب کثیف نمی‌شود، اما همیشه نفعِ تقلب را می‌برد. برای تقلب‌های کلان و سازمان‌یافته، او بهترین الگوست.

الگوی دوم: گیلمرت لاکهارت
لاکهارت الگوی تقلبِ خودفروشانه است. او خاطرات دیگران را می‌دزدد و به نام خود منتشر می‌کند، اما چنان جذاب و خوش‌لباس است که همه فراموش می‌کنند او دزد است. تقلب او خلاقانه است چون هیچ‌وقت تقلب را پنهان نمی‌کند، بلکه آن را به هنر تبدیل می‌کند. برای تقلب‌های رسانه‌ای و عمومی، او بی‌نظیر است.

الگوی سوم: دامبلدور (آلبوس، نه آبرفورث!)
دامبلدور الگوی تقلبِ مقدس‌مآبانه است. او همه را فریب می‌دهد که پیرمردی خیرخواه است، درحالی که تمام عمرش مردم را مثل مهره‌های شطرنج جابجا کرده. تقلب او در لفافه‌ی تعلیم و تربیت پنهان شده. برای تقلب‌های ایدئولوژیک و فکری، او الگویی دست‌نیافتنی و سیاه‌ترین متقلب تاریخ است.

بخش دوم: انتخاب الگو و راهِ پخشِ آن

من الگوی دامبلدور را انتخاب می‌کنم، چون سیاه‌ترین و خلاقانه‌ترین تقلب را دارد. برای پخشِ این الگو بین مردم، راهی متقلبانه و گول‌زنک طراحی می‌کنم:

یک «انجمنِ مخفیِ تقلباتِ سیاه» تأسیس می‌کنم با نامِ فریبنده‌ی «باشگاهِ راست‌راهیان». هرکس وارد شود، اول به او می‌گویم که اینجا جای تقلب نیست، بلکه جای مبارزه با تقلب است. بعد، به او ثابت می‌کنم که بهترین راه برای مبارزه با تقلب، این است که خودت استادِ تقلب بشوی تا بتوانی جلوی دیگران را بگیری. با این ترفند، همه جذب می‌شوند و بدون اینکه بدانند، از الگوی دامبلدور تقلید می‌کنند. تازه، برایش یک اذیتِ کوچک هم اضافه می‌کنم: هر عضوِ جدید، باید یک رازِ تاریک از زندگی‌اش را فاش کند تا من آن را به‌عنوانِ «ابزارِ کنترل» نگه دارم. اگر کسی خواست از باشگاه خارج شود، آن راز را برای همه پخش می‌کنم. اینجوری، نه‌تنها الگو پخش می‌شود، بلکه همه در تورِ من می‌مانند و به نفعِ من کار می‌کنند.

نتیجه‌گیری نهایی:
استاد، من برای این تکلیف تقلب نکردم. یعنی تقلب تر از این نمی شد

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 07:54
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
متقلب؟

موذمار شماره‌ی 1: نیوت اسکمندر

این آدم هم خیلی خوب بلده قیافه‌ش رو مظلوم دو عالم نشون بده، هم خیلی شیک و مجلسی هر جا به نفعش نیست خودش رو می‌زنه به کوچه‌ی آلبوس‌چپ که الکی مثلاً من جاسوس کسی نیستم و عامل نصف خرابکاری‌های اخیر تو آمریکا نبودم و فقط حیوونامو می‌چرخونم.

موذمار شماره‌ی 2: نیکلاس فلامل

مرتیکه‌ی جاودان خسیس که ادعا می‌کنه بهترین دوست آلبوسه ولی وقتی آلبوس رو به موت بود نرفت دو قطره از اون اکسیر جوانیش بده آلبوس نمیره خودش جلوی دشمن‌های پاتر بایسته.

موذمار شماره‌ی 3: آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور

مرتیکه‌ی فریک سواستفاده‌گر! یه دو تا کار خودت انجام بده. همیشه در حال بازی دادن دیگرانه و آدم‌ها براش مهره‌های شطرنجی هستن که اون رو به هدفشون می‌رسونه. من آلبوس رو می‌شناسم؛ حرفمو قبول کنید.



--------
الگوی انتخابی من آلبوس دامبلدوره. کافیه که یه مدت از کتاب "زندگی و نیرنگ‌های آلبوس دامبلدور" در فضای مجازی بد بگیم و مدام تکرار کنیم هرگز این کتاب رو نخونید چون وزارت ارشاد جادوگری جلوی نشرش رو گرفته! اون‌وقت ببینید چطور همون جماعتی که حوصله نداشته دو خط درس بخونه، فوج فوج می‌ره اون کتاب ممنوعه رو از دارک وب پیدا می‌کنه و می‌خونه و مثل دامبلدور متقلب می‌شه!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 20:00
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
اول از همه باید بهتون بگم که اُلِ چه گویی؟ ما خودمون الگوی یک جامعه هستیم! نیستیم؟(به روم نیارین ترجیحاً! )
در کل ما رفتیم چندتا الگوی متقلب براتون آوردیم که بهتون معرفی کنیم‌شون!

۱.
۱. الگوی خیاطی!
درست شنیدین! الگوهای خیاطی یکی از بهترین الگوهای تقلب هستن. به هر حال وقتی شما میاین الگو رو می‌ذارین رو پارچه و بعد از روش برش می‌زنین و می‌دوزین دارین به نوعی تقلب می‌کنین دیگه! وقتی قرار باشه تقلب رو نوعی استفاده از دست‌رنج دیگران حساب کنیم، در اصل همه‌ی کسایی که از الگوی خیاطی استفاده می‌کنن متقلبن و به این صورت، می‌تونیم بگیم الگوهای خیاطی یکی از موفق‌ترین الگوها و پر استفاده‌ترین‌ الگوهای تقلب به حساب میان.

۲. هلنا ریونکلاو!
اگه با خودتون می‌گین چرا باید هلنا ریونکلاو جوون‌مرگ رو به عنوان الگوی خودمون استفاده کنیم، باید بگم چقدر ساده دلین!
این خانوم یکی از متقلب‌ترین‌های ممکنه! اگه خبر داشته باشین که چندی پیش قرار بود یک عقدی میان این بانو و جناب مرلین صورت بگیره، می‌دونین که چجوری متقلبانه از قلب پاک این پیرمرد سو استفاده کرده و به خواسته‌هاش رسیده. حتی با نازهای تقلبی، کاری کرد که مرلین جسم انسانیش رو بهش برگردونه! باور می‌کنین؟

۳. ارباب بزرگ و کبیر و غیور و جسور و نمور!
چرا؟ همونطور که می‌دونین ارباب به شدت باهوش و عاقل هستن. ایشون دیدن که نیازی به زحمت کشیدن برای شکست جامعه‌ای که پر از اندیشه‌های محفلیون شده، نیازی به زحمت نیست! بلکه کافیه از همون کوچکی، بهشون چیزهای درست تدریس بشه. بنابراین رفتن و استاد دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز شدن تا بتونن به بقیه یادآوری کنن که جادوی‌سیاه چقدر خوب و باشکوهه. اینجوری به‌صورت قاچاقی بهشون جادوی‌سیاه هم یاد بدن و باشکوهانه تقلب کنن!


۲.
اولش ازمون خوستین سه‌تا الگو نام ببریم و الان می‌خواین یکیش رو انتخاب کنیم؟ متقلب اصلی خودتونین پروفسور که ما رو بین سه‌راهی گذاشتین!

البته من به عنوان یک مرگخوار وفادار و از اون جهت که به جز ارباب، به یه مشت الگوی دیگه اعتماد ندارم و مطمئنم پاتیلی زیر نیم‌پاتیل‌شون هست، لرد ولدمورت بزرگ رو به‌عنوان الگوی شخصیم انتخاب می‌کنم.
آیا بازم دلیل می‌خواین؟ چی بگم؟ خب دلم خواست!
البته چون شما پروفسورین و نمره و قدرت دست شماست، یکم بیشتر بهتون توضیح میدم...
اگه از اولش بگیم، لرد بزرگ همون اولش به‌صورت تقلبی نقش شکست خوردن رو بازی کردن و عمدی باعث شدن که هری پاتر بشه پسر برگزیده! بعدم با قدرت و این بار واقعی برگشتن تا نشون بدن برگزیده‌ی اصلی خودشونن!
تازه همیشه ادای گردن‌نگیرهای تقلبی رو در میارن و هیچوقت دخترشون رو گردن نمی‌گیرن؛ ولی در عین حال، همیشه از خواستگارهای دلفی پیتزا درست می‌کنن و بین مرگخوارا پخش می‌کنن.
حتی گاهی‌اوقات به منم می‌گن که چرت و پرت می‌گم و اینکه باد از جنوب می‌وزه، دلیل نمیشه که محفلی‌ها قراره به ما حمله می‌کنن و کاری جز الکی شک کردن ازم برنمیاد؛ حتی چندبار هم به زور کاتانای آکی، من رو فرستادن پیش جراپیست(تراپیست! ) تا شاید مشکلات روانیم برطرف بشه. ولی من می‌دونم که اینا همه‌‌اش تقلبیه و ارباب دارن باهام شوخی می‌کنن.

برای روش پیشنهادی استفاده هم می‌تونم بگم می‌تونم از این خرطوم های الکی و بزرگ فیل به جای بینی ارباب بچسبونیم و ویدیوی قبل و بعد عمل تقلبی درست کنیم؛ بعدش خرطوم رو برداریم و سوراخ‌های بینی متقارن و زیبای ارباب رو به نمایش بذاریم و توی توضیحاتش بنویسیم تبدیل خرطوم به بینی در سنت مانگو!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/4/18 1:28:35
Certainty is a delightful illusion
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بخش اول

۱. پیتر پتیگرو:
چرا پیترپتیگرو؟ به این خاطر که در قالب پیترپتیگرو، شما میتوانید وقتی اوضاع خراب شد( یعنی خراب تر از چیزی که بتوان با یک تقلب ساده آن را جمع کرد) سریعا چیز باور نکردنی ای از خود به جا بگذارید و تقصیر را گردن شخص دیگری انداخته و فرار کنید.
منظور از چیز باور نکردنی چیست؟ چیزی که شمارا مظلوم عالم نشان دهد! چیزی که بر علیه شخص دیگر استفاده شود!


۲. پیوز: چرا پیوز؟ زیرا در قالب پیوز شما میتوانید آنقدر بریزید و بپاشید تا دیگران حتی یک درصد هم متوجه تقلب شما نشوند! برای مثال: قبل از شروع تقلب مقداری سس چسبنده و یک عدد آدامس ( هرنوعی میتواند باشد) را درون یک بادکنک بریزید و آن را کاملااا اتفاقی بالای سر شخص مقابل بترکانید، سپس بگذارید آدامس و سس هردو روی موهای شخص کار خودشان را بکنند و هنگامی که شخص درگیر جدا کردن آنها از موهایش بود تقلبتان را به سادگی انجام دهید.

۳. ریتا اسکیتر: چه کسی بهتر از ریتا اسکیتر؟ او حقیقت را آنقدر تزئین و گوگولیزه میکند تا نه تنها خودش هم باورش میشود بلکه شما نیز باور میکنید که هیچ تقلبی در کار نبوده است و این داستان ها همگی از بدبختی ها و فلاکت های زندگی ریتا است.


بخش دوم
انتخاب الگوی من: پیترپتیگرو

روش جذب دیگران به روش پیترپتیگرو:
مسابقه ای برگزار میکنیم که در آن هر شخص سعی کند طوری تقلب کند که در آن، فرد دیگر متقلب به نظر برسد. و در آخر هر مسابقه نیز پاداشی به شخصی که بهترین مظلوم نمایی تاریخ را انجام داده است داده میشود.
𝐿𝒾𝓁𝓎 𝑜𝒻 𝓉𝒽𝑒 𝒱𝒶𝓁𝓁𝑒𝓎