در نتیجه، تصویر آرام آرام از میان میلههای سلول عبور کرد، از راهروی نمور آزکابان گذشت، از کنار دیوانهسازی که وسط شیفت کاریاش چرت میزد رد شد، دو بار بیدلیل زوم کرد، یک بار هم بیدلیل از زوم خارج شد و در نهایت، مقابل درِ اتاق ریاست زندان ایستاد. پشت در، صدای کوبیده شدن چیزی به میز شنیده میشد.
- یعنی چی که فرار کرده؟!
- قربان... گزارش همینو میگه.
- با چی؟
- با قاشق.
چند ثانیه سکوت برقرار شد. بعد صدای دیگری آمد.
- قاشقِ غذاخوری یا مرباخوری؟
- فکر کنم چایخوری قربان.
این بار سکوت، با کیفیت بالاتری برقرار شد.
دراکو که تا همین چند دقیقه قبل با تصور شکنجهی روحی پاته، آیندهی درخشانی برای خودش ترسیم کرده بود، اما حالا وسطِ گزارشِ زندانیانِ فراری سوژه قبل گیر کرده بود، آرام از روی صندلی بلند شد، دستهایش را پشت کمرش قفل کرد و کنار پنجره رفت. پنجرهای که منظرهی فوقالعادهای رو به دیوارِ روبهرویی داشت. کمی فکر کرد و برگشت سمتِ نگهبان.
- زندانی فراری... گفتی توی کدوم بند بود؟
- بند چهار قربان.
- بند چهار...
دراکو زیر لب زمزمه کرد. بعد ناگهان انگشتش را به سمت سقف گرفت؛ نه چون چیزی آن بالا بود، بلکه چون احساس کرد نتیجهگیریهای مهم همیشه با انگشتِ رو به بالا معتبرتر به نظر میرسند.
- فهمیدم! کار... کارِ پاته ست!
نگهبان پلک زد.
- ولی... پاتر تو بند هفت زندانیه قربان.
- دقیقاً! پاته توی بند هفت زندانیه، زندانیِ فراری توی بند چهار بوده... یعنی پاته عمداً خودش رو انداخته یه بند دیگه که کسی بهش شک نکنه!
نگهبان چند ثانیه به رئیسش خیره ماند.
- قربان... ولی خودتون دیروز دستور دادین پاتر رو بند هفت بندازن.
دراکو بدون ذرهای تردید گفت:
- دقیقاً! یعنی از قبل میدونسته من همچین دستوری میدم. بین چقدر مکاره این پاته...
دراکو شنلش را با حرکتی نمایشی چرخاند.
- پاته رو بیارین پیشِ من! تا وقتی خلافش ثابت نشه، مقصرِ اصلی خودشه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



خوب تاوانشم باید بدی دیگه.
این غیر از عدالته مگه؟ برو پسرم. برو آب خنک نوش جان کن و به کارای بدت فکر کن.
این به نفع خودته. ساخته میشی. 



کافیه میرتل. قرار نیست اون خاطرات رو جایی تعریف کنی.
فقط این که انداختمش توی آزکابان به اندازه کافی دلم رو خنک نمیکنه. دلم میخواد بیشتر اون جا اذیتش کنم. به خاطر همون... چیزایی که خودت میدونی.
به نظرت چه بلاهایی میشه سر یه پـّـــاتِـهی زندانی آورد؟













" اینجا چه خبر ِ؟"
"
"
"
"
"
»
»
"