جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

32 کاربر(ها) آنلاین هستند (19 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
28 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

کلاس آموزش تقلبات سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: جمعه 19 تیر 1405 14:33
نمایش جزئیات
آفلاین
استادِ تقلباتِ مرگیِ بابا،

بخش اول: الگوهای برتر و مناسب تقلب مرلین

ریشی خودمان
ریشی مرلین کم ریشی نیست. ریشی بنده علاوه براینکه ریش مرلینه، فوق ریشانس هم داره و ریشاله خودش رو به تازگی منتشر کرده. کدوم ریشی بدون تقلب تو زندگیش اینهمه سال انقدر پرپشت و شاداب و بلند و دست و پاگیر می‌مونه؟ کدوم ریشی قدرت‌های جادویی منحصر به دعا کردن داره و ورد زبون این و اونه؟

هاولِ بابا
شما همین خونه هاول رو نگاه کن. هر دری می‌برتت یک جای جدید، یک تجربه متفاوت و عجیب، آیا این اوج تقلب نیست؟ اینطوری همه جا هستی، توی هر شهر و دیاری خونه داری، دیوار به دیوار هر کسی بخوای می‌تونی باشی. یا مثلا همون اهریمن آتیشی‌ای که باهاش زندگی می‌کنه رو ببین، هاول دیگه گالیون برق و گاز قلعه رو هم نمیده.

هری پاتر بابا
همین هری رو هم ببین فرزندم. چطوری یه الف بچه می‌تونه یکی از قدرتمندترین جادوگرای دنیای جادویی (بعد سالازار بزرگ و بنده‌ی کوچک) رو اینطوری از دنیا سقط کنه؟ حتما یه کدی چیزی زده باباجان. تقلب تو مرگ، کار هر کسی نیست. تعجبه برام که خود شما شک نکردید بهش.

بخش دوم: الگوی مرلین و راه متقلبانه‌ی گول زننده

الگوی اصلی مرلین: ریشی

نه اینکه ریشی مجبورمان کرده باشه ها، نه والا. اصلا با ریشاش ریشه نکرده تو مغز بنده و مثل یه انگل مغز ما رو کنترل نمی‌کنه. مطمئن باش باباجان.

راه و روش پخش الگو برداری از ریشی
آسون‌ترین راه همینه باباجان. ریشی رو توی جادوگرام ترند می‌کنیم و اسپانسر می‌گیریم براش. بعد حواس همه رو به یک واقعه‌ای مثل نبرد هاگوارتز پرت می‌کنیم و اینطوری مصرف‌کنندگان بیشتری جذب می‌کنیم. بعد انقدر مصرف کنندگان از الگوی ما الگو برداری می‌کنند که کم‌کم معنای زندگی رو از دست میدن و همه سیستم مغزیشون رو به دست ریشیشون می‌سپارند. اینجوریه که ریشی الگوی ما میشه الگوی دیگران.

افرادی که لایک کردند


".It's up to you how far you'll go. If you don't try, you'll never know"
Merlin
The sword in the stone
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 21:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
شاید سوال پیش بیاد که چرا من اینا رو می‌شناسم، من که مدت‌ها قبل از اینا زندگی می‌کردم! ولی خب دامبلدوریمو سگ جون. در تمام این لحظات یه گوشه نشسته بودم نگاه می‌کردم.

----------

۱.

الگوی اول: سال بالایی‌های ما!
آقا شما ندیدین ولی ما دیدم! سر امتحان وردها و طلسم‌ها سال بالاییا کنار ما بودن، یه جوری کاغذ رد بدل می‌کردن پروفسور فیلت‌ویک بنده مرلین فکر کرد دچار توهم شده... هم سرعت و هم‌ دقت! حالا روبه‌رویی من اصلا تو یه وادی دیگه بود! شانس هم نداشتیم...

الگوی دوم: غارتگران
کی بهتر از گروهی که یواشکی انیماگوس شدن تا همراه دوستشون باشن؟ فرار کردن با شنل نامرئی برای رسیدن به ریموس، این گروه پر تقلبه. چه تقلبشون سر امتحان جادوی سیاه، چه اون جایی که پروفسور اسنیپ رو، که اون زمان پروفسور نبود رو، با ورد خوش از یه پا آویزون کردن.

الگوی سوم: بارتیموس کراوچ جونیور
‌کسی که با معجون مرکب پیچیده سر کل هاگوارتر کلاه گذاشت! به نظر من گزینه مناسبی برای الگو گرفتنه، هرچند استفاده از معجون مرکز پیچیده نیاز به تمدید داره، یا حتی ممکن گاهی هم یهو تابلو بشه مثل زمانی که هرمیون، هری و رون رفتن بانک گرینگوتز تا جام هافلپاف رو بدزن... ولی خب حرکت بارتی کراوچ جونیور خفن بود!

----------

۲.

درسته الگو دوم و سوم به شدت خفنن... ولی من هنوز دلم رو تقلب سال بالاییا مونده. پس سال بالاییا بهترین الگو‌ان.

چرا؟ چرا داره؟ شیوه‌های جابه‌جا کردن برگه‌ها به اون سرعت و بدون استفاده از جادو، به طرزی که پروفسوز فیلت‌ویک بعد کلاس بره به از پروفسور اسنیپ معجون ضد توهم بگیره کمه؟
شب بخیر گفتن ما از روی ادب است... وگرنه شب آغاز بیداری ماست!
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بخش اول: معرفی سه الگوی برتر برای تقلب

الگوی اول: لوسیوس مالفوی
لوسیوس مالفوی الگویی بی‌نظیر برای تقلب است، چون هرگز تقلب نمی‌کند؛ او پول می‌دهد تا دیگران برایش تقلب کنند. این روش، تقلب را از سطحِ عملیاتی به سطحِ مدیریتی ارتقا می‌دهد. او هیچ‌وقت دستش به تقلب کثیف نمی‌شود، اما همیشه نفعِ تقلب را می‌برد. برای تقلب‌های کلان و سازمان‌یافته، او بهترین الگوست.

الگوی دوم: گیلمرت لاکهارت
لاکهارت الگوی تقلبِ خودفروشانه است. او خاطرات دیگران را می‌دزدد و به نام خود منتشر می‌کند، اما چنان جذاب و خوش‌لباس است که همه فراموش می‌کنند او دزد است. تقلب او خلاقانه است چون هیچ‌وقت تقلب را پنهان نمی‌کند، بلکه آن را به هنر تبدیل می‌کند. برای تقلب‌های رسانه‌ای و عمومی، او بی‌نظیر است.

الگوی سوم: دامبلدور (آلبوس، نه آبرفورث!)
دامبلدور الگوی تقلبِ مقدس‌مآبانه است. او همه را فریب می‌دهد که پیرمردی خیرخواه است، درحالی که تمام عمرش مردم را مثل مهره‌های شطرنج جابجا کرده. تقلب او در لفافه‌ی تعلیم و تربیت پنهان شده. برای تقلب‌های ایدئولوژیک و فکری، او الگویی دست‌نیافتنی و سیاه‌ترین متقلب تاریخ است.

بخش دوم: انتخاب الگو و راهِ پخشِ آن

من الگوی دامبلدور را انتخاب می‌کنم، چون سیاه‌ترین و خلاقانه‌ترین تقلب را دارد. برای پخشِ این الگو بین مردم، راهی متقلبانه و گول‌زنک طراحی می‌کنم:

یک «انجمنِ مخفیِ تقلباتِ سیاه» تأسیس می‌کنم با نامِ فریبنده‌ی «باشگاهِ راست‌راهیان». هرکس وارد شود، اول به او می‌گویم که اینجا جای تقلب نیست، بلکه جای مبارزه با تقلب است. بعد، به او ثابت می‌کنم که بهترین راه برای مبارزه با تقلب، این است که خودت استادِ تقلب بشوی تا بتوانی جلوی دیگران را بگیری. با این ترفند، همه جذب می‌شوند و بدون اینکه بدانند، از الگوی دامبلدور تقلید می‌کنند. تازه، برایش یک اذیتِ کوچک هم اضافه می‌کنم: هر عضوِ جدید، باید یک رازِ تاریک از زندگی‌اش را فاش کند تا من آن را به‌عنوانِ «ابزارِ کنترل» نگه دارم. اگر کسی خواست از باشگاه خارج شود، آن راز را برای همه پخش می‌کنم. اینجوری، نه‌تنها الگو پخش می‌شود، بلکه همه در تورِ من می‌مانند و به نفعِ من کار می‌کنند.

نتیجه‌گیری نهایی:
استاد، من برای این تکلیف تقلب نکردم. یعنی تقلب تر از این نمی شد

افرادی که لایک کردند

" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1405 07:54
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
متقلب؟

موذمار شماره‌ی 1: نیوت اسکمندر

این آدم هم خیلی خوب بلده قیافه‌ش رو مظلوم دو عالم نشون بده، هم خیلی شیک و مجلسی هر جا به نفعش نیست خودش رو می‌زنه به کوچه‌ی آلبوس‌چپ که الکی مثلاً من جاسوس کسی نیستم و عامل نصف خرابکاری‌های اخیر تو آمریکا نبودم و فقط حیوونامو می‌چرخونم.

موذمار شماره‌ی 2: نیکلاس فلامل

مرتیکه‌ی جاودان خسیس که ادعا می‌کنه بهترین دوست آلبوسه ولی وقتی آلبوس رو به موت بود نرفت دو قطره از اون اکسیر جوانیش بده آلبوس نمیره خودش جلوی دشمن‌های پاتر بایسته.

موذمار شماره‌ی 3: آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور

مرتیکه‌ی فریک سواستفاده‌گر! یه دو تا کار خودت انجام بده. همیشه در حال بازی دادن دیگرانه و آدم‌ها براش مهره‌های شطرنجی هستن که اون رو به هدفشون می‌رسونه. من آلبوس رو می‌شناسم؛ حرفمو قبول کنید.



--------
الگوی انتخابی من آلبوس دامبلدوره. کافیه که یه مدت از کتاب "زندگی و نیرنگ‌های آلبوس دامبلدور" در فضای مجازی بد بگیم و مدام تکرار کنیم هرگز این کتاب رو نخونید چون وزارت ارشاد جادوگری جلوی نشرش رو گرفته! اون‌وقت ببینید چطور همون جماعتی که حوصله نداشته دو خط درس بخونه، فوج فوج می‌ره اون کتاب ممنوعه رو از دارک وب پیدا می‌کنه و می‌خونه و مثل دامبلدور متقلب می‌شه!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 20:00
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
اول از همه باید بهتون بگم که اُلِ چه گویی؟ ما خودمون الگوی یک جامعه هستیم! نیستیم؟(به روم نیارین ترجیحاً! )
در کل ما رفتیم چندتا الگوی متقلب براتون آوردیم که بهتون معرفی کنیم‌شون!

۱.
۱. الگوی خیاطی!
درست شنیدین! الگوهای خیاطی یکی از بهترین الگوهای تقلب هستن. به هر حال وقتی شما میاین الگو رو می‌ذارین رو پارچه و بعد از روش برش می‌زنین و می‌دوزین دارین به نوعی تقلب می‌کنین دیگه! وقتی قرار باشه تقلب رو نوعی استفاده از دست‌رنج دیگران حساب کنیم، در اصل همه‌ی کسایی که از الگوی خیاطی استفاده می‌کنن متقلبن و به این صورت، می‌تونیم بگیم الگوهای خیاطی یکی از موفق‌ترین الگوها و پر استفاده‌ترین‌ الگوهای تقلب به حساب میان.

۲. هلنا ریونکلاو!
اگه با خودتون می‌گین چرا باید هلنا ریونکلاو جوون‌مرگ رو به عنوان الگوی خودمون استفاده کنیم، باید بگم چقدر ساده دلین!
این خانوم یکی از متقلب‌ترین‌های ممکنه! اگه خبر داشته باشین که چندی پیش قرار بود یک عقدی میان این بانو و جناب مرلین صورت بگیره، می‌دونین که چجوری متقلبانه از قلب پاک این پیرمرد سو استفاده کرده و به خواسته‌هاش رسیده. حتی با نازهای تقلبی، کاری کرد که مرلین جسم انسانیش رو بهش برگردونه! باور می‌کنین؟

۳. ارباب بزرگ و کبیر و غیور و جسور و نمور!
چرا؟ همونطور که می‌دونین ارباب به شدت باهوش و عاقل هستن. ایشون دیدن که نیازی به زحمت کشیدن برای شکست جامعه‌ای که پر از اندیشه‌های محفلیون شده، نیازی به زحمت نیست! بلکه کافیه از همون کوچکی، بهشون چیزهای درست تدریس بشه. بنابراین رفتن و استاد دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز شدن تا بتونن به بقیه یادآوری کنن که جادوی‌سیاه چقدر خوب و باشکوهه. اینجوری به‌صورت قاچاقی بهشون جادوی‌سیاه هم یاد بدن و باشکوهانه تقلب کنن!


۲.
اولش ازمون خوستین سه‌تا الگو نام ببریم و الان می‌خواین یکیش رو انتخاب کنیم؟ متقلب اصلی خودتونین پروفسور که ما رو بین سه‌راهی گذاشتین!

البته من به عنوان یک مرگخوار وفادار و از اون جهت که به جز ارباب، به یه مشت الگوی دیگه اعتماد ندارم و مطمئنم پاتیلی زیر نیم‌پاتیل‌شون هست، لرد ولدمورت بزرگ رو به‌عنوان الگوی شخصیم انتخاب می‌کنم.
آیا بازم دلیل می‌خواین؟ چی بگم؟ خب دلم خواست!
البته چون شما پروفسورین و نمره و قدرت دست شماست، یکم بیشتر بهتون توضیح میدم...
اگه از اولش بگیم، لرد بزرگ همون اولش به‌صورت تقلبی نقش شکست خوردن رو بازی کردن و عمدی باعث شدن که هری پاتر بشه پسر برگزیده! بعدم با قدرت و این بار واقعی برگشتن تا نشون بدن برگزیده‌ی اصلی خودشونن!
تازه همیشه ادای گردن‌نگیرهای تقلبی رو در میارن و هیچوقت دخترشون رو گردن نمی‌گیرن؛ ولی در عین حال، همیشه از خواستگارهای دلفی پیتزا درست می‌کنن و بین مرگخوارا پخش می‌کنن.
حتی گاهی‌اوقات به منم می‌گن که چرت و پرت می‌گم و اینکه باد از جنوب می‌وزه، دلیل نمیشه که محفلی‌ها قراره به ما حمله می‌کنن و کاری جز الکی شک کردن ازم برنمیاد؛ حتی چندبار هم به زور کاتانای آکی، من رو فرستادن پیش جراپیست(تراپیست! ) تا شاید مشکلات روانیم برطرف بشه. ولی من می‌دونم که اینا همه‌‌اش تقلبیه و ارباب دارن باهام شوخی می‌کنن.

برای روش پیشنهادی استفاده هم می‌تونم بگم می‌تونم از این خرطوم های الکی و بزرگ فیل به جای بینی ارباب بچسبونیم و ویدیوی قبل و بعد عمل تقلبی درست کنیم؛ بعدش خرطوم رو برداریم و سوراخ‌های بینی متقارن و زیبای ارباب رو به نمایش بذاریم و توی توضیحاتش بنویسیم تبدیل خرطوم به بینی در سنت مانگو!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/4/18 1:28:35
واسه چی داری تعقیبم می‌کنی؟
خیلی مشکوکی!
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بخش اول

۱. پیتر پتیگرو:
چرا پیترپتیگرو؟ به این خاطر که در قالب پیترپتیگرو، شما میتوانید وقتی اوضاع خراب شد( یعنی خراب تر از چیزی که بتوان با یک تقلب ساده آن را جمع کرد) سریعا چیز باور نکردنی ای از خود به جا بگذارید و تقصیر را گردن شخص دیگری انداخته و فرار کنید.
منظور از چیز باور نکردنی چیست؟ چیزی که شمارا مظلوم عالم نشان دهد! چیزی که بر علیه شخص دیگر استفاده شود!


۲. پیوز: چرا پیوز؟ زیرا در قالب پیوز شما میتوانید آنقدر بریزید و بپاشید تا دیگران حتی یک درصد هم متوجه تقلب شما نشوند! برای مثال: قبل از شروع تقلب مقداری سس چسبنده و یک عدد آدامس ( هرنوعی میتواند باشد) را درون یک بادکنک بریزید و آن را کاملااا اتفاقی بالای سر شخص مقابل بترکانید، سپس بگذارید آدامس و سس هردو روی موهای شخص کار خودشان را بکنند و هنگامی که شخص درگیر جدا کردن آنها از موهایش بود تقلبتان را به سادگی انجام دهید.

۳. ریتا اسکیتر: چه کسی بهتر از ریتا اسکیتر؟ او حقیقت را آنقدر تزئین و گوگولیزه میکند تا نه تنها خودش هم باورش میشود بلکه شما نیز باور میکنید که هیچ تقلبی در کار نبوده است و این داستان ها همگی از بدبختی ها و فلاکت های زندگی ریتا است.


بخش دوم
انتخاب الگوی من: پیترپتیگرو

روش جذب دیگران به روش پیترپتیگرو:
مسابقه ای برگزار میکنیم که در آن هر شخص سعی کند طوری تقلب کند که در آن، فرد دیگر متقلب به نظر برسد. و در آخر هر مسابقه نیز پاداشی به شخصی که بهترین مظلوم نمایی تاریخ را انجام داده است داده میشود.
𝐿𝒾𝓁𝓎 𝑜𝒻 𝓉𝒽𝑒 𝒱𝒶𝓁𝓁𝑒𝓎
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1405 17:45
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
بخش اول

الگوی اول: گیلدروی لاکهارت!
اگه قرار باشه بدونِ انجام دادن کار، همه فکر کنن جادوگر موفقی هستی، فکر نمی کنم بتونم از لاکهارت، فردِ بهتری رو پیدا کنم. ایشون سال ها به کمکِ طلسمِ حافظه زدا، رسماً قهــــرمــانِ زندگی دیگران بود!(مخصوصاً مالی ویزلی) حکایتِ گیلدوری همینه که میگن: «تسترال نشده تک شاخ گشتی، احسنت!»

الگوی دوم: فرد و جرج ویزلی
اصلا کی بهتر از فرد و جرج؟ این دو ویزلی اگه بخوان فردی رو فریب بدهند، قربانی معمولاً تا چند روز بعدش هم نمیفهمه چی شده! خلاصه اینکه این دو نفر خودشون استادِ تقلبِ خلاق و بامزه هستن؛ طوری که طرفِ مقابل آخرش ازشون تشکر هم میکنه!

الگوی سوم: گابلین حسابدار گرینگوتز
والا ما یه بار رفتیم گالیونامونو از بانک برداریم، که ایشون اونقدر اعداد رو جابه جا کرد که بیشتر از هفت هشت گالیون تهِ حسابمون نموند! اعتراض کردیم تا گالیونمون رو پس بده، که همون هفت هشت گالیونِ مون رو هم به عنوانِ مالیات گرفت!


بخش دوم

الگوی انتخابی من، همون گیلدوری لاکهارت هست. نقشه ام هم اینه که کتابی بنویسم با عنوانِ «چگونه هرگز متقلب نباشیم؟» و داخلش دقیقاً روش های الگوبرداری از لاکهارت رو قرار بدم. روی جلد هم با خطِ درشت می نویسم: «مطالعه این کتاب برای افراد درستکار اکیداً ممنوع!»؛ چون تجربه ثابت کرده هرجا چیزی ممنوع باشه، صفِ مشتریان تا دم در هاگوارتز کشیده میشه.
از تقلبام لذت بردید پروفسور مرگ؟

افرادی که لایک کردند

هشدار: این نوشته ممکن است بخشی از یک نقشه باشد!
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1405 20:02
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تکلیف جلسه اول تقلبات سیاه

دانش آموز: نیمفادورا تانکس

الگوی اول: فروشنده ی متروی ماگلی

وی با لهجه ی ای عجیب تعریف می کنه که از شهر مرزی برامون پوست کن آورده. بعد هویج و خیار در میاره جوری رنده می کنه و پوست می کنه که انگار مثل آب خوردنه ولی قضیه اینه که خودش ماهر و گولاخه فقط یه جنس می فروشه و اون جنس خیلی ساده ست.

الگوی دوم: سیبل تریلانی

قدرتی در مبهم صحبت کردن هست که در واضح صحبت کردن نیست‌. یک عالم می شناسم که تو صحبت می گن پیشگویی اینا همش خرافاته ولی هنوز پول میدن. چون هیچ کس نمی تونه نقضش کنه.

الگوی سوم:اسنیچ

چون خیلی سریع فرار می کنه و دست نیافتنیه این توهم رو ایجاد می کنه که خیلی کوه خاصیه.

الگویی که من انتخاب می کنم همون فروشنده ی مترو هست. به نظرم تا زمانی که یه نفر بلد نباشه تبلیغ کنه هر قدر هم خدمات یا محصولی که ارائه می کنه محشر باشه می بازه.
یکی بود، یکی نبود؛ زیر گنبد کبود
هر چی که شد هر چی که بود...
همه از نگاه تو شروع شد.
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1405 17:36
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
1.
مرگ!
مرگ با جان‌گیر بودن، از گرفته شدن جان خودش نجات پیدا کرده! چه تقلبی بالاتر از این که از حتمی‌ترین اتفاق زندگی برای هر موجود زنده‌ای بتونی فرار کنی؟ اینجا یاد می‌گیریم اگه می‌خوایم جایی از چیزی فرار کنیم، کافیه خودمون مسئولیت انجام اون کار رو برعهده بگیریم! تقلب سیاه در اونجاس که مهارتی در اون مسئولیت نداشته باشی.

گلرت گریندل‌والد!
احتمالا به کرّات دیدین گلرت چطور سعی می‌کنه برای بدست آوردن سنگ جادو به نیکلاس فلامل نزدیک بشه که هیچ‌کس جز خودش جاشو نمی‌دونه. نه با تهدید و زور، بلکه با ادعای دوستی! تقلبی برای بی‌نیاز شدن از تسلط بر چفت‌شدگی، زور، شکنجه و... برای یافتن مکان سنگ. جلب اعتمادی که با رسیدن به خواسته‌ها، تهش با خیانت، تقلبی سیاهه.

میرتل گریان!
میرتل خودش بی‌گناهه، اما با دیدن این که گریه‌هاش چطور دل ملتو نرم می‌کنه تا خواسته‌هاش برآورده بشه، فهمیدم اشک ریختن می‌تونه الگوی خوبی برای تقلب باشه و به مظلوم‌نمایی بسطش دادم. شما با بی‌گناه و مظلوم نشون دادن خودتون با رفتارهایی که بقیه رو تحت‌تاثیر قرار می‌ده، دارین تقلبی سیاه می‌کنین تا حقایق رو به نفع خودتون تغییر بدین.


2.
میرتل گریان!
کافیه بازیکن کوییدیچ بشین و با کوچک‌ترین لمسی خودتونو از روی جارو پرت کنین پایین یا طوری به خودتون بپیچین که انگار خیلی خطای بدی روتون انجام شده و دارین درد می‌کشین، در حالی که می‌دونین واقعا اتفاق خاصی نیفتاده و خطایی نشده. بعدش داور شما رو باور می‌کنه و به نفع تیمتون خطا می‌گیره تا تقلب سیاه شما با موفقیت به انجام برسه. اما یه بخشش مونده، اونم این که چطور باعث رواج پیدا کردن این تقلب بشین. دو کار باید انجام بدین. یکی این که در حینی که داشتین فیلم میومدین چه خطای بدی روتون انجام شده، زیر زیرکی چشماتونو باز کنین و نگاهتون به داور باشه تا بعدا که تماشاگرا ویدئو چک می‌کنن با دیدن نگاه شما، کاملا متوجه بشن که شما در اصل داشتین وانمود می‌کردین و واقعا چیزیتون نشده بوده، اما چون قشنگ فیلم بازی کردین داور باور کرد و به نفع تیمتون اقدامی انجام شد. دوم، مطمئن بشین همه می‌بینن در انتهای بازی به سمت داور می‌رین و بهش چشمک می‌زنین.

همه‌ی اینا باعث می‌شه بقیه هم وقتی می‌بینن این مظلوم‌نمایی شما نتیجه می‌ده، به انجام دادن چنین تقلبی رو بیارن. این تقلب خیلی دارکه چون می‌تونه سرنوشت تیمی رو تغییر بده!
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: کلاس آموزش تقلبات سیاه
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1405 22:45
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
جلسه اول تدریس تقلبات سیاه

الگو


سلام سلام! صدتا سلام... هزار و سیصد چهارصدتا سلام! اصلا یه گونی سلام... هم سلاما مال خودتون و هم گونیش. چرا؟ چراشو بعدا می‌گم. یه مدرس خب باید هیچوقت همه کارتاشو رو نکنه دیگه... چرا؟ چرای اینو هم بعدا می‌گم.

خب...
به اولین جلسه از سری جلسات تدریس تقلبات سیاه خوش اومدین. اینجا قراره درمورد چگونگی انجام یک تقلب سیاه استاندارد و آبدیده با هم صحبت کنیم و در ادامه توضیح بدیم که چرا و چگونه...

اولین موضوع اینه که اصلا چرا تقلب؟ مگه انجام دادن کار درست به روش درست و به صورت احسن و مناسب و متناسب چه اشکالی داره؟ جواب سوال اول اینه که چون بعضی اوقات نمی‌شه کار درست رو به روش درست انجام داد و جواب سوال دوم هم همین جواب قبلیه. بلی! ایراد داره و ایرادش هم اینه که بعضی اوقات نمی‌شه...

و حالا بعضیا شاید بیان و بگن که آقا کار نشد نداره... ما باید تلاش کنیم کار درست رو انجام بدیم... کار درست رو انجام دادن خوبه ولی خوب بودن کار درست تریه و از این دسته جوابای سوبر و حال‌گیرنده که باید خدمت اون دسته از دوستان عرض کنم که اگه به قسمت تقلبات و قسمت سیاه در اسم این کلاس توجه کنین، متوجه می‌شین که کلاس رو کاملا اشتباه اومدین. پس می‌تونیم با یه خداحافظی که نه، با یه به امید دیدار در یه مکان بهتر همدیگه رو خوشحال کنیم.

پس...
متوجه شدیم چرا تقلب! چون انجام کار درست به شیوه درست، همیشه قابل انجام نیست.

دومین موضوع، که موضوع اصلی این جلسه هم هست، الگوئه. الگو برداری توی مقوله تقلب، قسمت بسیار مهمیه. به صورتی که بدون داشتن یه الگوی درست، یه تقلب حرفه‌ای قابل انجام نیست. خیلی یا درواقع بهتره بگم همه‌ی متقلبان حرفه‌ای و کاربلد یه الگوی حرفه‌ای و کاربلد برای خودشون انتخاب کردن. چرا؟ چون تقلب کار سختیه و همیشه توی کارای سخت، یه استاد حرفه‌ای و کاربلد مثل من نیازه که عمل شایسته‌ی باگ‌یابی رو براتون انجام بده.

الان تایم اینه که براتون مثال‌هایی از الگوهای مناسب برای الگو برداری توی تقلب بهتون بدم که بفهمین الگوی مناسب چطور الگوئیه. ولی اگه فکر کردین من این کارو می‌کنم، سخت در اشتباهین! چرا نمی‌کنم؟
یک: چون من خودم متقلب متقلبام. و اگه مثلا زمانی که الگویی به ذهنم نرسه، طبعا میام می‌شینم که شما بگین و منم ایده بگیرم و بگم. یه تقلب خوب و حرفه‌ای!

دو: بهترین روش برای یادگیری، قرار گرفتن در تنگناست. محدودیتا در ستاره آدم می‌شن. پس شما باید در محدودیت ستاره بشین و خودتون برین بگردین و در بیارین و بیاین بگین و داستان...

حالا...

تکلیف: تکلیفتون راحته. تکلیف شما در دو بخش ارائه می‌شه...

بخش اول: شما باید نهایتا توی سه پاراگراف که هر پاراگراف نهایتا ۶۰ کلمه خواهد بود، سه الگوی برتر و مناسب تقلب معرفی کنین و توضیح بدین چرا برای تقلب باید این فرد رو الگو گرفت و چرا برتر و مناسبه. (تقلب: هرچی الگوی معرفی شده تقلبی‌تر و خلاقانه‌تر و خلق شده‌تر باشه، نمره‌ای که به تکلیفتون اختصاص پیدا می‌کنه بیشتره.)

بخش دوم: شما باید از بین سه الگویی که دادین، یه الگو رو برای خودتون انتخاب کنین. همچنین یه راه متقلبانه شرح بدین که چطوری الگوبرداری از الگوی خودتون رو بین ملت پخش کنین و مردم جذب بشن و از الگوی شما استفاده بکنن. (تقلب: بهتره راهی که شرح می‌دین خیلی سیاه و گول زنک باشه. اگه یه‌ذره اذیت هم توش باشه بد نیست. بالاخره فقط تقلب ملاک نیست و سیاه و دارک بودن هم نمره داره دیگه...)

همینا...
متقلب و موفق باشین!
MAYBE YOU ARE NEXT