جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

35 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
35
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
فضای انتخابی: 1- در فضای دفتر دامبلدور. 2- در فضای دادگاه جادوگری. 3- در فضای زندان آزکابان.

آریانا دوان دوان به سمت ورودی دفتر آلبوس رفت.
- آبنبات لیمویی!

ورودی دفتر آلبوس دامبلدور شروع به چرخش کرد و پلکانی مارپیچی پشتش معلوم شد. آریانا هم بدو بدو از پله‌ها بالا رفت.
تق تق تق!

-بله؟
- منم داداشی! میشه بیام تو؟
- بیا تو لیمویی!

آریانا درو باز کرد و رفت تو. اول از همه رفت سمت آلبوس و بغلش کرد. بعد فاکس رو هم بغل کرد و وقتی فاکس بر اثر له شدن صدا داد و اعتراض کرد، آریانا دوباره تاکید کرد که فلورا خیلی بهتر از فاکسه. بعد بالاخره رفت سر اصل مطلب.
- داداشی منم می‌خوام بیام محفل پیشت! شنیدم یه سری سواله که باید جواب بدم. منم باید جواب بدم داداشی؟ آخه من خواهرتم داداشی!
- نمی‌شه تو هم باید جواب بدی لیمویی! اینا سوالاس.

آریانا سوالا رو از آلبوس گرفت، یه قلم پر از روی میز آلبوس برداشت و مشغول جواب دادن شد.


1- چرا محفل ققنوس؟
چون داداشی مسئول محفله، خودش درستش کرده، منم همه جا با داداشی می‌رم! البته فلورا هم خیلی دوسش داره چون اسمش ققنوسه!

2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیک‌ترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید.
من خودم ققنوس دارم! اسمشم فلورا است. خیلی دختر خوبیه، خیلی هم از فاکس داداشی بهتره. ولی الان فهمید من دارم این سوالا رو جواب میدم اینقدر ذوق کرد که مرد! تازه من رو دندونای فلورا هم کلی مطالعه کردم و می‌کنم. دندون خیلی چیز مهمیه داداشی! خیلی مهمه!

3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟
چراغا رو روشن کنیم!
خود داداشی یه بار گفت "خوشحالی حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها هم پیدا میشه، فقط کافیه یکی یادش باشه چراغا رو روشن کنه!"
تازه من این جمله‌ی داداشی رو حتی با این که تو کتاب نبود خیلی دوسش داشتم و تو اتاقمم زدم!

4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلی‌ها حقیقت داره؟
راستش داداشی بیشتر آبنبات لیمویی و شیرین بیان می‌ده به همه. منم هی می‌گم زیاد نخورن دندوناشون خراب میشه ولی گوش نمیکنن! فلورای من ۲۶۴ بار به خاطر پوسیدگی دندوناش مرد! جدی بگیرین دیگه!

5- اگه قرار بود به‌خاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا می‌گذشتید یا نه؟
آخه داداشی خودش عزیزترین چیز زندگیمه! چجوری باید از داداشی برا داداشی بگذرم؟
ولی بعد داداشی... فلوراس... ولی باشه داداشی اگه فلورا رو دوست داری مال تو...

6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو می‌دین یا شکنجه می‌شین؟
صبر می‌کنم تا داداشی بیاد نجاتم بده. مطمئنم اگه یکم لفتش بدم داداشی یا عمو تال نجاتم می‌دن!

7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سخت‌ترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ می‌ده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب می‌کنین یا جشنتون رو؟
هر چی داداشی بگه! اگه داداشی بگه نرم جشن کلی گریه می‌کنما... ولی بازم هرچی داداشی بگه!

8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟
در مورد داداشی؟ من داداشی رو خیلی دوسش دارم! داداشی آلبوس خیلی خوبه! همیشه مراقبمه و هوامو داره! بهم آبنبات لیمویی میده وقتایی که ناراحت میشم!

9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.
میذارم با فلورا بازی کنه! خودمم دندوناشو براش چک می‌کنم که یه وقت خراب نباشه بمیره!

10- چشم انداز پیش روتون از آینده‌ای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟
چشم انداز یعنی چی داداشی؟ این کلمه رو نمی‌دونم! ولی آینده قراره جذاب باشه! می‌خوام بالاخره فرشته‌ی دندونو پیدا کنم و باهاش حرف بزنم!




لیمویی!
انقد فاکس رو محکم بغل نکن! از عشق زیادی می‌ترکه. البته داداش پیرت هم خیلی بدش نمی‌آد از عشق زیادی بترکه. بیا ببینیم می‌تونیم فرشته‌ی دندون رو برات پیدا کنیم یا نه.

تایید شد!

به خونه خوش‌ اومدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/11/12 19:42:06
ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در 1403/11/13 0:03:33
- چرا همه مهربون نیستن داداشی؟
- چون مهربون بودن انتخاب سختیه! آدما دوست دارن چیزای آسون رو انتخاب کنن لیمویی، نه چیزای درست رو...
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 17:55
نمایش جزئیات
آفلاین
لوموس و درود به روح پاک همه‌ی شما عزیزان و فرزندان پاک روشنایی.

محفل ققنوس، دوباره قراره مانند ققنوسی توانمند از خاکستر خودش بلند شه. اما با این تفاوت، که دیگه قرار نیست بخوابه، یا بشینه، یا حتی وایسه و به دیوار جلوش زل بزنه و نفهمه چیکار کنه. این‌دفعه دیگه کلی برنامه داره و کلی تحول توی برنامه‌هاش داره. نه اینکه قبلا نداشته‌ ها...
چرا اتفاقا داشته! خوبشم داشته!

اما این دفعه برنامه‌هاش با منه! همه‌جارو شکلات لیمویی می‌پاشم!

از این به بعد ورودی های جدید محفل ققنوس، باید فرم عضویت زیر رو پر کنند تا من(سران محفل) با استفاده از برداشت و سنجشی که از میزان خلاقیتشون (و نه میزان تجربه‌شون، چون اکثر متقاضی ها احتمالا تازه واردن و هنوز تجربه‌ای کسب نکردن!) داریم، تصمیم بگیریم که آیا می‌پذیریمشون که به آغوش روشنایی بیان، یا هنوز باید بیشتر درموردشون فکر کنیم.

فرم شامل 10 سواله که با استفاده از روشی که در ادامه مطرح می‌شه، اعضایی که تقاضای عضویت در محفل رو دارن، باید بهش جواب بدن.

1- چرا محفل ققنوس؟

2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیک‌ترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید.

3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟

4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلی‌ها حقیقت داره؟

5- اگه قرار بود به‌خاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا می‌گذشتید یا نه؟

6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو می‌دین یا شکنجه می‌شین؟

7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سخت‌ترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ می‌ده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب می‌کنین یا جشنتون رو؟

8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟

9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.

10- چشم انداز پیش روتون از آینده‌ای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟


خب...
این بود سوالاتی که مطرح شد و شما باید بهشون جواب بدین، با انتخاب یکی از فضاهای زیر:

1- در فضای دفتر دامبلدور. شما در دفتر آلبوس دامبلدور قرار دارین و خیلی راحت و عادی می‌خواید ازش درخواست کنید که اجازه بده وارد محفل بشید.

2- در فضای دادگاه جادوگری. شما در دادگاه مظنون هستید و باید به شخص قاضی توضیح بدید و توجیه کنید که قضیه اونجور که اونا فکر می‌کنن، نیست.

3- در زندان آزکابان. شما یک زندانی هستید که به ناحق و بی‌گناه دستگیر شده و باید به زندانبان و مفتش‌های آزکابان توضیح بدید که اشتباه می‌کنن.

در پناه سایه‌ی ققنوس سعادت!
موفق باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 11 آبان 1403 21:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام خدمت دوستان قدیمی..
می‌شه بیام تو؟ اینجا خیلی سرده!
ریگولوس پس از گفتن این جملات، غش کرد و روی پله های جلویی گریمولد افتاد.


سلام ریگولوس عزیز، امیدوارم حالت خوب باشه!
خدمتت عارضم که... ام... ریگولوس؟
ریگولوس؟
ریگولوس؟

عه، آها، خوبی؟
باتوجه به پارتی سابقه‌ای که شما داری، مانعی برای حضورت نمی‌بینم.
فقط این که... آشپزی هم بلدی دیگه؟ اخیرا ما یک رزالین‌نامی رو از دست دادیم که شام شب‌مون رو تامین می‌کرد.
راستی صحبتش شد، می‌تونی توی اتاق رزالین مستقر شی. خوبیت نداره خاک بخوره.
چی شده؟ خونه آبا اجدادی‌شه و خودش اتاق داره؟

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/8/19 16:47:22
"نمی دانم چرا اگر آدم کارخانه دار باشد خیلی محترم است ولی اگر نانوا باشد محترم نیست."
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: یکشنبه 15 مهر 1403 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. بیرون خیلی سرده، می‌تونم بیام تو؟


سلام فلیسیتی!
راستش برای پذیرفتنت، رزومه‌ای با کیفیت و کمیت مناسب لازمه، که رزومه شما هنوز با میزان مناسب فاصله داره.
پیشنهادم اینه که بیشتر بنویسی و به تاپیک‌های نقد مراجعه کنی. نقدگرفتن و عمل به موارد ذکرشذه توسط منتقد خیلی مهمه! می‌تونه سرعت پیشرفتت رو به راحتی چندبرابر کنه.

علی‌الحساب این لیوان شکلات داغ رو از من بپذیر تا گرماش کمی وجودت رو فرا بگیره.
سوال دیگه‌ای هم بود می‌تونی برام جغد بفرستی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/8/19 14:25:20
در پایان روز می‌فهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم در توان داریم تحمل کرده‌ایم.
-فریدا کالو-
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: یکشنبه 8 مهر 1403 09:50
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام!

به توصیه داداشم گوجو‌ اومدم که بهتون بپیوندم!

خبر رسیده که گویا به یه سامورایی نیاز دارید!

جسارتا خانم و بچه ها رو هم میتونم بیاریم؟هوم؟!

こんにちは、杉山さん。

サムライが必要です!アラニスが夕食の野菜を切るのを手伝ってくれませんか?

大丈夫だと思いますよ。

ようこそ!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/7/10 23:02:45
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟!

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!

پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 خرداد 1403 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
درود .
میتونی منو زاخار صدا کنی .
مایلم در محفل سنجی شما شرکت کنم .
به نظرم هر دستگاه سپیدی نیاز به پاک کردن لکه های اضافه داره .
چی بهتر از یه لکه ی سرسخت تر ؟
من در نویسندگی جادویی شخصیت جدی دارم ؛ به نظرم دامبلدور بزرگ ترین جادوگر دوران هاست ولی نمیتونم مثل محفلی های دیگه ستایشش کنم . از آدمایی که بقیه رو آزار میدن متنفرم ولی چیزی که منو به محفل وفادار نگه میداره دوستانی هست که در اینجا و گروه هافلپاف دارم .
برای محافظت از اونا ، من درخواست عضویت در محفل ققنوس رو دارم
.

از طرف زاخاریاس اسمیت
ملقب به زاخار اصلی


سلام زاخاریاس عزیز!
چه خوبه که ارزش‌های خودت رو شناختی و پیش فرد درستی اومدی.
ما توی محفل ققنوس به‌دنبال افرادی با ویژگی‌های مشابه تو می‌گردیم.
اما متاسفانه در حال حاضر هنوز تجربه ایفایی لازم برای ورود به محفل رو کسب نکردی.
برای عضویت در محفل نیازه به سطح مشخصی از سفیدنویسی رسیده باشی تا بتونیم توی این خونه بپذیریمت.
برو و بیشتر بنویس و نقد بگیر و نقد بخون. سوالی هم بود خود بنده یا حتی پروفسور دامبلدور از طریق پیام شخصی درخدمتت هستیم.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/3/18 0:12:28
زیبا ترین لبخند ها بزرگ ترین درد ها رو پنهان میکنن .
✦ هنر نویسندگی ✦ (آموزشی)
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1403 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من میخوام عضو محفل شم و کاملا وفادار به البوس دامبلدور و محفلیون. بدون هیچ قصد و نیت و خواسته ی مخفیانه ای. (زیر چشمی ققنوس را میپاید)

من مقداری طلا ذخیره کردم که میتونیم باهاش برای مدت های زیاد هزینه ی ارتش محفل رو بدیم. اصلا هم نیاز نیست این پولو برگردونید. فقط اینجارو امضا کنید برای یادگاری.

دو تا گولم هم دارم. بچه های خوبی هستن و بی آزارن.

-هی.. تفش کن. تفش کن بچه رو.

اوهوم..داشتم چی میگفتم؟ .هیچی دیگه..اجازه هست بیام تو؟

نقل قول:
سلام من میخوام عضو محفل شم و کاملا وفادار به البوس دامبلدور و محفلیون. بدون هیچ قصد و نیت و خواسته ی مخفیانه ای. (زیر چشمی ققنوس را میپاید)


نیکلاس عزیز، دوست قدیمی.
الان بیشتر هزینه محفل ققنوس رو از طریق فروش شکلات های دست ساز ریموس درمیاریم. بلاخره سلایق خاص زیادن.
اما در مورد وفاداری و درخواستت، باوجود سابقه طولانی‌ت در ایفای نقش، متاسفانه من شخصیت یه جادوگر سفید رو در نوشته هات و شخصیت نیکلاس نمیبینم.
شاید لازم باشه بیشتر بنویسی، سفید بنویسی و بعد بیای تو

بنابراین، فعلا تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:23:44
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:25:01
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: جمعه 7 اردیبهشت 1403 12:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه اعضای محفل و به خصوص اقا ریموس لوپین
درخواست عضویت توی محفل باحال رو دارم برای جلوگیری از پیشرف جادوی سیاه

درود بر تو فرزندم.
مطمئنا محفل ققنوس به افراد باانگیزه ای مثل تو نیاز داره.
اما با توجه به اینکه پست های کمی داری، من نمیتونم ویژگی های یه جادوگر سفید رو درونت ببینم.
بنابراین، لازمه که بیشتر بنویسی و نقد بگیری تا من‌بتونم سفید بودنت رو تایید کنم.
پس فعلا، تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:14:08
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: پنجشنبه 6 اردیبهشت 1403 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر پرفسور دامبلدور گل و گلاب. پسرم خیلی ازتون تعریف می کرد..
دلتون میاد یه مادر داغدیده رو راه ندین؟ آخه مرلینو خوش میاد؟

درود بر مادر دلسوز و سفیدمون.
واقعا چه پسر دسته گلی بود. یاد و خاطرات خوبش برای همیشه توی ذهنمون نقش بسته.
معمولا اعضای محفل علاوه بر سفیدنویسی، نیاز به مهارت و پیشرفت هم دارن.
سپیدی شما که ثابت شده است و این توی پست هات به خوبی مشخصه، مهارت هم با ماموریت ها بهت کمک می کنیم به دست بیاری.
حضورت باعث شادی ماست.
بفرمایید داخل.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 9:29:47
اگر تمام جهان نیز تو را گناهکار بدانند، تا زمانی که وجدان خودت تأییدت کند، تو بدون دوست نمی مانی.
جین ایر
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: پنجشنبه 6 اردیبهشت 1403 01:04
نمایش جزئیات
آفلاین
درودات فراوان.

محفلتون حیاط پشتی خوبی برا ایی گُسفندو ها ما داره! اگه یکم چمن ممن و گل مل و ایطو خرت و پرتو هایی بندازین وسط حیاط پشتی خیلی خوب میشه.

خلاصه ما میخواستیم بیایم وسط محفلتون خُد بچه ها بندری بریم!

پ.ن: ریموس کا! اگه یشبی گذشت و صابش مرلینی نکرده دیدم یه تار پشم ع گُسفندام کم شده زنگ میزنم اداره محیط بانی بریزن بالا وانت بیان مرلینتو بدن تو مشتت! مع هوا گُسفندامه دارم آقای مهتابی!

خوش برگشتی فرزندم.
ولی به نفعته فعلا تنهایی بیای تو، درسته ریموس خیلی باشخصیته و میتونی بهش اعتماد کنی، اما خب بعضی وقتا مارو هم نمیشناسه.
گل مل و پوست پرتقال و اینا زیاده بهشون خوش میگذره ولی یه تعداد علف دارویی تو باغچه حیاط پشتی هست که اگه خورده بشه برای گوسفندت که جادویی میشه خوبه ولی برای دوتامون دردسر میشه.
یه ارتش از گوسفندا با شخصیتا و مهارتای خاص... میدونی که.
بهرحال فعلا بفرما داخل تا ببینیم چیکار میشه کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جعفر کدوالادر در 1403/2/6 1:09:20
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/6 11:45:51
Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده