جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

281 کاربر(ها) آنلاین هستند (99 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
279 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

در جستجوی راز ققنوس (عضویت)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 3 کاربر مهمان
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 19:24
نمایش جزئیات
آفلاین
فضای انتخابی: 1- در فضای دفتر دامبلدور. 2- در فضای دادگاه جادوگری. 3- در فضای زندان آزکابان.

آقای تال درحالیکه نیم متر خم شده بود تا بتواند از چارچوب در بگذرد، با قدم های آرامی به داخل اتاق قدم گذاشت و روی یکی از صندلی ها نشست. به او گفته بودند که آلبوس در اتاق منتظر است! هرچند که اتاق خالی بود... او آهی کشید و درحالیکه کلاهش را روی میز می‌گذاشت، زمزمه کرد؛
- مثل همیشه سر به هواس.

و سپس فرم ثبت را برداشت و با دقت به سوالات جواب داد.

1- چرا محفل ققنوس؟ کمک به صلح؟ عدالت؟ از همین چیزایی که همتون بخاطرش دور هم جمع شدین.

2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیک‌ترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید. ققنوس؟ یچیزی مثل همون حیوون خونگی نانا؟ اگر آره که خیلی داشتم! این ققنوس شما هی می‌پیچیه به پر‌ و پای ابولولوی ما. شب و روز نذاشتن برامون.. هربار ققنوس میمیره، ابولولو تا وقتی زنده بشه گریه می‌کنه. هربارم که من ابولولو رو برمی‌گردونم تو کلاه، ققنوس جیغ و داد می‌کنه.

3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟
روش؟ این سوسول بازیا چیه... واسه مبارزه با یه مشت بچه که روش نیازی نیست. یه چک دم گوششون می‌زنی میوفتن زمین.

4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلی‌ها حقیقت داره؟ اینو نمی‌دونم ولی آلبوس آبنبات زیاد می‌خوره! خودم شاهد بودم. یه نظرم این آبنبات ها رو تبعیدی چیزی بکنین تا خودشو نکشته

۵- اگه قرار بود به‌خاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا می‌گذشتید یا نه؟ اگه بخوام خیلی دراماتیک رفتار کنم، باید بگم آلبوس عزیز ترین چیزیه که دارم و برای وفاداری به خودش که نمیتونم از خودش بگذرم! اما اگر بخوام منطقی رفتار کنم، یچیز دیگه میگم. که من هیچوقت منطقی رفتار نمیکنم! من یه دلقکم، نه یه فیلسوف!

6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو می‌دین یا شکنجه می‌شین؟ شکنجه چیه؟ خوردنیه؟ مثل آبنبات لیمویی های آلبوس؟

7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سخت‌ترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ می‌ده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب می‌کنین یا جشنتون رو؟ اگه بگم جشنم رو، نمی‌ذارین بیام تو. مگه نه؟ پس اتحاد ققنوس رو.

8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟
این سوالات رو خود آلبوس نوشته اره؟ خب عزیز من ما که این حرفا رو نداریم، اگه انقد دوست داری نطرمو راجع به خودت بدونی، بیا سیرک عجایب! شطرنج بازی می‌کنیم و راجع بهش حرف می‌زنیم.

9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.
هیپنوتیزم.

10- چشم انداز پیش روتون از آینده‌ای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟ صلح، صفا، نانا، آلبوس.


و در آخر پای برگه را امضا می‌کند و روی برگه های ثبت نام می‌گذارد. تال می‌خواست آلبوس را قبل از رفتن ببیند اما شاید قسمت نبود! پس قبل از ترک اتاق، دستش را توی کلاهش فرو برد و یکی از معجون های شوخی‌اش را بیرون کشید. روی معجون نوشته بود؛ ″تغییر شکل به ققنوس! تا ابد و بدون پادزهر″ که البته آقای تال برگه‌ی توضیحات را کند و به جایش برگه‌ای با عنوانِ ″معجون تقویت کننده‌ی عضلات، برای دوست عزیزم آلبوس!″ به جایش چسباند. معجون را روی میز آلبوس گذاشت و دوباره نیم متر خم شد تا اتاق را ترک کند.

هیب!
مگه یه دلقک نمی‌تونه فیلسوف باشه؟ اتفاقا به نظر من از دل طنز زندگی، چیزهای زیادی رو می‌شه روشن کرد و به فلسفه‌شون پی برد. سیرکت رو نمی‌تونیم توی خونه جا بدیم، اما می‌تونیم خودت رو بپذیریم که باهم از سیرکت محافظت کنیم.

تایید شد!

به خونه خوش اومدی!

آخ که چقد کت و کولم درد می‌کنه. عه این معجون رو هیب برام گذشته آخ دستش درد نکنه.

قلپ قلپ قلپ!

&*%%$#$$#$%^#@@##$%^&&^
* صداهای نامفهوم به زبان ترجمه نشده ققنوسی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/11/12 19:47:25
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
فضای انتخابی: 1- در فضای دفتر دامبلدور. 2- در فضای دادگاه جادوگری. 3- در فضای زندان آزکابان.

آریانا دوان دوان به سمت ورودی دفتر آلبوس رفت.
- آبنبات لیمویی!

ورودی دفتر آلبوس دامبلدور شروع به چرخش کرد و پلکانی مارپیچی پشتش معلوم شد. آریانا هم بدو بدو از پله‌ها بالا رفت.
تق تق تق!

-بله؟
- منم داداشی! میشه بیام تو؟
- بیا تو لیمویی!

آریانا درو باز کرد و رفت تو. اول از همه رفت سمت آلبوس و بغلش کرد. بعد فاکس رو هم بغل کرد و وقتی فاکس بر اثر له شدن صدا داد و اعتراض کرد، آریانا دوباره تاکید کرد که فلورا خیلی بهتر از فاکسه. بعد بالاخره رفت سر اصل مطلب.
- داداشی منم می‌خوام بیام محفل پیشت! شنیدم یه سری سواله که باید جواب بدم. منم باید جواب بدم داداشی؟ آخه من خواهرتم داداشی!
- نمی‌شه تو هم باید جواب بدی لیمویی! اینا سوالاس.

آریانا سوالا رو از آلبوس گرفت، یه قلم پر از روی میز آلبوس برداشت و مشغول جواب دادن شد.


1- چرا محفل ققنوس؟
چون داداشی مسئول محفله، خودش درستش کرده، منم همه جا با داداشی می‌رم! البته فلورا هم خیلی دوسش داره چون اسمش ققنوسه!

2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیک‌ترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید.
من خودم ققنوس دارم! اسمشم فلورا است. خیلی دختر خوبیه، خیلی هم از فاکس داداشی بهتره. ولی الان فهمید من دارم این سوالا رو جواب میدم اینقدر ذوق کرد که مرد! تازه من رو دندونای فلورا هم کلی مطالعه کردم و می‌کنم. دندون خیلی چیز مهمیه داداشی! خیلی مهمه!

3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟
چراغا رو روشن کنیم!
خود داداشی یه بار گفت "خوشحالی حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها هم پیدا میشه، فقط کافیه یکی یادش باشه چراغا رو روشن کنه!"
تازه من این جمله‌ی داداشی رو حتی با این که تو کتاب نبود خیلی دوسش داشتم و تو اتاقمم زدم!

4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلی‌ها حقیقت داره؟
راستش داداشی بیشتر آبنبات لیمویی و شیرین بیان می‌ده به همه. منم هی می‌گم زیاد نخورن دندوناشون خراب میشه ولی گوش نمیکنن! فلورای من ۲۶۴ بار به خاطر پوسیدگی دندوناش مرد! جدی بگیرین دیگه!

5- اگه قرار بود به‌خاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا می‌گذشتید یا نه؟
آخه داداشی خودش عزیزترین چیز زندگیمه! چجوری باید از داداشی برا داداشی بگذرم؟
ولی بعد داداشی... فلوراس... ولی باشه داداشی اگه فلورا رو دوست داری مال تو...

6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو می‌دین یا شکنجه می‌شین؟
صبر می‌کنم تا داداشی بیاد نجاتم بده. مطمئنم اگه یکم لفتش بدم داداشی یا عمو تال نجاتم می‌دن!

7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سخت‌ترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ می‌ده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب می‌کنین یا جشنتون رو؟
هر چی داداشی بگه! اگه داداشی بگه نرم جشن کلی گریه می‌کنما... ولی بازم هرچی داداشی بگه!

8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟
در مورد داداشی؟ من داداشی رو خیلی دوسش دارم! داداشی آلبوس خیلی خوبه! همیشه مراقبمه و هوامو داره! بهم آبنبات لیمویی میده وقتایی که ناراحت میشم!

9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.
میذارم با فلورا بازی کنه! خودمم دندوناشو براش چک می‌کنم که یه وقت خراب نباشه بمیره!

10- چشم انداز پیش روتون از آینده‌ای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟
چشم انداز یعنی چی داداشی؟ این کلمه رو نمی‌دونم! ولی آینده قراره جذاب باشه! می‌خوام بالاخره فرشته‌ی دندونو پیدا کنم و باهاش حرف بزنم!




لیمویی!
انقد فاکس رو محکم بغل نکن! از عشق زیادی می‌ترکه. البته داداش پیرت هم خیلی بدش نمی‌آد از عشق زیادی بترکه. بیا ببینیم می‌تونیم فرشته‌ی دندون رو برات پیدا کنیم یا نه.

تایید شد!

به خونه خوش‌ اومدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/11/12 19:42:06
ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در 1403/11/13 0:03:33
- چرا همه مهربون نیستن داداشی؟
- چون مهربون بودن انتخاب سختیه! آدما دوست دارن چیزای آسون رو انتخاب کنن لیمویی، نه چیزای درست رو...
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 17:55
نمایش جزئیات
آفلاین
لوموس و درود به روح پاک همه‌ی شما عزیزان و فرزندان پاک روشنایی.

محفل ققنوس، دوباره قراره مانند ققنوسی توانمند از خاکستر خودش بلند شه. اما با این تفاوت، که دیگه قرار نیست بخوابه، یا بشینه، یا حتی وایسه و به دیوار جلوش زل بزنه و نفهمه چیکار کنه. این‌دفعه دیگه کلی برنامه داره و کلی تحول توی برنامه‌هاش داره. نه اینکه قبلا نداشته‌ ها...
چرا اتفاقا داشته! خوبشم داشته!

اما این دفعه برنامه‌هاش با منه! همه‌جارو شکلات لیمویی می‌پاشم!

از این به بعد ورودی های جدید محفل ققنوس، باید فرم عضویت زیر رو پر کنند تا من(سران محفل) با استفاده از برداشت و سنجشی که از میزان خلاقیتشون (و نه میزان تجربه‌شون، چون اکثر متقاضی ها احتمالا تازه واردن و هنوز تجربه‌ای کسب نکردن!) داریم، تصمیم بگیریم که آیا می‌پذیریمشون که به آغوش روشنایی بیان، یا هنوز باید بیشتر درموردشون فکر کنیم.

فرم شامل 10 سواله که با استفاده از روشی که در ادامه مطرح می‌شه، اعضایی که تقاضای عضویت در محفل رو دارن، باید بهش جواب بدن.

1- چرا محفل ققنوس؟

2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیک‌ترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید.

3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟

4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلی‌ها حقیقت داره؟

5- اگه قرار بود به‌خاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا می‌گذشتید یا نه؟

6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو می‌دین یا شکنجه می‌شین؟

7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سخت‌ترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ می‌ده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب می‌کنین یا جشنتون رو؟

8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟

9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.

10- چشم انداز پیش روتون از آینده‌ای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟


خب...
این بود سوالاتی که مطرح شد و شما باید بهشون جواب بدین، با انتخاب یکی از فضاهای زیر:

1- در فضای دفتر دامبلدور. شما در دفتر آلبوس دامبلدور قرار دارین و خیلی راحت و عادی می‌خواید ازش درخواست کنید که اجازه بده وارد محفل بشید.

2- در فضای دادگاه جادوگری. شما در دادگاه مظنون هستید و باید به شخص قاضی توضیح بدید و توجیه کنید که قضیه اونجور که اونا فکر می‌کنن، نیست.

3- در زندان آزکابان. شما یک زندانی هستید که به ناحق و بی‌گناه دستگیر شده و باید به زندانبان و مفتش‌های آزکابان توضیح بدید که اشتباه می‌کنن.

در پناه سایه‌ی ققنوس سعادت!
موفق باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: جمعه 11 آبان 1403 21:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام خدمت دوستان قدیمی..
می‌شه بیام تو؟ اینجا خیلی سرده!
ریگولوس پس از گفتن این جملات، غش کرد و روی پله های جلویی گریمولد افتاد.


سلام ریگولوس عزیز، امیدوارم حالت خوب باشه!
خدمتت عارضم که... ام... ریگولوس؟
ریگولوس؟
ریگولوس؟

عه، آها، خوبی؟
باتوجه به پارتی سابقه‌ای که شما داری، مانعی برای حضورت نمی‌بینم.
فقط این که... آشپزی هم بلدی دیگه؟ اخیرا ما یک رزالین‌نامی رو از دست دادیم که شام شب‌مون رو تامین می‌کرد.
راستی صحبتش شد، می‌تونی توی اتاق رزالین مستقر شی. خوبیت نداره خاک بخوره.
چی شده؟ خونه آبا اجدادی‌شه و خودش اتاق داره؟

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/8/19 16:47:22
"نمی دانم چرا اگر آدم کارخانه دار باشد خیلی محترم است ولی اگر نانوا باشد محترم نیست."
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: یکشنبه 15 مهر 1403 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. بیرون خیلی سرده، می‌تونم بیام تو؟


سلام فلیسیتی!
راستش برای پذیرفتنت، رزومه‌ای با کیفیت و کمیت مناسب لازمه، که رزومه شما هنوز با میزان مناسب فاصله داره.
پیشنهادم اینه که بیشتر بنویسی و به تاپیک‌های نقد مراجعه کنی. نقدگرفتن و عمل به موارد ذکرشذه توسط منتقد خیلی مهمه! می‌تونه سرعت پیشرفتت رو به راحتی چندبرابر کنه.

علی‌الحساب این لیوان شکلات داغ رو از من بپذیر تا گرماش کمی وجودت رو فرا بگیره.
سوال دیگه‌ای هم بود می‌تونی برام جغد بفرستی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/8/19 14:25:20
در پایان روز می‌فهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم در توان داریم تحمل کرده‌ایم.
-فریدا کالو-
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
ارسال شده در: یکشنبه 8 مهر 1403 09:50
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام!

به توصیه داداشم گوجو‌ اومدم که بهتون بپیوندم!

خبر رسیده که گویا به یه سامورایی نیاز دارید!

جسارتا خانم و بچه ها رو هم میتونم بیاریم؟هوم؟!

こんにちは、杉山さん。

サムライが必要です!アラニスが夕食の野菜を切るのを手伝ってくれませんか?

大丈夫だと思いますよ。

ようこそ!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/7/10 23:02:45
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟!

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!

پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 خرداد 1403 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
درود .
میتونی منو زاخار صدا کنی .
مایلم در محفل سنجی شما شرکت کنم .
به نظرم هر دستگاه سپیدی نیاز به پاک کردن لکه های اضافه داره .
چی بهتر از یه لکه ی سرسخت تر ؟
من در نویسندگی جادویی شخصیت جدی دارم ؛ به نظرم دامبلدور بزرگ ترین جادوگر دوران هاست ولی نمیتونم مثل محفلی های دیگه ستایشش کنم . از آدمایی که بقیه رو آزار میدن متنفرم ولی چیزی که منو به محفل وفادار نگه میداره دوستانی هست که در اینجا و گروه هافلپاف دارم .
برای محافظت از اونا ، من درخواست عضویت در محفل ققنوس رو دارم
.

از طرف زاخاریاس اسمیت
ملقب به زاخار اصلی


سلام زاخاریاس عزیز!
چه خوبه که ارزش‌های خودت رو شناختی و پیش فرد درستی اومدی.
ما توی محفل ققنوس به‌دنبال افرادی با ویژگی‌های مشابه تو می‌گردیم.
اما متاسفانه در حال حاضر هنوز تجربه ایفایی لازم برای ورود به محفل رو کسب نکردی.
برای عضویت در محفل نیازه به سطح مشخصی از سفیدنویسی رسیده باشی تا بتونیم توی این خونه بپذیریمت.
برو و بیشتر بنویس و نقد بگیر و نقد بخون. سوالی هم بود خود بنده یا حتی پروفسور دامبلدور از طریق پیام شخصی درخدمتت هستیم.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1403/3/18 0:12:28
زیبا ترین لبخند ها بزرگ ترین درد ها رو پنهان میکنن .
✦ هنر نویسندگی ✦ (آموزشی)
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1403 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من میخوام عضو محفل شم و کاملا وفادار به البوس دامبلدور و محفلیون. بدون هیچ قصد و نیت و خواسته ی مخفیانه ای. (زیر چشمی ققنوس را میپاید)

من مقداری طلا ذخیره کردم که میتونیم باهاش برای مدت های زیاد هزینه ی ارتش محفل رو بدیم. اصلا هم نیاز نیست این پولو برگردونید. فقط اینجارو امضا کنید برای یادگاری.

دو تا گولم هم دارم. بچه های خوبی هستن و بی آزارن.

-هی.. تفش کن. تفش کن بچه رو.

اوهوم..داشتم چی میگفتم؟ .هیچی دیگه..اجازه هست بیام تو؟

نقل قول:
سلام من میخوام عضو محفل شم و کاملا وفادار به البوس دامبلدور و محفلیون. بدون هیچ قصد و نیت و خواسته ی مخفیانه ای. (زیر چشمی ققنوس را میپاید)


نیکلاس عزیز، دوست قدیمی.
الان بیشتر هزینه محفل ققنوس رو از طریق فروش شکلات های دست ساز ریموس درمیاریم. بلاخره سلایق خاص زیادن.
اما در مورد وفاداری و درخواستت، باوجود سابقه طولانی‌ت در ایفای نقش، متاسفانه من شخصیت یه جادوگر سفید رو در نوشته هات و شخصیت نیکلاس نمیبینم.
شاید لازم باشه بیشتر بنویسی، سفید بنویسی و بعد بیای تو

بنابراین، فعلا تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:23:44
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:25:01
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: جمعه 7 اردیبهشت 1403 12:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه اعضای محفل و به خصوص اقا ریموس لوپین
درخواست عضویت توی محفل باحال رو دارم برای جلوگیری از پیشرف جادوی سیاه

درود بر تو فرزندم.
مطمئنا محفل ققنوس به افراد باانگیزه ای مثل تو نیاز داره.
اما با توجه به اینکه پست های کمی داری، من نمیتونم ویژگی های یه جادوگر سفید رو درونت ببینم.
بنابراین، لازمه که بیشتر بنویسی و نقد بگیری تا من‌بتونم سفید بودنت رو تایید کنم.
پس فعلا، تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 11:14:08
پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
ارسال شده در: پنجشنبه 6 اردیبهشت 1403 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر پرفسور دامبلدور گل و گلاب. پسرم خیلی ازتون تعریف می کرد..
دلتون میاد یه مادر داغدیده رو راه ندین؟ آخه مرلینو خوش میاد؟

درود بر مادر دلسوز و سفیدمون.
واقعا چه پسر دسته گلی بود. یاد و خاطرات خوبش برای همیشه توی ذهنمون نقش بسته.
معمولا اعضای محفل علاوه بر سفیدنویسی، نیاز به مهارت و پیشرفت هم دارن.
سپیدی شما که ثابت شده است و این توی پست هات به خوبی مشخصه، مهارت هم با ماموریت ها بهت کمک می کنیم به دست بیاری.
حضورت باعث شادی ماست.
بفرمایید داخل.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1403/2/27 9:29:47
اگر تمام جهان نیز تو را گناهکار بدانند، تا زمانی که وجدان خودت تأییدت کند، تو بدون دوست نمی مانی.
جین ایر

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.