اینستاگرام
آنلاینها
121 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور پیام امروز هستند)
121
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
وزارت سحر و جادو
از بنگاه ازدواج تا کف پارتی؛ عشق تازهای در وزارت؟
گاهی برای پیدا کردن عشق فقط به یک بنگاه ازدواج، چند فرم، کمی شانس و شاید یک کارشناس باتجربه نیاز دارید. اما اگر پای وزارت سحر و جادو وسط باشد، ظاهراً باید مواردی مثل تصرف بنگاه، قتل مشتری، دعوای پاکیزگی و کثیفی و چند متر مکعب کف را هم به فهرست اضافه کرد!
ماجرا از جایی شروع شد که تلما هلمز تصمیم گرفت با راهاندازی یک بنگاه ازدواج، جادوگران مجرد را به نیمه گمشدهشان برساند. یکی از مهمترین پروندههای او هم سوروس اسنیپ بود، مردی که ظاهراً قرار بود بالاخره عشق قدیمی را فراموش کند و فرصتی دوباره به زندگی عاطفیاش بدهد.
بلاتریکس لسترنج هم که از وضعیت سوروس خسته شده بود، شخصاً او را به بنگاه تلما برد تا هر طور شده برایش همسری پیدا کند. البته خودش هم در همان حوالی با ورنون دورسلی آشنا شد و خیلی زود مشخص شد که شاید مراجعهکننده اصلی بنگاه شخص دیگری بوده باشد!
اما درست زمانی که همهچیز برای آغاز عملیات همسریابی سوروس آماده میشد، وزارت سحر و جادو وارد ماجرا شد.
هرپوی کثیف با حکمی دارای مهر وزارت و امضای کورنلیوس فاج، مدیریت بنگاه را در دست گرفت و اعلام کرد که از این پس قرار است روی روند ازدواجها نظارت کند. نتیجه این نظارت هم چندان امیدوارکننده نبود. پرونده سوروس به دلیل «تیرگی عاطفی بیش از حد»، مشکلات رفتاری و حتی وضعیت موهایش رد شد و ورنون هم به جرم ماگل بودن، متأهل بودن و مجموعهای از اتهامات دیگر صلاحیت حضور در بنگاه را از دست داد.
اعتراضها البته بینتیجه نماندند. سوروس تصمیم گرفت شخصاً مشکل هرپو را حل کند، اما این تصمیم چندان خوب پیش نرفت و کمی بعد جنازه تکهتکهشده او از داخل بنگاه به بیرون پرتاب شد.
درست وقتی به نظر میرسید اوضاع دیگر نمیتواند عجیبتر شود، سدر صحت وارد صحنه شد.
سدر که نقطه مقابل کامل هرپوی کثیف بود، با ظاهری مرتب، لباسهایی تمیز و انواع مواد شوینده از راه رسید و مأموریت خود را خیلی ساده اعلام کرد: آمده بود هرپو را بشوید!
تقابل این دو خیلی زود بنگاه ازدواج را به میدان جنگ پاکیزگی و کثیفی تبدیل کرد. کف و آشغال همهجا را گرفت، فرمهای ازدواج صابونی شدند، مهر وزارت میان کفها گم شد و حتی مشخص نبود در بنگاه دقیقاً کجا رفته است.
اما شاید عجیبترین اتفاق هنوز باقی مانده بود.
در میان همین هرجومرج، نگاه سدر صحت به مردی سفیدپوش در دوردست افتاد که با شلوار کردی مشغول ورزش صبحگاهی بود. جهان برای چند لحظه متوقف شد، حبابهای کف در هوا ثابت ماندند و سدر تنها توانست درباره پاکیزگی فوقالعاده آن مرد صحبت کند.
آن مرد کسی نبود جز گلرت گریندلوالد!
حالا بنگاهی که قرار بود برای سوروس اسنیپ همسر پیدا کند، سوروس را از دست داده و شاید به شکل کاملاً اتفاقی اولین عشق واقعی خود را پیدا کرده باشد.
آیا سدر صحت واقعاً عاشق گلرت شده؟ سرنوشت هرپوی کثیف چه خواهد شد؟ تلما میتواند دوباره کنترل بنگاهش را به دست بگیرد؟ و مهمتر از همه، آیا در پایان این ماجرا اصلاً چیزی از بنگاه ازدواج باقی خواهد ماند؟
ادامه ماجرا را در تاپیک «عاشقانههای وزارت» دنبال کنید و شما هم در ادامه این آشوب عاشقانه نقش داشته باشید.
ماجرا از جایی شروع شد که تلما هلمز تصمیم گرفت با راهاندازی یک بنگاه ازدواج، جادوگران مجرد را به نیمه گمشدهشان برساند. یکی از مهمترین پروندههای او هم سوروس اسنیپ بود، مردی که ظاهراً قرار بود بالاخره عشق قدیمی را فراموش کند و فرصتی دوباره به زندگی عاطفیاش بدهد.
بلاتریکس لسترنج هم که از وضعیت سوروس خسته شده بود، شخصاً او را به بنگاه تلما برد تا هر طور شده برایش همسری پیدا کند. البته خودش هم در همان حوالی با ورنون دورسلی آشنا شد و خیلی زود مشخص شد که شاید مراجعهکننده اصلی بنگاه شخص دیگری بوده باشد!
اما درست زمانی که همهچیز برای آغاز عملیات همسریابی سوروس آماده میشد، وزارت سحر و جادو وارد ماجرا شد.
هرپوی کثیف با حکمی دارای مهر وزارت و امضای کورنلیوس فاج، مدیریت بنگاه را در دست گرفت و اعلام کرد که از این پس قرار است روی روند ازدواجها نظارت کند. نتیجه این نظارت هم چندان امیدوارکننده نبود. پرونده سوروس به دلیل «تیرگی عاطفی بیش از حد»، مشکلات رفتاری و حتی وضعیت موهایش رد شد و ورنون هم به جرم ماگل بودن، متأهل بودن و مجموعهای از اتهامات دیگر صلاحیت حضور در بنگاه را از دست داد.
اعتراضها البته بینتیجه نماندند. سوروس تصمیم گرفت شخصاً مشکل هرپو را حل کند، اما این تصمیم چندان خوب پیش نرفت و کمی بعد جنازه تکهتکهشده او از داخل بنگاه به بیرون پرتاب شد.
درست وقتی به نظر میرسید اوضاع دیگر نمیتواند عجیبتر شود، سدر صحت وارد صحنه شد.
سدر که نقطه مقابل کامل هرپوی کثیف بود، با ظاهری مرتب، لباسهایی تمیز و انواع مواد شوینده از راه رسید و مأموریت خود را خیلی ساده اعلام کرد: آمده بود هرپو را بشوید!
تقابل این دو خیلی زود بنگاه ازدواج را به میدان جنگ پاکیزگی و کثیفی تبدیل کرد. کف و آشغال همهجا را گرفت، فرمهای ازدواج صابونی شدند، مهر وزارت میان کفها گم شد و حتی مشخص نبود در بنگاه دقیقاً کجا رفته است.
اما شاید عجیبترین اتفاق هنوز باقی مانده بود.
در میان همین هرجومرج، نگاه سدر صحت به مردی سفیدپوش در دوردست افتاد که با شلوار کردی مشغول ورزش صبحگاهی بود. جهان برای چند لحظه متوقف شد، حبابهای کف در هوا ثابت ماندند و سدر تنها توانست درباره پاکیزگی فوقالعاده آن مرد صحبت کند.
آن مرد کسی نبود جز گلرت گریندلوالد!
حالا بنگاهی که قرار بود برای سوروس اسنیپ همسر پیدا کند، سوروس را از دست داده و شاید به شکل کاملاً اتفاقی اولین عشق واقعی خود را پیدا کرده باشد.
آیا سدر صحت واقعاً عاشق گلرت شده؟ سرنوشت هرپوی کثیف چه خواهد شد؟ تلما میتواند دوباره کنترل بنگاهش را به دست بگیرد؟ و مهمتر از همه، آیا در پایان این ماجرا اصلاً چیزی از بنگاه ازدواج باقی خواهد ماند؟
ادامه ماجرا را در تاپیک «عاشقانههای وزارت» دنبال کنید و شما هم در ادامه این آشوب عاشقانه نقش داشته باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
گزینههای نمایش نظر